| 4 Apr 2009 - [14:57] | عملكرد هاي مقطعي حكومت مشكل مي آفرينند!! |
احمد سعيدی
عملكرد هاي مقطعي حكومت مشكل مي آفرينند!!
طروريكه تشكيل دولت ملت از لحاظ جامعه شناختي نياز بر پيدايش عوامل موثر در همبستگي اندامي و اراده زيست جمعي افراد جامعه را در يك سرزمين و داشتن سازمانهاي سياسي نهاد بندي شده اي را ميطلبد حكومت كه در پهلوي عناصر از جمعيت و سرزمين و ( عناصر فرعي از حاكميت و شناسايي بين المللي ) يك از عنصر مهم تشكيل دولت است. دولت ملت هاي امروزي اساس و ساختار آن كه از غرب الكگوي بر داري شده است ساختار و تشكيلات اداري آن مبتني بر قانون اساسي بنيان و اساس گذاري ميشود. مديران و كارمندان اداري ملزم بر انجام وظايف مطابق قانون ميشدند.
سليقه هاي شخصي در اجراي وظايف كاملا مردود است. از انجايكه پيدايش ناسيوناليسم در قرون هفده و هژده كه منجر بر تشكيل دولت ملتها شد با آهنگ آزاديدلوژي دموكارتيك همگام بود. سياستمداران بنيانگذار حكومت هاي دموكراتيك كه اساسا معتقد بر حكومت مردم گرا بودند موجوديت شان در اين فرايند موثر واقع شد. افغانستان كه بعداز سقوط رژيم طالبان شاهد نواختن آهنگهاي دلفريبانه اي دموكراسي از طرف كشور هاي غرب و در راس امريكا بود در ابتدا عده اي فكر ميكردند كه تاسيس حكومت جديد و تصويب قانون اساسي در افغانستان ما داراي حكومت دموكراتيك خواهيم شد اما از همان زمان معلوم بود كه دموكراتيزه ساختن جامعه قبيلوي و سنتي امري ساده نيست كه بزودي دست بيابيم و توافق كنفرانس آلمان كه مبناي اصلي تشكيل اين حكومت است نيز در تداوم سنتهاي قبيلوي صورت گرفت از انجاييكه دولت ملي دموكرات و مبتني بر قانون با ذهنيت هاي سنتي قبيلوي و اپسگري و قشري نگري مخالف است و نيازي بر تفاهم جمعي اشتراك عمومي انسان انديشي شايسته سالاري و تقويت پروسه ملت سازي دارد مديران سياسي حكومت افغانستان با شعار دموكراسي تكيه به موقف هاي قومي زده بودن واضح بود اين شعار هاي دموكمراسي گرچه امروز وسيله براي استعمار امپرياليسم شده.
اشتباه خواهد بود كه تصور شود فرهنگ دموكراسي توسط كساني نهادينه شود كه اصلا آنهانه به دموكراسي باور ندارند نه هم به حكومت ملي پس سرمايه گذاري در اين روند منجر به كوبيدن انديشه دموكراسي در اذهان عامه خواهد شد. طوريكه به همين شكل در نزد مردم وانمود شده است دموكراسي يعني هرج و مرج بي برنامه گي دولت قانون شكني قاجاق مواد مخدر فساد اداري و فقير ساختن مردم اين چيزي است كه از مديريت ضعيف مشاهده ميشود و اين ميراث را از ساختار حكومتهاي قبلي خويش به ارث برده است وجود وزارت سرحدات اقوام و قبايل كه از ناكار آمد ترين پسيف ترين و غير ملي ترين اداره در ساختار اين حكومت است كه هيچگونه استدلال منطقي براي توجيه موجوديت ان در چوكات اين حكومت وجود ندار موجوديت آن در نزد انسان انديشان و ملي گرايان قابل سوال است اما براي قبيله انديشان مورد تاييد اين اداره كه در زمان صدارت شاه محمود خان در حكومت سلطنتي ظاهر شاه ايجاد شد هدف از تشكيل ان بدست اوردن مناطق ماوراي ديورند بود چيزيكه هيچكونه دليل براي واپسگيري ان مطابق به قاعده شناسايي بين المللي كه در واقع به دو صورت انجام مي پذيرد همه جانبه و كامل كه واپس نميشود.
دولت بعداز سقوط رژيم طالبان تا كنون نتوانسته امنيت مصونيت و رفاه شهروندان را تامين كند. در حاليكه دولتها از طريق ديپلوماسي با يكديگر ارتباط برقرار كرده وارد فرايند چانه زني مي شوند يكديگر را تحت تاثير قرار مي دهند و بالآخره اختلافات خويش را حل و فصل مي كنند بدين ترتيب كار اصلي ديپلوماسي مذاكره بحث اقناع تحبيب و تهديد بر اساس شناخت منافع مشترك وح وزه هاي اختلاف و تعارض ميان طرف هل ذي نفع است. براين اساس ديپلوماسي وسيله اي است كه از طريق ان يك دولت خواستهاي خود را تتبين نموده نگرانيهاي خويش را نسبت به جهان ابراز مي كنند ضمنا ابزاري است براي مصالحه ميان منافع ملي رقيب. از طريق ديپلوماسي ميتوان كشور ها را از لحاظ متحدين تبديل دشمنان به طرفي و نيز تبديل بي طرفي به دوستان جلب سرمايه گذاري خارجي و جذب كمكهاي فني مالي و اقتصادي ايجاد كرد اما دولت موجود كه در داخل كشور در قضاياي سياسي نگرش قبيلوي دارد خارج از مرزهاي افغانستان با كشور هاي همسايه ومنطقه نيز مي خواهد به همين شكل رفتار كند يكي از اين رويكرد هاي قبيلوي در سياست خارجي ايجاد جرگه اي امن منطقه اي بود كه نه تنها پولهاي گزاف را بي مورد به مصرف رسانيد بلكه بصورت رسمي همه دروغ بوده درين مورد هيج دست آورد وجود نداشته و ندارد.
صحبت هاي غير مسئولانه در رسانه و مطباعات مبين عدم استراتيژي معين و دراز مدت در روند سياست خارجي حكومت است حكومت هاي دموكراتيك در تعين اهداف سياسي و ديپلوماسي ثبات دارند و به زودي استراتيژي سياس شان قابل تغيير نيست اما اين حكومت گاه از دوستي با كشور هاي همسايه و منطقه حرف ميزند و گاهي از مداخله و دشمني آنها در همه عرصه نگرشهاي قبيلوي از گزيثنه اها و عملكرد ها سياسي اين حكومت رونما ميگردد. وزارت محترم امور خارجه ميكوشد تا مطابق پرانسيپ هاي قبول شده جهاني سياست خارجي را تدوين و عملي سازد اما مداخله ديگران در امور سياست خارجي جز از مشكل اين وزارت است. و يكي از ان عملكرد ها حمله حكومت بالاي رسانه ها و ژزوناليستان است كه چندين مورد اين حركت تحقير و تهديد آميز در برابر رسانه ها و ژورنالستان ها صورت گرفته است كه نمونه هاي فراوان در سال هاي اخير دارد.
اما مسئله حياتي در اين اواخر نزد اگاهان كشور موضوع برگذاري انتخابات رياست جمهوري در وقت معينه ان است كه كميسيون انتخابات بنابر دلايل امنتي لوژيستكي و اقليمي انرا به تاخير انداخته است حكومت كه بعداز انتخابات دوره اول بيشتر از چهارسال وقت داشت كه اين مشكلات كميسيون را حل كند اما مانمي فهميم كه حكومت در فتح كدام قله هاي بلند مصروف بود كه كميسيون انتخابات اش اكنون نميتواند النتخابات را در معياد آن بر گذار كند.
عده از اگاهان كشور براي خلاي قدرت حالت اضطرر را پيشنهاد ميكنند و ميگويند با توجه به نا امني هاي موجود چند ولايت سمت جنوب كشور اين حالت قابل توجيه است و انتخابات مطابق قانون اساسي بايد عمومي و همگاني بر گذار شود. اما سوال در اينجاست حكومت كه در پنج سال نتوانست امنيت را تامين كند پس چه تضمين وجود دارد كه ما عمدا وضعيت را به نفع اين حكومت اضطرار پيشنهاد كنيم و شهروندان را از حقوق اساسي شان محروم بسازيم و جرم را كه كميسيون انتخابات مرتكب شده جزاي اش را مردم ببيند كه امنيت را در سه ماه ديگر تامين ميتواند كه عمومي بر گذار شود. حالت اضطرار باعث تقويت پروسه استبداد قانون شكني و تداوم سنت قبيلوي در كشور ميشود و در نتيجه ما را در ساختار حكومت دموكراتيك نيز كمك نخواهد كرد بنا بهتر است مديران ضعيف با فرهنگ استعفاء اشنا شوند و صادقانه از ناتوانايي هاي خود اعتراف كنند و از اين بيشتر باعث جور و ستم مردم بيچاره نشوند.
| 20 Jan 2009 - [19:3] | چه عوامل در افغانستان باعث نا امني اند |
نوشته: احمد سعيدي
چه عوامل در افغانستان باعث نا امني اند
پيش زمينه هاي بحران در افغانستان از ابعاد مجاري مختلف ميتواند مورد بحث قرار گيرد طوريكه تما ارگان هاي ملي و بينالمللي قعال در افغانستان به نوع در ايجاد انگيزه هاي بحران نقش خود را داشته و دارند.ر ست اضافه از هفت سال قبل از امروز نظام طالبان در افغانستان و منطقه و جهان صفت يك بحران فراگير و خطرناك به حساب ميرفت و اثرات ان در منطقه و جهان بدرستي محسوس بود. جامعه جهاني در راس امريكا براي ريشه كن كردن اين بحران باساز برگ نظامي با طالبان و القاعده طبل جنگ را نواختند واما هرگز موفق به نابودي اين پديده نشدند. امريكا و كشور هاي متحد و نيروهاي مقاومت در افغانستان صرف توانستند طالبان و القاعده را طور موقت از صحنه دور كنند به اين معني كه طالبان با هجوم نيروهاي بين المللي از قدرت خلع و به دهات و كوه ها و انطرف مرز افغانستان پراگنده و پناهنده شدند. و هيج فردي كليدي طالبان نه اسير شده و نه هم نابود. ايشان در كمين منتظر اوضاع بودن تا زمينه ظهور مجدد انها مساعد و دوباره وارد صحنه شوند. اما دولت با طرح برنامه DDR و داياك و خلع سلاح گروپ هاي غير مسئول اقدامات نمود اما در حاليكه طالبان نابود نه بلكه رانده شده بودند.
حكومت و يا قوه اجرائيه نيز به نوبه خود در بحران افريني كوتاهي نكرده است بي كفايتي مقامات حكومتي ناتواني انها در مورد تامين امنيت مردم بيكاري روزافزون ظلم مقامات محلي فساد سراسري فقر مطلق اكثريت مردم سطح پائين زنده گي لاينحل ماندن مساله مهاجرين اين همه مهمترين عوامل ميباشند كه مردم را به رو آوردن به طالبان مجبور ميسازند. واقعا هم اداره طالبان اكثرا نسبت به مقامات حكومتي بصورت موثر تر فعاليت ميكند اين موضوع خاصتا به مسايل قضايي و پوليس فاسدترين ارگانهاي قدرت دولتي مربوط ميگردد. فساد در صفوف مقامات حكومتي شكل كلتوري كسب نموده و دادن رشوت به خاطر مقام در ارگان هاي پوليس و ادارات در مناطق توليد كننده مواد مخدره به عنعنه مبدل گشته است. خبر نگار اختصاصي روزنامه تايمز انگليسي انتوني لويد با خشم مي نويسد جامعه بريتانيا هيجان زده ميشد اگر ميدانست كه مقرري هاي جديد اداري در ولايات جنوبي جاي كه سربازان انگليسي خون خود را مي ريزند به خاطر نگهداري مسير هاي انتقال مواد مخدره صورت ميگيرند اين در حال است كه كشور هاي غربي عرصه هاي مسئوليت در كشور را تقسيم كرده اند امريكا مسئوليت ساختن اردوي ملي افغانستان انگلستان مبارزه با مواد مخدر المان تربيه پوليس ملي ايتاليا اصلاحات نظام قضائي جاپان تمويل خلع سلاح و منحل ساختن گروهاي مسلح غير قانوني سابق را بر دوش دارد. تعداد افراد اردوي ملي افغانستان تا پايان سال 2007 به 57 هزار نفر ميرسيد مطابق پلان تا پايان سال 2008 تعداد ان بايد به 70 هزار نفر ميرسيد امريكا اخيرا با پلان هاي كامل خود در باره افزايش تعداد ان تا 120هزار نفر موافقت نموده اردوي افغانستان تا به حال توان انجام عمليات مستقلانه را ندارد و يكجا با قطعات ناتو فعاليت ميكند در عين حال نقطه جالب اينست كه امريكا از دادن سلاح هاي ثقيل مانند دستگاه هاي راكتي طيارات و وسايط ذرهي به اردوي افغانستان امتناع مي ورزد. اما در اصلاح سياسي امروز نام اين همه نگون بختي هارا بحران گذاشه اند بحران نه طاعون و خداي نا خواسته سرطان كه در پيكر نحيف و چاق بعضي از وزرا افغانستاني افتيده در بستر بيماري خانه گرفته انچه مسلم است اين است كه جامعه ما بيمار و عليل است اما تشخيص مغرضانه اي درد ها باعث شده تا داروي مفيد براي بهبود آن تجويز نگردد. كسانيكه خود ويروس و عامل مريضي اند نميتوانند درد مريض را تشخيص و نسخه سودمند را در جهت معالجه ان بكار بندند. كشور ما چون جسم ناتوان محل هجوم ويروس هاي جانكاه است و بايد اول اين ويروس ها با موشكافي و دقت تشخيص و با دلسوزي تمام معالجه و مرحم گذاري شود.
آنانيكه اين وطن را دوست دارند خوب ميدانند اگر افغانستان از لحاظ امنيتي به پاي خود نه ايستد و از لحاظ اقتصادي اين وضيعت حمايت نشود و از لحاظ سياسي و اجتماعي ( اداري و حقوقي) تثبيت نگردد امكانات عاريتي تامين امنيت هيچگاهي به تغيير واقعي بيلانس به نفع ثبات دايمي مبدل نخواهد شد نه تنها براي اينكه اين امكانات دايمي بوده نميتواند بلكه براي ان نيز كه اين امكانات شرايط اجتماعي راتغيير داده نميتواند و در بيلانس موجود به حيث جمع يك نيروي اضافي موقت ظاهرا پله را به نفع يك طرف سنگين نشان ميدهد در حاليكه تامين مطمئن و دايمي ثبات در افغانستان حيت فراتر از شرايط اجتماعي به تغيير در مناسبات اجتماعي نيز ضرورت دارد.
در حاليكه ما و جامعه جهاني كه در افغانستان حضور دارند بهاي بزرگي را براي جنگ ميپردازيم در واقع اگر بگوئيم ما مجبوريم از هر دو افغاني يا دو دالري كه بما كمك ميشود يا از ماليات خود بدست مي اوريم اضافه تر از نيمي ان را مصرف جنگ ميسازيم جنگ و نظامي گري مصارف زيادي ضرورت دارد غير از ويرانگري ديگر هيچ تحفه ندارد با اين مصارف هنگفتي كه در راه جنگ در افغانستان به مصرف ميرسد بجاي اين مصراف ميتوان چندين هزار مكتب و شفاخانه ساخت يا چند هزار فابريكه اعمار نمود و يا جلو دهها بيماري كشنده را گرفت ما معتقديم كه اجتناب از جنگ و بردر كشي و خون ريزي ممكن است جنگ راه حلي تضاد هاي سياسي نيست ما بطور قطع مخالف ان ديدگاهها هستيم كه اعمال جنگ و قهر سازمان يافته را جز ارگانيك سياست ميدانند جاي كه ميتوان باب مذاكره و مفاهمه را گشود در انجا بايد به در وازه هاي جنگ قفل زد نياز كشور ما كه در ان طي اضافه هز سه دهه جنگ دها و صد ها هزار انسان تلف و زخمي و معيوب گرديده و خساراتي هنگفتي به اقتصاد و فرهنگ و مردم ما وارد شده است چنين است: مابايد به سراحت خاطر نشان بسازيم كه زادگاه ما نه بايد بعدازين به قبرستان فرزندان ان مبدل شود جنگ براي چه؟ كي ثمرات اين جنگ را بر ميچيند عقل و خرد وجدان انساني حكم ميكند كه به جنگ و به سفير گلوله ها بايد پايان داد. دولت موجود نه ابتكار و نه توان ان و حتي ظرفيت اين را ندارد كه به مردم خود اسايش و امنيت فراهم سازد اتحاد و نيروي مردم افغانستان بايد يك جهش منطقي ضامن اوردن صلح و امنيت درين كشور جنگ زده شده ميتواند.
| 9 Jan 2009 - [2:34] | عوامل گسترش فساد اداری در نظام فعلی |
احمد سعیدی
عوامل گسترش فساد اداری در نظام فعلی
کمیسیون مبارزه با ارتشاء و فساد اداری کار را از دفتر خودم آغاز کند.{کرزی }رئیس جمهور شکسته نفسی کرده است ویا نسبت به دفتر خود مشکوک است؟
فساد اداری از جمله امراضیست که ریشه های دولت ونظام را فلج وچهره آنرا مسخ نموده است طوریکه نظام از داحل کاملا فلج وغیر فعال بوده واز بیرون به یک چهره زشت وبدنام تبدیل کرده است. این حقیقت را در ارز یابی های کار شناسان وناظرین بین امللی وإعترافات شخص رئیس جمهور بوضوح میتوان مشاهده نمود.رئیس جمهور افغانستان در روز جهانی مبارزه علیه فساد اداری با عجز ونیاز به انتقاد از نظام خود پرداخت او خودرا بجای مردم قرار داد و از نظام فعلی که در جهان بخاطر فساد اداری بد نام شده است انتقاد نمود کاریکه باید دیگران انجام میداد خود انجام داد .وجود فساد اداری بحدی رشد کرده که از خاصیت های ذلتی دولت فعلی گردیده است لذا لازم دانستم قبل از جستجوی راه ها وشیوه های مبارزه علیه فساد به عوامل والنگیزه های شیوع ورشد فساد اداری در حکومت تکنو کرات ها به پردازم. همه تحلیلگران به این عقیده اند که هیچ نظام در کشور به این پیمانه آغشته به فساد اداری نبوده است وعلل این فساد را میتوان در بخش های ذیل مطالعه نمود.
1- سرازیر شدن پول بی حساب:ضرب المثل عام است که میگویند{ چیزیکه باشه می پاشه }یکی از عوامل که باعث شیوع وترویج فساد در کشور گردیده سرازیر شدن پول های بی حساب است که از طرف دولت ها ومؤسساتی کمک کننده بمراجع مختلف در افغانستان تحویل داده میشود.دونر ها نیز کوشش میکنند از تحوۀ تسلیمی وحساب گیری از مصرف این پول بهره گیری کند. ازانجائیکه دولت فعلی ظرفیت وتوانمندی جذب این مقدار کمک را نداشته مهره های مرموز در درون نظام که در نقش ما فیائی اقتصادی کا رمیکنند و زیر شعار اقتصاد بازار آزاد دولت را تشویق میکنند تا بخاطر سهولت در کار ها پول را بدسترس نهاد وبنیاد های متعدد قرار دهنددهد تا پول را جذب وبنام پروژه ها به مصرف برسانند وصرف برای دونر ها اسناد ارائه کنند.
2- کمک دونر ها به شخصیت ها ونهاد های غیر دولتی: البته فساد تنها خاصیت افغانها نیست بلکه شرکت های نظام سر مایه داری نیز بیشتر در پی منفعت جوئی هستند وایشان تلاش می ورزند با کسانی طرف باشند که در تهیه قرارداد ها سخت گیر نباشند همان است که با استفاده از نام نظام اقتصاد بازار آزاد ومهار گسیختگی وانارشسم اداری نظام با مسئولین ادارات معامله میکنند وبنام إعمار مکاتب ویا شفاخانه ها وسرکها کمک را به دسترس ار گانهای مشخص{بنام شرکت های غیر دولتی} قرار میدهند طوریکه نقش خود ایشان در مصرف بر جسته تر باشد ، ومسئولین ادارات هم بخاطر فرار از تفتیش ادارات دولتی مقررات نهاد های کمک کننده را می پذیرند وبجای دولت اسناد مصرفی را به دولت ها خارجی تسلیم میدهند وخودرا از دغدغه خارنوالی دیوان تفتیش ومحاسبات دولت وکمیسیون های متعدد رئیس جمهور بی غم میسازند.ایشان این فرصت طلائی را غنیمت پنداشته به تمام شرائط خارجی ها تن در میدهند همان است که پروژه های بی کیفیت إعمار وپول به کانا ل های مختلف تقسیم میگردد.واین طرز معامله متأثر از ضعف نظام است و.دو نر ها زیر عنوان بی باوری به دولت وبی کفایتی اداره کمک را به شرکت های غیر دولتی تحویل میدهند..
3- منفعت جوئی هدف اصلی شرکت های خصوصی: در افغانستان فلسفه وجودی شرکت های اقتصادی را منفعت جوئی وزر اندوزی تشکیل میدهد وخدمتگذاری یک مسئله ضمنی است. در حالیکه خدمت گذاری وایجاد تسهیلات باید اصل ودر آمد مشروع هدف دوم باشد، اما متأسفانه حکومت از لحاط مدیریت ضعیف واز لحاظ مالی هم تطمیع شده اند طوریکه تمام اختیارات در دسترس اربابان سیم وزر قرار دارد وهیچ نظارت بر نحوۀ تطبیق پروژه ها وجود ندارد ونظارت هیئات دولت بخاطر گر فتن امتیاز از شرکت هاست وبس. تمام پروژه هائیکه در افغانستان عملی شده از کیفیت بسیار ضعیف بر خوردار اند مثلا عمر اکثر جاده های اسفالت شده از یکسال بیشتر نیست وتعمیر های پخته در زمستان چکک میکند وسر بند ها در اوائل بهار توسط سیلاب ها از بین میروند این به معنی آن است که در اکمال پروژه ها پول بسیار اندک هزینه شده وبیشتر پول به جیپ دلالانی ریخته که در تکیمل قرار داد ها وفروش آنها تا دست سوم وچهارم نقش دارند.
4*- تقرر افراد با سابقه انجو داری: تقرر افرادیکه سابقه کار در انجو ها ومؤسسات غیر دولتی دارند دلیل یک عامل اساسی در اشاعه فساد وارتشاء بحساب میاید. این افراد در توسعه وگسترش سیستم بیرو کراسی وتحویلدهی اسناد بجای پول مهارت کامل دارند. ایشان به ذوق وسلیقه خارجی ها بلد اند و خوب میدانند که چگونه قناعت خارجی ها ودونر هارا فراهم سازند. آنعده وزراء ،والی ها وکارمندان عالی رتبه دو لتی که در مؤ سسات خارجی سابقه وتجربه کار دارند حتی بطور مستقیم کمک های خارجی هارا در وزارت خانه ها وولایات جلب میکنند.این حقیقت در عدم توازن توسعه وانکشاف در ولایات محسوس است . مثلا یک روز جناب حنیف اتمر در پاسخ این سوال که چرا کتاب های درسی از کاغذ بی کیفیت چاپ شده؟ گفت این پول را خودم از دونر ها بنام چاپ مطلب مبارزه با مواد مخدر در کتاب ها جلب کرده بودم، یعنی پول از دارائیها دولت نبوده بلکه مزد شصت من بوده لذا عمر کتاب متناسب با کمک دونر ها صورت گرفته باید پول بیشتر بدهند باز مطالب بیشتر با کیفیت بهتر چاپ میشود؟؟؟ همه جاه همین منطق حاکم است.
5- اداره دولت توسط تیم ویا گروه جدا از ملت : دوستان میدانند که تکنوکرات ها با تقلید از غرب بخاطر اداره حکومت به ساخت وتشکیل تیم می پردازند. ازانجائیکه زعمائی کشور بیشتر از خارج گماشته میشوند ایشان تلاش می ورزند تیم خودرا از افراد تشکیل دهند که در خارج به آنها آشنائی داشته بر ضعف مدیریت وشدت حرص شان اطلاع کامل دارند.این افراد در محافل خصوصی میگویند برادر چند ماه در یک پست اساسی در افغانستان کارکن دیگر انج ومنج هستی ههههه}.افرادیکه افغانستان را به هیچ صورت خانه اصلی خود فکر نمیکنند وآنرا محل وفرصت جمع آوری غنیمت ها پنداشته زندگی را در آن حیف میدانند درین کشور نه امنیت است ونه کوچکترین تسهیلات زندهگی نه بیمه نه برق ونه هم آب گرم ونه محیط آرام برای قدم زدن وغیره....کار این نظام از جامعه وملت جدا بوده بر اصل تیم سالاری استوار است.تیمیکه تمام واستگانش در خارج از کشور به سر برده وشعار شان این است که: افغانستان بدون ازو جور نمیشود چند روزیکه هستیم باید پول کافی بدست آورد ودرر خارج مصرف نمود.چون افغانستان برای اشخاص پولدار محل امن نیست .در افغانستان کسانی دل می سوزاند که جزء زندگی دران چارۀ نداشته باشند وچانس بیرون رفتن شان ازین آفت سرا کم باشد.
5. نبود سیستم و نظام اداری سالم:تشکیلات اداری نا کار آمد ، کار مندان غیر مؤثر، پیچیدهگی قوانین ومقررات از جمله قانون اساسی، وجود تبعیض وبی عدالتی در ارتقای کار مندان و وجود سالهای متمادی جنگ، شالوده نظم و سیستم را هر چند کهنه هم بود بر هم زده است ونسل نو نیز قادر به ایجاد نظام مدرن وبهتر نشده اند ، این امر باعث شده است تا با تغییر و جابجایی اشخاص کلیدی در ادارات، سیستم و نحوه کار نیز دچار دگرگونی شود و در نهایت تمام حساب و کتاب و جوابگویی بهم می خورد و این مسئله زمینه را برای بی نظمی و اختلال در کارکرد فراهم می سازد و هیچ کس مورد باز پرس قرار نمی گیرد. عوامل مختلف در عرصه اداره دست به همه داده زمینه های گسترش فساد اداری را فراهم ساخته است.
6 - فساد رسم وعادت روز:فر هنگ مادی گرائی وپا گذاشتن بر ارزش ها وهنجار های اخلاقی وایمانی باعث رشد فساد در اداره وکل جامعه میگردد. با آنکه رشوت ده ورشوت گیرنده از لحاظ شرعی واز منظر طبیعی واخلاقی پدیده زشت ومنفور بحساب میایند اما در افغانستان این ننگ به یک رسم وعادت مروج تبدیل گردیده طوریکه هیچکس از معامله احساس ننگ وحقارت نمیکند وبا سر بلندی وافتخار در محافل عمومی وخصوصی مطرح میگردد.درسطح جهانی افغانستان در زمره پنج کشور فاسد جهان قراردارد.در سطح ملی رئیس جمهور من حیث عالیترین مرجع دولتی إعتراف میکند که اداره فعلی به فساد متهم است ومن دستور میدهم تا اول دفاتر خودم باز رسی وتفتیش شود.؟
7. نبود اصل شایسته سالاری وتفسیم قدرت بر مبنائی روابط: طوریکه مشاهده میگردد وزارت خانه ها به اساس سهم به کشور ها ویا به اقوام واحزاب تقسیم شده طوریکه مسئول درجه یک هر اداره همه امکانات را حق شخصی خود میداند وخودرا از محاسبه ومؤخذه مصئون می پندارد چون حق خودرا گرفته ومصرف حق را صلاحیت شخصی خود میداند واین افراد که از طریق سهم ویا از طریق داوطلبی در لیلم گذاری بست ها به چوکی رسیده اند در قبال هیچکس احساس مسئولیت نمیکنند.
راه حــــــــــل ها:
ایجاد نظام سالم ،عادل ومتوازن: ایجاد سیستم و نظم برای محاسبه کاری و ثبات در کارکرد هدفمندانه اداری، بخاطر جلو گیری از فساد اداری یک ضرورت اساسی بحساب میرود..برای ختم این بحران یک دوا علاج است وآنهم تغییر سیتم وباز گشت به افراد خداپرست ومیهن دوست متأسفانه حاکمان فعلی از وطن دور ودرین مردم منفور اند. نه عشق بوطن دارند ونه احترام به مردم لذا ضرورت ندارند از خود بخاطر مردم ومیهن بگذرند.
: نظام فعلی از لحاط اداری خیلی جعلگار واز لحاظ اقتصادی مهار کسیخته وبی حساب واز لحاظ امنیتی بی علاقه است باید تشکیل ارگانهای امنیتی تغیر کند بازار اقتصاد آزاد جایش را به اقتصاد مختلط با حاکمیت مطلق دولت بدهد و واصلاحات اداری دروغین از بین بر داشته شود وکدر های وفادار وبا تجربه اگر انگلیسی هم نمیدانند زبان مادری خودرا وزبان مردم خودرا خوب میدانند باید مسئولیت را به عهده بگیرند خلاصه در همه بخش ها تجدید نظر صورت گیرد.
| 6 Jan 2009 - [1:53] | وطن ما چرا و چنين است |
نوشته: احمد سعيدي
وطن ما چرا و چنين است
چرا با اين همه گسترده گي سیر قهقرایی ، بی مسیولیتی ، زوال شحصیتی ، خواری ، ضعف روحی ، فقر معنوی ، توطیه و نیرنگ در کل نظام سیاسی و اداری دولت موجود افغانستان سایه افگنده که مسیولیت عمده و اساسی آن مستقیما بعهده دولت مردان و میباشد. زیرا مریکایها یک تیم ناشناس ، هویت باخته و چند صحنه گردان بيگانه پرور كه، خودرا با پشتاره های دالر مامور ساخته اند تا کشور بحرانی مارا که بمثابه زورق وزشکسته است به ظاهر ساحل نجات سوق و هدایت کند. که اصلا پیشبرد این برنامه بزرگ خارج از صلاحیت و توان این تیم بی بضاعت بوده اما از آنجاییکه اهداف مغرضانه جیوپلیتیکی و حضور سیاسی و نظامی خارجي ها در منطقه مطمع نظر است از آنرو بجای روشنفکران و شخصیت های معروف و فرهمند ملی و دلسوز به همین چند شخص بی اراده و چهره های به اصطلاح نا آشنا و تکراری با کرختی و یکنواختی فکرها و گرایشهای انها اتکا بعمل امده است .
از آنجاییکه در تازیخ کشورما مزدوری و وطنفروشی تنها دوره شاه شجاع شناخته شده و از ان زمان تا الان هرزمامداریکه از موضع منافع ملی تخطی کرده مردم ما چنين لقب نداده اند یعنی خدا نکند که کسی مزدور تر و بی ننگتر از او در دنیا پیدا شود در حاليكه همه ميدانيم كه خون مردم ما اينقدر كه درين سالها نا حق خون ريخته شده كمتر مشاهده گرديده است و اينقدر در تاريخ از دست بي گانه ها اهانت و تحقير نشده بودند.
بروایت تاریخ كم ديده شده تا هموطن ما را در کشورش مورد شکنجه ، اذیت و آزا ر قرار دهند یا آنها را سرپوشیده دستگیر ، محاکمه و یا به محلات دور انتقال بدهد چنانچه هر روز پي روزي ديگري اين بد بختي دوام دارد.
با مشاهده این منظرهای كشتار جمعي حقارت ملی در حق مردم مظلوم ما اعمال میگردد باید اعلام کرد که افسوس و صد افسوس که عصر مردان نستوه و مبارزین آراده سپری شده عصر رهبران و دولتمردان درخشان چون ابومسلم خراسانی ، طاهر فوشنچی ، یعقوب لیث صفار، سیدجمال الدین افغان ، وزیر اکبرخان ، میربچه خان کوهدامنی ، ملالی ، ناهید و بلاخره عصر احمدشاه مسعود قهرمان ملی سپری شده . سوگمندانه این پندار پذیرفته شود که این عصر چطور سپري خواهد شد زیرا این تیم وابسته ودربسته اند که در برابر اين نا بساماني ها چيزي غير حرف نه كرده اند ونه ميتواندد.
خارجي هاي نا عاقبت انديش و هم حكومت موجود را از وقوع یک طغیان و انفجار ضد خارجي و حكومتي که در عمق جریان دارد وملموس است هوشدار داده :
صایب تبریزی میگوید:
خطر در زیر اب کاه بیش از بحر میباشد من از همواری این خاق ناهموار میترسم
در حکومت موجود ، تجاوز به عنف دختران خورد سال ، دستگیری اشخاص عوضی بنام طالب و اصل طالب را به قدرت رسانیدن ، گشود ن آتش بروی مردم بي گناه افغانستان ، ، ترور قتل ، شکنجه ، تعقیب ، پیگرد ، بدون مجوز حقوقی ، امید مردم مارا نسبت به ایجاد یک صلح سراسری و امنیت در هاله از ابهام قرار داده و نیز صلح وثبات رادر کشور ما جدا به چالش خطیری کشانیده که اگر علی العجاله در زمینه تجدید نظر فوري صورت نگیرد ، گفته میتوانیم موجوديت ، افغانستان به خطر خواهد بود بود در حاليكه با نزدیک شدن تاریخ انتخابات ، اوضاع افغانستان باردگیر داغ میشود و حوصله مردم تنگ تر شده ميرود.
با وجود اينكه عساکر خارجي برمبنای نورم های حقوقی دعوت شدند تا بقایای القاعده و تروريزم طالباني را محو و نابود سازند. گمان میرود که همه خارجي ها درک کرده اند از عهده این وظیفه نمیتوانند موفق بدرایند واز اینرو قدرت نظامی خود رابسوی اهداف کم مقاوت سمت دهی مي نمايند و مردمان ملكي را نشانه ميگيرند.
حالا چنین یک تصوری ایجاد میشود که برای خارجي ها بی تفاوت است با چه کسی روبرو هستند! انها به پرنسیپ های خود عمل می کنند هرقدر کمیت افغانها کمتر باشد به همان پیمانه پرابلم ها کمتر میشود.
از طرف ديگردر همین پهنا، روند طالب سازی افغانستان با خنثی سازی رهبران اقلیت های ملی ادامه دارد. که خودش سوالی را بمیان می اورد، درافغانتسان امروزی فرمانرویان با اتوریته مناطق بعد از این کی ؟ بزرگترین خطر را برای آینده سیاسی آقاي کرزی بوجود اورده اند. بقایای طالبان و القاعده از طریق سازماندهی انفجارات ، کشتار و به آتش کشیدن مکاتب و محلات ثبت راهی دهی انتخابات در ولایات جنوب و شرق کشور روز بروز خود را تبارز میدهند وبه مرحله پلان دومی گام می بردارند. جناب کرزی از خوف طالبان و حکمتیار جدی به ترس امده و مذاکره را به فعالین طالب ها اغاز کرد و همچنان حزب اسلامی افغانستان را رسما در پهلوي خود دارد.
خارجي ها ا که بقدر کافی با طرز تفکر و ذهنیت افغانها بیگانه میباشند ، احتمالا تا حال درک نكرده اند كه چه ميشود و آينده به سري اين وطن و مردم مظلوم ان چه بحران ديگري خواهد آمد.
چه کسی میداند ؟ ممکن است برای خارجي ها چه نوع افغانستان ضرور است ايا با حكومت با كفايت يا بي كفايت انها اهداف خود را دنبال ميكنند.
اما جناب حامد کرزی و همرکابان نزدیک او بايد بدانند كه هر كدام نهادی را قطع میکنند که یکی بدنبال دیگری بالای ان نشسته اند و چهره های را از بین می برند و يا از خود دور مي سازند كه تنها گناه شان وطن دوستي است. انها شلاق خارجي ها را بحیث وسیله موثر دموکراتیزاتور کلیه جامعه افغانی استفاده ميكنند.
اميد واريم زمستان بگذرد با ذغال چيزي نماند.
| 30 Dec 2008 - [15:5] | چرا زمامداران ما از گذشته نیاموخته اند |
نوشته: احمد سعيدي
چرا زمامداران ما از گذشته نیاموخته اند
هر كه نه آموخت از گذشت روزگار هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار
كسانی كه با وجود سه دهه تجربه خونين و هولناک از تاریخ پر خم وپیچ کشور، هنوز به مرحله پختگی تجربه و پاسخ دهی به مسائل ومشاکل امروز کشور ما نرسید اند ودر کانفرانس ها، ونوشتار ها در سياست گذاري ها با اينگونه درامه سازی ها و مفهوم سازی های غيرعلمی، راه اشتباهات هولناک ديگر را هموار می كنند.به ملت مظلوم افغانستان جفا میکنند. ملّت ما يكی از سياه ترين و خونبارترين دوره های تاريخ خويش را تجربه كرده است و می خواهد بداند كه راز اينهمه سياهی ها و ناكامی ها و عقب ماندگی ها در چيست؟ بی جهت نيست كه تاريخ را "دريچه ای برای نگاه كردن به آينده" نيز تعريف كنیم. تاریخ باید راه آینده را برای ما نشان دهد.فكر می كنم همينطور باشد! در واقع ما مردمی هستيم كه غالباً آينده را فدای گذشته ناشاد خويش می كنيم و در اين مسير، همه داده ها و دستاوردهای مثبت گذشته، همه راه ها و پل ها را هم خراب می كنيم چنانچه طي هفت سال گذشته چنين كرديم.
الگو پذیری در مسائل اجتماعی باید هدفمندانه وپر ثمر باشد نه اینکه ذوق وسلیقه افراد را در یک محدودۀ زمانی مشخص مر فوع سازد. اگر ما عفو,گذشت, إغماض وچشم پوشی در کشتار وجنگ های خانمان سوز را از آفریقائی جنوبی الگو میگیریم.باید این راهم بدانیم که آنها با آينده نگری و مدارا، به عبرت گیری از يک گذشته عميقاً خونبار، فعلا آفريقای جنوبی مدرن متمدن ومقتدر و اسپانيای نوينی ساخته اند وا ما , ما هنوز از قبرستان ها و از جمجمه های مردگان "الهام" می گيريم. در واقع برای بسياری از روشنفكران ما، آينده، در اسارت اين گذشته تلخ و ناشاد است، بی آنكه با فروتنی بپذيريم كه ما(دولت,اپوزيسيون و روشنفكران) در ايجاد آن گذشته ناشاد، سهم فراوانی داشته ايم. مثل اینکه عدۀ با ملاحظۀ نا هنجاری های درون دولت و حتي بعضي از اعضاي كابينه باز هم منتظر اند طالبان بار دیگر چون فرشته های نجات بر کشور مسلط شوند.. اينگونه بی پروائی و مسئوليت گريزی نه انديشيدن به آينده افغانستان واقعاً تأسف بارو خجالت اور است چرا مسئولين نميدانند يا گوش شنوا ندارند در حاليكه جوانی وزیبائی در افغانستان كشته شده است. در اين مدت، نه تنها منابع مادی و اقتصادی جامعه ما تاراج گردیده، بلكه مهم تر از همه، اخلاق سیاسی و غرور ملّی مردم ما نیز به تباهی كشانیده شده است. درین مدت تنها جوانان کشته نشده اند بلكه پدیده، "جوانی" نیز در جامعه ما كشته شده است. نه تنها زنان و دختران ما سر کوب شده اند، بلكه "دختری" و "حس زن بودن" نیز از جامعۀ ما رخت بسته است... در برابر اين همه قتل و غارت و فساد رشوت اختلاس و فقر و فحشا، متأسفانه حاكميت موجود مسئله اساسی -يعنی اتحاد و همبستگی برای رهائی ملی- را فراموش كرده است و حتي بعضي ها نفاق ملي را همدم دامن ميزنند.
نوع نظام ویاحفظ میهن: در حال وهوائی فعلی شعار های بنام انتخاب نوع نظام بر سر زبانهاست در حاليكه این شعار پسندیده و نهايت نیکو است , اما ما فعلا در شرائط قرار نداریم که برای ما انتخاب نوع نظام مطرح باشد وفعلا آنچه مهم ومطرح است حفظ کشور بنام افغانستان است که در آینده بستری باشد برای پیاده کردن نوع نظام. فعلا بستر نظام سازی در حال نابودی است وما باید تلاش کنیم این بستر را برای ادامه حیات سیاسی, هویت ملی إقامۀ حکومت با كفايت پاسداری کنیم. وجود سرزمین کامل منحیث بستر مناسب برای پیاده کردن نظام سیاسی شرط اساسی وحیاتی است اين را همه مردمان را وطندوست ميدانند.
همه باور دارند اين دولت ما بر خلاف آنچه ادعا ميكند , در عمل دموکرات ومردم گرا نیست , در واقع خیلی ها برخود محوری ودیکتاتوری می انديشه و عمل مي كند اگر حكومت ادعای دموکراسی دارد باید متحمل, بردبار وبا حوصله باشد. باید همه در پرتو فرهنگ افغانی در جهت ایجاد فضائی دموکراسی واقعی کوشا باشیم تا در آن هر شهروند افغانی، آزادانه و آگاهانه بتواند نظام سياسی دلخواهش را انتخاب كند. اين آرزو هرگز تحقّق نخواهد يافت مگر با سعۀ صدر, حوصله برد باری، دیگر اندیشی وتحمل یکدیگر. بنابراين بر همه دولت مردان است كه بدور از تنگ نظری های سياسی موجود، با فروتنی و براساس فوری ترين خواست ملّت مان، در يک اتّحاد ملّی، شعار "دوستی, برادری همزیستی و اتحاد را" به اصلی ترين و محوری ترين شعار مبارزاتی خويش بدل كنند تا مؤفق شویم.
اكثرا در نوشتار و گفتارنسبت به ديگران از طرف برخی شخصیت های دولتی بحران آفرینی میشود .برخی تحلیل گران سیاسی دولتي کوشش میکنند مسائل را طور مطرح کنند که تحریک آمیز وبحران زا باشد و عده از اعضاي كابينه خود با اين ماجرا جوئي ها سروكار دارند.
طي هفت ساليكه ازين حاكميت مي گذرد عده كوشيدن بجاي خدمت گذاري به مردم مستحق افغانستان نام ها و القاب پوچ وبي معني را به گوشها زمزمه كنند يك عده را جنگ سالار يك عده را تفنگ سالار و بعضي را به نام هاي ديگر لقب دادند از فساد و بي عدالتي بي پروائي به سرنوشت ملت هيچ نوع توجه ندارند حالا وقت ان رسيده تا اين دولت را رشوت سالار و ترياك سالار لقب داد تا لكه ننگ ديگري ثبت تاريخ شود و مردم بدانند كه عوامل بحران افريني درين كشور كي ها بوده تا به داد گاه ملت جوابگو باشند.
| 30 Nov 2008 - [22:48] | نیاز به وحدت فکری وتفاهم فر هنگی |
احمد سعیدی
نیاز به وحدت فکری وتفاهم فر هنگی
عنوان فوق را بخاطر نیازمندی های شدید جامعه امروزی افغانی انتخاب کرده ام.میتوانم این عنوان را پیام نامگذاری کنم برای آنعده از هموطنانم که بجای تفاهم فر هنگی وتوحید اندیشه ها پیوسته در تلاش ایجاد درز واختلاف در محیط فرهنگ واندیشه ملت ومردم بر آمده اند وبا تمام توان وانرزی با بذر تخم نفاق وشقاق در تمام عرصه های حیات اجتماعی سیاسی فر هنگی کشور را پارچه پارچه وملت را دچار مصیبت واندوه میسازند.
بدون تر دید قشر فرهنگ مأب جامعه ما به اصلاح اندیشه وفکر نیاز شدید دارند ودرین راستا باید مجدانه تلاش بخرچ داده شود.این مبارزه مستلزم رشد ونموی فر هنگ بالنده تمام اقوام وملیت های ساکن در افغانستان است .یعنی رشد فرهنگ ها طور متوازن ومتناسب با شرائط جامعه ونیاز های روز مورد دقت قرار گیرد ونباید بخاطر رشد فرهنگ یک ملیت در جهت ضعیف ساختن فر هنگ ها ورسوم ملیت های دیگر تلاش صورت. یک اندیشه وتفکر باید همان غنا مندی را داشته باشد که راه را برای شکوهمندی وبالندگی خود باز کند، نه اینکه باید اندیشه های دیگر از سر راهش بر داشته شود تا این یکی به قدم زدن آغاز کند.من جدا متوجه این امر هستم که بر خی از فر هنگیان ساکن کشور در تلاش حذف ارزش های فرهنگی یک ملیت ورشد فر هنگ ملیت دیگر اند، به گمان اینکه میتوانند راه ومیدان را برای رشد فر هنگ وادب قوم منسوب بخود هموارسازند، در حالیکه حقیقت چنین نیست وتحقق هم نمی پذیرد. در افغانستان رشد همه فر هنگ ها وکلتور های متعلق به اقوام ساکن کشور شکوه وعظمت همه را به دنبال دارد. نمیشود یک بال را فلج گذاشت وباز تلاش برای پرواز کردن نمود ویا یک عضو را عاطل ساخت وامید جهش وحر کت داشت، نه خیر باید همه أعضا پیکره افغانستان واحد یکسان نوازش داده شود وتلاش های سر کوب گرانه وهم تخریب کارانه از میان بر داشته شود وراز مؤفقیت درین راه وحدت فکری وتفاهم فر هنگی میان روشنفکران دلسوز ووابسته به افغانستان است که من درین بحث به نمونه های آن اشاره میکنم.
با ملاحظه ومشاهده اوراق مطبوعات خصوصا سایت های انتر نتی نویسندگان کشور گاهی به تجاوز فر هنگی می پردازند که جرم کمتر از تجاوز نظامی نیست شاید در تصرفات رزمی شخصی ویا خانواده ای متضرر شود واما در قلم فر سائی های کنونی بر عزت وآبروی کتله بزرگ از جامعه ما به نام قوم وسمت تجاوز صورت میگیرد وشخصیت های حقیقی وحکمی ترور میشوند، ترور فر هنگی .مثلا گاهی برای یک فرد وزمانی برای یک ملیت لقب فاشست داده میشود وهزمونسم قومی ونسبت های ازین قبیل، اینها در حقیقت دشنام نامه های است که بی تکلیف نثار اقوام وملیت های ساکن کشور میگردد وریشه های عداوت ودشمنی را قوی تر می سازد. باید جدا پیگیری شود که این اتهامات اگر صحت دارد باید عاملین آن پیگری ومجازات گردند ویا اینکه کسانیکه تهمت می بنند ویا در پی نیمه ساختن جامعه اند بنام مخالفت با سلامت ملی واجتماعی کشور مورد باز پرس قرار گیرند .این آزادی بیان از همه خطوط قرمز گذشته است وحرمت هارا هتک کرده است وظیفه روشنفکران با دانش، متحمل، مسئولیت پذیر وبرد بار است تا ریشه این همه سم پاسی ها را تشخیص ودر نطفه خنثی سازند.
.آنچه مسلم است این است که افغانها دارای خانه واحد ومنافع مشترک اند که باید بدون تعصب وبر تری جوئی در کنار هم زندگی برادرانه داشته باشند وبسیار دوستانه روی برخی مفاهم وفرضیه های مبهم و یا ما جرا ساز تفاهم ومشوره نموده با وحدت نظر موارد ذیل را حل وفصل نموده وبه هم مدارا نمایند.
رفع بر تری جوئی قومی:در مقاله قبلی خود تذکردادم افغانستان کشور اسلامی است ودر اصول اسلامی بر تری جوئی قومی به شدت محکوم شده ودر معارف بشری دیگر نیز محکوم است. اماطوریکه مشاهده میگردد برخی سایت های انتر نتی به تخته مشق تخریبات قومی تبدیل گردیده وافراد بنام ارائه نظر غیر مسئولانه به یکدیگر را شماتت میکنند.متأسفانه مسئولین ویا گردانندگان هم بدون سانسور وخواندن آنرا نشر مینمایند.باید درین زمینه یک تفاهم فر هنگی با اجماع همه قلم به دستان صورت گیرد وبه سایت داران گفته شود مارا از خیر تو صرف نظر ضرر نرسان.
طرد اصل اقلیت واکثریت: گاهی بر خی از شخصیت های فر هنگی کشور اکثریت واقلیت را معیار شایستگی زعامت در افغانستان میدانند. اصلی که نه در عرف معقول است ونه در شریعیت مشروع ،بناء بر دانشمندان کشور است تا روی این اصل مفصلا صحبت وبا تفاهم وحوصله مندی درین راستا روشنی بیاندازند واین مرز هارا از پیش روی مردم وملت بر دارند.وبر شایستگی وعقلانیت اتکا کنند.
ترک واژه های نفرت بر انگیز شئونست وهژمونسم :به عین تر تیب برخی نویسندگان با عقده گشائی عملا اقوام ساکن در کشور را با کلیمات زشت شئونست، هژمونسم وغیره دشنام میدهند که باید روی این مسئله نیز در حلقه فرهنگیان کشور مشوره صورت گیرد. وعده که خودرا نماینده مردم ویا اقوام تراشیده اند وهیچ کاره اند به ملت معرفی شوند.
پیوند دادن افغانستان به جهان: افغانستان به هیچ یکی از کشور های دنیا شباهت ندارد. نه کشور های اسلامی نه امپر یالستی ونه هم کمونستی وسوسیالستی .یعنی اسلام افغانستان با اسلامیت کشور های دیگر تفاوت دارد. چنانچه روش کمونستی وسوسیالستی افغانها هم با کشور های کمونستی هم آهنگی ندارد.در کشور ها ی اسلامی دیگر زنان ومردان یکسان مکلف به احکام دین اند ودر مسجد میروند درس میخوانند وحق اشتغال دارند اما ملای افغانستان بزنان نه اجازه رفتن به مسجد میدهد نه مکتب ونه هم اشتغال در بیرون از منزل کار هائیکه در کشور های اسلامی دیگر عادی است این مسئله باید به صراحت از طرف علمای دین توضیح گردد.امامان مساجد مطابق به ذوق همه حکومت های فتوی داده اند ومیدهند از زماند نجیب شروع تا مجاهدین طالبان وحال حکومت آغای کرزی همه را حق میگویند .این مشکل باید حل گردد. به هیمن تر تیب لیبرال افغانستان ده مرتبه در شعار از لیبرال های غربی گیش است چنانچه کمونست های شعاری افغانستان بدون کدام اندیشه بیشتر از کمونست های کشور های دیگر به مرز شکنی پرداخته اند.
بر رسی واقع بینانه واقعات تاریخی: افغانستان دارائی قهر مانان وفاتحان است که ملت بالای شان اتفاق ندارد هر کس از تصویر یک شخصیت تاریخی استفاده میکند. یکی، یکی را قهر مان میگوید دیگری مزدور واجیرش میخواند. این مشکل شکاف ودرز بین ملیت های ساکن در افغانستان را زیاد ساخته باید هر کس هنری انجام داده وکاری را در جهت آسایش وآرامش ملت انجام داده و اثر شاهکاری هایش از قبیل تمدید سرک إعمار شفاخانه وساختمانهای تاریخی به مردم نشان داده شود وتنها شجاعت وفتح وشمشیر زدن بی اثر درد مردم را دوا نمیکند.
عدم افتخار به واژه جنگجوی وخون ریزی:افغانستان به کشور جنگجو شهرت یافته وهمیشه بر اصل شجاعت دلاوری وجنگ آوری افتخار صورت میگیرد، چیزیکه که پیامد آن جزء تباهی وویرانی اقتصاد ودرهم شکستن بنیادحیات سیاسی کشور چیزی بیش نیست. در نتیجه هیچ جنگی افغانستان آزادی خودرا بدست نیاورده یکی را بیرون راندیم ودیگری را آوردیم.وهیچ آسایش وآرامش نصیب مردم ما نشده است.
إعتقاد به أصل دمو کراسی با ملاحظه ارزش های جامعه: برای دمو کراسی افغانی تفسیر وتعبیر مشخص صورت گیرد وتکلیف مردم در برابر آن روشن شود.تا هنوز در کشور اصلت فردی اعتبار دارد وارزش های دموکراتیک زود از بین میرود.
اصلاحات در حوزه اداره وفر هنگ:اصلاحات فرهنگی باید بحاطر مصالح ومنافع کشور صورت گیرد مثلا بخاطر استفاده کلیمات دانشگاه وپوهنتون هزاران غو غا ومصیبت بر پاست در حالیکه در اداره مستقل اصلاحات اداری هیچ کلیمه دری ویا پشتو کار برد ندارد .مثلا همه کلیمات انگلیسی است مانند ریفورم، اپلای، اوپن وکلوز وغیره حتی همه دستور العمل ها که هم اداره را خراب کرده وهم فر هنگ را هیچ کس چیزی نمیگوید واما اگر کسی در بیرون از اداره پوهنتون ویا دانشگاه گفت مجازات میشود.
جایگاه حقوق بشر و مرزهای آزادی بیان : حقوق بشر گاهی راست در مقابل قوانین نا فذه افغانستان از جمله قانون اساسی استاد میشود، چنانچه آزادی بیان راه را برای همه یاوه سرای ها وهجو گوئی ها باز کرده است باید درین مسئله به حامیان حقوق بشر وآزادی بیان با تعین خط سرخ توضیحات داده شود.حقوق بشر یک ارزش است باید ازوی سوء استفاده نشود وهم بد نام نشود.
تشخیص مدافع ومتجاوز: در قسمت جنگجویان داخلی وخارجی بین متجاوز ومدافع تفکیک وجود ندارد.مثلا برخی غربی هارا مانند روسها متجاوز میخوانند باید درین راستا توضیحات لازم ارائه گردد.ویا اینکه گفته میشود تا وقتیکه جنگسالار ها در داخل حکومت باشد طالبان وحکمتیار با نظام فعلی همکاری نمیکنند.حال معلوم نیست طالبان وحکمتیار از نظر این دوستان در کدام کته گوری اند؟ جنگسالار نیستند ویا بد تر از جنکسالار اند این مسائل باید از ظرف مجامع روشنفکری وفر هنگی توضیح داده شود.
تحلیل شرائط مخالفین دولت: مخالفین دولت تا وقتی که نیرو های خارجی بیرون نشوند با دولت مذاکره نمیکنند.باید این مسئله از طرف دانشمندان وسیاستمداران توضیح شود اگر خارجی ها بیرون شوند باز راکت ها به چهار آسیاب نصب نمیشود وکابل را نشانه نمی گیرد. واگر مخالفین به صلح آماده شوند نظام فعلی را قبول میکنند ویا نظام نوع خودرا میخواهند مانند نظام های گذشته باید درین راستا در مورد نوع نظام صحبت شود مفصلا نه اینکه بگویند ما نظام اسلامی میخواهیم.در حالیکه دولت فعلی هم نظلم اسلامی را قبول کرده وماده اول قانون اساسی دین اسلام را دین رسمی افغانها قلمداد نموده است باید درین مورد مفصلا بحث شود.
چرا افغانها وطن شانرا دوست ندارند. این مسئله با دلائل روشن گردد که چرا افغانها کشور شانرا دوست ندارند تنها شعار میدهند همراه هر خارجی استاد میشوند تا آتش را در حرمن کشورش شعله ور سازد.مثلا هر افغان تلاش دارد سر زمین خودرا تر ک کند واگر برضا باشد هیچکدام از کشور های خارجی بر نمیگردند کشور های اروپای بجایش که از ایران وپاکستان هم بر نمیگردند علت این دل سردی وبی علاقگی چیست؟. عده که بر گشته بخاصر اشغال چوکی ها ی دولتی است ویا اینکه منافع مادی داشته نه بخاطر خدمتگذاری به مردم ومیهن دوستی.
چرا تحلیل ها وقضاوت متأثر از گرایشات قومی وسمتی است:در افغانستان هر کس به قوم خود رأئی میدهد وأحزاب هم قومی است. چرا اکثر تحلیلگران در
مسائل سیاسی تحلیل های شان از تعلقات قومی ریشه میگیرد.مثلا در پارلمان کسانیکه از قوم رئیس جمهور نیستند بیشتر بر آن انتقاد میکنند وکسانیکه باوی شباهت نژادی دارند از انتقاد بر وی خود داری می ورزند.ویا اینکه هر قوم قهر مان خودرا دارد باید همه ملی باشد نه شخصی؟؟؟؟
| 30 Nov 2008 - [22:47] | استراتيژي دقيق در سياست خارجي و داخلي امنيت ملي را تحكيم مي بخشد |
احمد سعیدی
استراتيژي دقيق در سياست خارجي و داخلي امنيت ملي را تحكيم مي بخشد
من و یک تعداد دوستان دیگرم مدت زیادی می شود روی سمت دهی کشور های منطقه ئی بخاطر همکاری و آوردن صلح در افغانستان تأکید داریم بعضی پیش زمینه ها در عمل کرد های ما باعث آن شده تا عوض ترمیم تخریب گردیم در حالیکه ما علاقه داریم تا در مورد دست آورد داشته باشیم این ارمان وقتی تحقق پیدامی کند که آماده تجدید نظر در سیاست های خود باشیم و سمت نزدیکی و همگردی منطقوی حرکت کنیم طی 12 ماده نقاط نظر خویش را می نگارم که بادر نظر داشت این 12 اصل بنیادی در یک چوکات معین ابتکارهای عملی دپلوماسی امنیت منطقه ئی را روی دست و در سر فهرست بیاوریم. طی شش سال گذشته مبارزه مشترک علیه تروریزم همکاری اقتصادی نشان دهی منبع تروریزم آرزوی هم سایه نیک و حسن همجواری نکته های بودند که هر روز ما به آن مصروف بوده ایم جهان هم از آن نام برده یک دهۀ دیگر مقبولیت خواهد داشت. من در این مورد دلائل زیاد دارم که هر کدام شان به نوبه خود قابل درک اند اگر ما دورۀ دپلوماسی را بنگریم و از جانب به فکر راه حل های موقت باشیم آینده روشن در انتظار ما بوده نمیتواند هیچ کس پیش بینی کرده نمی تواند طی پنج سال ها ده سال دیگر مناسبات ما با امریکا در کدام حد و اندازه خواهد بود. ده سال یا پنج سال دیگر ناتو با کدام موقف و در مورد افغانستان چه خواهد کرد؟ آیا خطر آن وجود ندارد که ناتو هم بالاخره پل پائی پیمان وارسا را با خود اختیار کند بعد از چند سال پولیس و اردوی ملی ما در کدام سطح خواهد بود تعویض در استراتیژی های موجود به وجود نخواهد آمد حتمی خواهد آید آیا در افغانستان همیشه به کمک های دیگران محاسبه کند چنانچه همین حالا بعضی از کشور های اروپائی در جنگ افغانستان دل و نادل اند اگر این وضیعت سخت تر و دوام دار تر شود دوام ماموریت این کشور در افغانستان مشکل به نظر می رسد این حقیقت را هر افغان آگاه میداند که قدرت های منطقه یی توان هر نوع تخریب را در کشور ما دارند تجارت تلخ گذشته در کشور حتی در عراق نشان داد اگر کشور منطقه بخصوص هم سایه ها راضی نباشند میتواند هر نوع مشکل آفرین نمایند اگر در گذشته کمتر می دانستیم حالا باید زیاد تر باورمند شده باشیم که روابط سازنده باکشور های منطقه ئی با سنگین را از دوش ما ، دوستان بین المللی ما کم می کند 12 نکات نظر از این قرار است .
1. طی هفت سال گذشته ما با قدرت های منطقه ئی طوری حرکت و سیاست کرده ایم که در حقیقت دست آنها از وضع موجود افغانستان مطلق کوتاه کرده ایم و با موجودیت امریکا و ناتو این طور تصور کرده ایم که دیگر همه چیز از ما و دست ما از همه بالاتر است اما حالا باید با این اشتباه متوجه شده باشیم که برداشت ما غلط بوده و کشور ها منطقه ئی خوب میتواند ما را تهدید و تخریب کنند چنانچه کردند . بالاخره باید اعتراف کرد که تاهم سایه و بخصوص پاکستان نخواهد در افغانستان امن سرتاسری نخواهد آمد نادیده گرفتن روسیه در وضع موجود افغانستان استباه بزرگ دیگر ما بوده و هست .
2. تعداد زیاد از کشور ها میگویند که افغانها همه چیز را از ما میخواهد خود چه می کند در حالیکه ما به کشور مصرف کننده تبدیل شده ایم پاکستان هم روی معضله موجود بشمول خط دیورند مسألۀ قبال ایران نیز روی دریای هلمند ، روسیه و کشور های آسیای میانه نیز حرف های خود را دارند بخاطر حل همچو پرابلم ها دقت و هوشیاری سیاسی ضرورت است حل این معضلات از روی مذاکره و گفت و شنود برای آوردن امنیت در افغانستان زیاد کمک می کند.
3. حرفی را که افغانستان بنام تروریزم همیشه تکرار می کند این یک حقیقت جهانی و منطقه ئی است اما این مشکل وقتی حل شده میتواند که منابع مالی و سازماندهی آن بررسی همه جانبه شود. هرکس این را میداند که منبع اصلی پاکستان است و ادارات معوم الحال آن کشور در رأس سازماندهی این شبکه قرار دارند. رقابت سالم یا غیر سالم بین هند وپاکستان معضله خط دیورند کلمات گذشته و موجودی بنام پشتونستان همه دست به هم داده اند مشکل بر مشکل کشور ما افزوده اند نظریات بی معنی پاکستان که قنسلگری هند در افغانستان فعالیت دارند در حالیکه پاکستان نیز قونسلگری های دارد پاکستان در مورد افغانستان با یک استراتیژی دازمدت که آن به هیچ صورت به نفع افغانستان نیست حرکت می کند در حالیکه سیاست ما مقطی است با فراز و نشیب حرکت می کند در این مورد تفکر همه جانبه ضرور پنداشته می شود.
4. طی سال که گذشت کوشش از طرف دولت افغانستان بخاطر هم کاری های همه جانبه اقتصادی وجود داشت این پیشانی باز افغانستان و دست داراز هم سایه ها زمینه آنرا فراهم ساخته است تا مردم افغانستان منحیث مصرف کننده ها و کشور هم سایه به تولید کننده گان همه جانبه تبدیل شوند اما از نگاه امنیتی ایت بازار آزاد افغانستان هیچ موثریت نداشته این را همه میدانند که منافع کوتاه مدت اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران و پاکستان نمی تواند به هیچ صورت نگرانی امنیتی که از موجودیت قوای خارجی در افغانستان دارند برطرف سازد بلکه روز به روز باعث تشویش زیادتر شان می گردد حتی ایران ، قزاقستان ، روسیه و دیگر جمهوریت های آسیای میانه بشمول چین کنار گذاشتن خود را از پروژه مهم اقتصادی در افغانستان دو از انصاف میدانند و گلون های پرعقده اند بخصوص در مورد سرمایه گذاری در معادن افغانستان.
5. دولت و حاکمیت موجود در افغانستان این حقیقت را باید بداند که اگر کشور های منطقه ئی با یک دیگر تفاهم استراتیژی یک پیدا کنند و اپوزیسیون موجود افغانستان دست را با مخالفین آشکار دولت یکجا نماید دولت موجود دچار پرابلم های خواهد شد که کنترول آن را دولت از دست می دهد دولت باید به پذیرد که فاقد یک استراتیژی امنیت ملی است دولت بطرف در حرکت است که منافع محدود در آن دیده میشود هرکس در تقویه گروه و تفکر حق یا باطل خویش است با این طرز و شیوه در سیاسیت و عمل کرد ما را بجای می رساند که دیگر برگشته نمي توانيم باید غرق شویم هنوز که فرصت اندک موجود است یک خط مشی ملی امنیتی و یک استراتیژی مشخص مطرح گردد تا از این بیشتر بطرف بحران نرویم درغیر آن دست آورد های هفت سال حزب صفر خواهد شد.
6. ما رشد ضرورت داریم سکتور مبارزه علیه مواد مخدره را در اولویت های انکشافی ملی افغانستان قرار دهیم فراموش نشود استراتیژی سکتور مبارزه علیه مواد مخدره در کشور افغانستان در یک مرحله حساس قرار دارد و آنچه را که تا اکنون در این مبارزه انجام داده ایم نتایج وارونه بوده سیاست های ما را به طرف بحران میبرد.
7. پرابلم دیگر که باید به آن زیادتر توجه شود این است که بعضی ها مشکل امنیت در افغانستان و راه کار برای حل این پرابلم مشوره های قومی قبیلوی میدانند راه های حل دیموکراتیک مردود میدانند همچو اندیشه ها درست از آب بدر نیامده اند راه حل دیموکراتیک و غیر دیموکراتیک نقش اجتماع را برجسته تر میسازد تصور من این است که بخاطر راه حل در پرابلم های امنیتی این است که حقیقت از مردم پنهان می شود سیاست پنهان کاری بی اعتمادی را به وجود می آورد و بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کند اکثر تصامیم بدون اجماع و مشوره گرفته میشود آنچه را که طراحان انفرادی از نتیجه آن امید دارند برعکس آن ثمر میدهد.
8. از طرف دیگر بعضی سیاستهای بکار گرفته میشود که امتیازات و اقربا مخالفین داده شود از نظر من امتیاز دادن با مخالفین سیاسیت معقول نيست عوض امتیاز دادن باید در تقویه نهاد های دولتی و حاکمیت دولتی زیاد توجه نمائیم اگر ما آن مقدار پول و مصارف را که بخاطر مواد مخدره حق نا حق مصرف کردیم اگر این مبلغ را با تقویه حاکمیت دولت مصرف می کردیم امروز نه مواد مخدره وجود میداشت نه حاکمیت با چالش بلکه حاکمیت قوی در سرتاسر کشور وجود میداشت.
9. اشتباه دیگر سیاسیون ما در شرایط فعلی این است که عدۀ به این باوراند و علاقه مندی خاص بخاطر پیروزی حزب مردم پاكستان در انتخابات پاکستان داشتند حتی میگویند زرداري مانع تروریزم می شود اما عقیده من این است که اگر در پاکستان رئیس جمهور یا صدر اعظم چه زرداري باشد چه نواز شریف چه لغاري چه وسیم سجاد باشد روی مسألۀ امنیت در افغانستان هیچ نوع تاثیر ندارد غیر از منفی گیری هیچ نوع سیاست مثبت به وجود نخواهد آمد در حالیکه امریکا بخاطر پیروزی اين حزب کمر بسته اینکه چرا آصف علي زرداري با سرو صدای بیشتر بصورت اماتور و نمایشی به جنگ طالبانی پاکستان گام بر می دارد و این سناریو است تا غرب را باورمند سازد که مبارزه ام با بنیاد گرائی صادقانه است بدون تردید این جنگ های زرگری است بعدا با طلبان مخالف فعلی زرداري آشتی ومحبت و مانند پروتوکول وزیرستان به قرار می شود دیگر در پاکستان حمله و ترور نمی گردد افغانستان خواهد بود همان آش و همان کاسه سابق چون ما در سیاست های خود عادت نداریم که از شریط و اوضاع تحلیل دقیق داشته طبق یک پلان قبلی عمل کنیم.
10. مخالفین دولت افغانستان در تاکتیک سیاسی و جنگی خود شما تغییرات آورده اند اما سیاسیون امنیتی ما تا آخر غیر از یک حرف دیگر نه استراتیژی دارند وتاکتیک اگر دیگر کار کرده نمیدانیم دفاتر ونقل انتقال قوت های خارجی از داخل شهر کابل حل و فصل کنیم به معنی که مجموع قوت های نظامی در ساحات ده کیلومتری شهر کابل قرارگاه ایجاد کنند تا حملات انتحاری جان هم وطنان ما را بدون موجب نگیرد.
11. سیاست گذاری های ما بخاطر کاهش و از بین بردن رشوت اختلاس با ایجاد دفاتر پرزرق و برق مانند داستان های دنبال دار یک عمل کرد غلط و نا کار آمد بوده ما تا هنوز در باره همچو تشکیلات بدون موثریت پافشاری می کنیم اگر این جرعت اخلاقی را داشته باشیم با اشتباهات خود اعتراف کنیم معقولیت و صداقت ما را نشان می دهد .
12. سیاست دیگر که برسیل بیکاران روز تا روز افزوده و فاصله مردم را از دولت به وجود آورده این است تصدی های دولتی که از حکومت بودجه می گیرند به باردوش دولت اند حتی وزارت محترم مالیه سالانه از پلان مالی آماده شده هر تصدی ده فیصد تکس می گیرد وسالانه از این تکس پول هنگفت به جیب دولت می رفت.
اما به گفته بعضی از مسعولین وزارت محترم مالیه دست به ابتکار جدید زده اند این تصدی ها را بدون تصدی های وزارت محترم مالیه به سکتور خصوصی وا گذار می شوند چنانچه تا اکنون دها تصدی با این سیاست ازبین رفته اند مامورین آن سرگردان و بیکار اند تشویش وجود دارد این سیل بیکاران صفوف مخالفین را تقویه خواهند کرد وقتیکه حکومت منتخب مردم با همچو سیاست ها مردم را از پهلوی خود براند کجا بروند و چه کنند در این مورد مثال های زیادی وجود دارد از تصدی افغان ترکانی عناصر فلزی سپین غر ، بانک رهنی و تعمیراتی ، بانک انکشاف زراعتی شرکت سمون تصدی متمم طبعی ، ریاست افغان اعلانات و تعدا زیاد دیگری بگونه مثال سال گذشته ریاست افغان اعلانات لغو شد در روزیکه مامورین این تصدی را جواب دادند این تصدی 56 ملیون افغانی نقد در حساب خود داشت و سالانه تقریباً ده ها ملیون عاید می نمود مشاور خارجی که در این مورد در وزارت محترم مالیه وجود دارد خدا کند فیصدی زیادی از پول نقد تصدی منحل شده به جیب این آقای خارجی نرود.
قابل تذکر میدانم که تصدی افغان اعلانات در سال 1384 از 15 فیصد مفاد خویش برای وزارت مالیه 14 ملیون و در سال 1385 16 ملیون تنها تکس داده است اینکه مامورین خویش معاش و مصارف داده مشت نمونه خروار تا هنوز روشن نیست که چرا این سیاست بیکار کردن مردم بدون موجب تاچه وقت دوام خواهد کرد در شریط موجود رهبری دولت افغانستان ضرورت دارد تا ملت در پهلوی آن قرار داشته باشد از سیاست دولت مردم دفاع کنند سیاست که بین ملت و دولت فاصله ایجاد می کنند چه شعوری باشند چه غیر شعوری در شرایط اشتباه بزرگ است که با عث ایجاد بحران در دولت می شود چون اکثر سیاست های ما کاپی است این کاپی گری ها ما را بل از اصل کشیده به یک کاپی غیر ضروری مبدل خواهد کرد.
| 15 Nov 2008 - [21:49] |
نوشته: احمد سعيدي
حضور ناتو در افغانستان و تشويش همسايگان
ا وجود اینکه ناتو چند سال است که بخاطر بر قراری امنیت در افغانستان بوده و اين وظيفه را بر عهده دارد هنوز عدۀ از ولسوالی ها ی هلمند از اختیارحکومت مرکزی خارج اند دراین نوشته کوشش میگردد با تحلیل دقیق از نقش ناتو در افغانستان به مسائلی چون تاثیر افزایش نیروهای ناتو در ایجاد امنیت لازم در افغانستان دلیل توجه ناتو به این کشور و علاقه مندی جرمنی ، هالند و دیگران حضور آن در نقش روسیه موجود در این میان استقرار ناتو در مرز های شرقی و بعداً بشمول امریکا در مرز های غربی به عنوان تهدید به اصطلاح زمامداران ایران در آن کشور و پریشانی های روسیه و در ضمن تشويش پاكستان.
1- روسیه و ناتو پس از جنگ سرد در سال 1994 زمانیکه ناتو ضرب العجل ده روزه برای طرفهای درگیر در بحران کوزو و جهت تسلیم سلاحهای شان تعین کرد اولین درگیری میان روسیه و غرب پس از پایان جنگ سرد رخ داد چراکه روسیه دراین زمان سیاست واقعگیرانه قدرتی بزرگ را اختیار کرده بود که منافع بخصوص خود را در حوزه بالکان دنبال می کرد و در مورد تلاش داشت . در حالیکه رهبران غرب بدنبال نشان دادن صلاحیت ناتو در ایفای نقش حفظ صلح و ایجاد صلح پس از پایان جنگ سرد بودند در همین زمان شگاف عمیق میان نخبگان سیاسی روسیه و شاخه های مختلف حکومت در زمینه سیاست خارجی وجود داشت هم زمان موضوع بحث اصلی محدودیت های اتحادیه اروپا در گسترش رو به شرق ناتو و نیز گسترش آن در اروپای مرکزی و موضوع روسیه در برابر تحولات همه جانبه باید مورد بررسی و گفت شنود قرار گیرد .
2- گسترش ناتو از دیدگاه ژسوپلتیک سازمان پیمان اتلانتیک شمال یا ناتو پس از جنگ جهانی دوم بنا به ضرورت زمانی و مکانی در آوریل 1949 با موافقت 12 کشور امریکا ، بلژیک ، هلند ، کانادا ، دانمارک ، فرانسه ، ایسلند ، ایتالیا ، لوکزامبورک ، نروژ ، پرتگال و انگلستان تشکیل یافت حلال اضافه از 26 کشور عضو دارد اما بعد از فروپاشی اتحاد شوروی ناتو خود را نیرومند ترین و سرنوشت سازترین قوت محرکه جهان میداند بار سنگین را که در افغانستان بدوش می کشد از ماموریت های دیگر گذشته این سازمان هم سنگین تر و هم پرمخاطره تر است و سرنوشت ساز برای ناتو است .
1
3- امریکا و ناتو همکاری های بیشتر اروپائی ها با امریکا در خصوص چالش های سه گانه یعنی جنگ خونین عراق ، افغانستان و جنگ با تروریزم در گرو تعهدات امریکا به ناتو میباشد این تعهدات شامل حمایت کامل تر از قوت های ناتو آرایش این نیروها تقسیم فن آوری پیشرفته نظامی و پذیرفتن بازآری واقعاً آزاد در دو سوی اتلانتیک برای کالاهای دفاعی است در این میان اروپائی ها نگرانی عدم و فاداری امریکا به تعهدات خود هستند اما امریکا نمی تواند ظرفیت همکاری نظامی اروپایی ها را قطع و بعداً از آنها مصرانه تقاضای کمک نظامی نماید این کار ناتو را فلج و امریکا را مجبور خواهد کرد که با استراتیژیک نظامی و سیاسی بیستر در خاور میانه افغانستان ، عراق و نقاط دیگر بدوش بگیرد . چنانچه هم حالا بخصوص طی چند سال اخیر مسئله عراق یک نقطه محوری مورد اختلاف دو طرف یا سه طرف به ویژه بین فرانسه ، امریکا و جرمنی ، امریکا بدل شده است گرچه ترکیه کوشش داشت در همچو شرایط موقف خود را رشد خوب تر بدهد و بر این مبنا نقش توازن بخشی را در منطقه بازی کند در حالیکه ناتو از بالکان و اروپا فراتر گذاشته و ماهیت جهانی یافته و حوزه ارضی آن به تبع توسعه نفوذ قدرت امریکا در تطابق با جغرافیای مورد نظر آن شکل گرفته است در همین حالت احساس میشود نوعی احتیاط توام با ترس بر فعالیت های اعضای ناتو سایه افگنده است .
4- ناتو در قفقاز و تشویش روسیه و ایران با خاتمه جنگ سرد انطباق ناتو و به طور کلی ساختار های امنیتی اروپا با شرایط جدید بین المللی به مشغله اصلی اعضای آن تبدیل در این حال کشور های اروپای شرقی و مرکزی به خاطر خلا امنیتی و غیر قابل پیش بینی بودن آینده روسیه احساس نا امنی میکند بخصوص در این اواخر که امریکا میخواهد راکت های خود را در چک و سلواک نصب کند این حقیقت پوشیده نیست که کشور های غربی در پی آن اند تا از طریق گسترش ناتو کشور های که قبلاً اتحاد شوروی بودند به عضویت خود جذب نمایند چنانچه این کار را تا اندازۀ انجام داده اند .درحالیکه امریکا و ناتو منافع خود را در این منطقه زیر نظر دارند روسیه و ایران برعلاوه اینکه نهایت از حضور ناتو تشویش دارند دنبال منافع خویش نیز در این منطقه می گردند هنوز که پیروزی و عدم پیروزی ناتو در افغانستان زیر سوال است و قوت های ناتو و خارجی در مبارزه حاضر منافع دراز مدت خویش را تعقیب می نمایند معامله گیری ها ظاهر و باطنی در حالت رنگ و رونق گرفتن است روسیه ، ایران و پاکستان هم آستین بالا زده اند حق العبور می خواهند در چنین حالت که ناتو نیز بعضی اوقات هدف را فراموش می کند چه چاره باید کرد .
2
در حالیکه ما شاهد همه اشکال مبارزه دیرین در جهان و منطقه بمنظور نفوذ در ملل دیگر در جریان هستیم زیرا نفوذ از خارج ارزانتر از آنست که دولت خود را در آن کشور نگهدارند بدین ترتیب بدون زحمت سود برده و می برند و در ضمن شکل مبارزه هم تغیر خورده امروز همه مسایل و پرابلم ها را باید از طریق سیاست های آگاهانه و هدفمند حل نمود نه از طریق سلاح های اتومی و غیر اتومی البته از شرایط مساعد بین المللی و منطقوی باید ما به نفع صلح و اعمار مجدد کشور خود تا حد امکان استفاده می کردیم تاریخ گواه است که تفاهم یک پارچگی و وحدت و انسجام واقعی انسجامی که باید در راه تحقق آن از خود گذری داشت و با هرگونه حسادت و خود خواهی وادعا نمودن میتواند ما را از این چالش ها و بدبختی ها نجات دهد ما باید کلید راه حل را در کشور خود دسته جمعی جستجو نمائیم آگاهان سیاسی میدانند که امروز ما در وضعیت سیاسی نهایت پیچیده ئی قرار داریم و طبیعی است که دگرگونی ها و بهبود اوضاع از ما درایت و آگاهی بیشتری میخواهد با رویا روی یا چنین مشکلات نیاز به نگرش و شیوه های نوین که بر اساس تیوری مصالحه و به هم گیرائی استوار باشد اشد نیاز داریم پاسخ مثبت به این دشواریها پویا وریشه یی بوده اما متأسفانه یک تعداد دست اندر کاران لشکری و کشوری ما تا هنوز این حقیقت را درک نکرده اند اصلی آشفتگی های زندگی سیاسی ما بدلیل این است که قضایا را تا ژرف نمی شگافیم و به راه حل آن به خارجی ها پناه می بریم چقدر خوب است که تجزیه و تحلیل مشکلات اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را خود علاجی کنیم و در رفع آن در یک صف واحد بکوشیم ما بعد از تجارب تلخ گذشته از سالها تجارب و آزمودن ها در یافتیم که تا چه وقت متکی به بیگانگان در حرکت بود اتکا به بیگانگان هرگز ما را به سرمنزل مقصد نمیرساند بلکه به نظر ما تکیه بر ملت ، به مردم راه بهتری و درستری است ما از بیگانگان از نیرو و ارزشمندی کار شان بخاطر صلح و امنیت و بازسازی کمک بگیریم و این فرصت طلائی را از دست ندهیم اما طراح و سازندگان پلان های امروز و فردای وطن خود ، خود باشیم. باید همه سیاسیون ما بدانند و باور داشته باشند که مردم افغانستان طرفدار یک سیاست معتدل و معقول اند نه چپ افراطی و نه راست افراطی بعد ازین در این کشور جای پای دارد .
3
وحدت و یک پارچگی تمام نیروهای ملی و مردمی میتواند صفیر گلوله های موجود را در افغانستان خاموش سازد در غیر آن در آینده های نه چندان دور حوادثی را تماشاگر خواهیم بود که تا هنوز به ذهن ما خطور نمی کند کسانیکه با وجدان آگاه به نزد خدا و ملت در شرایط موجود احساس مسئولیت میکند این را خوب میدانند که منافع ملی و کشور از منافع حزبی و تنظیمی قومی و قبیله ئی ، زبانی و نژادی هزاران مرتبه فراتر مقدمتر و بزرگتر است هیچ حزبی و اندیشه ئی اهمیت بیشتری از مردم افغانستان به نزد ما باید نداشته باشد .
| 6 Nov 2008 - [0:30] | هوشــــدار! |
احمدسعیدی
هوشــــدار!
این نوشته هوشداریست برای کسانیکه غیر مسئولانه قلم فرسائی میکنند واز زبان پاک قلم برای خود آدرس نا پاک قوم پرستی وسمت گرائی را رقم میزنند.در هیچ کشور دنیا آنچه وحدت ملی وسلامت اجتماعی یک کشور را مخدوش کند آزادی بیان ودموکراسی گفته نمیشود اما، ما افغانها دموکراسی وآزادی بیان را مانند سائر ارزش ها بد نام ساخته ایم .مدعیان دموکراسی که این شعار از غرب وبه لطف امریکا وارد کشور ساخته اند باید بدانند که دموکراسی به مفهوم احترام به ارزشهاست در سایه این ارزش میتواند شخص با استعداد و ودانشمند بدون تکیه به اکثریت قومی به زعامت کشور چون آمریکا برسد اینکه سیاستمداران ما می آموزند ویا خیر مربوط بخود شان است.نویسندگانیکه نه آدرس دارند ونه هم نماینده کدام قوم وسمت اند بیشتر به این مسائل دامن میزنند.باید گفت که این نویسندگان نماینده هیچ یکی از اقوام شریف افغانستان نیستند و ایشان شیوه تفرقه افگنی را دنبال میکنند.
روایت های دینی وتاریخی بیانگر این واقعیت است که ساکنان زمین نسبت قانون شکنی، خود سری وبد عهدی به عذاب های گوناگون مبتلا شده اند گویا این انسانها در دنیا هم جزای أعمال خودرا می بینند وذایقه تلخ ومرگبارنتائج دعمال شا نرا می چشند. به ادامه چندین دهه مصیبت در شرائط کنونی مردم وکشور ما نیز به مصیبت های گرفتار است که هیچ یکی از اقوام وملل دنیا به آن دچار نگردیده اند.مثلا قتل وکشتار بیرحمانه دولتمردان، چندین دهه جنگ های داخلی خانمان سوز ،ویرانی وتباهی شهر ها ، بذر تخم نفاق وشقاق، در هم شکستن اقتصاد وشیرازۀ زندگی، شیوع قحطی وتنگدستی، ظهور خلفاء وامرین سنگدل وبی رحم نسبت برعیت، اشاعۀ فرهنگ انفجار وانتحار در بین مردمان ملکی شهادت نماز گذاران در محراب مسجد ، سر بریدن انسانهای بیگناه فروش اطفال کشیدن چشمها،اختطاف وآدم ربائی، تجاوزات جنسی آن هم بالای اطفال خورد سن که درهیچ گوشۀ از دنیا نظیر ندارد،دزدی وسرقت که عرف روز است.این ها همه عذاب های اند که بالای ملت افغانستان نازل گردیده است این عذاب دنیاست وبدون شک عذاب آخرت سنگین تر است. .ملت افغان در دوام این همه ناگواری ها در حال استقبال عذاب درد ناک وخطر ناک دیگری اند که میشود آنرا رأس تمام عذاب ها خواند وآن عبارت از نفاق وشقاق واختلافات درونی است که انواع عذاب های دیگر را ومصیبت هارا در پی دارد.
موارد که در بالا ذکر شد همه واقعیت های انکار نا پذیر اند که همه روزه با چشمان خیره تماشاه گر صحنه های دلخراش وعبرتناک ازین قبیل عذاب ها هستیم،با دریغ وافسوس فراوان که عدۀ از روشنفکران وقلم بدستان کشور مقدمات نزول عذاب خطر ناکتر ومدهش تر را پی ریز یمکینند واین عذاب زاده زبانه خامه نویسندگان کج نگار است که به عصبیت ها وگروه های قومی افتخار وافغانستان را به یک بحران بزرگ دیگر مواجه میسازند.من درین نوشته نسبت به این شعار ها و طرز نویسندگی در مطبوعات وعواقب خطر ناک آن به همه ملت هوشدار میدهم وآنعده کسانی را که با زبان وقلم در پی جناح بندی های قومی در افغانستان اند مسببین نزول عذاب بر کل ملت ومردم میخوانم.از عذاب خدا که عام وخاص را به هم می پیچاند بترسید. چون عذاب دنیا خشک وتر را یکجا میسوزاند.چون کسانی که ساکت اند ومهر سکوت بر
نفاق بد ترین عذاب: در روایت ها ی دینی خصوصا در قرآن نفاق از شرک بد تر خوانده شده است ،چنانچه حضرت هارون ع بجواب حضرت موسی پیغمبر گفت من اجازه دادم مردم مشرک شوند بخاطریکه از تفرقه بین بنی اسرائیل میترسیدم.در حالیکه شرک گناه غیر قابل آمرزش است اما نقاق گناه نه که مطلقا مجازات است. هر قومی به نفاق مبتلا میشود مستقیما زهر عذاب را می چشد.بر تری نژادی نه در ادیان مشروعیت دارد نه در عرف ونه هم در محیط قوانین جاه دارد بناء کسانیکه شعار بر تری قومی ونژادی را سر میدهند مردمان فرا دینی وفرا قانونی اند که به هیچ یکی از موازین واصول دینی وفطری التزام ندارند وبد ترین موجودات روی زمین اند.وبر تری خواهی ریشه در ذات شیطان دارد.
قومیت در هیچ آئین ارزش نیست: این مسئله را دوستان خواننده خصوصا علماء وروحانیون بیشتر از من میدانند که خداوند انسانها را قوم و قبیله ساخت تا وسیله شناخت شان باشد ورنه معیار بر تری تقوی وپر هیز گاری صداقت و خویشتنداریست. نویسندگان عزیز! ما در محدودۀ جغرافیائی یک کشوری چون افغانستان به مثابۀ یک ملتیم آن هم ملتی اسیر در پنجه حوادث ناگوار اگر متحدا با آفت نفاق مبارزه نکنیم همه ما طعمه دشمنان خود میشویم.قومیت وقبیله گرائی از منظر دین مردود واز لحاظ معیار های انسانی وبشری غیر قابل قبول است وهیچ کس بخاطر قومیت از مجازات الهی نجات نیافته است.بیائید ما وشما فرزند وطن واحد افغانستان شویم وفریب دشمنان خارجی وشیاطین داخلی را نخوریم. مردم ما به هرزبان که تکلم میکنند در مجموع افغان اند.بیائید پشتورا بدانیم فارسی را بدانیم ازبکی وبلوچی وپشه ای ونورستانی وترکی همه را بدانیم .به هر زبانیکه عدۀ از هموطنان ما تکلم میکنند ارج بگذاریم.من زبان پشتورا دوست دارم بخاطریکه هموطنانم که با لهجه شرین این زبان صحبت میکنند دوست دارم. من فارسی دری را دوست دارم بخاطر هموطنانم به آن تکلم میکنند وزبان شرینی است.علامه اقبال لاهوری هم سروده{ گرچه هندی در شرینی شکر است * طرز گفتار دری شرینتر است.} به همین تر تیب بخاطر احترام به هموطنانم به همه زبانهائیکه ایشان تکلم میکنند احترام دارم. واگر من بز بان بلوچی ارج نگذارم معنی اش این است که من به بلوچ ها ارزش قائل نیستم.باز هم خوشحالیم که در کشور ما بجای یک زبان دوزبان رسمی است که بسیار زیاد است ورنه یک زبان کافی بود و باید به رسمی شان زبان های دیگر تأکید صورت نگیرد که مشکلات فراوان را ببار میاورد ولی هر کس در مجحیط زیست وجائیکه مرذدم بیشتر به همان زبان تکلم میکند من حیث زبان محلی باید آزاد باشد.
زبان نه دلیل قومیت است ونه سند بر تری: زبان وسیله افهام وتفهیم است وخوب است ما به زبانهای مختلف افغانستان آشنا با شیم تا یکدیگر را خوب در ک کنیم.وصحبت به یک زبان بمعنی وابستگی قومی نیست زبان هنر است خصوصا زبانهای داخل کشور چه خوب است که ما از بکی را بدانیم بلوچی وپشه ای ونورستانی را به فهمیم وبه پشتو وفارسی یکسان صحبت کنیم با این کار دانش ما بالا میرود وبر معنویت ما افزوده میشود وتعصب در براب هر زبان به مفهوم تعصب با دانش وفرا گیری است.به همه حال آموختن همه زبانها هنر است ولذت خودرا دارد. توهین بزبانها توهین به ملت ومردم وأهل آن است باید درین زمینه نهایت محطاط بود . اگر من بلوچ های کشورم را احترام دارم باید بزبان ولهجه شان نیز ارج بگذارم...اما درین روز ها که بازار سایت های انتر نتی ویا مطبوعات لجام گسیخته گرم است.نویسندگان با مسئولیت گریز ی با نوشتن کلیمات إهانت آمیز نسبت به اقوام ساکن کشور در پی نفاق افگنی بر آمده اند.نفاق وتفرقه، مرضیکه بد ترین مرض هاست وعواقب آن نهایت غمبار است. اگر این کاروان بی مهار همچنان در حرکت باشد راه آن در چاه واثرات آن نهایت فراهگیر بوده طوریکه خشک وتر را یکجا می سوزاند.
آخرین چانس: بعد از سال 2001 که جامعه جهانی به افغانستان رو آورد آخرین چانس را بدسترس افغانها قرار داد طوریکه بیشترین کمک های نقدی وبشر دوستانه را بدسترس افغانها قرار دادند وافغانها وارد خانواده جهان نیز گردیدند حال اگر خدای نا خواسته کشور های دنیا افغانستان را ترک واین مردم را که به انواع گوناگون طور بالقوه آماده جنگ اند بخود رها کند دیگر پوست در بدن این ملت باقی نخواهد ماند.همه بجان یکدیگر بنام سمت وقوم ونژاد واندیشه تاریک دندان تیز کرده اند ولی نیروها ی خارجی در بین شان حائل است .اگر امروز خارجی ها افغانستان را تر ک گویند دیگر افغانستان بحالت بد تر از دهه نود بر میگردد.که جنگ های تنظمی وآشوب طالبی چون خاطره نیک از زبان به زبان نقل خواهد شد.من من حیث فرد مؤمن بخدا ومتعهد بوطنم وظیفه خود میدانم تا همه نویسندگان کشور را از عواقب خطر ناک قوم گرائی وسمت پرستی هوشدار دهم وهمه را به برادری وبرابری فرا خوانم وامید وارم همه نویسندگان درین راستا ادای مسئولیت نمایند. خداوند توفیق دهد ..آمین
| 12 Oct 2008 - [16:38] | سياست هاي ناعاقبت انديشانه بحران زايي كرده اند |
احمد سعيدي
سياست هاي ناعاقبت انديشانه بحران زايي كرده اند
محمد منصوريان
تغييرات اخير در پاكستان و تاثيرات آن در افغانستان از موضوعاتي داغ در رسانه هاي افغانستان و منطقه اند. بدين منظور گفت و گويي انجام داده ايم با آقاي احمد سعيدي كار شناس مسايل منطقه يي و ديپلومات سابق در پاكستان.
س: شما با مطالعات و ديدگاه هايي که در مورد پاکستان داريد اوضاع آن كشور را در شرايط موجود چگونه ارزيابي مي کنيد؟
سعيدي: پاکستان به طرف بحران روان است. بحراني که به زودي تمام پاکستان را فرا خواهد گرفت. بحراني که عامل اساسي اش زمام داران و حكام نظامي آن كشور و اداره آي اس آي است. بحراني که در طول سه دهه به خاطر افغانستان و کشمير و هندوستان و منطقه، بنيان گذاري شده و حالا انکشاف کرده و دامنگير خود پاکستان شده است.
به باور من حکومت فعلي پاکستان که يک حکومت ملکي است، به هيچ صورت توان آن را ندارد که از اين بحران جلوگيري کند. مشکل داخلي پاکستان را نبايد تنها پاکستاني فکر کرد، بلکه اين مشکل منطقه يي و فرا منطقه يي است.
بدون اين که جامعه جهاني و کشورهاي همسايه با هم به يک نتيجه منطقي برسند و با استراتيژي معين و مشخص براي حل بحران موجود و مبارزه با تروريزم، يک جا شوند، راه ديگري نيست.
من باور دارم كه در صورت دوام اين بحران، در مدت زمان کوتاه در جغرافياي پاکستان تغيير به وجود مي آيد و جلوگيري از اين بحران در توان پاکستان و آقاي آصف علي زرداري رئيس جمهور و سيد يوسف رضا گيلاني نخست وزير نيست.
س: شما چه فکر مي کنيد که آي اس آي با ايجاد تشنج، پاکستان را به نابودي سوق نمي دهد و اين همان چيزي نيست که خود شان از آن هراس دارند؟
سعيدي: از شصت سال به اين طرف كه از عمر پر ماجراي پاكستان مي گذرد، سي وهفت سال حکومت نظامي براين كشور مسلط بوده، اشخاص و افرادي نظامي گري مانند جنرال غلام محمد، مار شال ايوب، جنرال يحيي، خواجه نظام الدين، جنرال ضياء الحق و جنرال مشرف بوده و در اين مدت 18 مرتبه تغيير در قانون اساسي اين كشور آمده و هر کسي کوشش کرده است که از اين تغييرات به نفع خود استفاده کند.
بنابراين اداره آي اس آي به خاطر بربادي افغانستان و تسلط بر کشمير ايجاد شده است و بنياد گرايي در اداره آي اس آي اوج گرفته است و ارتش پاکستان هم به همين طرف سوق داده شده است.
به عقيده من تازماني که در استخبارات پاکستان و ارتش پاکستان يک تصفيه همه جانبه صورت نگيرد اين بحران مهار نمي شود. از طرف ديگر همه مي دانند که پروژه طالب يک پروژه امريکايي بوده و طراحي طالبان امريکايي ها بودند، امداد مالي آن را عربستان سعودي و کشورهاي خليج مي کردند و تمثيل کننده و گرداننده اش پاکستاني ها بودند. استراتيژي اين پروژه را انگليس ها سمت دهي مي كردند، بنا براين مهار آن ها بسيار مشکل است و از جانب ديگر براي اهداف درازمدتي که امريکا در منطقه دارد، علاقه مندي وجود ندارد که با يک استراتيژي مشخص به زودي اين تشنج خاموش شود و صلح در منطقه حکم فرما شود.
به خاطري که امريکا بايد بر نفت و گاز منطقه کنترول داشته باشد، بايد بنيادگرايي از کشورهاي عربي به کشورهاي آسياي ميانه انتقال يابد تا براي روسيه مشکل ايجاد شود. محاصره سياسي و اقتصادي ايران تنگ تر شود و بالاخره دامنه بحران كسترش يابد تا امريکا به آرامي مطابق ميل خويش بر آن مديريت کند. س: آقاي سعيدي آيا امريکايي ها براي حضور خود در منطقه مي خواهند اين جنگ را تداوم بخشند؟ نظر تان را در اين باره مشخص تر بگوييد.
سعيدي: در گذشته جنگ ها ايديولوژي بود، قومي بود، اما حالا جنگ ها بنيه اقتصادي دارد، بنابراين غرب براي دست يافتن به منبع طبيعي نيازمند يك تداوم در گيري ها در اين منطقه اند.
س: به نظر شما تحولات کنوني پاکستان چه تأثيراتي را بر افغانستان مي تواند داشته باشد؟
سعيدي: من دوام حکومت ملکي پاکستان را دراز مدت نمي بينم به خاطري که آقاي زرداري نه شخصيت سياسي است، نه فرهنگي و نه تجربه اي در سياست دارد و همچنين سابقه شفاف ندارد و به فساد اداري هم متهم است.
از طرف ديگر نوازشريف رهبرمسلم ليك (ن)، مهره انگليس است و عربستان و انگليس هر دو به نواز شريف تکيه دارند و در عين حال نوازشريف با پروژه طالب سازي (طالباي زيشن) موافق است چون انديشه انگليس اين است که پروژه طالب بايد موفق شود.
بنابراين من به هيچ صورت باور ندارم که رئيس جمهور زرداري، صدراعظم گيلاني، وزير خارجه قريشي، وزير دفاع احمدمختار و وزير خزانه نويد قمر، وزير اطلاعات شيري رحمن، رئيس پار لمان داكتر فهميده ميرزا و اکثر اعضاي بلند پايه فقط ازحزب مردم پاكستان باشد و نوازشريف اين را تحمل کند.
بياييد اين را بپذيريم بحران امنيتي افغانستان تنها از جانب پاكستان نيست. افغانستان به بحران عدم اعتماد، بحران اقتصادي، بحران سياسي، و بحران امنيتي، و موادمخدر، فساد اداري وقوم گرايي نيز دچار است. عوامل ناامني ها و بي بند و باري ها در افغانستان را اگر همه جانبه بيرون مرزي بدانيم، اشتباه مي کنيم. زيرا 30 – 40 فيصد اين نا به ساماني ها بيروني اند.
ومداخله كشور هاي همسايه به خصوص پاکستان، و از طرف ديگر استراتيژي غلط قوت هاي خارجي در افغانستان حاکميت ضعيف و مديريت ناكاراي حاكميت، نبود گوش ناشنواي حاکميت در برابر داد و فغان مردم، همه يک جا شده و چنين بحراني را به وجود آورده اند، كه خارج شدن از آن بسيار دشوار است و نبايد خوشبينانه قضاوت كنيم كه مداخلات از سرحدات افغانستان بند مي شود.
س: چنانچه شما قبلاً اشاره کرديد، تغييراتي در ISI آورده شد به نظر شما اين محدوديت ها در چه مقياسي خواهد بود، آيا در حد حرف و شعار است يا مبناي عملي هم دارد؟
سعيدي: اول از همه بايد بدانيم که ISI محدود نشده و تنها رئيس ISI نعيم تاج فرمانده يک قول اردو شده و به جاي آن احمد شجاع پادشاه به حيث رئيس ISI مقرر شده است. ISI که تعداد مجموعي نفرات آن از يک صد و شصت هزار تن مي گذرد با تبديلي رئيس اداره چه کرده مي تواند؟
ISI که توانسته است در داخل پاکستان بيشتر از 72 حزب جهادي ايجاد کند، مانند جيش محمد، سپاه صحابه، جمعيت العلما اسلام، سرفرذوشان اسلام ، البدر و.. به همين لحاظ ISI بسيار وقت کار دارد تا در آن خانه تكاني همه جانبه صورت گيرد.
از جانب ديگر حکومت ملکي پاکستان توان اين را ندارد که ISI را مهار کند به خاطري که چهار امر مهم در پاکستان هيچ وقت مربوط حکومت ملکي پاکستان نمي شود.
1. سلاح اتمي پاکستان
2. سياست گذاري ها در مسائل افغانستان
3. بودجه و تشکيل ISI و ارتش پاکستان
4. تصميم گيري ها در مورد كشمير. همين حالا رئيس جمهور پاکستان تشکيل ISI را نمي داند و حق هم ندارد که بفهمد. ISI هر آنچه که بخواهد در قسمت افغانستان و کشمير انجام مي دهد و تا زماني که پرونده افغانستان و کشمير در ISI به وزارت خارجه پاکستان نرود ما هيچ اميدواري نداريم و نمي خواهيم خوش باور باشيم.
س: شما گفتيد که صلاحيت هاي ISI تا اين حد نامحدود است، بيرون از حوزه افغانستان و کشمير و هند در کدام کشورهاي ديگر اين سازمان فعاليت دارد؟
سعيدي: ISI حالا در کشورهاي آسياي ميانه و کشورهاي خليج هم دست و پا مي زند؛ اما توجه بيشتر اين سازمان در افغانستان و کشمير است و به خصوص در اين سال هاي اخير در افغانستان. زيرا پاکستان به هيچ وجهه افغانستان امن و مقتدر را به نفع خود نمي داند چون از روزي که پاکستان ايجاد شده بر اساس يک اصول ايجاد نشده به نام مسلمان و کفر از يکديگر جدا شده است. پاکستان استراتيژي خود را براي جلب منافع در تشنج بيشتر مي يابد.
سال ها ما شعار پشتونستان را سرداديم اما پاکستان از آن منفعت مي برد، به خاطر جهاد افغانستان، ميليون ها دالر به پاکستان سرازير شد.
طالب ها که پيدا شد باز هم پاکستان بهره برداري کرد. و حالا هم طي يک سال گذشته امريکا شش صد ميليارد دالر به پاکستان کمک کرده است. هواپيماهاي F16 را امريکا به پاکستان داده است.
همين چند روز پيش در کنفرانس ملل متحد که حامد کرزي هم حضور نداشت، کشورهاي «لابي»(حمايت كننده) براي پاکستان ايجاد شد. يعني امريکا، انگليس، ايتاليا، جرمني فرانسه و يکي دو کشور ديگر توافق نمودند که اجماعي را تشکيل دهند تا پاکستان را کمک کنند. و يک هفته بعد اين کشورها در شارجه جلسه دارند و پس از آن کمک ها به پاکستان سرازير مي شود و افغانستان در حاشيه قرار مي گيرد.
س: علت اين کمک ها و تمرکز به پاکستان چه است؟
سعيدي: علت اساسي اين است که امريکا بعد از سقوط شاه ايران که ژاندارم منطقه بود، براي سياست گذاري هاي انگليس و امريکا، به ژاندارم ديگر در منطقه ضرورت داشتند و از 30 – 40 سال به اين طرف پاکستان به حيث ژاندارم ديگر در آمده است.
پاکستان سلاح اتمي دارد، شش صد و شصت هزار ارتش دارد، يک صد و شصت و دو ميليون نفوس دارد، در گذشته از لحاظ اقتصادي تقريباً خودکفا بوده بنابر اين با همچو کشوري که سياست هاي امريکا را تطبيق کند، امريکا به آن ضرورت دارد.
امريکا در موجوديت کشورهاي چون روسيه و چين و ايران به پاکستان نياز دارد و علاقه ندارد که پاکستان را فشار دهد چون در آن صورت چه کسي مي تواند جاي گزين پاکستان شود و از جانب ديگر در صورت تشديد فشار، پيمان شانگهاي که روسيه و چين هر دو از اعضاي اين سازمان اندو سلاح اتمي دارند برجسته مي شود و اگر پاکستان هم به آن ها بپيوندد پاي امريکا در اين منطقه براي هميشه قطع خواهد شد.
از جانب ديگر از روزي که امريکا به افغانستان آمده ضرورت به راه اکمالاتي داشته است که دره خيبر است. اگر پاکستان راه اکمالات امريکا را قطع کند، روسيه هم چندان راه اکمالات را ندهد امريکا از کجا اکمالات کند؛ بنابر اين دست امريکا زير سنگ است و با همه جنايت ها و مداخلات پاکستان حوصله مي کند و پاکستان را حمايت مي کند.
س: اگر شما اين مسأله را واضح تر سازيد که ISI در کشورهاي خليج و آسياي ميانه دنبال چه مي گردد؟ سعيدي: دنبال منافع امريکا است.
ISI از سال 1948 تا 1955 توسط افسران انگليس رهبري مي شد؛ و بعداً افسران پاکستاني رهبري اين سازمان را به عهده گرفتند و قانون در (آي اس آي) اين است که تا کسي دگرجنرال و استرجنرال نباشد نمي تواند رئيس اين سازمان شود. بنابراين اين ساز مان براي تأمين منافع امريکا در ديگر کشورها خيلي بهتر عمل مي کند و با FBI (اف بي آي) و ديگر ادارات استخباراتي امريکا خيلي روابط خوب دارد.
س: با در نظر داشت اين که قدرت ها مي خواهند تشنج در افغانستان وجود داشته باشد، به نظر شما يک راهکار موثر و عملي براي قطع مداخلات پاکستان در امور داخلي افغانستان چه است؟ سعيدي: به صورت کل سياست هاي غلط و دورويه را غربي ها بايد كنار بگذارند.
يعني امريکا و انگليس نبايد به گونه اي عمل کنند که دزد را بگويند هشيار باش و صاحب خانه را بگويند بيدار. سه سال مي شود افغانستان با امريكا طرح استراتيژي را امضا کرده ا ست. اين طرح سه ماده داشت: امنيت، انکشاف، و حکومت داري خوب. اما نه از امنيت خبري است و نه از انکشاف و نه از حكومت داري خوب. از همان روزي که ما اين طرح را امضا کرديم همه چيز بدتر شده است و ما هيچ دستاوردي نداريم.
از جانب ديگر سياست هاي خارجي هم غلط بوده است. ما در افغانستان ضرورت داريم که نخست روابط ما با کشورهاي همسايه تامين باشد، بعد با کشورهاي منطقه و سپس با کشورهاي اسلامي و پس از آن فرا منطقه يي. اما اشتباه ما اين است که اول استراتيژي فرا منطقه يي را با امريکا امضا مي کنيم، که اين امر باعث شده ايران، پاکستان و روسيه و كشور هاي منطقه آزرده شوند و حق هم دارند که سياست هاي غلط ما را انتقاد کنند.
از طرف ديگر کشورهاي که مي گويند ما به خاطر تروريزم به اين جا آمده ايم. اول تر از همه تروريزم تعريف نشده است. آيا کسي كه مخالف امريکا باشد آن را تروريست بگوييم، نه. بنابر اين ما بايد تروريزم را تعريف کنيم که تروريست چي است، در کجا است و چي اهدافي دارد؟ کشورهاي که به نام مبارزه با تروريزم آمده اند بايد استراتيژي واحد بسازند، ما را در حکومت داري کمک کنند و آنگاه مي توان اميدوار بود تا مداخله پاکستان و ديگر کشورها در امور افغانستان قطع شود – بنابراين به يک استراتيژي واحد، دقيق و علمي ضرورت است.
س: شخص رئيس جمهور دو سال پيش گفت که بعضي از وزرا و اشخاص معتبر، جاسوس پاکستان اند، اما بعداً نخواست و يا جرأت نکرد که افشا کند؟
سعيدي: امروزممكن يک تعداد مهره هاي سازمان استحباراتي در کابينه باشند، در درون کابينه و درون دولت استخبارات پاکستان نفوذ دارد و هر لحظه از احوال افغانستان آگاه مي شوند.
زماني که من در پاکستان به عنوان ديپلومات ايفاي وظيفه مي کردم به کسي که نامش وحيد است و در پاکستان خبرنگار بود، گفتم که: من کتابي را خوانده بودم که کسي که در يک کشور ديپلومات باشد، کشور ميزبان کوشش مي کند به هر نحوي ممکن با او تماس بگيرد، يا رشوت به او بدهد يا چيز ديگر را که از او بتواند اطلاعات به دست آورد. اما دو سال مي شود من در اين جا هستم و هيچ پاکستاني با من تماس نگرفت يا از من هراس دارند يا طور ديگر؟. او گفت: به تو ضرورت نيست.
تو يک ديپلومات عادي هستي، پاکستان در داخل کابينه ات راه دارد. به تو چي ضرورت است. چندي قبل يکي از وزيران كابينه موجود به من گفت که چه لازم است که تو هر روز عليه پاکستان گپ مي زني؟ سياست هايش را تشريح مي کني، بدون شک که اين دولت سقوط مي کند و ما و شما باز هم به پاکستان محتاج مي شويم و پس به پاکستان مي رويم. «در صورتي که مقامات عالي بخواهند من نام اين وزير را خواهم گرفت»
س: نشست هاي چون جرگه امن منطقه ي تا چه حد مي توانند موثر و کارساز باشند؟ سعيدي: به هيچ نوع خوشبين نيستم. يک سال پيش به نام جرگه امن، پول هاي کلان مصرف شد. موترها خريداري شد و دفتر گرفته شد و مردمان زيادي معاش هاي گزاف گرفتند، اما به باور من سياست هاي قبيله گرايي کشور را به سر منزل مقصود نمي رساند.
چون از يک طرف سران قبايل ديگر قدرت ندارند و جاي شان را ملا و مدرسه گرفته است، به طور مثال اسفنديار ولي خان رهبر نشنل عوامي پارتي که خود را دوست افغانستان مي گيرد و از جانب ديگر حزب او در پشاور حکومت مي کند، و از جانب ديگر بالاي نواسه غفارخان که يکي از رهبران پشتون ها است در داخل منزلش حمله انتحاري کردند او چي کمکي کرده مي تواند؟
افضل خان لا لاكه يكي از سران قبايل است مورد حمله قرار گرفت و زخمي شد بالاي اعظم خان هوتي پدر حيدر خان هوتي وزير اعلاي صوبه سرحد فير راكت صورت گرفت، بالاي آفتاب احمد خان شير پاو حمله انتحاري شد. افراسياب ختک که از مهره هاي اساسي پشتون ها است بالاي او هم حمله انتحاري شد بنابر اين مي شود تعدادي از دو طرف بيايند و چند روز اين طرف و چند روز آن طرف باشند.
اين نشست ها مشکلي را حل نمي کند، چون اين مشکل دو طرف، ديورند نيست بلکه مشکل، منطقه يي و جهاني است.
حالا قرن 21 است و ما بايد طرف تمدن، همگرايي و مدنيت برويم. اگر ما قبيله و قبيله گرايي را سر از نو رشد بدهيم يک کار نامعقول است.
س: با برداشت از صحبت هاي شما افغانستان قرباني سياست هاي امريکا است و در واقع پاکستان است که از هر تحولي کمال استفاده را مي کند، پس به نظر شما نقش دولت و ملت افغانستان چي است که حد اقل براي بقاي خود کاري انجام دهند.
سعيدي: متأسفانه افغانستان به يک کشتي شکسته تبديل شده است. به يک ملاح زبردست، مبتکر که توان بيرون کشيدن اين کشتي از ميان طوفان را داشته باشد ضرورت دارد. اميدواريم بعد از انتخابات ناخدايي که بتواند اين کشتي شکسته را نجات دهد به صحنه بيايد. اما آن چه قابل تأسف است بي تفاوتي و خاموشي اکثريت ملت افغانستان است که فقط تماشاگر وقايع و حوادث اند.
اميدواريم کساني که در اين چند سال اين کشتي را طرف غرق شدن سوق داده اند، از اين به بعد نقشي در سياست گذاري ها نداشته باشد و به گوشه عزلت بروند.
س: شما نقش انگليس را در افغانستان چگونه ارزيابي مي کنيد؟
سعيدي: شکستي را که در 1919 انگليس ها از افغان ها خوردند تا هنوز آن را فراموش نکرده اند. و حالا مي خواهند به نحوي از مردم افغانستان انتقام بگيرند.
از جانب ديگر امريکا در سياست گذاري هاي خود سيستم يک قطبي را ايجاد کرده است که در خفا و زير پرده انگليس با سياست هاي امريکا در منطقه مخالف است و نمي خواهد امريكا پيروز شود. و تلاش مي کند تا يک بار ديگر امريکا به سياست هاي انگليس رجوع کند و انگليس توسط مزدوران پاکستاني سياست خود را بالاي مردم افغانستان تطبيق کند.
انگليس هميشه به امريکا توصيه مي کند که سياست هايي را که در افغانستان بازي مي کني، از طريق ISI بازي کن، از طريق ما بازي کن، نه مستقل.
س: اظهارات مقامات انگليس در افغانستان و تغييرات 180 درجه آن ها در قبال مبارزه با تروريزم از کجا نشأت مي گيرد؟ سعيدي: اول تر از همه بايد سفير يک کشور در کشور ديگر مسئولانه صحبت کند. من انتظار داشتم که وزارت خارجه افغانستان سفير انگلستان را احضار مي كرد و او را به اساس اظهاراتش مورد پرسش قرار مي داد؛ اما متأسفانه وزارت خارجه يا جرأت نه نمودند، يا اصلاً درک اين را نداشتند که چنين کاري را بکنند.
از طرف ديگر دگرمن سمنت، يکي از فرماندهان انگليس نيزگفته است كه به هيچ صورت امکان ندارد که ما بر تروريزم به صورت قاطع پيروز شويم بلکه مي خواهيم به شکل نورمال و نيم بند اين وضعيت را نگاه کنيم.
اين اشاره اي است به زمام داران افغانستان که مي گويند هر چه کي مي کنيد به زودي بايد با طالبان پيوند برقرار کنيد و سيستم قبيله گرايي و بنيادگرايي را رُشد بدهيد و طالبان را در اين حاکميت شريک کنيد و در غير آن ما با شما نيستيم.
در حقيقت اين اظهارات هم هشداري به حکومت افغانستان است و هم به سياست گذاري هاي ما. اما اين که سياست گذاران ما اين اظهارات را جدي نمي گيرند و نمي گويند که شما چرا در کشور ما غيرمسئولانه صحبت مي کنيد.
س: آقاي سعيدي به عنوان آخرين سوال انتخابات سال آينده کشور تا چه حدي مي تواند شفاف و عادلانه باشد، چه گفتني داريد؟
سعيدي: کميسيون انتخابات فعاليت هايش را آغاز کرده است و مي گويد در ميزان سال آينده انتخابات برگزار مي شود، در حالي که مطابق قانون اساسي بايد در اوايل جوزا انتخابات برگزارگردد و از سوي ديگر كميسيون ادعا دارد كه ما با برخي از رهبران جهادي ورئيسان هر دو مجلس مشور ه كرديم، روي اين اصل انتخابات را از جوزا به ميزان مأكول نموديم، به نظر من به جز لويه جرگه هيچ کسي صلاحيت تغيير قانون اساسي را ندارد.
از جانب ديگر سه ماه پيش حکومت فيصله کرده که نظر به مشکلات امنيتي در کشور ما نمي توانيم سر شماري را اجرا کنيم و مردم را تذکره (شناسنامه) بدهيم. حالا مي گويند که انتخابات مي کنيم و به مردم کارت توزيع مي نماييم، پرسش اين جا است که وقتي بحران امنيتي طوري باشد که ما نتوانيم حتا شناسنامه به مردم بدهيم، پس چگونه کارت انتخابات توزيع مي کنيم. تشويش من در اين است که وقتي نفوس معلوم نباشد كه به چه تعداد مرد و زن استحقاق رأي دهي را پيدا مي کنند، انتخابات شفاف نخواهد بود.
مثلاً اگر سي ميليون کارت در صندوق ها ريخته شود، آيا سي ميليون نفر داريم؟ اگر يک ميليون کارت ريخته شود آيا يک ميليون نفوس داريم.
بنابر اين وقتي ما آمار دقيق نداشته باشيم انتخابات به هيچ صورت شفاف نيست. با ور من اين است كه شرايط در افغانستان و منطقه به طرفي در حركت است كه ما به وقت و زمان نه انتخابات را برگزار كرده مي توانيم و نه از شفافيت آن اطمينان داده مي توانيم.
| 12 Oct 2008 - [16:34] | آیا صلح با طالبان ممکن است؟ |
احمد ســعیدی
آیا صلح با طالبان ممکن است؟
طالبان مشارکت را نمی پذیرند.: برخی ها گمان میکنند مذاکره ومصالحه با طالبان راه را بسوی صلح وآشتی وامنیت کامل باز خواهد کرد فرضیه که قطعا عملی نیست .شناختی که من از طالبان دارم طالبان مشارکت سیاسی را نمی پذیرند ایشان اصول دموکراسی آزادی بیان وحقوق بشر را مقوله های م کفر آمیز می پندارند آنها نظام امارتی را می پذیرند امارت که فرمانش بعد از آیات قرآن قدسیت دارد وباید عملی شود.لذا طالبان طرفدار نظام دکتاتور قاطع زیر فرمان یک شخص بنام امیر اند وعدۀ گمان میکنند با تقسیم پست های دولتی طالبان تن به صلح وسازش میدهند حرفیکه تعبیر عملی ندارد.
طالبان سیستم را قبول ندارند: برخی گمان میکنند اگر پست های وزارت دفاع وداخله به طالبان تعلق گیرد ایشان در کنار دولت قرار میگیرند، نه خیر آنها میخواهند نظام وسیستم خودرا داشته باشند وتشکیلات هم به سیستم که خود شان میخواهند طالبان در مجموع سیستم فعلی را از بنیاد قبول ندارند، لذا در مسئله صلح ومذاکره با طالبان دادن امتیازات نسبی مطرح نیست، بلکه مسئله دادن اختیار کل مطرح است وباز هر کس بخواهد در پهلوی طالبان قرار گیرد با قبول شرلئط میتوانند در پهلوی ایشان قرار گیرند. همین حالا عدۀ زیاد در درون نظام طرفدار نظام به سیستم طالبان اند هر چند با غربی ها هم سر می جنبانند اما أهداف اصلی ایشان را طالبان بر آورده میسازند همان است که طالبان در جریان تمام فعالیت های طالبان قرار دارند.
شعار صلح با طالبان پدیده تازۀ نیست: این مسئله واقعیت دارد که هیئت دولت بریاست محترم عارف نورزی وعبدالقیوم کرزی ومولوی شینواری با مولانا فضل الرحمن وقاضی سمیع الحق آفتاب شیر پاو .نواز شریفا بنیان گذاران طالبان مهمان شاه عربستان سعودی بوده اند ونشاه عربستان سعودی نقطه نظر های دو طرف را گرفته است، اما مذاکرات اساسی بخاطر صلح صورت نگرفته چون تصمیم تلفیق وصلح را کسانی میگیرند که مجالس جدا گانه خواهند داشت فعلا صرف ملاحظات ودیدگاه ها طئر آفاقی مورد بر رسی قرار گرفته است واگر آمریکا وسعودی که تأ مین کننده منابع طالبان اند به این نتیجه رسیده باشند که سلسله خشونت در افغانستان قطع شود پس میتوان گفت که مهمانی ماه رمضان مهمانی خوبی بوده است. والا این تلاش نتیجه نخواهد داد.ز اواسط سال میلادی2007 تلاش های صلح و مذاکره با طالبان ویا به عبارت عام تر مخالفین دولت تب تاب بیشتر یافت هر کس از هر دریچه دست صلح بطرف طالبان دراز کرده است اما گاهی هم این داعیه از طرف طالبان وحکمتیار استقبال نشده است.
بتاریخ 8 اگست2007 مطبوعات داخلی وخارجی از احتمال مذاکره بین دولت ومخالفین خبر دادند که به تعقیب آن بتاریخ 10 سیپتمبر 2007 گفته شد طالبان بدون ذکر کدام پیشرط حاضر اند به هر سطح با نمایندگان دولت بر سر میز مذاکره بنشینند . .وسخنگوئی دولت هم مذاکره با طالبان را بدون پیش شرط پذیرفت، با گذشت بیست وچهار ساعت ازین هنگامه طالبان اعلان نمودند که ایشان بدون خروج بی قید وشرط نیروهای خارجی با دولت افغانستان مذاکره نخواهند کرد. این موقف گیری ضد ونقیض از زبان طالبان میرساند که در درون نظام کسانی هستند با راه انداختن این درامه های دروغین میخواهند نشان دهند طالبان آماده مذاکره اند اما دولت از موقع استفاده نمیکند..بتاریخ 23 سیپتمبر 2007 سخنگوئی دفتر نمایندگی ملل متحد در کابل هم إعلام نمود در نظر دارد از طریق دفاتر سیاسی خود وهمکاری بزرگان قومی در امر مذاکره با طالبان میانجی گری کند وبه تعقیب آن حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان حین باز گشت از سفر آمریکا وملاقات با جورج بوش در اولین کانفرانس مطبوعاتی از مذاکره با طالبان ومخالفین دولت سخن گفت واز حمایت امریکا وملل متحد ازین پروسه نیز اطمینان داد.حامد کرزی گام فرا تر برداشت وگفت اگر آدرس ملا عمر وحکمتیار را میداشت خود به دیدار ایشان میرفت اینکه این حرف تا چه حد شوخی ویا جدیست بمقام ریاست جمهوری ارتباط دارد...
صلح با حکمتیار ویا با حزب اسلامی: در بین حزب اسلامی شخصیت های خیلی خبیر دانشمند وبا کفایت وجود دارد که همین حالا شریان اداره دولت را در دست دارند از از کابینه شروع تا ولایات به ده ها تن أعضای سر شناس حزب اسلامی در دولت ایفای وظیفه میکنند لذا مشکل با حزب اسلامی نیست ومشکل باشخص حکمیتیار است که میخواهد برای شخص خود امتیاز بگیرد واگر تمام أعضای حزب اسلامی در دولت باشد وجای حکمتیار خالی باشد باز هم نظام از دیدگاه حکمتیار ناقص وغیر اسلامی است.حکمتیار علیه أعضای خود نیز به کودتا دست می زند چنانچه جلسه أعضای حزب اسلامی زیر خیمه لویه جرگه کودتای بود که به دستور حکمتیار علیه حزب اسلامی محترم خالد فاروقی به راه انداخته شده بود تا نشان دهند که أعضای حزب اسلامی شخص دیگری مثلا ار غندیوال را رئیس حزب در درون نظام تعین میکنند نه فاروقی را که با حکمتیار تفاهم ندارد .به همین تر تیب ده ها کودتای دیگر که حکمتیار در بین أعضای خود سازمان داده است. لذا اگر گستاخی نشود حکمتیار پدیده صلح وآشتی نیست حیات وزندگی آن با جنگ خشونت وخون ریزی گره خورده وتا زنده است به همین حالت ادامه میدهد.
* صلح وآشتی یک نیاز فطری وطبیعی انسانهاست هر انسان با إحساس صلح را در محیط زندگی خود یک امر طبیعی می پندارد، اما نباید فراموش کرد که با بعصی موجودات روی زمین صلح ممکن نیست ونمیتوان با کژدم ویا عقرب هم در صلح وآشتی زندگی کردمگر اینکه دمش را برید، چنانچه برخی طرف های در گیر در افغانستان خاصیت گژدم را دارند وطبیعتا با نیش زدن وزهر افگندن عادت کرده اند، گمان نمیکنم جامعه بشری با کشیدن دست نوازش بر سر این موجودات از شر دم زهر آگین شان در امان بماند
صلح ویا تسلیمی؟
صلح با طالب والقاعده وحکمتیار به مفهوم صلح با فرهنگ انتحار انفجار،صلح با پدیده سر بریدن افراد بیگناه وگروگان گیری زنان وکودکان وقتل عام مردم ملکی، قطاع الطریقی است.صلح با فرهنگ آتش زدن مکاتب مدارس وقتل علماء ونماز گذاران وصلح با فرهنگ بم گذاری در محراب ومسجد وبالأخیره صلح با دشمنان خدا اسلامیت وانسانیت میباشد.ایشان از طریق مطبوعات داو طلبانه مسئولیت قتل افراد ملکی وبیگناه را به عهده میگیرند و بر این أعمال افتخار میکند که شایسته وجدان هیچ موجودی در روی زمین نیست. دولت افغانستان ونهاد های مربوط به ملل متحد بجای محاکمه واژه مصالحه را در مقابل ایشان بکار می برند.
طالبان از کجا تمویل وتجهیز میشوند؟ آیا آمریکا وجامعه جهانی نمیدانند که طالبان از کجا تمویل میشوند.اگر از طرف ایادی ومتحدین آمریکا تمویل میشوند پس بهتر است آمریکا بازی موش وگربه را کنار بگذارد. واگر از طرف مخالفین آمریکا تقویه میشوند مانند ایران وسوریه وغیره پس بهتر است آمریکا شعار تهدید ایران وسوریه را کنار بگذارد وقتی آمریکا وناتو توانای مقابله با با گروه ها وافراد مورد حمایت مخالفین خودرا نداشته باشند پس چگونه میتوانند کشور های حامی تروریسم را سر کوب کنند ؟ واقعیت این است که آمریکا طرفدار ادامه جنگ وخون ریزی تا سر حد خسته شدن مردم اند اما نمیداند قومیکه از جنگ خسته نمکیشود افغانها اند ایشان هیچ زیر بنائی اقتصادی ندارند وتجارت شان تجارت جنگی ونظامی است وآمریکا درر محاسبه اش اشتباه میکند...
.
ور شکستگی اقتصادی ورسوای نظامی غرب در جنگ با طالبان : اگر جنگ ناکام وصلح نا ممکن باشد درانصورت گزینه تسلیمی با دشمن مطرح میگردد.خوف آن میرود که غرب با این همه ساز وبرگ نظامی به بهانه ورشکستگی اقتصادی روزی مانند روسها افغانستان را ترک ومردم را که زیر برنامه دی دی آر ودایک خلع سلاح نموده دست بسته تسلیم طالب والقاعده نماید وبار دیگر افغانستان را به جنگ خانمان سوز داخلی مبتلا سازد.این جنگ خیل یها خطر ناکتر وخانمان سوز تر از گذشته خواهد بود
نتیجه:این سر زمین سر زمین صلح وتسلیمی وآشتی نیست.جنگ با این شیوه در مقابل طالب والقاعده ناکام وصلح با این تمامیت خواهی نا ممکن است. جنگ دیگر داخلی در انتظار مردم ماست جنگ وحشتناکتر از گذشته .تاریح این سر زمین بخون جنگ های خانمان سوز داخلی رقم خورده است وسفیر بریطانیا هم در هفته گذشته اشاره داشت که در افغانستان یک حکومت دیکتاتور بکار است که منظورش طالبان بوده است.
| 30 Jan 2008 - [0:43] | فقط امیـــــــد باقیســـــت! |
احمد سعیدی
فقط امیـــــــد باقیســـــت!
تاريخ، آميزه اى از افكار، عقايد و آداب و رسوم در گستره زمان است و بيان واقعيات آن به واقع نگرى و روشن بينى نياز دارد. پرداختن به مقطعى از تاريخ بدون درك و شناخت واقعيات حاكم بر آن، كارى به دور از شيوه تحقيق بوده و پرداختن به تحلیل واقعيت ها و تحليل آن همراه با دخالت حبّ و بغض ها هم شيوه كم اثر است. تحليل تاريخ چند دهۀ کشور از اين روش ها به دور نمانده، و اين خط در منابع واقعه نگارى افغانستان معاصر قابل مشاهده است. در اين فضاى مشوّش و مه آلود نگارش حقایق، شناخت و تفكيك واقعيت ها از بافته ها و گره ها امرىیست نهایت دشوار و در عين حال ضروری.که ما هم در زمرۀ سائرین درین زمینه زبان خامه را بحکم واقعیت نگری بکار می بریم. اما آنچه راکه مینویسم همه میخوانند ولی عادت کرده که به آن عمل نکنند در این کشور شنیدن زیاد است عمل کردن هیچ.
افغانها از دیر زمانیست که حرکتهای افراطی ای چپی وراستی را به تجربه گرفته اند، حرکتهایی که نه بر اساس استراتیژی دوامدار ومشخص واندیشه وتفکر خاص بلکه بر اساس حب و بغض ها مؤقتی وریاست طلبی ها همواره با یک شکل وقیافه خاص تبارز نموده ودر هر مقطعی از تاریخ رنگ و مسیر عوض کرده اند،چه بسا که در تضاد با مسیر قبلی قدم بر داشته اند. پدید آمدن چنین جریانها و مجموعه ها در زمان جهاد وپس از آن از مثالهای بارز تاریخی کشور است وبه خصوص بعد از به وجود آمدن حکومت های مؤقت,انتقالی تا انتخابی تا امروز در افغانستان بازار بیشتر پیداکرده است و هننوز اکثریت شان مشغول سود جوئی اند و فریت کاری ها و خاک زدن ها به چشم ملت دوام دارد.
ملت هم در بحر حیرت وتعجب فرورفته و همواره این سؤال در اذهان عمومی خطور می کند که آیا رفتار و کردار قبلی این آقایون درست بوده یا مشی وسیاست فعلی شان ؟.!! اگر قبلا درست عمل می کرده اند پس حالا چرا از راه راست رو گردان شده ومسیرغلط را می پیمایند واگر امروز راه اصلی و وحقیقت را بر گزیده اند ، دیروزچرا مردم را با شعار های پر رنگ و لعاب اسلامی وگذاشتن ریش و فریب دادند وبزرگترین مصیبت هارا بر مردم خود روا داشتند .؟ گاهی بنام چپ ، گاهی بنام رات ، گاهی نکتائی و چپن و قبأ رنگارنگ اینها هنوز خود را سر قافله می دانند ملت را از خریده خود.
چنانچه گفته آمدیم ظهور ابن الوقتی و نرخ روز نان خوردن در عرصه سیاسی افغانستان چیز تازه ای نمی تواند باشد بلکه در گذشته ها هم روند همآهنگی وهمکاری مقطعی افکار متضاد به خاطرمصالح شخصی وجود داشته که درنهایت امربه تازه گی ها ریاکاره تر موزه پا کانه تر شده میرود چاپلوسان همه در بارها خود را وارث ملت میدانند بار ها دیده شده اکثر سیاسیون کشور بخاطر مصالح شخصی حاضر به چرخش یکصد وهشتاد درجه ای اند ،اما از إجرائی یک اقدام کوچک وچرخش ساده که تبلور از شهامت سیاسی، جرأت إخلاق إجتماعی ونشانه میهن دوستی وخدا پرستی است طرفه میروند !؟ وآن اینکه از طریق رسانه واطلاعات جمعی به پیشگاه ملت حاضر شوند واز گذشته که ایشان را از یکدیگر دور وآلۀ دست بیگانگان ساخته بود اظهار ندامت وپشیمانی نمایند واز آتشیکه بر سر ملت ریختند وایشان را بر خاکستر سیه روزی ها وبد بختی ها نشانند معذرت بخواهندو بگویند بشما خدمت کرده نتوانستیم دروغ گو بودیم اگر از مسئولین پرسیده شود که مشکل امنیتی به کجا خواهد رفت؟ بزرگترین شان نمیداند.
اگر گفته میشود وحدت ملی تأمین میگردد؟ میگویند ما به قدرت باشیم یقیناً.
آیا طرح نظام سیاسی مبنی بر عدالت اجتماعی بخصوص با موجودیت اختلاس ملیون ها دالر سرنوشت آن چه میشود؟ تیشه به ریشه نظام انتخابی نمی زند ، میزند.
واقعیت این است که اگر از کلی گوئی ومعادلات مجهول ومبهم بگذریم آهداف درازمدت و کوتاه مدت این دولت و سیاسیون معلوم نیست یا ما نمیدانیم؟ اگر درد ومصیبت بود وحدت ملی است این را میدانیم أعضای دولت قادر به حل این معضل نیستند چون عدۀ زیاد از مدعیان ملت داری در پهلوی شان قرار ندارد فاصله برفرسخ ها رسیده.
اگر هدف تأمین امنیت باشد این هم به نفع خود شان نیست بعضی ها نا امنی را دوام قدرت خود میدانند واز دیدگاه مردم می گریزند چون جواب ندارند.
اگر منظور دولت طرح شالوده های نظام سیاسی بر بنیاد عدالت اجتماعی ومشارکت ملی باشد, طرح مشخص در جهت نظام سازی وجود ندارد. واز طرف ملت تجارب نهایت تلخ از نظام سازی ونظامداری دارد بشمول نظام موجود و گذشته ها شرم آور دوران طالبان و دیگران .
دولت بخاطر اصلاح نظام در جهت کاهش فساد اداری ومنع تولید وترانسپورت مواد مخدر دست به مبارزات گسترده میزند بازهم این تلاش مرهون إعادۀ ثبات وتأمین امنیت در کشور نیست است که قبلا به آن اشاره شد چون شش سال هیچ ثمر نداشته.
هر حرکت سیاسی دلائل موجودیت ومسیر حرکت خودرا مشخص وویژه گی های ممیزۀ خودرا از دیگران بر جسته میسازد،اما طوریکه ملاحظه میگردد وضع موجود دولت نه خواستگاه استثنائی دارد ونه شاخص های که ملت را به آینده امیدوار بسازد.آنجه ازین انتظار میرود این است تا عدۀ از شرایط موجود استفادۀ شخصی نموده بر چوکی مورد نظر خود را سریش کنند. برای نواسه و کواسه خود پول ذخیره کنند. چنانچه بعضی ها کرده اند.
ولی به هر حال افراد وعناصر بی مایه و بی اساس همیشه در.تاریخ پیدا میشوند که برای رسیدن به قدرت چند روزه دنیا همه شعار ها ، احساسات ملی ومبانی انسانی،اسلامی را به بازی بگیرند وبه ریش همه بخندند چنانچه طیفهای شامل در شرایط موجود نیز از همین قماش مردمانند وبا کنارآمدن با افرادی اقدام به دیده درائی نموده دست هر مرتد را می بوسند که بنیاد بدبختی ها ومصایب افغانستان به آنها بر می گردد. اگر بعد از این هم بتوانند گناه های گذشته را جبران وآینده بهتر را به ارمغان بیاورند چشم بد بین کور..اما - زمین شوره سنبل بر نیارد * دراو تخم عمل ضایع مگردان یا آزمودن را آزمودن خطاست.
ذکر اوصافیکه در فوق برای آدمهای به ظاهر وطن دوست اشاره شد به معنای سر زنش کردن کل ملت ومسلمانان افغانستان نیست ونمی توان نا امیدانه همه را از میدان بیرون شده وبه انحراف رفته پنداشت که بحمدالله حرکتهای وسیع ومردمی همچنان در صحنه هستند که میتوان به ایشان إعتماد کرد اگر چه طور رسمی تبارز عمومی نیافته اند،اما زمان این حقیقت را به آزمایش خواهد گرفت و دیر یا زود انتظارات دیرینه ملت بر آورده میشود تا قیامت عده محدود تیکه دار نیستنید!!؟.
| 12 Jan 2008 - [19:53] | وزیر تجارت راست میگویــــد |
احمد سعیدی
وزیر تجارت راست میگویــــد
از سالیان زیاد بدینسو عادت کردم که اخبار داخلی و خارجی را تا جائیکه امکان میسر باشد بشنوم بخصوص رادیو آزادی را ، روز 15 برج جدی سال روان ساعت هفت صبح رادیو را روشن کردم این رادیو که ملیون شنونده دارد خبر نگار آن مصاحبه اختصاصی را با آقای محمد امین فرهنگ وزیر تجارت در مورد قلت مواد خوراکه در افغانستان انجام داده بود.
وزیر تجارت دست پاچه صحبت می کرد طوریکه گویا در کشور قحطی آمدنی است جناب عالی حرف های داشت که نمی توانست هیچ کس را قانع سازد:
1. میگفت که WFP ما را شصت هزارتن گندم وعده کرده اما معلوم نبود چه وقت و چطور، در کجا ، یعنی مانند نوشته روی یخ.
2. کشور هندوستان به ما گندم میدهد گرچه یک مقدار این گندم ها تبدیل به بسکویت شده به افغانستان وارد گردیده اند حقیقتی وجود دارد که اگر شخص وزیر صاحب توجه خاص نکند گندم باقی مانده هند هم نمی رسد.
3. وزیر صاحب گفت ما از پاکستان خواهش نمودیم که به ما گندم کمک کنند اما خانم بی نظیر بوتو کشته شد . تاس هم رفت ماس هم رفت.
اط جانب دیگر چندی قبل وزیر تجارت به نماینده گان ملت در پارلمان و هم از طریق رسانه ها گفته بود که قیمت تماشد گاز وارد شده به کشور مبلغ پنجاه افغانی میشود آقای وزیر یک مقدار گاز را به مبلغ پنجاو و پنج افغانی با کشور ترکمنستان قرارداد نموده و چون به قیمت بالاتر آن را قرارداد نموده است ، تجار ملی را تحت فشار قرا داده که چرا قیمت گاز را در بازار های کشور پائین آورده اند که در این صورت آقای وزیر میخواهد نرخ گاز را بالا برد.
جناب وزیر صاحب شاید شنیده باشد یک قرص نان را که مردم بیچاره به شش افغانی بدست می آوردند حالا شهردار صاحب قیمت آنرا 10 افغانی ساخته.
همین شهردار صاحب در تلویزیون طلوع مهمان یار می شود و به خبر نگار ده قسم خوراکه آماده میکند حالا بعضی ها علاقه دارند از طریق پروگرام مهمان یار خود را به ملت معرفی کنند حتی جناب شان توصیه خوردن اقسام میوه را می نمایند.
برادر! مردم نان خشک ندارند خبر دارید یا خیر؟
بهتر است از طریق صداقت و خدمت گذاری خود را معرفی کنید.
من از زبان وزیر صاحب زراعت شنیده بودم که افغانستان درمورد تولیدات غله جات به طرف خود کفایی نزدیک شده حالا وزیر صاحب تجارت به مردم اعلان بلند رفتن قیمت و حتی آمدن قحطی را مژده میدهد حرف کدام یک را باید باور کرد من در این نوشته عوامل بحران اقتصادی را می نویسم خدا کند مسؤولان خود را زحمت داده بخوانند.
از ما کار نخواهید سلامت باشید
حاکم مطلق ما تا به قیامت باشید
من با همه اخلاص و باورمندی که با جناب رئیس صاحب جمهور دارم از آنها یک خواهش عاجزانه دارم :
در تمام دنیا وزرأ باری از پرابلم ها را حل و فصل میکنند تا رؤسای جمهور به کارهای دیگر برسند ، اما جای افسوس این است که بعضی از وزرأ ما عوض اینکه مشکل را حل کنند برای مطبوعات خبر ساز می شوند و مشکل می آفرینند . ما در هر مقام که هستیم برای مردم باید ترس و تشویش خلق نکنیم جناب رئیس جمهور برای بعضی لطف فرموده بگوئید اگر وظیفه انجام داده نمیتوانید مشکل زا هم نباشید
| 11 Dec 2007 - [19:9] | سلاح هستوی پاكستان دیگر مصئون نخواهد بود! |
احمد سعیدی
سلاح هستوی پاكستان دیگر مصئون نخواهد بود!
پاكستان روز های دشوار پیش رو دارد حكومت نظامی موجود تحت رهبری جنرال مشرف محبوبیت خویش را مطلق از دست داده احزاب بنیاد گرای اسلامی در گوشت و پوست اردوی آن كشور داخل شده اند حالت وزیرستان ، سوات ، پاره چنار، باجور و غیره روز به روز سرسام آور شده می رود و خطر جدی وجود دارد كه بزودی مخالفین دولت افغانستان بخصوص بنیاد گرایان اسلامی كه در مناطق پاكستان پایگاه دارند به سلاح هستوی دسترسی پیدا كنند در آن وقت اگر بخاطر حفاظت سلاح اتومی پاكستان دنیا تجویز می گیرد خیلی ناوقت خواهد بود دنيا بايد اين حقيقت را كه هنوز ناوقت نشده بداند. در قدم اول بايد روی تاریخچه این پرابلم مفصل بحث كنیم.
پاکستان و هندوستان مسابقه راکت سازی دارند و هیچ کس برای آنها مخالفت ایجاد نکرده و نمی کند ایران چطور خواهد کرد افغانستان تا کنون وارد میدان این نبرد نشده و در شرایط موجود توان آن را هم ندارد بخاطر آگاهی و رقابت های هندوستان و پاکستان این حقایق قابل خواندن است انسان های آگاه میتوانند آینده این خطر را ترسیم کنند.
برای اولین بار پروسه ساخت راکت در دوران سلطنت سلطان حیدر علی آغاز گردید و در دوران سلطنت سلطان تیپو به پایه اکمال آن رسید و در اثر آن آسیا مقام خاص را در جهان تکنالوجی حاصل نمود.
بعد از سقوط سلطنت میسور فعالیت در ین بخش خاتمه یافت تا زمانیکه در سال 1982 هند ادارهء را جهت پیشرفت قدرت دفاعی خویش ترتیب و پروسه انکشاف راکتهای زمینی و فضائی (DRDO) را آغاز نمود.
رئیس اداره (DRDO) که ساینس دان مشهور بنام داکتر عبدالکلام سابق رئيس جمهور هند در سال 1983 برای اولین بار پروسه ساخت راکت بنام پرتوی را آغاز کرد که در مدت کوتاه آماده تجربه گردید و بتاریخ 25 فبروری سال 1988 اولین تجربه راکت پرتوی صورت گرفت اما به ناکامی مواجه شد.
تا زمانیکه تجربه ششم راکت پرتوی به کامیابی رسید و بعداً جهت پیشرفت زیادتر به آن فعالیت آغاز گردید.
بهمین ترتیب پروسه ساخت راکت های هند آغاز گردید که در آن راکت های اگنی، ترشول و آکاش شامل بود.
تجربه اول راکت ترشول در سال 1987 صورت گرفت ولی ناکام گردید ، و همچنان تجارب دوم و سوم آن جهت ناکامی مخفی نگهداشته شد بلاخره تجربه ششم آن کامیاب شد. و مادل جدید راکت ترشول برای استفاده قوای بحری ساخته شد که تا فاصله 50 کیلو متر را طی می نمود.
سلسله تجارب راکت آکاش در سال 1990 آغاز گردید و در ماه اگست همان سال تجربه اول آکاش صورت گرفت ولی ناکام شد که بعداً دو تجربه کامیاب آن نیز بوقع پیوست.
راکت جدید جهت از بین بردن تانک ساخته شد و بنام (ناگ) مسمی گردید تجربه اول آن در سال 1990 صورت گرفت ولی به ناکامی مواجه گردید و فعالیت بر آن نیز متوقف شد.
بعداً در سال 1997 دوباره به آن فعالیت آغاز گردید و تجربه دوم به کامیابی روبرو شد.
در سال 1988 پاکستان نیز پروسه ساخت راکت های خود را بنیاد گذاری نمود و بنام حتف اول در سال 1988 راکتی را ساخت که تجربه اول آن به ناکامی مواجه گردید. بعداً راکت دیگر در سال 1989 تحت تجربه قرار گرفت که (عنزه اول) نام داشت و به فضا پرتاب گردید و یک تجربه کامیاب بود.
به همین ترتیب سلسله تجارب راکت های پاکستان نیز آغاز گردید که در آن راکت های که از زمین به زمین و از زمین به فضا پرتاب میشد شامل بود.
در سال 1997 پاکستان اولین راکت تانک شکن را تجربه نمود که آن نیز کامیاب گردید.
راکت های فضائی پاکستان پرواز آزاد داشت و ضرورت بود تا بر آن فعالیت گردد تا به هدف قرار گیرد فلهذا راکت های مذکور زیر نگرانی داکتر عبدالقدیر خان گذاشته شد.
سال 1998 در آسیا آن سال بود که سرتاسر تجارب راکت ها فرا گرفته بود که نه تنها هند یازده تجربه راکت های مختلف النوع را انجام داد پاکستان هم تجربه های زیاد را انجام داد.
بتاریخ 6 اپریل 1998 تجربه کامیاب راکت غوری صورت گرفت که در فاصله 1500 کیلومتر هدف را از بین میرد و قابلیت انتقال 700 کیلوگرام مواد منفجره را دارا بود.
در سال 1998 هند تجارب راکت های همچو ترشول ، ناگ ، ترشول دوم و اکاش را انجام داد و نیز کوشش نمود تا در این راکت ها پیشرفت های مزید صورت گیرد.
بعداً 8 تجربه دیگر راکت های ترشول، ترشول دوم ، اکاش و پرتوی توسط هند در سال 2000 صورت گرفت در حالیکه از طریق پاکستان صرف یک تجربه صورت گرفت.
آغاز سال 2002 با تجربه راکت اگنی هند آغاز گردید که در فاصله 700 کیلو متر هدف را از بین میبرد و تجربه راکت پرتوی نیز در همین سال صورت گرفت.
در سال 2003 نیز تجربه های توسط هند انجام داده شد و راکت های براهموس، پرتوی سوم و اگنی مورد تجارب قرار گرفت.
دو سال پاکستان نیز تجربه های داشت که مشتمل از راکت های شاهین1 ، حتف 2، حتف 3 و حتف4 بود. اینبار شاهین1 بالاتر از 800 کیلومتر فاصله را طی مینمود.
در سال 2004 تجربه های کامیاب پرتوی توسط هند صورت گرفت که در مجموع 24 تجربه راکت پرتوی تکمیل گردید و در قبال آن 3 تجربه راکت ترشول نیز صورت گرفت.
در ماه مارچ سال 2004 پاکستان مادل جدید شاهین2 را انجام داد که فاصله 2000 کیلو متر را باید طی می نمود ولی 1800 کیلو متر را طی کرد.
در ماه های می و جون راکت غوری1 تجربه گردید که یک تن وزن داشت و 900 کیلومتر را طی میکرد.
با تجربه آخری راکت غوری تعداد تجارب مجموعی آن به 6 میرسد و به همین ترتیب راکت شاهین هفت بار و حتف یک بار تجربه شد.
در مقابل هند 25 بار راکت پرتوی را و 9 بار راکت اگنی را مورد تجارب خود قرار داد.
اکنون پاکستان توقع دارد که راکت جدید خود را در ماه جاری که (غوری 3) نام دارد و 3500 کیلو متر فاصله را طی میکند مورد تجارب خود قرار دهد.
این مسابقه در منطقه مشکلات هنگفت را به بار آورده در مجموع کوشش در جریان است تا این خطه به طرف اتومی شدن سوق داده شود و عواقب آن چه خواهد شد که همه میدانند امريكا هم اعتماد كه به مشرف دارد از همه چيز چيز چشم پوشي ميكند.
این دو کشور طی سالهای 2006 و 2007 طور مجموع 26 مرتبه راکت های جدید را آزموده اند یعنی پاکستان 14 مرتبه و هندوستان 12 مرتبه.
ولی طوریكه دیده می شود برخی از كشور های جهان و احزاب بنياد گرا برخلاف توقعات جامعه جهانی و ایدیال های صلح پسند آن در صدد اند تا با سلاح های كشتار جمعی و تباه كن دست یابند و جهان را در آستانه خطرات جبران ناپذیر ناشی از آن قرار دهند كه بر خلاف این بار كشور های جهان سوم و احزاب غير راديكال رو به انكشاف با ساخت چنین سلاح های مخوف و خطر ناك دست زده وعده دیگری در تلاش اند تا با آن دست یابند واين تلاش دوام دارد.
كشور های هند و پاكستان كه از سال های متمادی بدینسو بر سر مسأله كشمیر در تضاد و مناقشه قرار دارند و حتی در سال های 1948 و 1965 برای دومین بار باهم جنگیده اند در سال 1998 با سلاح های اتومی دست یافتند كه مسلماً برای منطقه و جهان قابل نگرانی بوده و هر لحظه خطرات جدی و غیر قابل پیشبینی شده آن در اذهان جهانیان متصور می باشند بخصوص موجوديت تروريزم در پاكستان و حمايت اردوي آن كشور از ترويزم.
از طرف ديگرهمه ميدانيم كه در اين روز ها اختلافات ميان ايران و ايالات متحده امريكا كسب شدت نموده و ايالات متحده امريكا خواستار توقف فوري سلاح ايران است در حاليكه جمهوري اسلامي ايران تاكيد دارد كه انژي اتومي حق طبيعي مردم ايران بوده و به منظور نيازمندي هاي صلحجويانه از آن استفاده بعمل ميايد . اما سازمان بين المللي انرژي اتومي در خصوص مسأله مدعي اند كه ايران تكنالوژي غني سازي يورانيم را از بازار سياه بدست آورده است و در اين رابطه آشكار ساخت كه ايران تكنالوژي غني سازي يورانيم را طي توافقات حاصله كه در سال 1987با داكتر عبدالقدير خان طراح بمب اتومي پاكستان به ميان آمده بود بدست آورد كه اكنون مي تواند از آن در غني سازي يورانيم جهت ساختن سلاح اتومي استفاده بعمل آورند اما امريكا با پاكستان در مورد عمل كرد داكتر عبدالقدير حرف ندارد.
سازمان بين المللي انرژي اتومي كه داراي 35 عضو مي باشد طي راپور ارائه شده به سازمان ملل متحد متذكر گرديده است كه ايران از همين همه حقايق و مذلارك در ارتباط با ساختن سلاح اتومي انكار مي ورزند و آنرا عاري از واقيعت مي خوانند اما محمد البرادي رئيس سازمان بين المللي انرژي اتومي با تاكيد بيشتر اظهار مي دارد كه ايران بايد با شفافيت تام با خواست هاي جامعه بين المللي پاسخ ارائه نموده و از طفره روي ها امتناع ورزند.
در چنين حالت اساس مقامات پاكستاني كه خود مالك سلاح اتومي اند توصيه پدرانه اي دارند و به جهان ميگويند كه پرابلم هاي ايران با تفاهم حل گردد. اي كاش زمامداران پاكستاني در اوايل سال 1987 داكتر عبدالقدير خان خود را منع ميكردند تا يورانيم غني شده را به كورياي شمالي ، ليبيا و ايران نمي فروخت و امروز دنيا با اين مشكل مواجه نمي گرديد در حاليكه همه ميدانيم اگر دست زمامداران پاكستان بخاطر فروش يورانيم با عبدالقدير خان يكجا نمي بود هرگز عبدالقدير خان به تنهايي اينكار را انجام داده نمي توانست.
جمهوري اسلامي افغانستان كه نه خود سلاح اتومي دارد و نه علاقه مندي و دسترسي به اين سلاح را دارد و خداي نا خواسته از شعله ور شدن جنگ در منطقه سخت تشويش دارد چون مردم صلح دوست افغانستان آلام و مصيبت جنگ را به گوشت و پوست خود احساس كردند در شرايط موجود جمهوري اسلامي افغانستان وزارت امور خارجه افغانستان اين حقيقت را ميداند و با آن باور دارد كه در اكثرتنازعات تدبير بر شمشير غالب گرديده. اما سلاح اتمي پاكستان ديگر مصئون نخواهد بود دنيا انتظار خطر اين را داشته باشد
| 11 Dec 2007 - [19:8] | شرايط موجود بسيج نيروهاي ملي وطن دوست را مي طلبد |
احمد سعیدی
شرايط موجود بسيج نيروهاي ملي وطن دوست را مي طلبد
كشور محبوب ما افغانستان شاهد تحولات بس عظیم سیاسی تاریخی بوده راه رشد و انكشاف خویش را از مسیر های هولناك و پر مخاطره تاریخ طی نموده و می نماید. از میان حوادث عدیدۀ درد ناك تاریخ كشور میتوان از دسیسه ها و توطیه های شومی كه در سه دهه اخیر بوسیلۀ دشمنان خارجی و وابسته گان داخلی آنها علیه كشور ما اعمال گردیده یاد آوری كرد كه از جمله ميتوان از تجاوز قشون سرخ شوروی وقت به افغانستان توطیه علیه توافقات ژنیو و پلان های كاری سازمان ملل متحد نام برد.
سیستم اداری و سیاسی حاكم كشور كه توانسته ثبات و تعادل نسبی سیاسی ، نظامی را در كشور بوجود بیاورد و بحیث یك وزنۀ نسبتاً قابل حساب در حل معادلات و معضلات كشور به حساب آید از جانب دیگربحران بحد رسیده تا با عث آن گردیده كه عواقب ناشی از آن تسلط تروریزم ، استبداد ، ایجاد نفاق ملی ، آغاز جنگها كه تقریباًَ سراسر كشور را فرا گرفته تاریخ یك ملت عظیم را در ورطۀ نابودی قرار داده چنانچه حوادث 11 سپتمبر 2001 بخوبی نشان داد كه بنیاد گرائی و تروریزم نه تنها خطر جدی برای ملت افغانستان بلكه برای تمام بشریت بحساب میاید . تحولات جاری كشور ما بخوبی نشان میدهد علی الرغم آنكه امریكا میگفت تشكیلات اصلی شبكۀ تروریستی بین المللی در افغانستان منهدم گردیده ولی كاملاً از بین نرفته است و هنوز این شبكه در وجود بقایای سازمان القاعده طالبان وحامیان شان كه هیچگاه حاضر به از دست دادن منافع خویش نیستند و تهدید باالقوه برای صلح و ثبات دایمی در كشور و منطقه بشمار میروند به حیات خویش ادامه داده از امكانات لازم تاثیر گذاری بر روند جاری كشور كه در حال گذار از جنگ بسوی صلح و ثبات دایمی قرار دارد برخوردار بوده میتواند . هدف نهائی پروسۀ جاری در كشور را كه باید به تامین یك جامعۀ آرام ، مرفه و دموكراتیك در افغانستان نایل آید به ناكامی سوق داده می روند یك روز از روز دیگر خراب تر شده می رود. از اینروبا همه انسان های وطن دوست با ارزیابی های عینی و دقیق از وضع موجود سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی كشورخطاب نموده اعلام میداریم كه:
از نظر ما افغانستان سرزیمن مشترك تمام اقوام با هم برادر ساكن در آن بوده افتخارات معنوی تاریخی و داشته های مادی و فرهنگی آن به تمام باشنده گان این سرزمین بطور یكسان تعلق دارد . دین مقدس اسلام دین اكثریت قاطع تمام ساكنین این كشور بوده رعایت اساسات دین مقدس اسلام و عنعنات پسندیده ملی شالوده تفكرات ملی همه مردمان این سرزمین است . پس فرض همه ماست با رعایت دقیق از تمام موازین و فقرات مندرج در قانون اساسی كشور و قانون احزاب سیاسی و حمایت و رعایت نورم ها و مقررات اعلامیه جهانی حقوق بشر در جهت تامین منافع ملی افغانها به مبارزه علنی پرداخته مساعی خویشرا در امر استقرار صلح ، عدالت اجتماعی تامین دموكراسی و جامعه مدنی بخرچ دهیم حالت كشور با مشكلات زیاد مواجه است.این وضعیت كشور را بطرف پرت گاه نابودی سوق می دهد .
به عقیده ما پروسه تامین صلح سراسری و عادلانه در موجودیت شبكه تروریستی القاعده طالبان و افراد مسلح غیر مسئول شكننده بوده بدون حمایت قاطع و صریح نیرو های طرفدار صلح و دموكراسی این وضعیت میتواند به نا كامی منجر گردد و بار دیگر فاحعه درد ناك تاریخ كشور تكرار شود ما باید با درك این مسئولیت تاریخی خویش در لحظه كنونی تحولات سیاسی كشور باردیگر ضرورت انسجام تمام مدافعان صدیق صلح و دموكراسی راكه برای تامین صلح بازسازی و اعمار جامعه فارغ از هر گونه تعصبات قومی ، لسانی و سمتی بهای سنگین پرداخته اند درك نموده و متیقن هستیم كه در صورت تشكل محدد این نیرو ها میتوانیم نقش موثر و قاطع خویش را در سمت دهی جریان كنونی سیاسی بسوی دستیابی به اهداف عالی باید سوق گردد لذا ما متیقن هستیم كه تحقق سیاست ملی و فراگیر یگانه الترناتیف راه حل معضلات كنونی افغانستان بوده كه آنرا بمثابۀ سیاست ستراتیژیك خویش اعلام نمائیم و جهت تحقق آن از هیچگونه از خود گذری و قربانی دریغ نورزیم.اكنون حرف بر ضرورت انسجام تمام نیرو های طرفدار صلح آزادی دموكراسی ، ترقی پسند و روشنگرای جامعه افغانسیت تا در یك تشكل وسیع سراسری ملی دور هم جمع گردند. چنانچه تاریخ نشان داد كه تشكلات كوچك ، محدود و حلقات ضعیف و وابسته به غیر هرگز نمیتوانند به امر بزرگ ایجاد یك جامعه فاقد تبعیضات محلی ، ملیتی ، لسانی ،سمتی ، قومی ، مذهبی و جنسی نایل گردند چنانچه 86 حزب ایجاد شده موجود نتوانسته اند درد را دوا كنند اما برعكس نیروهای صلح دوست ، ملی و دموكرات در یك گرد همائی وسیع و سراسری میتوانند به سولات متعددی كه زمان در برابر ما قرار داده است پاسخ گفته و با برنامه عمل نیرو مند و قوی را ایجاد نمایند كه شایسته نقش و مقام افغانستان و مردمان وطن دوست باشد. هر حركت محدود و مشكوك كه منجر به پارچه شدن ملت و نیروهای ملی و مترقی طرفدار صلح و دموكراسی گردد آب به آسیاب دشمن ریخته جامعه را از داشتن یك نیروی منسجم و معتقد محروم میسازد كه خود جنایتی بر ادامه جنایات گدشته است از اینرو همه نیرو های روشنگرا و شخصیتهای ملی طرفدار صلح ، دموكراسی ، عدالت اجتماعی و جامعه مدنی راصمیمانه به اشتراك در یك گرد هم آئی وسیع كه به آينده نه چندان دور برگذار خواهد شد فرا میخوانیم تا با ارزیابی های شفاف و واقعبینانه كه بنیاد آنرا منافع ملی افغانها تشكیل دهد بصورت متحد ونیرو مند از این گرد همائی وسیع موفق بدرآمده به انتظارات توده های وسیع مردم افغانستان كه منتظر چنین نیرو های مدافع منافع ملی هستند جواب مثبت دهيم تا بتوانيم ذرایع و دسایس گوناگون را جلوگیری نموده و در چهره های خودی و غیر خودی خود را متبارزد خواهند ساخت تا مسیر انسجام ها را منحرف و مانع جدی را بر سر راه تشكل نیرو مند نیرو های حامی منافع ملی ایجاد نماید ما از وضع موجود چنين انتظاري را به شمول تحديد سرزنش حتي غول و زنجير انتظار داريم ولي رسالت ما در برابر وطن و مردم از ما قرباني مي خواهد بايد آماده باشيم برعكس آنانیكه با تفرقه باور دارند آنها را با اين حقيقت دعوت ما خواهان كنار آمدن تمام نیرو های صلح دوست ، ترقی پسند ، طرفدار تاسیس جامعه مدنی ضد تروریزم و بنياد گرائی بوده آماده گی خویشرا جهت انجام مذاكره و دیالوگ سازنده با تمام نیرو ها سازمانها و احزاب سیاسی كه بنیاد فعالیت آنها را تامین منافع علیای ملی كشور تشكیل دهد ابراز میداریم.
ما معتقدیم كه با ایجاد روحیه اعتماد متقابل از خود گذری ، هوشیاری سیاسی و درك دقیق ضرورت روند كنونی سیاسی جامعه افغانی ایجاب می نماید كه همه نیرو های طرفدار صلح و دموكراسی صوف خویشرا فشرده تر ساخته با اشتراك خویش در یك صف واحد سولات كه جامعه و زمان در برابر ما قرار داده است بطور دقیق پاسخ ارائه داشته و نقش خویش را در امر تحكیم صلح ، تامین دموكراسی ، باز سازی و اعمار جامعه مدنی بطور شایسته ایفا نمائیم. بايد به انتظار دعوت از حاكميت نباشيم .
با تحلیل از قضایا و حوادث سال های اخیر به چنین نتیجه میرسیم ، افغانستان كشوریست كه از مخالفین آسیب پذیر میباشد . ما باید در سیاست های خویش تغییرات قابل ملاحظه ای را وارد نمائیم . اما این روشن است كه نمی توان آینده افغانستان را با در نظر داشت شرايط بحران زاي موجود پیشبینی كرد ، تنها می توانیم بگوئیم كه اطمینان به مردم خویش داریم و در ضمن این اندیشه را ایجاد نماییم تا اعتماد مردم نسبت به ما زیاد تر گردد . خداوند فرزندان صادق و وطندوست را در هر نوع شرايط كه اهداف شان خدمت گذاري باشد ياري مي نمايد .
بناءً مادر وطن از ما یكپارچگی ، وحدت و انسجام واقعی می خواهد. انسجامیكه باید در راه تحقق آن از خود گذری داشت و با هرگونه حسادت و خود خواهی وداع نمود. ما باید كلید راه حل را دستجمعی جستجو نماییم. امروز ما در وضعیت سیاسی نهایت پیچیده ای قرار داریم. و طبیعی است كه دگرگونی ها و پرابلم اوضاع كه تدریجاً شكل می گیرد ، مشكلات نوینی را نیز با خود دارند. و با رویارویی با چنین مشكلات نیاز به نگرش و شیوه های نوین كه بر اساس تیوری استوار باشد نیاز داریم. پاسخ مثبت به این دشواریها پویا و ریشه ای بوده. اما متاسفانه یكتعداد از ما نمیتوانند خود را از شر شیوه های كهنه برهانند و به این شكل است كه تصادم پدید می آید. البته تضاد و برخورد ها بین فشار های ناشی از دگرگونی و وضع موجود منحصر ما نبوده ، بلكه دردنيا تمام حكومت هائی تازه دموكراسی و پارلمانتاریزم اين را تجربه كرده اند و یا به آن رجوع نموده اند واين حقيقت در گذشته ها نيزوجود داشته و دیده شده است .
ما باید با هر توان و طرق ممكنه با تبعیض و تعصب و عواملی كه جامعه ما را تضعیف نموده و از قدرت خلاقه آن كاسته مبارزه كنیم. هر كسیكه در سرزمین ما زاییده شده است و كودك هر پدر و مادر افغان به شمار می آید ، مفهوم برابری مطلق در برابر قانون داشته باشد .
مفهوم برابری مطلق همه افراد در برابر قانون كه باید به آن افتخار كنیم ، مفهوم با شكوه است . تنها در صورت تلاش بی امان ما خواهد بود كه اعضای هر اقلیت ، ملیت و مذهب و قبیله ای با اطمینان و بدون چون و چرا به عنوان اعضای خانواده افغان پذیرفته شوند. تصور ما از افغان بودن ، محدود به تفسیر قانونی از زاده شدن در یك منطقه جغرافیایی یا امر بنیاد پذیرش برابری همه شهروندان نیست ، بلكه به نظر ما لازمه افغان بودن درك كردن و احترام گذاردن به نظریه های دیگران در هماهنگی با این اصل است .آنانيكه به اين حقيقت باور ندارند افغان گفته نمي شوند.
بسیاری از آشفتگی های زنده گی سیاسی و اجتماعی ما به دلیل این است كه قضایا را تا ژرفا نمی شگافیم ، بلكه به راه حل های آماده خود و خارجی ها رو می آوریم . به جای اینكه جویای تجزیه و تحلیل مشكلات ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی خود باشیم به بيگانه ها زياد تر تكيه مي كنيم ، در قدم اول ماسعی می كنیم كه علل این مشكلات را در نام ها و سیستم ها جستجو نماییم .
اما كلید راه حل را در مبارزه در راه آموزش و پرورش نسل های آینده ، و همزمان با آن ایجاد مراكز كار، مبارزه علیه فقر و كمتر ساختن خلا بین قشر فقیر و سرمایه دار و ایجاد عدالت اجتماعی و تغییرات اقتصادی می بینیم. و معتقدیم این امر در نو سازی تاثیر شگرف دارد و به شگوفایی شخصیت انسان و آزادی وسعت می بخشد .
آنانيكه باورمند به فرداي وطن ما نيستند به فكر و ذكر پر كردن جيب هاي خويش اند در هر مقام و منزلت قرار دارند بايد بدانند كه به زودي ملت بزرگ و پر غرور ما همچو آدمك هاي كه در هر حقيقت فرزندان نا خلف وطن اند از صفوف خويش به هر رنگ و بوي كه آمده باشند دور مي نمايد صفوف متحد يك پارچه مي تواند وطن و مردم ما را از دشواريهاي موجود به سرمنزل مقصود برسانند .
هركه پا كج مي نهد خون دل ما مي خوريم
شيشه ناموس مردم در بغل داريم ما
| 11 Dec 2007 - [19:7] | آيا ايران در امور افغانستان مداخــله مي كنـــد ؟ |
احمد سعیدی
آيا ايران در امور افغانستان مداخــله مي كنـــد ؟
افغانستان طوريكه در طول تاريخ طالع آن را نداشته كه حكومت هاي مقتدر داشته باشد از بخت بد اين طالع را نيز نداشته كه هم سايه هاي جاني بجاني نيز داشته باشد پاكستان طي شصت سال عمر خود به ما مشكل آفريده حالا گفته مي شود كه جمهوري اسلامي ايران نيز آب زيركاه شده چنانچه از چند هفته بدینسو از طریق رسانه و هم از زبان بعضی مقامات عالی رتبه جهان بشمول وزارت دفاع امريكا و وزير خارجه آن كشور ، صدر اعظم انگليس حرف های شنیده می شود که هم سایه ما جمهوری اسلامی ایران مخالفین دولت جمهوری اسلامی افغانستان کمک تسلیحاتی می کند حتي قوماندان لوائي سرحد هرات يك تعداد ماين را به خبر نگاران نشان داد كه گويا براي مخالفين دولت افغانستان ايران آماده كرده ، گرچه مکرراً مقامات ایرانی این اطلاعات را رد کرده اند در کشور ما اصطلاح وجود داد که بغضی ها میگویند تا نباشد چزیکه مردم نگویند چیزکا کسانیکه زا وضع موجود افغانستان با در نظر داشت موجودیت قوت ها امریکا و نانو در افغانستان تفاهم نامه استراتیژیک در راز مدت بین افغانستان و امریکا خبر دادند و زورگو هاي امريكا را ميدانند و درك مي كنند. چون جمهوری اسلامی ایران امریکا را دشمن دیرینه و سوگند خورده خود میداند طور طبعی تشویش را ایران به خود راه داده از عواقب بعدی در حراس است از جانب دیگر مسله سلاح اتمی ایران و مخالفت های پی هم ایالت متحده امریکا در این مورد مشکلات عراق و شرق میانه جزایر تم بزرگ و تم کوچک د رخلیج و غیره وضع تعزیرات اقتصادی بالای ایران یکی پی دیگری ایران را وادار میسازد تا بخاطر ناکامی امریکا در منطقه گام های بردارد برای جمهوری اسلامی ایران از همه اولتر سلاح اتمی آن ارزش خواصی دارد که در راه حصول آن موفق گردد مانع اصلی و اساسی امریکا است چنانچه امريكا در لحظۀ دست به ماشه به طرف ايران است. با درک این حقیقت تلخ ضروراست تاریخچه سلاح اتمی ایران و مخالفت های امریکا و اروپا را دقیق تشریح نمایم و پیامد های بعدی آن را دقیق درک نمایم .
بعداز پايان جنگ دوم جهاني كه همزمان بااستعمال سلاح اتومي ازجانب ايالات متحده امريكا بالاي شهر هاي هيرو شيما و ناگساكي جاپان بتاريخ 8 مارچ ماه مي سال 1945 نقطه پايان گذاشته شد ، پژوهشگران ومحقين ساينس وتكنالوژي قرن بيستم را قرن اتوم خواند . زيرا بااختراع وايجاد آن چهره جهان درعرصه هاي سياسي ونظامي ديگرگون گرديده كه درنتيجه آن كشور هاي مثلث كه متشكل از المان ، ايتاليا وجاپان بود باشكست جبران ناپذير ازجانب كشور هاي اتحادي كه متشكل از ايالات متحده امريكا ، انگلستان ، فرانسه ودربرخي موارد اتحاد شوروي بود مواجه گرديد وبساط فاشيزم هيتلري از كره خاكي جهان براي ابدرخت را بربسته وبراي دايم ناپديد گرديد.
اختراع اتوم وبكار برد آن درساخت سلاح هاي تهاجمي باعث آن گرديد تافاتحين جنگ دوم جهاني را به مسابقات تسليحاتي واز جمله سلاح اتوحي وادار سازند كه بعداز ايالات متحده امريكا، اتحاد شوروي سابق با آن دست يافت وبعداً كشورهاي انگلستان ، فرانسه وجمهوريت مردم چين پي يكي ديگر باساخت آن موفق گرديدند . كشور هاي متذكره به حيث دارنده نيروي هستوي به حيث نيرومند ترين كشور هاي جهان مبدل ودر شوراي امنيت سازمان ملل متحد باكسب عضويت دايمي آن فايق گرديدند.
اكنون از پايان جنگ دوم جهاني بيش از 60 سال سپري مي گردد،اما باوصف اينكه نوعيت وميزان تخريب سلاح هاي اتومي از 8 ماه مي سال 1945 باينطرف به مراتب بيشتر گرديده است ولي باتعقيب سياست هاي صلح وديتانت كه ازجانب جامعه جهاني با آن پيوسته تاكيد بعمل آ'ده است ، جهان از وقوع خطرناك ترين جنگ هستوي حتي ميان ايالات متحده امريكا واتحاد شوروي سابق تاكنون فارغ بوده ولي خطرات احتمالي آن نزد هوا خواهان وطرفداران صلح در سراسر جهان برحال خود باقيست كه نمي توان آنرا از نظر دور نگهداشت بلكه درجهت منع واز ميان برداشتن آن همواره تلاش هاي وسيع وگسترده بعمل آيد.
ولي طوريكه ديده ميشود برخي ازكشور هاي جهان برخلاف توقعات جامعه جهاني وايديال هاي صلفح پسند آن در صدد اند تا با سلاح هاي كشتار جمعي وتباه كن دست يابند وجهان را درآستانه خطرات جبران ناپذير ناشي از آن قرار دهند كه برخلاف اين بار كشور هاي جهان سوم ورو به انكشاف باساخت چنين سلاح هاي مخوف وخطرناك دست زده وعده ديگري در تلاش اند تا با آن دست يابند .
كشور هاي هند وپاكستان كه ازسال هاي متمادي بدينسوبر سرمسئله كشمير درتضاد ومناقشه قرار دارند وحتي درسال هاي 1948 و 1965 براي دومين بار باهم جنگيده اند در سال 1998 باسلاح هاي اتومي دست يافتند كه مسلماً براي منطقه وجهان قابل نگراني بوده وهرلحظه خطرات جدي وغيرقابل پيشبيني شده آن در اذهان جهانيان متصور مي باشند . علاوه از وقوع اين رويداد خطرناك تمدن وضد بشري برخي ازكشور هاي ديگر نيز ماننند كورياي شمالي ، ليبيا وايران در صدد آن گرديدند تا با كسب سلاح هاي اتومي دست يابند اما مدتي بعد كشور ليبيا بابذل مساعي جامعه جهاني وبطور اخص باانجام تلاش هاي دپلو ماتيكي ايالات متحده امريكا از پيشبرد برنامه هستوي خويش منصرف وآنرامتوقف ساخت ، ولي كشور هاي كورياي شمالي وايران برخلاف توقعات وخواست هاي جامعه جهاني با ارايه دلايل متنوع ازقبيل استحكام سيستم دفاعي در برابر حملات احتمالي كشور هاي متخاصم ويابه بهانه مرفوع ساختن نيازمند ي هاي انرژي واهداف صلح آميز درجهت نيل با آن تلاش مي ورزند كه با هيچ صورت دلايل ارائه شده براي جهانيان وساكنان كشور هاي همجوار آن قابل اقناع نبوده بلكه همواره باعث نگراني هاي فزاينده وخطرات احتماليست كه بالاي آن بانظرداشت ابعاد گسترده آن عميقاً انديشيد ودرجهت متوقف ساختن آن از بكار برد راه هاي دپلوو ماتيكي بايد كارگرفت وپيوسته بابذل مساعي مشترك وهم آهنگ كننده كشور هاي بانفوذ جهان كشيد تااز پيشبرد برنامه هاي اتومي جلوگيري بعمل آمده وازسايه بيم ناك اين كابوس هولناك منطقه وجهان را رهائي بخشند اما اين وقت امكان دارد كه امريكا يكي را برادر سكه و يكي را ناسكه نخواند اما با به قدرت رسيدن محمود احمدي نژاد به حيث رئيس جمهور ايران اختلافات ميان ايران وايالات متحده امريكا كسب شدت نموده و ايالات متحده امريكا خواستار آن شد تامسئله توقف برنامه هستوي ايران باشوراي امنيت سازمان ملل متحد محول وتحت غور و بررسي قرار گيرند، درحاليكه ايران چنين تجويز ايالات متحده امريكا را رد نموده وباپيشبرد برنامه هستوي خويش كماكان اصرار مي ورزند وآنرايك برنامه صلح آميز درجهت رفع نيازمندي انرژي تلقي نموده نه كسب توانائي اتومي .
محمد البرادي رئيس سازمان بين المللي انرژي اتومي كه در سال 2005 باكسب جايزه نوبل بنابر تلاش هاي موثر درجهت تحقق اهداف آن سازمان نيز نايل گرديده است اخيراً اظهار داشت كه مسئله اتومي ايران باوجود اينكه بامشكلات متعدد همراه بوده ولي تلاش بخرچ خواهيم داد تا راه حل هاي دپلو ماتيكي را براي اين معضله جستجو وبرآ‹ غلبه حاصل نمائيم .
ايران علاوه ازمسئله پروگرام اتومي ، درمورد تخطي ازحقوق بشري ازطرف سازمان ملل متحد تحت فشار قرار داشته واخيراً بنابر پيش نويس كانادا به موجب اينكه ايران حقوق زنان را پيوسته نقض نموده وبااقليت هاي مذهبي وژورنالستان ، باتعضب و تشدد برخورد مينمايند واز سوي ديگر اپوزيسيون پارلماني را نيز به موجب انگيزه هاي سياسي تحت فشار قرار مي دهند به معرض اراقار داده واين قطعنامه باتائيد 77 راي موفق 51 راي مخالف و 46 راي مستنك مورد تائيد قرار گرفت كه ازجانب ايران رد وغير واقعبينانه ارزيابي گرديد براي همچو فيصله ها كشور ايران و رهبر ايران ارزش نمي دهد.
به سلسله همين اقدامات قرار است سازمان ملل متحد وبخصوص شوراي امنيت آن بالاي راپور يكه ازطرف ايالات متحده امريكا درمورد برنامه اتومي ايران ترتيب اثريافته است بعداز غور وبحث قطعنامه را درجهت توقف آن مورد تائيد وتصويب قرار داده اما نطاق وزارت امور خارجه ايران درزمينه اظهار داشت كه درچنين طرز عمل انگيزه هاي سياسي نهفته است كه باتحقق آن كشور هاي مغرض خواهان آن اند كه توجه جهان ومردم ايران را از پيشرفت هاي كه درعرصه هاي سياسي و اجتماعي نصيب ايران گرديده است باهمچومسايل غيرقابل قبول معطوف دارند موصوف همچنان پارلمان اروپائي را تحت انتقاد قرار داده گفت كه پارلمان اروپائي جرايم وتخطي هايكه ازجانب اسرائيل دربرابر فلسطيني ها صورت مي گيرند كتمان نموده واز آن چشم پوشي مي نمايند درحاليكه مظالم اسرائيلي ها به همگان آشكار وهويدا مي باشند .
سازمان بين المللي انرژي اتومي درخصوص مسئله مدعي اند كه ايران تكنالوژي غني سازي يورانيم را از بازار سياه بدست آورده است ودر اين رابطه آشكار ساخت كه ايران تكنالوژي غني سازي يورانيم راطي توافقات حاصله كه در سال 1987 باداكتر عبدالقدير خان طراح بمب اتومي پاكستان به ميان آمده بودبدست آورد كه اكنون مي تواند از آن درغني سازي يوانيم جهت ساختن سلاح اتومي استفاده بعمل آورند .
سازمان بين المللي انرژي اتومي كه داراي 35 عضو مي باشد طي راپور ارائه شده به سازمان ملل متحد متذكر گرديده است كه ايران ازهمين همه حقايق ومدارك در ارتباط باساختن سلاح اتومي انكار مي ورزند وآنرا عاري از واقعيت مي خوانند اما محمد البرادي رئيس سازمان بين المللي انرژي اتومي باتاكيد بيشتر اظهار مي دارد كه ايران بايد باشفافيت تام باخواست هاي جامعه بين المللي پاسخ ارائه نموده واز طقره روي ها امتناع ورزند چنانچه البرادي بار ها گفته كه ايران سلاح هستوي نمي سازد اما مرغ امريكا در مورد ايران يك لنگ دارد.
رئيس جمهور پيشين ايران محمد خاتمي درآخرين ايام اقتدار خويش بارئيس جمهور آلمان هرست كوهيلر ووزير امورخارجه فريك والتر وساير مقامات عالي رتبه طي بحث وگفتگو اظهار داشته بودند كه ايران به منظور رفع نياز مندي هاي خويش در جهت مرفوع ساختن آن پروگرام انرژي اتومي را روي دست گرفته است واين حق مسلم ايران مي باشد تاباچنين اقدامات دست
زند اما وی همچنان علاوه نمود که این ایالات متحده امریکا است که با اثر فشار های وارده خویش با سازمان المللی انرژی اتومی آنرا وادار با چنین اقدامات نموده و برنامه اتومی ایران را شکل بین المللی داده است که هرگز باید چنین نمی شد . رئیس اتحادیه اروپائی هاویرسولانا از خواستار گیردیده است تا مذاکرات روی مسله برنامه اتومی را با اتحادیه اروپاوی از سرگرفته و باید مسله را از راه مذاکره و مفاهمه طرفین باید حل نمود . با وصف این همه تلاش ها ایالات متحده امریکا با موقف اتخاز شده خویش تاکید می ورزد و خواهان آن اند که با هر وسیله ممکنه باید پروگرام اتومی ایران متوقف و به جهانیان قناعت داده شود که چنین تلاش های ایران منظور بدست آمدن سلاح های اتومی صورت نمی گیرد ، صرف به منظور اهداف صلح آمیز از استفاده بعمل خواهند آورد ولی این نیز مشروط به آن است تا همه تاسیسات برنامه هستوی تحت مراقبت دایمی سازمان بین المللی انرژی اتومی باید قرار داشته باشد در غیر آن ایالات متحده امریکا حاضر است تا راه توسل به زور را در پیش گیرند.
تحلیل گران اوضاع سیاسی عقیده بر انست که اگر ایران با خواست جامعه جهانی وقعی نگذارند و ایالات متحده امریکا نیز با تصمیم اتخاذ شده خویش اسرار ورزند پس آشکار و واضیح است که مسله ابعاد تهایت خطر ناک و غیر قابل کنترول را در قبال خواهند داشت که در آن صورت شرق میانه با یک منطقه نا امن و تشنج بار مبدل خواهند گردید زیرا جنگ جاری در عراق اکنون وضع منظقه را بکلی بی ثبات ساخته است و در پهلوی آن اگر در ایران نیز چنین واقعات زونما گردد برای منطقه از هر حیث زیانبار بوده پس تلاش های همه جانبه باید د رسطح جهانی به خرچ داده شود تا این تنازعه قبل از وقوع تصادمات مسلحانه از راه صلح و مذارکره حل و فصل گردد .
با تائید از تحلیل و تجزیه آگاهان سیاسی مانیز عقیده بر آن هستیم که مسله برنامه اتومی ایران باید از راه مذاکره و مفاهمه میان ایالات متحده امریکا ، سازمان بین المللی انرژی اتومی و اتحادیه اروپا توام با تفاهم سازمان ملل متحد حل گردد، زیرا جمهوری اسلامي افغانستان درهردوحالت آن يعني درحالت توسل به زوروتصادمات مسلحانه باايران وحالتيكه ايران باسلاح هاي اتومي وكشتارجمعي دست يابندشديداٌ اثرپذيرمي گردد.
درصورت تطبيق وتحقق وريانت دومي ازجانب ايران ، جمهوري اسلامي افغانستان ازسه طرف يعني ازسمت شرق ، جنوب وغرب محاط باسلاح هاي اتومي خواهند گرديد ، زيراكشور هاي چين وپاكستان ازسابق داراي سلاح هاي اتومي گرديده اند وايران اگربعداٌ باآن دست رسي نمايد درچنين حالت نامطمئن ونگران كننده جمهوري اسلامي افغانستان دريك موقف حساس ودشوارقرارخواهند گرفت كه حتي حاكميت ملي كشور راتحت سوال برده وباتهديدات جدي مواجه خواهند گرديد.
امادرصورت وقوع جنگ ودرگيري هاي مسلحانه ازجانب ايالات متحده امريكا عليه ايران نيزبامشكلات متعدد وحالت غيرعادي روبروخواهندشد . لهذاچنين اوضاع واموال به نفع جمهوري اسلامي افغانستان نبوده بناٌ لازم وضروري پنداشته مي شود تاجمهوري اسلامي افغانستان درحل قضايا ازراه مذاكرات ومفاهمات پيگيرودوامدارايفانموده وجامعه جهاني رانيزبااين امرمعتقد سازد كه درحل قضايا فعاليت هاي دپلوماتيكي رادرالويت هاقرارداده وهمه تلاش هاي خويش رادرجهت تحقق اهداف صلح جويانه درامرتأمين صلح جهاني بسيج وكارهاي عملي وصادقانه رادرزمينه انجام دهند.
ريرامردم جنگ زده وبلاكشيده ماباصلح نيازداشته وكارهاي عمران مجدد وبازسازي كشوربدون تحكيم صلح پايداروآسايش همگاني امكان پذيرنيست وازجانب ديگركه كشورعزيزماازلحاظ موقعيت جيوپولتيك خويش حيثيت پل وچهاراهي اموال تجارتي راازشرق دورالي كشورهاي خليج وازآسياي جنوب شرقي الي كشورهاي آسياميانه راباخود اختصاص نموده است مي توان درفضاي صلح وآرامش تحقق يابد كه نه تنها به نفع جمهوري اسلامي افغانستان بلكه به ذفع كشورهاي شرق دور، كشورهاي جنوب شرق آسياي مركزي وكشورهاي خليج وحتي كشورهاي قاره اروپا و افريقا نيزمي باشد .
يگبارديگرميخواهم يادآوري نمايم كه اگرزمامداران ايران مخالفت هاي راكه ازسه دهه به اينطرف باامريكادارندحالا ميخواهند گناه دست چپ راازراست پرسان كنند خيلي ناانصفانه است مابادوستي وبرادري ايران تا هنوز باورداريم ازديگران نيزعين توقع واميدراداريم صلح درافغانستان به نفع همه سايه است كسانيكه درافغانستان علاقه مندتشنج وويراني باشد اين جنگ وويراني امروز يافردادامنگيرخودشان خواهد شد بازتكرار ميكنم بخاطرناكامي امريكادرمنطقه ريختن خون افغانها نه اسلامي است ونه انساني من منحيث يك قلم بدست كه فرض خود ميدانم حقيقت بنويسم باور كامل دارم كه امريكا هم در منطقه طفل معصوم نيست سياست هاي نا عاقبت انديشانه امريكا و ديگر ابر قدرتان زورگو ، جهان از گذشته نا مطمئن تر ساخته امريكا و اروپا بالاخره با استراتيژي هاي مشخص خود جنگ را به بر اعظم آسيا انتقال دادند در اين قرن موجود كه بر اعظم آسيا مركز جنگ ها ، مركز تجزيه هاي كشور ها ، مركز ظلم ، استبداد و بي عدالتي خواهد بود در اين منطقه پر آشيب بخاطر چند ليتر نفت هزاران ليتر خون خواهد ريخت اين مشكل است كه ميدانيم اينكه چاره كرده نمي توانيم حرف جداگانه است.
| 3 Nov 2007 - [15:26] | ناتو باهمه هست بود یا تخت یا تابوت |
احمد سعیدی
ناتو باهمه هست بود یا تخت یا تابوت
من در مورد تشكل و پیمان های نظامی در دنیا نسبی معلومات دارم در مورد پیمان نظامی سیاتوو سنتو بشمول پكت نظامی بغداد اما با تشكیل دو پیمان نظامی دیگر یعنی ناتو یا اتحاد اتلانتیك شمالی و ایجاد اتحاد نظامی ورشو یا وارسا دنیا زیاد تر متوجه این دو پیمان نظامی یعنی ناتو و وارسا بودند حلقه وارسا را كشور های سوسیالیستی و كمونستی كه در راس همه شوروی وقت بود قرار داشت با قدرت رسیدن استالین خروشچوف پیمان وارسا چندان رنگ رونق نداشت اما با قدرت رسیدن لوینید برژنف در شوروی این پیمان نسبت به پیمان ناتو مصمم تر و با قوت تر بود كشورهائیكه از جمله متحدين شوروي بودند این پیمان را تشكیل میدادند در آن وقت در بلغاریا موجود ترور دژدیكوفرئیس جمهور و منشی حزب كمونست بلغاریا بود نیكولائی چای سسكو در رومانیا كستاف هوساگ در چكوسلواكیا ( ا ريش هونيكر ) در آلمان شرق ( نخل ونيسكي ) در پولند ( تردرژيوف) در مجارستان فيدل كاستر موجود در كیوبا اما در جمهوریت های مربوط آن وقت شوروی اشخاص ذیل منحیث منشی عمومی حزب كمونست و رئیس جمهور ایفای وظیفه میكردند در قزاغستان دین محمد كانیوف ، در ازبكستان اسلام كريموف، در تركمنستان تركمن باشی ( سفر مراد نیازوف ) ، در تاجكستان رحمن اوف ، در قرغزستان قربان نظر بایوف در آذربایجان حیدرالیوف و بعضی ها دایم العمر حكومت میكردند با قدرت رسیدن بوریس یلسن بعد از گرباچوف در شوروی وقت طوریكه شوروی با جمهوریت های مختلف تقسیم شد پیمان وارسا نیز مكمل از هم پاشید كه حالا نه نام دارد و نه نشانی اما در مورد پیمان نظامی ناتو من هر وقت كه نام پیمان نظامی ناتو را می شنیدم قوت و نیرومندي ناتو را طور تصور می كردم این پیمان رستم ذال در عصر كنونی مانند ناپلیون گذشته فاتح جهان و پیام آور صلح و آزادی بدون چون، چرا خواهد بود گرچه میدانم ناتو خویش را حافظ صلح در وظایف خویش میدانست اما در میدان جنگ نه تجربه داشت چنانچه در شرایط موجود افغانستان با پیروزی آینده خود باورمند نیستند اعضای این پیمان در شرایط موجود در حالیكه ناتو اضافه تر دوملیون سرباز دارد در افغانستان تقریباً به شمول امریكا پنجاه هزار پرسونل دارد ( 70 ) هزار پولیس افغانی و (45) هزار اردوی ملی بدون امنیت ارگان های دیگر امنیتی با همچو قوت ناتو با پیروزی مطلق علیه مخالفین دولت افغانستان باور ندارد دست و پايش مي لرزد .
با شدت گرفتن جنگ در جنوب و شرق كشور و ازدیاد تلفات جانی بر سربازان كشور های عضو پیمان اتلانتیك شمالی ( ناتو) در افغانستان ، اكنون بیشتر از گذشته این سوال از طرف محافل سیاسی ، مطبوعات ، آگاهان و نظریه پردازان در كشور های عضو این پیمان ، در برابر حكومت شان مطرح میگردد : ماموریت یا « مندیت » اساسی این قوا در افغانستان چه است ؟ حفظ صلح و همكاری برای تامین و توسعه امنیت و یا « جنگیدن به نفع یك دولت در برابر مخالفین آن ... ، و . . . » ؟ ؟ ؟
كنون حكومات این كشور ها به مشكل میتوانند اكثریت ( حتی اكثریت ناچیزی ) را به نفع اعزام قوا و مصارف بیشتر در افغانستان از پارالمان های مربوط بدست آوردند. نمونه های بارز آن ایتالیا ، ناروی و هالند است . چنانچه در همین رابطه ماسیمودالما معاون صدراعظم و وزیر خارجه ایتالیا در جریان بحث روی تمدید بودجه برای ماموریت نظامی در افغانستان مجبور شد اعلام بدارد كه : « این كشور در عملیات نظامی تحت عنوان آزاد سازی افغانستان شركت نخواهد كرد » .
وی گفت « ماموریت ما در افغانستان در چوكات بین المللی آیساف است و فكر نمی كنم در ین ماموریت خطر جنگ وجود داشته باشد » .
باید گفت ، با وجود اینكه بعضی از نظریه پردازان در مطبوعات غربی « نفس » این ماموریت را با اشاره با « ناكامی های دولت افغانستان در عرصه های مختلف سیاسی – نظامی ، اقتصادی ، اجتماعی و غیره ، ظرف بیش از شش سال گذشته » ، همردیف به جنگی كه گویا به منظور سر پا نگهداشتن یك دولت « ضعیف و شكننده ، فاقد حمایت مردمی و با دستگاه تاگلو غرق در فساد » ارزیابی مینمایند؛ ولی سوال اساسی از نظر بسیاری همانا عدم تعریف دقیق از نوع ماموریتی است كه بدوش نیروهای ناتو در افغانستان گذاشته شده . این سوال با نگرانی هر چه بیشتر در زمانی مطرح میگردد كه نیروهای « ایتلاف بین المللی مبارزه بر ضد تروریزم » و نیروهای « بین المللی همكاری امنیتی » با ایساف با هم مدغم گرديده اند و قوماندهْ آن بدوش ناتو قرار داده شده است .
برای توضیح بهتر عوامل نگرانیها در غرب در قبال عدم ارایهْ تعریف دقیقی از « موضوع » یا « عنوان » ماموریت ناتو در افغانستان و موارد دیگر ، لازم است تا بصورت مؤجز در مورد ماموریت های نظامی بین المللی كه عمدتاً در پایان منازعات میان دول یا مناقشات منطقوی و در سال های اخیر در پایان جنگ ها و تشنجات داخلی و در تازه ترین اشكال آن ، پس از دخالت های مسلحانهْ «پیشگیرانه و یا به منظورجلوگیری از توسعهْ تشنج ، جلوگیری از نسل كشیها و نقض خشن و مداوم حقوق بشر و غیره » ، كه اغلباً بر اساس فیصله شورای امنیت سازمان ملل متحد براه انداخته شده اند مكث نماییم .
در افغانستان ،پس از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر سال 2001 نیروهای ایالات متحده امریكا به علتی كه معلوم است ،در پی یك اجتماع جهانی یكجا با نیروهای سایر كشور ها ( عمدتاً اعضای ناتو ) در چوكات « ایتلاف بین المللی ضد تروریزم » ، به این كشور یورش برده و ماموریت جنگی خویش را پس از سقوط رژیم طالبان ، برضد القاعده و بقایای طالبان ، تا همین اواخر ، نیز تحت همین « عنوان » در جنوب و شرق كشور ادامه داده است كه نتايج و ثمره آن تا كنون معكوس به نظر مي رسد.
دلایل اساسی دیگری كه تا كنون ، بخصوص بعد از آغاز جنگ عراق ، كشور های عمدتاً اروپائی منجمله آلمان ، فرانسه ، هسپانیه ، ایتالیا و غیره را وا داشته است تا در اعزام نیروهایشان به افغانستان در چوكات ایساف به دست و دل باز عمل نمایند ، ( در پهلوی ملاحظات سیاسی و استراتیژیك شان در منطقه و احساس مكلفیت در قبال « مبارزهْ جهانی بر ضد تروریزم » ) میتواند اینها باشد :
1. یكتعداد از ین كشور ها نه تنها در حملهْ امریكا به عراق این كشور را همراهی نكردند بلكه به آن نیز شدیداً مخالفت ورزیدند ( آلمان و فرانسه ) همچنان در عده ای ازین كشور ها كه در ابتدا از جملهْ متحدین امریكا در جنگ عراق به حساب میرفتند ولی در نتیجه انتخابات نوبتی درین كشور ها قدرت به احزاب مخالف جنگ در عراق انتقال یافت ( هسپانیا و ایتالیا ) . این كشور ها بخاطر جبران آن یاری كه از متحد سنتی شان ایالات متحده ،در عراق دریغ ورزیده بودند ، در افغانستان سهم گیری بیشتری متعهد شدند. چنانچه آلمان با اعزام نیروی بیشتر تمام صفحات شمال را با مركزیت مزار شریف تحت پوشش خود قرار داد اما حاضر نشد يك سرباز هم به هلمند بفرستد و هسپانیه به مجرد خارج ساختن یكجانبهْ قوایش از عراق ، به تعداد بیشتر از آنچه را كه از عراق خارج ساخته بود ، رهسپار افغانستان ساخت. كنون هسپانیه با جابجا ساختن نیروهایش در شهر هرات و بادغيس، مناطق غربی كشور را تحت پوشش خود دارد. البته در هر دو ساحه ، كشور های كوچك دیگر آلمان و هسپانیه را همرایی میكنند .
2. دلیل دیگر همانا سهل الاجرا بودن اصل ماموریت هم از نگاه نوع آن یعنی اینكه تا كنون این ماموریت تهاجمی و جنگی نبوده و هم از نگاه مساعد بودن نسبی وضع امنیتی مناطق مربوط به ساحهً اجرای آن است. كارشناسان نظامی ، دیپلومات ها و تحلیل گران اوضاع افغانستان درین كشور ها متكی بر دلایل عینی معتقد هستند كه وضع در شمال ،مركز و غرب كشور به بحرانی نظیر وضع در جنوب و شرق كشور مواجه نخواهد شد. مگر اینكه تحولات دراماتیك در سطح كل كشور و منطقه بوقوع بپیوندد. زیرا بسیاری ها معتقد اند كه اكثر مردمانی كه درین مناطق زندگی دارند ، « از جنگ و خشونت ، از انتقام و نفرت منزجر بوده و بستر فرهنگی آنها برای زایش و پرورش تروریزم و طالبانیزم تنگ است » .
بدون شك وقتی معاون صدراعظم و وزیر خارجهْ ایتالیا در پارالمان آنكشور با اتكا به ارزیابی وضع موجود در مناطق مورد نظر ، با اطمینان از عدم خطر جنگ در ماموریت قوتهای ایتالیایی در افغانستان سخن میگوید ، در ذهن او حوادث جنوب و شرق كشور خطور نمی كند ولی اگروحشت و ترور در جاهائیكه نیروهای ایتالیا مستقر اند راه باز كند ، او در برابر اعضای پارالمان كشورش چه نوع جوابی را ارایه خواهد كر ؟
ولی وضع برای صدر اعظم انگلستان ، ستیفن هرپر صدراعظم كانادا ، بالكینیندی صدراعظم هالند و دیگرانی كه قوتهای شان در مناطق جنگی یا جا بجا شده اند و یا میگردند مشكل تر از دیگران خواهد بود ، مخصوصاً اگر تابوت های سربسته سربازان این كشور ها از كوه های كنر ، نورستان و ارزگان و یا دشتهای گرمسیر ، ریگستان ، شورابك و بكوا بسوی لندن ، آتاوا و امستردام رهسپار گردند .
به هرحال دلایل عمده ایكه امریكا را وادار به قایل شدن اهمیت درجه دوم برای مسایل افغانستان ساخته است میتواند اینها باشند كه در حقيقت اشتباه بزرگي ساست مداران امريكا گفته ميشود :
1. ادارهْ جورج بوش در امریكا به دنبال شكست نظامی و سیاسی در عراق عراق و پایین آمدن گراف محبوبیت بوش و حزب جمهوریخواه در آن كشور ، نمی خواهد بار مسئولیت شكست دیگری را در افغانستان بدوش بكشد و یا اینكه با رویدست داشتن اجندا های دیگر درمنطقه كه ضرورت بر نیروهای اضافی را دیكته میكند نمی خواهد قوتهای خود را در افغانستان مصروف نگهدارد . ورنه چگونه میتواند كار افغانستان را « از كشوری را كه با حملات (11) سپتمبر ارتباط داشته است » ، در وضعیت و شرایطی كه اسامه بن لادن ، ملا عمر و ایمان الظوهری نه دستگیر شده اند ، رها نماید و یا در بهترین حالت آن در نقش یك شریك در پهلوی متحدین درجه دوم خود اینجا باقی بماند .
2. ایالات متحدهْ امریكا با پای گیر ساختن سایر متحدین ناتویی اش در جنگ افغانستان و با به چالش كشیدن حیثیت و اعتبار سیاسی و نظامی اعضای اساسی اروپایی آن ، میخواهد آنها را وادار نماید ، تا با افزایش بودجهْ نظامی شان سهم و نقشی بیشتری را در جنگ های منطقوی آینده متقبل گردند ( چیزی را كه سالهاست در برابر متحدین خود مطرح میكند ) تا از اینطریق بتواند قرار داد های سود آوری را نیز برای مجتمع صنایع نظامی آنكشور دست و پا كند .
3. موضوع دیگری كه نمیتواند خارج از امكان باشد ، همانا بی میلی ایالات متحده بخصوص انگلستان برای سركوب قطعی و یا حتی واگذاری مناطق جنوبی كشور به اختیار طالبان ، به منظور استفادهْ بعدی از آنها در جهت تحقق اهداف منطقوی این كشور مخصوصاً بی ثبات سازی مناطق موسي قلعه و مناطق هلمند است . مظاهر آنرا میتوان در چشم پوشی اینكشور از عملیات تجدید سازمان ، تربیه ، تجهیز خرابكاران طالبی و صدور آنها به افغانستان از طرف پاكستان و تحمل نظام طالبی بوسیلهْ نظامیان پاكستان در وزیرستان در نوار مرزی اینكشور با افغانستان ، مشاهده كرد. اكنون مبصرین سیاسی در منطقه از تشكیل امارت « طالبستان » بجای « پشتونستان تاریخی » در دو طرف خط معروف دیورند ، صحبت به عمل می آورند. بدون شك امریكا و انگلیس بی میل نیستند نفرت اسلام بنیاد گرای نوع وهابی – طالبی نسبت به خود را به سوی اسلام بنیاد گرای شیعی نوع حاكم آن در ایران و حزب الله لبنان معطوف سازند و این در منطقه ما فقط از طریق سازش با طالبان افغانی و پدر خوانده ها پاكستانی شان ( احزاب و سازمانهای دست راستی مذهبی در آنكشور ) میسر است .
آنچه در بالا بیشتر مورد اشاره قرار گرفته است همانا بر جسته ساختن گرایش رشد یا بنده در غرب بر علیه درگیری جنگی نیروهای این كشور ها در افغانستان است . این گرایش با تكیه بر نوع ماموریت قبلی این نیروها كه عمده تاً محدود به « یاری امنیتی » می شد برجسته میگردد. همچنان درین نوشته منطق كاهش تدریجی نیروها و تحدید عملیات این نیرو ها را به بررسی گرفته و باین نتیجه دست یافتیم كه برای ایالات متحده افغانستان آن اهمیت قبلی را ندارد و اگر دارد هم فقط در حدی است كه بتواند از آن در جهت منافع منطقوی خودش بهره برداری كند. باید علاوه گردد كه این منافع علیای كشور ما نمیتواند باشد. با توجه به موارد فوق و با توجه با وضعیت خطرناك تازه در شرق میانه كه دامنهْ آن دیر یا زود منطقه ما را فرا خواهد گرفت چنانچه گرفته وبرای « جامعهْ جهانی » الویتهای به مراتب با اهمیت تر از مسایل كشور ما را بوجود آورده ، وقتی آن فرا رسیده است تا مسئولین امور در كشور ما بعوض پشت پا زدن به امكانات و ظرفیت های ملی ، خود و كشور را بطور در بست در گرو لطف « جامعهْ جهانی » ایكه سردمداران هر روز در شرق میانه « كوشش دارند تا نفت بیرون بكشد » ، ایشان قرار ندهند . وقتی مردم و سیاست مدارانشان در كشور های دیموكراسی حق دارند از حكومت خود بپرسند كه فرزندانشان در افغانستان برای چه كشته میشوند ؟ كه این حق مسلم اوشان است ، به همینگونه مردم و سیاست مداران ما نیز باید از حكومت خود بپرسند كه حضور و دوام عملیات جنگی نیروهای ایتلاف به رهبری امریكا و اكنون ناتو بر اساس كدام میكانیزم و تحت كدام عنوان ادامه دارد ؟
از نظر بسیاری ها با ختم عملیات جنگی بر ضد القاعده در افغانستان كه سقوط طالبان را نیز با خود در پی داشت به خصوص پس از تدویر انتخابات ریاست جمهوری و بعداً تشكیل پارالمان دو موضوع اساسی باید در ین زمینه مورد بررسی قرار میگرفت كه متأسفانه تا كنون نگرفت :
1. قانونمند ساختن حضور نیروهای خارجی در كشور ، روي يك ميكانيزم دقيق علمي مطابق منافع ملي .
2. ار بین بردن منابع تمویل و مراكز تربیت ، تجهیز و رهبری تروریستها از جمله طالبان در پاكستان ،
تعلل در مورد اول را شاید بتوان تا قبل از تشكیل پارالمان توجیه كرد. مخصوصاً در مورد قوتهای آیساف ،ولی بعد از تشكیل حكومت ( به هر حال قانونی ) و پارالمان منتخب مردم نمیتواند توجیه پذیر باشد. این موضوع اعتبار سیاسی دولت جناب آقای كرزی را تا سطح یك دولت ضعيف به وسیلهْ قوت های خارجی بوجود آورده شده و بوسیله آن سر پا نگهداشته میشود ، تنزل میدهد. به خاطر باید داشت كه حتی حضور قوتهای شوروی سابق در كشور ما ، بر اساس قرار داد دو جانبه ای كه میان دو كشور عقد شده و در سازمان ملل متحد نیز راجستر شده بود ، توجیه میگردید. اينكه حقيقت چه بود حرف ديگري است كه حالا نمي خواهيم در مورد آن بحث كنيم خروج آنها نیز بر اساس یك قرار داد بین المللی ای با اعتبار عملی گردید . لذا تا دیر نشده است این موضوع پس از بررسی همه جانبه در پارالمان كشور به بحث گذاشته شود تا نماینده گان مردم ( هركه و در هر نقشی كه بوده و یا هستند ) در مورد رأی خود را صادر نمایند .
در رابطه به موضوع دوم یعنی مبارزه ایتلاف بین المللی بر ضد تروریزم كه باید به سرزمین افغانستان خلاصه نگردیده بلكه در جستجوی منبع و ریشهْ آن بود ، فقط چندی قبل و آنهم بعد از گذشت بیش از شش سال با برجسته ساختن موضوع مذاكره با یك تعداد از افراد طالبان از جانب محترم حامد كرزی مطرح گردید . این طرح با استقبال وسیع افغانها مواجه نشد كه بعداً به نحوي از طريق سخن گوي آن مقام ترديد شد باید چون اكنون فرصتهای زیادی از دست رفته است و این موضوع چندان خریداری در میان مراجع تصمیم گیرنده در « جامعهْ جهانی » ندارد و هم سردمداران پاكستان به همچوجه و جون همیشه ، نیتی نیكی در قبال آرمان صلح و خوشبختی برای مردم افغانستان نداشته و نخواهد داشت اگر صد جرگگه ديگر تشكيل و داير گردد .
بنابرین باز هم هر آنچه باقی می ماند نیروهای خود مردم افغانستان است كه باید به آن تكیه گردد چنانچه حامد كرزي در سفر اين هفته خود در لندن اين حقيقت را طي يك مصاحبه شفاف مطرح كرد اي كاش در گذشته ها نيز همه ما چنين مطرح مي كرديم . بنظر نگارنده بهتر است حكومت بجای بیش از حد جهانی جلوه دادن مصنوعی مسایل افغانستان ویا بیش از پیش جهانی ساخته آن ، در جهت كشف عوامل داخلی پرابلم های جاری كشور و راه های حل ملی و وطنی در كشور بیاندیشید . كشور ما به یك فراخوان ملی برای یك آغاز نو ضرورت دارد. شرایط این آغاز میتواند در پی یك ارزیابی نقادانه و بدون اغماض از اشتباهات در اجراآت شش سال گذشته و پیشكش نمودن یك برنامهْ ملی تامین صلح سراسری از طریق تفاهم ، آشتی با نيروهايي كه با صلح و ديموكراسي باور داشته باشند و گذشت متقابل ، در یك مجمع بزرگ ملی فراهم گردد . این در صورتی میتواند مورد پذیرش واقع گردیده و پویایی حاصل نماید كه با ندای وجدان لبیك گفته و در ساختار بعدی حقایق تاریخی و موجود كشور را بدون تعصب و دغدغه های منفی در نظر بگیریم .
درین صورت است كه ما با تنظیم امور كشور خود بدست خود می توانیم در تثبیت حدود وظایف نیروهاییكه كه به نام كمك به كشور ما آمده اند سهم و نقش بدست آوریم .
درین اواخر ناتو به خصوص برطانیه بنا بر هدایت پاكستان علاقه مندی زیاد دارد تا طالبان دو باره به حكومت بر گردند از جانب دیگر امریكا باوجود اینكه آقای بوش مبلغ ( 46 ) ملیارد دالر دیگر از كانگرس امریكا بخاطر مصارف جنگ عراق افغانستان می خواهد خانم رایس وزير خارجه و رابت گیس وزیر دفاع امریكا میدانند كه به مرور زمان قوت های ناتو یكی بعد دیگری به بهانه مختلف افغانستان را ترك خواهند كرد روي اين تشويش اجلاس وزراي دفاع كشور هاي ناتو در هالند پشت درهاي بسته جريان دارد تا در مورد سرنوشت و عمل كرد مشترك قواي خويش در افغانستان تصميم بگيرد به نظر مي رسد كه از اين اجلاس دستاوردي كه با همه اختلافات ناتو و امريكا پايان بدهد توقع فوري نداشته باشيم به هر صورت نسبي مؤثريت خواهد داشت اينكه دولت افغانستان در اين اجلاس حضور ندارد حرف ديگري است كه معني آنرا ما كمتر مي دانيم . شرایط موجود نا مصمم بودن ناتو در مبارزه مخالفت با سیاست های امریكا اینها زمینه فرار نیروهای ناتو را از افغانستان فراهم می سازند آن وقت یك راه وجود دارد كه امریكا ماموریت های خویش را در یوگوسلاویا ، لبنان ، حبشه و عراق نام تمام بگذارد تنها هم قوت های خویش را به افغانستا ن متمركز بسازد چقدر خجالت آور است كه ناتو با این نام و نشان بالاخره ثابت می سازد جز ببر كاغذی دیگر چیزي نبوده باید صادقانه اعتراف نمود كه ناتو با همین اجراآت كه در افغانستان دارد نمی تواند صلح را در افغانستان تحكیم بخشد نمیتواند پیروز گردد. خدا ناخواسته اگر ناتو در افغانستان ناكام شود به آن طرف خواهد رفت كه پیمان وارسا چند سال قبل رفته و راه برگشت به اين سفر نهايت تاريك و هولناك است .
| 3 Nov 2007 - [15:25] | معادن افغانسـتان و اجـراآت وزارت معـدن! |
احمد سعیدی
معادن افغانسـتان و اجـراآت وزارت معـدن!
از مدت دوسال به اینطرف وزارت محترم معدن به گفته خودش دست به ابتکار سازنده زده معادن کشور را به اجاره می دهد اجاره دار داخلی باشد یا خارجی عاید به دولت بشود یا نشود زمینه کار به مردمان بیکار پیدا شود یا نشود فرق نمی کند از شفافیت همچو اجراآت نه مردم میدانند و نه مسعولین هرچه بار باربعضی اوقات صف های طویل مردم بیکار را که در چوک کوته سنگی ، چوک دهکیپک خیر خانه ، چوک جاده میوند و دیگر جا ها می بینیم و میدانیم که روز ها سرگردان اند زمینه کار برای شان آماده نمی گردد تا لقمه نان برای فامیل خود آماده کنند سخت در تشویش بوده و هستم در ذهنم چنین تصور وجود دارد که اگر در استخراج معادن سرمایه گذاری شود دل سوزی وجود داشته باشد امکان کار وفعالیت برای مردمان بیکار آماده میشود هم مردم بیکار بدام دشمن نمی افتد و هم صفوف مخالفین ضعیف شده حاکمیت موجود تقویه میگردد بخاطر روشن شدن حقایق میخواهم مشت نمونه خروار از یک تعداد معادن کشورم بنام ببرم.
معدن آهن حاجی گک در ولایت بامیان .
معدن مس عینک در ولایت لوگر.
معدن زمرد در ولایت پنجشـیر.
معدن بروچ در ولایت نورستان.
حوزه نفت گاز شمال کشور.
معدن سرآب در ولایت غور.
معدن بیرات در غوربند پروان.
معدن سیماب در ولایت غور.
معدن ذغال سنگ سبزک هرات.
ذغال سنگ آشی پشته بغلان .
ذغال سنگ دره صوف.
سمنت چرات جبل السراج.
سمنت پلخمری.
سمنت هرات.
گچ سفید هرات.
معدن فلورامیت در ارزگان.
معادن نمک هرات و تخار.
معدن لاجورد بدخشـان.
سنگ رخام در هلمند.
سنگ مرمر در هلمند.
ذغال سنگ کرکر بغلان.
ذغال سنگ مسجد چوبی هرات.
ذغال سنگ شبا شک سمنگان.
معدن آهن بدخشـان.
مس شیدائی هرات.
معدن مس کندالان ولایت زابل.
معدن مس در بند کابل.
معدن جست ولایت غور.
معدن سرآب و جست دره نور قندهـار.
معدن المونیم زابل.
معادن مولیدین در زابل ، بغلان و لوگر.
معادن قلعی در هرات و فراه.
معدن بریل در ولایت کنر.
معدن لیتم ولایت کنر.
معدن تنـتال فیوبی در نورسـتان.
معدن طلا در غزنی.
معدن طلا در بدخشـان.
معدن طلا در تخار.
معدن سلفر در کوه البـرز در ولایت بلخ.
بارایت سنگلان در هـرات.
معدن از بست لوگر.
معدن تلک در ننگرهار.
معادن نمک در اندخوی فاریاب و دولت آباد.
معدن یاقوت ننگرهار.
معدن طلا در خاک ریز قندهار.
معدن شاه مقصود در ماهیـپر کابل .
گرومیت ولایت خوست.
سنگ رخام هلمند
و دها معدن و ذخیره های زیر زمینی در کشور ما وجود دارد که به پشت کار و دل سوزی ضرورت دارند گرچه وزارت معدن بنام های وزارت معدن وصنایع ، صنایع و مواد خوراکه یا معدن از سالیان زیاد به اینطرف در تشکیل حکومت افغانستان وجود دارد سروی و از طریق ریاست سروی و جیولوژی صورت گرفته اما حاصل و ثمره که قابل لمس باشد کمتر به نظر می رسد اگرچه طی چندین سال اخیر یک عده معادن به اجاره داده شده اند بگونه مثال:
Ø سمنت پلخمری
Ø سمنت حبل السراج
Ø ذغال سنگ سبزک هرات
Ø ذغا کرکر
Ø گچ هرات
گرچه این گچ را شرکت صافی در تسلط خود دارد ولی قرار داد آن چندان روشن نیست در این نوشته ما نمیتوانیم در مورد هریک از معدن کشور بحث کنیم با درک این حقیقت که معادن زیاد اند بطور نامه مشخص روی معدن مس عینک بحث مفصل می نمایم قضاوت را به دیگران می گذاریم.
استخراج معدن مس عینک لوگر که گفته می شود اضافه از 11 ملیون تن ذخیره دارد و یکی از بزرگترین و شفاف ترین معادن مس در جهان حساب می شود وزارت معدن در نظر دارد این معدن بزرگ را به سکتور خصوصی بدهد بعضی از مسعولین وزارت معدن گفته اند در حال حاضر پنج شرکت خارجی پیشنهاد های شان را بخاطر اخذ و استخراج و قرار داد این معدن به این وزارت یا مستقیم یا توسط امیل سپرده اند کمیته اقتصادی شورای وزیران این درخواست ها را بررسی خواهد کرد بعداً ممکن در مورد ابراز نظر کند این پنج کمپنی عبارت اند از:
1. انتر دیکسن از کانادا
2. استرک فورتس از کشور روسیه
3. کمپنی ام سی سی از چین
4. قزاق مس قزاقستان
5. ملکس واچ از امریکا
درخواست داده اند اگر در این داوطلبی کدام شرکت افغانی سهم ندارد و هم چنان گمان نمی کنم که با موجودیت شرکت امریکایی و کانادایی شرکت چینی یا روسی برنده شوند برنده قبلاً معلوم است شرکت امریکا.
امریکا به هیچ صورت حاضر نیست چین و روسیه در همچو معامله بخصوص در افغانستان شریک سازد آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است پیش بینی های روزگاغذ نشان میدهد اگربا چین قرارداد صورت گیرد سالانه افغانستان زیاد پول بدست خواهد آورداین معامله در وقت مورد بحث قراردارد که قبلاً یک عده ازمعادن مانند ذغال سنگ و سمنت پلخمری، سمنت جبل السراج ، ذغال سبزک هرات و گچ هرات به سکتور خصوصی داده شده اند اینکه چقدر ماهانه و سالانه این شرکت ها دولت ها را پول میدهند ما خبر نداریم به یقین وزارت معدن میداند اگر تا اکنون حقوق دولت را مکمل تحویل نکرده اند آن مشکل دیگر است که نه زور ما میرسد و نه زور وزارت محترم این وزارت تلاش دراد یک تعداد معادن دیگر مانند طلا نور آبه ، سنگ های قیمتی تاله و پرخک سمنگان و کرومیت ولایت خوست را به سکتور خصوصی واگذار شود اما شما از متخصصین معدن این نوع قرارداد ها را بادیده شک می نگرند بگونه مثال : اگر مس عینک قرار داد میشود در مورد فلزات دیگر این معدن فکر شده سوابق و ارزیابی ها نشان میدهد فلزات دیگر مانند نقره ، نکل و انواع دیگر فلزات در این معدن وافر پیدا می شوند حتی یکی از انجنیران مربوطه گفت که در این ساحه به مقدار پانزده ملیون تن غیر از مس فلزات دیگر وجود دارد اگر اکثر متخصصین با این شیوه کار وزارت معدن مخالف اند دلایل شان این است که مفاد اصل را کمپنی ها می برند یعنی هلوا را دیگران می خوردند دود نصیب مردم افغانستان می شود اما خودم این تشویش را دارم که دنیا غرب میخواهد تجربه کشورهای افریقایی رابالای افغانستان نیز عملی سازند چنانچه کمپنی های امریکایی و اروپایی معادن کشور های افریقایی را در اختیار گرفته و ملیارد ها دالر سود برند در حالیکه مردمان این کشور در بد ترین شرایط اقتصادی قرار دارند.
در عقد قرار داد ها منافع ملی باید از همه چیز مقدم باشد اگر در قرا داد گفته شود که اکثریت مطلق کارگران افغانی باشند شرایط کار فرما نیز در قرارداد موجود باشد تخلف باعث از بین رفتن قرارداد گردد.
یکی از دوستانم در وزارت معدن حرف جالب دیگری را نیز برایم گفت در تحقیقات تازه که از سوی مرکز فضایی ایالات متحده امریکا یعنی ( ناسا) در افغانستان انجام شده بیش از 1400 معدن در افغانستان وجود دارد اگرچه وزارت محترم معدن ظواهر معادن را در افغانستان 40 گفته اما امریکایی ها 1400 میگویند حتی امریکایی ها میگویند از آنچه که در مورد نفت شمال گفته شده بخاطر ذخیره آن 17 مرتبه کم و ا نمود شده اگرچه من در مورد قانون سروی معادن معلومات کافی ندارم اما اینقدر میدانم بشمول امریکا هیچ کشور حق ندارد بدون اجازه ما معادن و ذخایر ما را یا از زمین یا از فضا سروی کند و به آن چشم بدوزد امیدوارم مسعولین این وزارت در مورد توجه داشته باشند.
| 18 Oct 2007 - [15:53] | استراتیـژی دقیق درسیاست خارجی امنیت ملی را تحکیم می بخشـد ! |
احمد سعیدی استراتیـژی دقیق درسیاست خارجی امنیت ملی را تحکیم می بخشـد ! من و یک تعداد دوستان دیگرم مدت زیادی می شود روی سمت دهی کشور های منطقه ئی بخاطر همکاری و آوردن صلح در افغانستان تأکید داریم بعضی پیش زمینه ها در عمل کرد های ما باعث آن شده تا عوض ترمیم در منطقه تخریب گردیم در حالیکه ما علاقه داریم تا در مورد دست آورد داشته باشیم این درمان وقتی تحقق پیدامی کند که آماده تجدید نظر در سیاست های خود باشیم و سمت نزدیکی و همگردی منطقوی حرکت کنیم طی 12 ماده نقاط نظر خویش را می نگارم که بادر نظر داشت این 12 اصل بنیادی در یک چوکات معین ابتکارهای عملی دپلوماسی امنیت منطقه ئی را روی دست و در سر فهرست بیاوریم. طی شش سال گذشته مبارزه مشترک علیه تروریزم همکاری اقتصادی نشان دهی منبع تروریزم آرزوی هم سایه نیک و حسن همجواری نکته های بودند که هر روز ما به آن مصروف بوده ایم جهان هم از آن نام برده یک دهۀ دیگر مقبولیت خواهد داشت. من در این مورد دلائل زیاد دارم که هر کدام شان به نوبه خود قابل درک اند اگر ما دورۀ دپلوماسی را بنگریم و از جانب به فکر راه حل های موقت باشیم آینده روشن در انتظار ما بوده نمیتواند هیچ کس پیش بینی کرده نمی تواند طی پنج سال ها ده سال دیگر مناسبات ما با امریکا در کدام حد و اندازه خواهد بود. ده سال یا پنج سال دیگر ناتو با کدام موقف و در مورد افغانستان چه خواهد کرد؟ آیا خطر آن وجود ندارد که ناتو هم بالاخره پل پائی پیمان وارسا را با خود اختیار کند بعد از چند سال پولیس و اردوی ملی ما در کدام سطح خواهد بود تعویض در استراتیژی های موجود به وجود نخواهد آمد حتمی خواهد آید آیا در افغانستان همیشه به کمک های دیگران محاسبه کند چنانچه همین حالا بعضی از کشور های اروپائی در جنگ افغانستان دل و نادل اند اگر این وضیعت سخت تر و دوام دار تر شود دوام ماموریت این کشور در افغانستان مشکل به نظر می رسد این حقیقت را هر افغان آگاه میداند که قدرت های منطقه یی توان هر نوع تخریب را در کشور ما دارند تجارت تلخ گذشته در کشور حتی در عراق نشان داد اگر کشور منطقه بخصوص هم سایه ها راضی نباشند میتواند هر نوع مشکل آفرین نمایند اگر در گذشته کمتر می دانستیم حالا باید زیاد تر باورمند شده باشیم که روابط سازنده باکشور های منطقه ئی با سنگین را از دوش ما ، دوستان بین المللی ما کم می کند 12 نکات نظر از این قرار است . 1. طی شش سال گذشته ما با قدرت های منطقه ئی طوری حرکت و سیاست کرده ایم که در حقیقت دست آنها از وضع موجود افغانستان مطلق کوتاه کرده ایم و با موجودیت امریکا و ناتو این طور تصور کرده ایم که دیگر همه چیز از ما و دست ما از همه بالاتر است اما حالا باید با این اشتباه متوجه شده باشیم که برداشت ما غلط بوده و کشور ها منطقه ئی خوب میتواند ما را تهدید و تخریب کنند چنانچه کردند . بالاخره باید اعتراف کرد که تاهم سایه و بخصوص پاکستان نخواهد در افغانستان امن سرتاسری نخواهد آمد نادیده گرفتن روسیه در وضع موجود افغانستان استباه بزرگ دیگر ما بوده و هست . 2. تعداد زیاد از کشور ها میگویند که افغانها همه چیز را از ما میخواهد خود چه می کند در حالیکه ما به کشور مصرف کننده تبدیل شده ایم پاکستان هم روی معضله موجود بشمول خط دیورند مسألۀ قبال ایران نیز روی دریای هلمند ، روسیه و کشور های آسیای میانه نیز حرف های خود را دارند بخاطر حل همچو پرابلم ها دقت و هوشیاری سیاسی ضرورت است حل این معضلات از روی مذاکره و گفت و شنود برای آوردن امنیت در افغانستان زیاد کمک می کند. 3. حرفی را که افغانستان بنام تروریزم همیشه تکرار می کند این یک حقیقت جهانی و منطقه ئی است اما این مشکل وقتی حل شده میتواند که منابع مالی و سازماندهی آن بررسی همه جانبه شود. هرکس این را میداند که منبع اصلی پاکستان است و ادارات معوم الحال آن کشور در رأس سازماندهی این شبکه قرار دارند. رقابت سالم یا غیر سالم بین هند وپاکستان معضله خط دیورند کلمات گذشته و موجودی بنام پشتونستان همه دست به هم داده اند مشکل بر مشکل کشور ما افزوده اند نظریات بی معنی پاکستان که قنسلگری هند در افغانستان فعالیت دارند در حالیکه پاکستان نیز قونسلگری های دارد پاکستان در مورد افغانستان با یک استراتیژی دازمدت که آن به هیچ صورت به نفع افغانستان نیست حرکت می کند در حالیکه سیاست ما مقطی است با فراز و نشیب حرکت می کند در این مورد تفکر همه جانبه ضرور پنداشته می شود. 4. طی سال که گذشت کوشش از طرف دولت افغانستان بخاطر هم کاری های همه جانبه اقتصادی وجود داشت این پیشانی باز افغانستان و دست داراز هم سایه ها زمینه آنرا فراهم ساخته است تا مردم افغانستان منحیث مصرف کننده ها و کشور هم سایه به تولید کننده گان همه جانبه تبدیل شوند اما از نگاه امنیتی ایت بازار آزاد افغانستان هیچ موثریت نداشته این را همه میدانند که منافع کوتاه مدت اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران و پاکستان نمی تواند به هیچ صورت نگرانی امنیتی که از موجودیت قوای خارجی در افغانستان دارند برطرف سازد بلکه روز به روز باعث تشویش زیادتر شان می گردد حتی ایران ، قزاقستان ، روسیه و دیگر جمهوریت های آسیای میانه بشمول چین کنار گذاشتن خود را از پروژه مهم اقتصادی در افغانستان دو از انصاف میدانند و گلون های پرعقده اند بخصوص در مورد سرمایه گذاری در معادن افغانستان. 5. دولت و حاکمیت موجود در افغانستان این حقیقت را باید بداند که اگر کشور های منطقه ئی با یک دیگر تفاهم استراتیژی یک پیدا کنند و اپوزیسیون موجود افغانستان دست را با مخالفین آشکار دولت یکجا نماید دولت موجود دچار پرابلم های خود شد که کنترول آن را دولت از دست می دهد دولت باید به پذیرد که فاقد یک استراتیژی امنیت ملی است دولت بطرف در حرکت است که منافع محدود در آن دیده میشود هرکس در تقویه گروه و تفکر حق یا باطل خویش است با این طرز و شیوه در سیاسیت و عمل کرد ما را بجای می رساند که دیگر برگشته باید غرق شویم هنوز که فرصت اندک موجود است یک خط مشی ملی امنیتی و یک استراتیژی مشخص مطرح گردد تا از این بیشتر بطرف بحران نرویم درغیر آن دست آورد های شش سال حزب صفر خواهد شد. 6. ما رشد ضرورت داریم سکتور مبارزه علیه مواد مخدره را در اولویت های انکشافی ملی افغانستان قرار دهیم فراموش نشود استراتیژی سکتور مبارزه علیه مواد مخدره در کشور افغانستان در یک مرحله حساس قرار دارد و آنچه را که تا اکنون در این مبارزه انجام داده ایم نتایج وارونه بوده سیاست های ما را به طرف بحران میبرد. 7. پرابلم دیگر که باید به آن زیادتر توجه شود این است که بعضی ها مشکل امنیت در افغانستان و راه کار برای حل این پرابلم مشوره های قومی قبیلوی میدانند راه های حل دیموکراتیک مردود میدانند همچو اندیشه ها درست از آب بدر نیامده اند راه حل دیموکراتیک و غیر دیموکراتیک نقش اجتماع را برجسته تر میسازد تصور من این است که بخاطر راه حل در پرابلم های امنیتی این است که حقیقت از مردم پنهان می شود سیاست پنهان کاری بی اعتمادی را به وجود می آورد و بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کند اکثر تصامیم بدون اجماع و مشوره گرفته میشود آنچه را که طراحان انفرادی از نتیجه آن امید دارند برعکس آن ثمر میدهد. 8. از طرف دیگر بعضی سیاستهای بکار گرفته میشود که امتیازات و اقربا مخالفین داده شود از نظر من امتیاز دادن با مخالفین سیاسیت معقول است عوض امتیاز دادن باید در تقویه نهاد های دولتی و حاکمیت دولتی زیاد توجه نمائیم اگر ما آن مقدار پول و مصارف را که بخاطر مواد مخدره حق نا حق مصرف کردیم اگر این مبلغ را با تقویه حاکمیت دولت مصرف می کردیم امروز نه مواد مخدره وجود میداشت نه حاکمیت با چالش بلکه حاکمیت قوی در سرتاسر کشور وجود میداشت. 9. اشتباه دیگر سیاسیون ما در شرایط فعلی این است که عدۀ به این باوراند و علاقه مندی خاص بخاطر پیروزی جنرال مشرف در انتخابات پاکستان دارند حتی میگویند مشرف مانع تروریزم می شود اما عقیده من این است که اگر در پاکستان رئیس جمهور یا صدر اعظم چه جنرال مشرف باشد چه بی نظیر بهتو چه نواز شریف چه شوکت عزیز چه وسیم سجاد باشد روی مسألۀ امنیت در افغانستان هیچ نوع تاثیر ندارد غیر از منفی گیری هیچ نوع سیاست مثبت به وجود نخواهد آمد در حالیکه امریکا بخاطر پیروزی جنرال مشرف کمر بسته اینکه چرا مشرف با سرو صدای بیشتر بصورت اماتور و نمایشی به جنگ طالبانی پاکستان گام بر می دارد و این سناریو است تا غرب را باورمند سازد که مبارزه ام با بنیاد گرائی صادقانه است بدون تردید این جنگ های زرگری الی انتخابات خواهد بود بعد از پیروزی مشرف با طلبان مخالف فعلی مشرف آشتی ومحبت مانند پروتوکول وزیرستان به قرار می شود دیگر در پاکستان حمله و ترور نمی گردد افغانستان خواهد بود همان آش و همان کاسه سابق چون ما در سیاست های خود عادت نداریم که از شریط و اوضاع تحلیل دقیق داشته طبق یک پلان قبلی عمل کنیم. 10. مخالفین دولت افغانستان در تاکتیک سیاسی و جنگی خود شما تغییرات آورده اند اما سیاسیون امنیتی ما تا آخر غیر از یک حرف دیگر نه استراتیژی دارند وتاکتیک اگر دیگر کار کرده نمیدانیم دفاتر ونقل انتقال قوت های خارجی از داخل شهر کابل حل و فصل کنیم به معنی که مجموع قوت های نظامی در ساحات ده کیلومتری شهر کابل قرارگاه ایجاد کنند تا حملات انتحاری جان هم وطنان ما را بدون موجب نگیرد. 11. سیاست گذاری های ما بخاطر کاهش و از بین بردن رشوت اختلاس با ایجاد دفاتر پرزرق و برق مانند داستان های دنبال دار یک عمل کرد غلط و نا کار آمد بوده ما تا هنوز در باره همچو تشکیلات بدون موثریت پافشاری می کنیم اگر این جرعت اخلاقی را داشته باشیم با اشتباهات خود اعتراف کنیم معقولیت و صداقت ما را نشان می دهد . 12. سیاست دیگر که برسیل بیکاران روز تا روز افزوده و فاصله مردم را از دولت به وجود آورده این است تصدی های دولتی که از حکومت بودجه می گیرند به باردوش دولت اند حتی وزارت محترم مالیه سالانه از پلان مالی آماده شده هر تصدی ده فیصد تکس می گیرد وسالانه از این تکس پول هنگفت به جیب دولت می رفت. اما به گفته بعضی از مسعولین وزارت محترم مالیه دست به ابتکار جدید زده اند این تصدی ها را بدون تصدی های وزارت محترم مالیه به سکتور خصوصی وا گذار می شوند چنانچه تا اکنون دها تصدی با این سیاست ازبین رفته اند مامورین آن سرگردان و بیکار اند تشویش وجود دارد این سیل بیکاران صفوف مخالفین را تقویه خواهند کرد وقتیکه حکومت منتخب مردم با همچو سیاست ها مردم را از پهلوی خود براند کجا بروند و چه کنند در این مورد مثال های زیادی وجود دارد از تصدی افغان ترکانی عناصر فلزی سپین غر ، بانک رهنی و تعمیراتی ، بانک انکشاف زراعتی شرکت سمون تصدی متمم طبعی ، ریاست افغان اعلانات و تعدا زیاد دیگری بگونه مثال سال گذشته ریاست افغان اعلانات لغو شد در روزیکه مامورین این تصدی را جواب دادند این تصدی 56 ملیون افغانی نقد در حساب خود داشت و سالانه تقریباً ده ها ملیون عاید می نمود مشاور خارجی که در این مورد در وزارت محترم مالیه وجود دارد خدا کند فیصدی زیادی از پول نقد تصدی منحل شده به جیب این آقای خارجی نرود. قابل تذکر میدانم که تصدی افغان اعلانات در سال 1384 از 15 فیصد مفاد خویش برای وزارت مالیه 14 ملیون و در سال 1385 16 ملیون تنها تکس داده است اینکه مامورین خویش معاش و مصارف داده مشت نمونه خروار تا هنوز روشن نیست که چرا این سیاست بیکار کردن مردم بدون موجب تاچه وقت دوام خواهد کرد در شریط موجود رهبری دولت افغانستان ضرورت دارد تا ملت در پهلوی آن قرار داشته باشد از سیاست دولت مردم دفاع کنند سیاست که بین ملت و دولت فاصله ایجاد می کنند چه شعوری باشند چه غیر شعوری در شرایط اشتباه بزرگ است که با عث ایجاد بحران در دولت می شود چون اکثر سیاست های ما کاپی است این کاپی گری ها ما را بل از اصل کشیده به یک کاپی غیر ضروری مبدل خواهد کرد. باده نوشی گفت دیشب ساقی گلفام کو ؟ باده کو مستی کجا دلدار دُرد آشـام کو ؟ گفتمش خامی مکن می کمترک خندید و گفت ؟ کس نمی پرسند مستان پخته کو یا خام کو ؟ گفتمش گر مست گشتی بت پرستی بایدت گفت دیری کو ؟ مغنی کو ؟ معبد و اصنام کو ؟
| 3 Oct 2007 - [0:35] | سیاست های ملیتاریستی پاکستان را به طرف بحران سوق داده است ! |
احمدسعیدی
سیاست های ملیتاریستی پاکستان را به طرف بحران سوق داده است !
پاکستان از بدو تأسیس و ایجاد خود برای چهارمین مرتبه تحت ساطور نظامیان دیکتاتور قرار گرفته است آن نظام مارشالائی ملت را در چنگال خویش مورد اسارت قرار داده و از آزادی های واقعی و دموکراتیک محروم واز مزایای آن بی بهره ساخته اند. جنرالان حاکم نظامی میل ندارند تا در کشور شان صلح ، دموکراسی ، تأمین عدالت اجتماعی و رفاه همه گانی استقرار یابد بلکه همواره در تلاش اند تا انظار عامه مردم را از مشکلها و پرابلم های داخلی بدور نگهداشته و در صدد طرح و تدوین ستراتیژی های ملیتاریستی و نظامی گرانه اندکه مردم را تحت احساسات ملی گرانه مورد ترغیب قرار داده و سعی می ورزند تا توجه مردم را از کاستی های عایده که در عرصه های گوناگون دامنگیر آنها گردیده است تحت احساسات کاذب قرار دهند. جنرالان حاکم از مسألۀ کشمیر هندی تحت شعار های فریبنده از قبیل تعاون معنوی و اخلاقی سؤ استفاده نموده و کشمیریان را در خط مقدم نبرد تحت احساسات مذهبی در برابر نیرو های هندی مورد استفاده قرار می دهند. جنرال پرویز مشرف حاکم نظامی کنونی که در سال 1999 در دوازدهم ماه اکتوبر طی کودتای نظامی حکومت ملکی تحت صدارت میا محمد نواز شریف را سرنگون و زمام امور را در دست گرفت. اکنون می پردازیم به زنده گی نامه خاندان نواز شریف :
در قرن 19 در سالیکه ایالت جموکشمیر مواجه به خشک سالی شدید گردید و هزار خانواده دست به هجرت زدند و به سوی پنجاب حرکت نمودند د ر همین سال بود که خاندان شریف هم هجرت نمود و به پنجاب آمد و بعد از آن از پنجاب به منطقه لاهور رسیدند که در لاهو تقدیر وی چشم براه وی نشسته بود.
خاندان شریف همین جا آغاز زنده گی نوین را نمودند فعالیت های بیشماری باعث گردید تا منازل مختلف پیشرفت را گام زده و به رهبری پاکستان برسند. خاندان شریف از زمان متحده هندوستان تا قیام پاکستان و سقوط داکه و بعد از آن تا پالیسی ملی ساختن ذوالفقار علی بوتو نشیب و فراز های مختلف را سپری نمودند. تا زمانی که در دوره اقتدار جنرال ضیا الحق چشم های گورنر پنجاب به نگین های سیاسی که در خاندان شریف بود افتاد.
بعد از توجه گورنر پنجاب غلام جیلانی خان به این خاندان خاندان نواز شریف از وزیر خزانه تا وزارت عظمی و وزیر اعلا بودن شهباز شریف در پنجاب در تاریخ پاکستان مقام خاصی را احراز نموده و رشد و ترقی نمودند.
در 4 اپریل 1979 بیست سال بعد از اعدام ذوالفقار علی بوتو در سال 1999 نواز شریف و برادرش شهباز شریف را در جرم ربودن طیاره همراه با رهبر یکی از تنظیم ها از اقتدار به زندان انداختند که سر انجام فوجی ها نتوانستند تا شهباز شریف و نواز شریف را مدت طویل در زندان نگهدارند.
خاندان شریف از سالهای 1975 با رهبران امریکایی ارتباط داشتند که همین ارتباطات باعث عروج سیاسی و زوال خاندان شریف گردید.
بعد از ختم اقتدار شریف امریکا کوشید تا بزود ترین فرصت نواز شریف را رها نماید در سال 2000 برای اولین بار درخواست رهایی نواز شریف توسط عربها را جنرال مشرف جواب رد داد بعداً در 29 جولای 2000 ولی عهد عربستان سعودی شهزاده عبدالله طی تماس با جنرال مشرف در مورد رهایی نواز شریف صحبت نمود بالاخره در اگست 2000 میان هر دو کشور بسطح دولتی صحبت ها صورت گرفت و بعداً خاندان شاهی عربستان در یکی از کنفرانس ها در این مورد با جنرال مشرف صحبت مستقیم نمود.
رئیس استخبارات عربستان سعودی شهزاده سلمان که در حقیقت یکی از هوا خواهان امریکا شناخته می شود از همه بیشتر در این مورد فعالیت می نمود زیرا وی در تجارت و کار و بارهای بزرگ تجارتی 40 فیصد با نواز شریف و خاندان وی شریک بود که ارتباط کاروباری با عربها در سال 1987 زمانیکه نواز شریف وزیر اعلا بود و نظام کار و بار در دست شهباز شریف بود آغاز گردیده بود.
بعد از آن زماینکه رئیس جمهور اسبق امریکا بل کلنتن بعد از سفر 5 روزه از هند به پاکستان آمد تشویش خویش را در مورد خاندان شریف به جنرال شریف به جنرال مشرف ابراز نمود و میگویند که جنرال مشرف هم در حقیقت بعد از آمدن بل کلنتن به پاکستان گذاشت تا خاندان وی به محکمه حاضر شوند ونظر خارج شدن را قبول نمایند اما شهباز شریف همان وقت هم خارج شدن از کشور را قبول نمی نمود ومیکوشید تا تعلقات با فوجی ها را که نخست از وی اطاعت می نمودند برقرار نگهدارد.
بتاریخ 25 نوامبر نواز شریف نوشته را تسلیم خانم خود گلثوم نمود که مشتمل از 5 صفحه بود ودر آن چنین درخواست شده بود تا پسران و دختران و نواسه هایش را اجازه رفتن به عربستان سعودی بدهند.
درخواست نواز شریف به مقامات عالی رسید و از جانب دیگر همین خبر را سفیر جده به آنجا رسانید و در اول دسمبر گلثوم نواز هرنوع تهمت را جهت تداوی نواز شریف در خارج رد نمود.
بتاریخ 5 دسمبر 2000 رئیس استخبارات عربستان شهزاده سلمان در طیاره خصوصی اش به پاکستان آمد و همراه با جرنیل ها ملاقات نمود بتاریخ 8 و 9 دسمبر در نشست جرنیل ها در اسلام آباد فیصله زنده گی خانواده نواز شریف صورت گرفت و بتاریخ 10 دسمبر خاندان شریف به اسلام آباد رسانیده شد.
شهباز شریف از همه آخر از میدان هوایی چکلاله رسانیده شده در پرواز وی به عربستان تا خیر صورت گرفت که حال واضیح گردیده که شهباز شریف خودش باعث این تاخیر بوده و نمی خواست برود. از همان تاریخ به بعد مدت 7 سال از حاکمیت غاصبانه این نظام سپری می گردد و مشرف تصمیم دارد تا درسالهای آینده زمام امور را در دست خویش نیز نگهداشته و بابکاربرد شیوه های خدعه و نیرنگ در آینده نیز خود را مطرح بحث و به اریکه قدرت نگهدارد . جنرال مشرف توجه اساسی خویش را با توسعه و تسلیح اردو مبذول داشته و سعی می ورزد تا آنرا از لحاظ کمی و کیفی رشد دهد که تحقق این هدف نیازمند پول گزاف و هزینه هنگفت می باشد که سالانه بیش از 50 فیصد از عواید ملی در راه رشد و توسعه اردو به مصرف میرسد. و روی همین منظور پول های بی حساب را می بلعد ولی برعکس مردم در بی کاری بی سرپناهی و گرسنه گی توأم با عدم عرضه خدمات صحی طور مستمر و پیوسته دست و پا می زنند .
پروگرم هستوی و آزمایشات راکتهای دور برد پلاستیکی که ظرفیت انتقال کلاهک های زروی را نیز دارا می باشند به مشکلهای اقتصادی مردم طور سرسام آور می افزایند این امر نشان دهنده آنست که جنرالان نظامی همواره با اتکای اردو قدرت دست داشته خویش را استحکام می بخشند. جنرالان با اشتیاق کامل سرگرم اکمال اردو از لحاظ فنی و لوژیستیکی بوده و برخلاف بهمشکهای مردمان تهی دست و گرسنه وقعی نمی گذارد صعود بی سابقه قیم مواد ارتزاقی مورد نیاز از قبیل آرد ، دیزل ، پترول و گاز مردم را به مشکلات و پرابلم های جدی مواجه ساخته اند که غرض رفع آن هیچ نوع برنامه و پلان کاری تحت غور و بررسی قرار داده نشده و در محراق توجه اربابان قدرت جایگزین نیست . تبعید نمودن رهبران احزاب سنتی که همواره از طریق راه اندازی انتخابات پارلمانی پی یکی دیگر به تشکیل حکومت مؤظف می گردید یعنی حزب مردم تحت رهبری خانم بی نظیر بوتو و حزب مسلم لیک نوازشریف تحت قیادت میا محمد نوازشریف که اکنون در خارج از کشور در حال تبعید به سر می برند تخطی آشکار جنرال پرویز مشرف از اصول دموکراتیک و حقوق بشر پنداشته می شود . که به هیچ صورت با موازین و ضوابط دموکراتیک سازگار نیست.چنان که در این روز ها رهبران اپوزیسیون هر یک جاوید هاشمی ، چاودری نثار علی خان ، اسفندیار ولی خان ، حافظ حسین احمد، لیاقت بلوچ ، قاضی حسین احمد ، راجه ظفرالحق ، حسن اقبال و ده تن از لیدارن مخالف حکومت خویش را مشرف به زندان انداخته است حاکم میان مشرف ادعا دارند تا وقتیکه جنرال مشرف دوباره انتخاب نگردد مخالفان به زندان خواهند بود اکنون که جنرال مشرف تصمیم گرفته تا از طریق مجلس پاکستان دوباره خود برای پنج سال دیگر انتخاب نماید در قدم اول باید تعداد اعضای مجلس و امکانات را به معرفی بگریم .
ساختار سیاسی پاکستان :
طبق قانون اساسی مصوب سال (1973) پاکستان دارای نظام فدرالی که از چهار ایالت متشکل می باشد به میان آمد .
موقعیت جغرافیایی پاکستان :
پاکستان در جنوب شرق آسیا در قسمت شمال هند موقعیت داشته که طرف شمال و شمال غرب آن جمهوری اسلامی افغانستان ، بطرف شمال شرق آن جمهوری مردم چین ، بطرف غرب آن ایران و جنوب غرب آن بحیره عرب موقعیت دارد .
پاکستان دارای مساحت ( 803943) کیلومتر مربع و نفوس آن بیش از (150) میلیون تخمین می گردد .
پرنفوس ترین شهر آن شهر کراچی مرکز ایالت سندهـ نیز می باشد دارای نفوس (11) میلیون و (500) هزار نفر می باشد که بعد از شهر های بمبئی هند ، بوینس آیرس ارجنتاین و سیول کوریای جنوبی در ردیف چهارم قرار دارند و یکی از بنادر مهم که به بحیره عرب متصل اند می باشد .
حکومت فدرالی که مرکز آن در اسلام آباد می باشد . امور کشور را طبق احکام مندرجه قانون اداره می نماید .
حکومت فدرال متشکل از شخص رئیس جمهور ، صدراعظم و وزیران کابینه و وزیران مملکت می باشد .
حکومت مرکزی دارای (19 ) وزارت می باشد که در آن وزارت های امور داخله ، خارجه و دفاع نیز شامل می باشد که در حکومات ایالتی این سه وزارت شامل نیست . به اساس پیشبینی قانون اساسی مصوب سال 1973 تعداد نماینده گان در پارلمان مرکزی جمعاً 317 عضو پیشبینی گردیده است که مدت خدمت اعضای پارلمان نیز مدت 5 سال در نظر گرفته شده است که در شرائط نارمل باید مدت پنج سال را سپری و بعد از ختم دوره آنها انتخابات عمومی راه اندازی می گردد .
1. در حال حاضر حزب مسلم لیک (ق) بعنوان حزب حاکم تلقی می گردد که جنرال پرویز مشرف رئیس جمهور کنونی پاکستان نیز به حزب مسلم لیک (ق) خود را منسوب می داند که احزاب متحد آن عبارت اند از :
o حزب مهاجر قومی مومنت (M.Q.M) تحت رهبری الطاف حسین .
o حزب عدالت تحت رهبری فوق احمد خان لغاری
o شاخه مشعب حزب مردم پاکستان تحت رهبری آفتاب احمد خان شیرپاو و برخی از احزاب کوچگ دیگر که چندان نقش ارزنده و قابل لمس در صحنه سیاسی نداشته ولی اکنون بنابر حصول امتیازات در دور حزب مسلم لیک (ق) قرار گرفته است .
چگونگی توازن و بینلانس کمی و کیفی حزب حاکم در پارلمان مرکزی و سامبله های ایالتی در ایالت های چهارگانه پاکستان
1. تعداد اعضای پارلمان مرکزی جمعاً 317 نماینده که از جمله 172 نماینده مربوط به ائتلاف حاکم و متباقی آن بحیث اپوزیسیون از احزاب مختلف متشکل گردیده است که در چارچوب احزاب اپوزیسیون تحت رهبری مولانا فضل الرحمن در برابر ائتلاف حزب حاکم استاده گی می نماید و در مسایل و قضایای گوناگون فیصله های حزب حاکم را به چالش می گیرند .
2. تعداد اعضای اسامبله ایالت پنجاب جمعاً به 311 تن می رسد که از جمله تعداد 139 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مربوط می باشند .
3. تعداد اعضای اسامبله ایالت سندهـ جمعاً به 229 تن می رسد که از جمله تعداد 37 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مرتبط می گردد .
4. تعداد اعضای اسامبله ایالت سرحد جمعاض به 129 نفر می رسد که از جمله تعداد 8 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مربوط می گردد .
5. تعداد اعضای اسامبله ایالت بلوچستان جمعاً به 97 نفر می رسد که از جمله تعداد 9 تن آن به حزب حاکم و متباقی آن به احزاب دیگر مرتبط می باشد .
6. تعداد مجلس سنا به 87 تن می رسد که از جمله 14 تن از اسامله های ایالتی و تعداد 8 تن از پارلمان مرکزی و متباقی اعضای آن از طرف رئیس جمهور انتصاب می گردد ، همچنان باید تذکر داد که طبق سروی های انجام شده در شرائط کنونی که حکومت نظامی بالای فضای سیاسی پاکستان سایه افگنده است رده بندی احزاب سیاسی از حیث کمی و کیفی به شرح ذیل نشاندهی گردیده است .
o حزب مسلم لیک (ق) و متحدین آن در ردیف اول
o متحده مجلس عمل (اتحاد ششگانه احزاب مذهبی) در ردیف دوم
o حزب مردم پاکستان در ردیف سوم
o حزب مسلم لیک (ن) در ردیف چهارم
o حزب تحریک انصاف در ردیف پنجم
o احزاب ملت گرا از قبیل حزب عوامی ملی و پشتونخواه عوامی ملی در ردیف ششم
باید گفت که نیرو و توازن کمی احزاب فوق الذکر به مقیاس ملی پاکستان سنجش و اماربندی گردیده است که البته ساحه نفوذ احزاب متذکره در نقاط مختلف پاکستان همگون و یکسان نبوده بلکه احزاب متذکره روی ملحوظات خاص در نقاط خاص از نفوذ و حمایت مردمی برخوردار می باشند .
طبق انتشار امار و ارقامیکه از جانب کمیسیون انتخابات سراسری پاکستان بدست نشر سپرده شده است آمده است که تعداد مجموعی اعضای پارلمان مرکزی ، مجلس سنا و اسامبله های ایالتی پنجاب ، سندهـ ، سرحد و بلوچسنان جمعاً به 1170 عضو می رسد که جنرال پرویز مشرف می تواند از جمله آن تعداد 352 نماینده پارلمان را با حمایت خویش کشانیده و با اخذ 352 رای اعضای نهاد های تقنینی یاد شده را از آن خود نماید و قرار است انتخابات ریاست جمهوری بتاریخ 6 ماه اکتوبر سال روان 2007 اولاً از اسامبله ایالت بلوچستان آغاز و به ترتبیب نوبت از اسامبله های چون سرحد ، سندهـ و پنجاب و پارلمان مرکزی و مجلس سنا به پایه اکمال برسانند اما باید گفت که کاندیداتوری جنرال پرویز مشرف از لحاظ حقوقی و قانونی در دیوان عالی عدلی و قضائی یعنی ستره محکمه پاکستان با چلنج های متعدد از سوی مخالفان آن مواجه گردیده است که از در خواست های کتبی منتقدین همین اکنون در ستره محکمه پاکستان تحت غور قرار داده شده است که در پایان هفته جاری نتایج نهائی آن از طریق ستره محکمه اعلام خواهند شد که آیا جنرال پرویز مشرف یک کاندید مناسب برای احراز مقام ریاست جمهوری شناخته شده می توانــــد و یا خیر ؟
هر چند تعداد کثیری از حقوقدانان عقیده برآنست که جنرال پرویز مشرف واجد شرائط لازم برای انتخابات مقام ریاست جمهوری نمی باشد زیرا موانع قانونی و حقوقی در برابر آن قرار داشته که این موانع می تواند سد راه وی گردیده و موصوف را از کسب مقام ریاست جمهوری برای یک دور دیگر بازدارند ، اما شخص جنرال پرویز مشرف و حامیان آن تلاش می ورزند تا باوجود موانع آشکار و نمایان بار دیگر با احراز مقام ریاست جمهوری نایل گردیده و به اریکه قدرت تکیه زنند . اما باید امید واری های مشرف و طرفدارانش که یکبار دیگر در قدرت بماند معاون خانم بی نظیر بهتو مخدوم محمد امین فهم نیز کاندید ریاست جمهوری است و طرف قضاوت پاکستان و وجهدالدین احمد نیز است این مسابقه بحران موجود را شدد می بخشد.
حکومت های صوبائی :
طبق قانون اساسی پاکستان ، حکومت فدرالی متشکل از چهار ایالت می باشد که عبارت اند از ایالت های پنجاب ، سندهـا ، بلوچستان و سرحد مراکز این ایالت ها به شرح ذیل اند . شهر لاهور مرکز ایالت پنجاب ، شهر کراچی مرکز ایالت سندهـ ، شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان و شهر پشاور مرکز ایالت سرحد می باشد .
حکومت های ایالتی تحت ریاست و وزیران اعلا که توسط پارلمان ایالتی انتخاب می گردد اداره می گردد ، هر ایالت دارای کابینه بوده که تعداد آن متناسب با احجام کار و نفوس ایالت ها مرتبط می باشد به گونه مثال تعداد وزیران کابینه ایالتی پنجاب به (25) تن می رسد که یکی از پرنفوس ترین ایالات پاکستان محسوب می گردد ولی وزارت های امور وزارت امور داخله ، خارجه و دفاع در آن شامل نیست اما در حکومت فدرال به حیث وزارت های کلیدی محسوب می گردد .
باید متذکر شد که در هر ایالت یکنفر بحیث گورنر و یکنفر بحیث کورکماندر( قوماندان قول اردو ) از طرف رئیس جمهور انتصاب می گردد همین گورنر ها مطابق قانون اساسی پاکستان صلاحیت انحلال پارلمان ایالتی را نیز دارا می باشد ، زیادتر امور قبایل و اجنسی ها از وظایف و صلاحیت های گورنر شمرده می شوند .
ایالت های چهارگانه پاکستان نیز دارای پارلمان های ایالتی بوده که از طریق ارای عمومی مردم ایالت ها انتخاب می گردد که وزیر اعلا نیز از میان اعضای پارلمان با کسب ارای اکثریت انتخاب و برگزیده می شود . پارلمان های ایالتی نیز دارای رئیس و سکـرتر پارلمــانی می باشد .
تعداد اعضای پارلمــان ایالتی در ایالت هـای چهارگانه به شرح ذیل می باشد :
تعداد اعضای پارلمان بلوچستان (40) تن ، ایالت سرحد (80) تن ، ایالت پنجاب (240) تن و ایالت سندها (100) تن می باشند و همچنان باید گفت که ایالت های چهارگانـه نیز دارای اضلاع ( ولسوالی ها) می باشند که از جمله ایالت سرحد دارای 24 اضلاع ، ایالت پنجاب دارای 31 اضلاع ، ایالت سندها دارای 14 اضلاع و ایالت بلوچستان دارای 17 اضلاع می باشد .
بعد از وقوع حوادث یازدهم سپتامبر 2001 ک ایالات متحده امرکا جنگ علیه تروریزم و دهشت افگنی را در برابر سازمان القاعده اعلام داشت جنرال مشرف از حمایت طالبان ابا ورزیده و حمایت خویش را از اقدامات ایالات متحده امریکا در خصوص سرنگونی رژیم طالبان ابراز داشت بعد از سقوط رژیم طالبان حمایت خویش را از اداره انتقالی جمهوری اسلامی افغانستان نیز اعلام داشت ولی با آنهم سیاست دو پهلوی پاکستان تحت زعامت جنرال پرویز مشرف کماکان ادامه پیدا کرد هر چند جنرال پرویز مشرف د دستگاه حاکمه وی تلاش ورزیدند تا حقایق را در زمینه پنهان و کتمان کاری نمایند ولی موفق به آن نگردیدند و سرانجام آشکار گردید که پاکستان سیاست های دوگانه را در قبال افغانستان مورد تطبیق قرار داده و در پی تعقیب آن می باشد.
طرفداران مشرف یعنی شجاعت حسین، مشاهد حسین، پرویز الهی ، ارباب غلام رحیم ، شیخ رشید احمد ، علی محمد درانی در تلاش اند تا از طریق پارلمان دوباره مشرف رئیس جمهور شود.این در حالیست که قضات پاکستان و وجهدالددین احمد قاضی متقاعد را در مقابل جنرال مشرف بصفت رئیس جمهور کاندیدا کرده اند کاندیدای وجهدالدین احمد مشرف و طرفدارانش را زیاد وارخطا ساخته است حالا راه برد مشرف کمتر شده میرود. گرچه بعضی اعضای پارلمان پاکستان عادت دارند که در موقع رأی دهی معامله پولی می کنند . فرضاً اگر جنرال مشرف یکبار دیگر نیز انتخاب شود پاکستان بطرف استحکام نخواهد رفت بلکه بحران بر بحران های موجود افزوده خواهد شد باهمه خلاف ورزی ها از قانون اساسی پاکستان وزندان انداختن مخالفان سیاسی خویش را که حکومت پاکستان مبادرت می ورزد سوال اساسی این است که علمبردارن دموکراسی در دنیای غرب خاموش نشسته اند. و نمی گویند که چرا عدالت خواهان شکنجه و زولانه می گردند.
| 30 Sep 2007 - [15:58] | تغییر در ساختارو ترکیب حکومت |
نوشته:احمد سعیدی
تغییر در ساختارو ترکیب حکومت
به تعقیب سفر جناب رئیس جمهور کرزی به کمپ دیوید و انجام مذاکرات به همتایش رئیس جمهور جورج بوش و بخصوص در پایان جرگه امن منطقوی امید واری ها مبنی بر تغییر و یا تعدیل در ساختار . ترکیب و طرز حکومت در اذهان مردم جاگرفته و آرزومندانه سر و ملتفت باید بود که حکومت مبتنی بر اراده مردم اصولاً از خط مردم و از خواست ملت پا برون نمیگذارد. و یا نباید بگذارد ضدائی براه انداخته است . این آرزو مندی ها ناشی از ضرورت و نیازمندی شدیدی است که مصالح ملی متقاضی آن است . مردم طی چند سال اخیر چشم به حکومت منتخب و کارایی ها آن داشته و با علاقمندی زایدالوصف به آن دل بسته بودند . با گذشت زمان این آرزومندی ها به پاس مبدل و حکومت منتخب روز تا روز از مردم و آنچه نیاز مردم و ضرورت کشور بود فاصله گرفت . ملتفت باید بود که حکومت مبتنی بر اراده مردم اصولاً از خط مردم و از خواست ملت پا برون نمیگذارد. و یا نباید بگذارد. اماچگونه و چطور شد که در کشور ما به این اصل وقعی گذاشته نشد و امور در جهت مخالف اراده و خواست مردم انجام گرفت ؟ بدیهی است که درک این مسئله منجانب عوام الناس و اینکه چگونه دولت از همان بدایت امر قدم به بیراهه میگذاشت مستوجب گذشت همین مدت بود. و اینک امروز در نهایت یاس و سردرگمی به سر و صدایی در رابطه به تغیر و یا تعدیل در ساختار ترکیب و طرز حکومت دل می بندند. اما قدر مسلم اینست که دولت منتخب خلاف آنهمه دساتیر و اصول دموکراتیک که قانون اساسی به ارمغان آورده بود در عمل نتوانست و یانخواست راهی به صوب دموکراسی بگشاید و دولت ملی را آنچنان که ملت و مردم انتظار داشت براه بیندازد. گویا دولتی که محصول اراده و آرای اکثریت جامعه بود ومی بایست تا انجام کار در پیشبرد و بزرگذاشت مشی ملی کوشا می بود روز تا روز از آن فاصله گرفت. قانون اساسی با احترام و حرمت از مشی ملی موسساتی را پیریزی کرد که بروفق آن دولت ملی با مشارکت ملی و در نهایت دولتی مبتنی بر قانون و عدالت که پشتیبانه و تکیه گاه آن ملت می بود بمیان می آمد. به کلام دیگر دولت و ملت با حمایت و همکاری متقابل بنیان نظامی را میگذاشت که ثبات و دوام آن ناشی از ماهیت و نفس خودش می بود. مع الاسف در تاسیس و تشکیل دولت چه از نظر ساختاری چه از لحاظ ترکیب و چه از نظر شیوه دولتمداری به تجاویز قانون اساسی بهائی داده نشد. بلکه در عوض به جای تعقیب از مشی ملی و خواست ملت و مردم و بجای بنیان گذاری دولت قانون اساسی با احترام و حرمت از مشی ملی موسساتی را پیریزی کرد که بر وفق آن دولت ملی با مشارکت ملی و در نهایت دولتی مبتنی بر قانون و عدالت که پشتیبانه و تکیه گاه آن ملت می بود بمیان میآمد. ملی و مبتنی بر خواست همه به روشهای سنتی و وابسته به نهاد های قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی توصل گردید. حاصل کار اینکه دولت و موسسات دولتی و نحوه کار گذاری آن به گونه یی در گرو گروه هائی قرار گرفت که به منافع ملی در مقایسه به آرزوها و تمنیات قدرت طلبانه فردی ، گروهی ، قومی و قبیلوی کمترین بهائی نمیگذاشتند. واقعیت ها در رابطه به ساختار ، ترکیب و طرز حکومت در پنج سالی که گذشت مصداق این مدعا است. چنانچه ساختار حکومت نه بر مبنای ضرورت های ملی و نه بر وفق مقتضیات عینی جامعه بلکه برای اطفای خاطر خواهی های قدرتمندان ، زور گویان و صاحبان ارتباطات قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی شکل گرفت. گویا تشکیل حکومت برای ارضای خاطر اشخاص و گروههای متنفذ بود نه بخاطر رسیدگی و حل مشکل ملی. به همین ملحوظ برای اشخاص بدون کمترین توجهی به مسلک ، تحصیل و توانائی های کاری ، کرسی های بلند بالای وزارت آفریده شد که در نتیجه یک حکومت متورم با بیروکراسی فاقد موثریت و فاقد کار آئی لازم بوجود آمد. در رابطه با ترکیب حکومت انتظار میرفت تا دولت منتخب دست به تشکیل یک تیم کاری یکدست ، همآهنگ ، مسلکی ، وفادار و متعهد به اهداف ملی و مردمی بزند. مصالح ملی مستوجب آن بود تا اعضای این تیم کاری یکدست و متعهد بدون توجه به اینکه به کدام قوم و عشیره یی و یا به کدام جریانی تعلق دارد برای حصول و دستیابی به اهداف ملی کوشا و ساعی میبود. مع الاسف که این مامول بنا به توسل به محکهائی که قبلاً متذکر شدیم برآورده نشد و گویا وصول به منافع ملی و تعقیب اهداف ملی و مجوز در بزرگترین میثاق ملی یعنی قانون اساسی به عهده یک تیم متشکل از نماینده گان ، وابسته گان ، خویشان و اقارب متنفذین قومی ، تنظیمی و حزبی گذاشته شد. بدیهی است که تضمین منافع و تعقیب اهداف ملی بوسیله چنین تیم نا متجانس از لحاظ تمایلات نا همگون و متضاد آنان مستحیل و حتی نا ممکن است. بنابرهمین تمایلات نا همگون و وابستگیهای اعضای حکومت به گروه ها ، حزبها ، قومها و سمت های مختلف ، حکومت تا کنون نه تنها در تعقیب مشی ملی یعنی آنچه ماده ششم قانون اساسی بمثابه مکلفیت دولت تجویز نموده است ، به پیروزی دست نیافته است ( قانون اساسی در این ماده چنین تجویز نموده است که " دولت به ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی ، حفظ کرامت انسانی ، حمایت حقوق بشر ، تحقق دموکراسی ، تامین وحدت ملی ، برابری بین همه اقوام و قبایل و انکشاف متوازن در همه مناطق کشور مکلف میباشد." ) بلکه از تعمیل وظایفی که قانون اساسی در ماده هفتادو پنجم به عهده حکومت گذاشته است کوتاه آمده و عاجز مانده است. گمان نمی رود این بی راهه روی و این عدم موفقیت ناشی از سؤ اراده بوده باشد ، ولی الفبای سیاست میآموزاند که کار و مسئولیت مشترک با تیم کاری نا متجانس و فاقد هماهنگی لازم ثمری جز ناکامی در قبال نخواهد داشت .
به همین منوال دولت در طرز و یا نحوه حکومت کرده که قرار بود مطابق به دساتیر قانون اساسی ، دموکراتیک و در خدمت مردم بوده و برای رفاه جامعه کاری بنماید، متاسفانه به تناسب امکانها و شرایطی که جامعه بین المللی فراهم آورد، به پیروزیهای قابل ملاحظه دست نیافت. باید ملتفت بود که قانون اساسی بنیاد یکسلسله موسسات دموکراتیک را گذاشت که حکومت یکی از این موسسات مردمی و مبتنی بر اراده و خواست مردم بود . حکومت در قانون اساسی بحیث قوه اجرائیه و قوه محرکه که سازمان دولتی پنداشته شده و ارگانی به حساب میرود که از طرف رئیس جمهور منتخب انتصاب و با تائید شورای ملی کشور مسئولیت پیشبرد امور کشوری را به نحوی که متضمن انکشاف متوازن در همه ساحات زنده گی باشد به عهده میگیرد. اصولاً حکومت ارگانی است که بالوسیله رئیس جمهور کشور با در نظر داشت و بزرگداشت از منافع ملی و با احترام به تعهداتی که رئیس جمهور در این زمینه در برابر ملت دارد، از میان شخصیت هائی تشکیل میگردد که منحیث کل مطهر اراده مردم قرار گیرد. از آنجائی که ساختار و ترکیب حکومت بیشتر ماهیت قومی ، حزبی ، تنظیمی و سمتی داشت ، طبیعتاً این ساختار و ترکیب اثر های نامطلوب و نا میمون بر کارکرد های دولت وارد آورد. گویا منافع ملی که از یک حکومت ملی و نماینده مردم متصور بود نتوانست تبارز نماید. به کلام دیگر مصالح ملی در گرو خواست ها و تمایلات قومی و تنظیمی قرار گرفت .
اکنون پس از گذشت چند سالی ملتفت میگردیم که نه ساختار ، نه ترکیب و نه هم طرز حکومت بر وفق مراد و مصالح ملی است و نه آن نتایجی بدست آمده است که دولت بر آن تعهد سپرئده بود و ملت به آن به چشم انتتظار و آرزومندانه مینگریست. نتیجه نهائی آنکه ملت روز تا روز از دولت فاصله گرفته و با ابراز نا رضایتی ها مشروعیت دولت را زیر سوال گرفت. به کلام دیگر ملتفت گردید که دولتی که بر مبنای اراده همین ملت بر پا گردیده و سر و سامان یافته است در جهت عکس خواسته و میل آن و بر مبنای تعلقات ، ارتباطات و سفارشات قومی قبیلوی ، حزبی و تنظیمی عمل می نماید. گویا به خاطر همین ملحوظات دولت از خط ملی انحراف نموده و دارد به سرعت به بیراهه میرود.
هر گاه حکومت حایز یک ساختار معقول ، مناسب و مطابق به مصالح ملی میبود و هرگاه ترکیب حکومت بر وفق مقتضیات و بدون وابستگی های قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی یعنی هیاتی مرکب از مسلکی ها ، متجربین و کار آگاهان سیاسی می بود و به منافع ملی نه به وابستگی های حزبی و تنظیمی ارج میگذاشت و بالآخره یک تیم کاری همآهنگ ، منسجم و متعهد و وفادار به ملت و رئیس دولت را می ساخت ، کار به این نا بسامانی ها نمی انجامید. از چنین حکومتی که منافع ملی را در گرو تمایلات ، دیدگاه ها ، آیدیالوژیها و وابستگی از آنجائی که ساختار و ترکیب حکومت بیشتر ماهیت قومی ، حزبی ، تنظیمی و سمتی داشت ، طبیعتاً این ساختار و ترکیب اثر های نا مطلوب و نا میمون بر کار کردهای دولت وارد آورد . های متفاوت و حتی متضاد و متخاصم گذاشته است نمیتوان و نباید همآهنگی ، انسجام ، یکدلی و همکاری و بالآخره تعقیب خط ملی را به گونه یی که ملت دارد دیده ما انتظار دارد، امیدوار بود .
حاصل کار آنکه ساختار نا مناسب حکومت ترکیب ناهمگون هیئات اجرائیه و تعقیب منافع ملی بالوسیله مدعیان و پیروان آرزو ها تمنیات و طرز دیدهای متفاوت و مختلف و حتی متضاد کار را به حائی کشانید که برگشت و یا اطلاح امور ممکن نیست مگر به بهای گزاف پیامد همه آنچه گفته آمدیم همین است که می بینیم یعنی شکست اقتصادی و رشکستگی ها و نا بسامانی های اجتماعی و فرهنگی فساد روز افزون اداری و رشوه ستانی انحطاط و آلودگی روز افزون دستگاه عدالت و قضا و ده ها دستاور نامیمونی که فرا راه ما قرار دارد و تا سالیان متمادی از آن رنج و محنت خواهیم دید ملتفت باید بود که این سیاست های نادرست و این نا بسامانی ها به یقین اثر های نا مطلوبی در رابطه با سیاست خارجی کشور و موضعگیری های سائر کشور ها در قبال مسائل افغانستان خواهد داشت در پهلوی آنکه ساست خارجی مانیز در هاله ابهامات و اشتباهات ناشی از عوامل موثری که بر شمردیم قرار داشت ضربات کشنده یی بر مبنای مبنای ندانمکاری ها و فقدان تحربه و ممارست بر پیکر لرزان سیاست خارجی کشور فرود آمد که اثر های آن در حال و آینده کشور درد آور خواهد بود.
با این شرح اجمالی که بیانش رفت سوالی ر ذهن خواننده ارحمند خطور خواهد نمود و آن اینکه پس چه باید کرد؟ و ملت افغان به دامن چه کسی دست بیاویزد؟ چه باید کرد؟ باید اذعان نمود که شرایط و امکاناتی را که تحولات ملی ، منطقوی و جهانی به ما ارزانی نموده بود قسماً از دست دادیم و اینک ما با انبوهی از مشکلات و مصائب که گلوی ملت ما را سخت می فشارد روبرو هستیم اما می باید از شرایط موجود ت انجائی که کاملاً از اختیار ما بیرون نشده است استفاده اعظمی بنمائیم .
آنچه تا کنون در رابطه به ساختار ترکیب و نحوه حکومت کردن به عرض رسانیدیم خود گویای همه کمی ها و کاستی ها و منشاء همه نا بسامانی هاست.
و بناً نقطه آغاز برای یک خانه تکانی سر نوشت ساز همانا توجه جدی خردمندانه و متناسب به خواست های ملی در ارتباط با ساختار ترکیب و نحوه حکومت کردن است.
برهمگان هویدا است که حکومت موجود در بی بست قرار گرفته و دوام آن با ترکیب و ساختار کونونی زمینه را برای سقوط محتوم دولت مهیا خواد ساخت گویا تغییر کلی حکومت از ضرورت های عاجل کشور پنداشته میشود اما این تغییر و تعدیل مستوجب پیش زمینه هایی است که منجانب جناب رئیس دئولت مهیا گردد و آن اینکه در قدم نخست و بروفق دستورات قانون اساسی توازن قوا عملاً میان ارگان های دولت بر قرار گردد به این مفهوم که قوای ثلاثهکشور هریک قوه مقننه اجرائیه و قضائیه ضمن آنکه در همکاری مداوم میباشند از مداخلت در امور همدیگر و برتری جوئی اجتناب نمایند در حالت کنونی با تخلفات پی در پی منجانب حکومت و پارلمان از آنچه قانون اساسی تجویز نموده است برتری جوئی ها و فوقیت طلبی ها در بسی حالات بظهور رسیده است ه اغلباً مداخلت شورا را در امور اجرائیوی بر ملا ساخته است این مسأله حتی موجب شده است تا قوه اجخرائیه در تعیین وزیران و سایر مقامات بلند پایه دولتی که از صلاحیت های بخصوص اجرائیه است دست آزاد نداشته و به پیروی از سفارشات اعضای متنفذ شورا عمل نماید این بزرگترین نقیصه در ساختار و ترکیب حکومت است که از یکطرف به توازن قوا شدیداً صدمه میزند و از جانب دیگر حکومت حکومت را وسیله اعمال نفوذ شورا میسازد در واقعیت امر همین اعمال نفوذ ها و سفارشات شورا موجب تشکیل حکومتی شد که ساختار و ترکیب نا متجانس و نا همگون آن بر نحوه حکومت کردن آن اثر های منفی به بار آورد بدیهی است که از یک تیم نا متجانس و پیرو تمایلات آیده ها و وابستگی های گونا گون نمیتوان کار هدفمند ملی را توقع برد با این ترتیب می باید در قدم نخست قوه اجرائیه از نفوذ و قیومیت قوه مقننه بیرون شده وتوان آنرا بیابد تا مستقلانه و مطابق به قانون اساسی که منافع ملی در آن مضمر است عمل نماید باید ملتفت بود که دست یا زیدن به چنین عملی به ساده گی ممکن نخواهد بود اما این خواست ملت و تقاضای زمان است که در غیر آن دولت به مشکلات عدیده و حتی سقوط مواجه خواهد شد.
در رابطه به انتخاب اعضای حکومت که باز هم مستوجب استقلال عمل میباشد یکبار دیگر می باید بر مبنای قانون اساسی و با در نظر داشت منافع ملی و آفاقیت عمل گردد. با این مفهوم که اعضای کابینه نه بر اساس وابستگی های قومی و تنظیمی و امثالهم بلکه بر اساس شایستگی لیاقت کار دانی ، تونائی مسلکی تحصیل و تقوا و اخلاق و فضیلت شخصی برگزیده شوند کزیدن اشخاصی با این داشته ها و تونائی ها نوید بخش تشکل یک تیم کاری و اجرائی کار آگاه هماهنگ و هدفمند شده میتواند تشکیل یک چینین هیات با صلاحیت در واقع سنگ بنای یک قوه اجرائیه مستقل و پابند به اصول و پنسیپ های ملی و کشوری بوده و در راه تحقق آرمان های ملی صادقانه و مسئولانه به پیش خواهد رفت در عین زمان این تیم کاری آفاقی مستقل و بدون وابستگی که نه برائز سفارشات متنفذین اعم از اعضای پالمان و خارج از پارلمان بلکه بر مبنای محکها و معیار های ملی برکزیده شده اند نه بخاطر کسب رضائیت سفارشگران و حامیان خود بلکه بخاطر رضایت و جدان و بمنظور ادای رسالت ملی و با استفاده از دانش تجربه و توانائی خود عمل خواهند نمود یک حکومت با چنین یک ترکیب میتواند از استقلال عمل در اجراآت یومیه برخوردار بوده و با استقلال و خود ارادیت در برابر پارلمان تبارز نماید حضور جناب رئیس جمهور منتخب به یقین مستشعر هستند که دولتمنداری اداره زعامت و حکمرانی بریک ملت موهبه هائی است که در یک جامعه از طریق آرای مردمان به مخبگان و شایستگان ارزانی میگردد اما این حقی نیست که متنفذین و زور مندان در آن سهمی داشته و مطابق به میل و خواست خود در آن تصرفی داشته باشند.
عامل دیگری که بر کار آئی یک حکومت موثریت دارد همانا وسعت دستگاه اداری و اجرائی است. وسعت سازمان حکومتی و اجرائی می باید متناسب به مقتضایت و ضرورت های یک کشور باشد عنصر اساسی در تعیین تعداد وزارت های دولت نیازمندی هایئ است که انکشاف متوازن کشور متقاضی آنست یک دستگاه حکومتی و یک اداره بیروکراتیک که تناسبی با نیازمندی های جامعه نداشته باشد علاوه بر آنکه فاقد موثریت و کار آئی در امور اداری و اجرائی میباشد جامعه و افرادی را که با دولت و اداره سروکاری میداشته باشند به سر درگمی و کاغذ پرانی خسته کننده یی مواجه میسازد. بالاخره این افراد بجای در گیری به چنین بیرو کراسی طویل و عرض که جز ضیاع وقت ثمری نخواهد داشت متوصل به طرق غیر قانونی و غیر اصولی میشوند وزمینه های ازتشا و فساد اداری مهیا و مساعد میگردد.
دولت افغانستان از همان آوان مرحله در رابطه به تشکیل و ایجاد یک نظام اداری بیشتر از آنکه به نیاز مندی های جامعه و مقتضیات کشوری توجه داشته باشد در پی خاطر خواهی ها و جلب رضائیت افراد گروه ها اجزاب و تنظیم های بود که به نحوه از انحنا سیطه و نفوذی داشتند.
نفوذ پیریزی دولت موجب گردید تا در تشکیل حکومت و تاسیس ارگان های حکومتی و اداری برای اشخاص کرسی ها و پست ها با معاشات و امتیازات قابل توجه در نظر گرفته شود. علاوه بر آن بجای آنکه با استفاده از متود ها و پرنسیپ های علم اداره و یا تجارب پربار سائر کشورها و با همکاری متخصصین اداره بنایان یک اداره سالم پیریزی میگردید. به سلیقه های شخصی توصل گردید تصور چنان بود که اولاً هر شخصی و لو بدون تحصیل و تجربه از عهده کارهای اداری برآمده میتواند و ثانیاً هرگاه برای پیشبرد امور ادارات خاص و کمیسیون های مستقل تاسیس گردد به موثریت اداره کمک خواهد نمود اکنون و پس از گذشت چند سال و ضیاع وقت انرژی و صرف بی باکانه مبالغ هنگفت پول ملتفت میشویم که از یکطرف اداره صرفاً یک بیروکراسی لگام گسیخته نبوده و کاری نیست که بدون تجربه و دانش به موفقیت بانجامد از جانب دیگر تشکیل ادارات مستقل ضمن آنکهبه طول و عرض اداره و شبکه بیروکراتیک آن افزود تداخل کاری را که به ذات خود موثریت اداره راشدیداً صدمه میزند در میان ادارات موسسات و کمیسیون های مستقل بوجود آورد امیدواری آنست که در تغییرات و تعدیلاتی که در رابطه به حکومت و اداره در نظراست به این امر جداً توجه به خرج داده شود به کلام دیگر نباید بیشتر از این به مسائل کشور و مخصوصاً به تشکیلات حکومتی و اداری سالیقوی و بر مبنای خاطر خواهی ها و سفارشات برخورد صورت بگیرد حاصل سخن اینکه افغانستان نیاز مبرم به یک حکومت و اداره مستقل منضبط سالم موثر و فاقد یک بیروکراسی دست و پا گیر دارد.
مسأله دیگری که در رابطه به تغییر حکومت و اداره و با غتنام فرصت به خوانندگان ارجمند در میان گذاشته شده و پیشنهاد گونه به حضور رئیس جمهور کشور عرضه میگردد ایجاد یک شورای عالی مشاورین دولت است . چین یک ارگان مدت ها قبل بالوسیله یکعده مسلکی ها و متخصصین پیشنهاد گردیده بود که با وجود نظر نیک و خوشبینانه بعضی از مقامات بلند پایه عملاً کاری صورت نگرفت و مانند بسی پیشنهادات سود مند دیگر در لابلای بیروکراسی حکومتی به فراموشی سپرده شد.
منظور از ایجاد این چنین یک شورای مشورتی با ترکیبی از دانشمندان و متخصصین صاحب صلاحیت بوجود آوردن یک ارگان مرکزی است حایز توانایی عملی بوده و تحت نظر به همایت پیشتیبانی جناب رئیس جمهور به طرح پالیس در زمینه های سیاسی حقوقی اقتصادی اداری و امثالهم خواهد پرداخت رئیس جمهور با ارئه این طرح های به وزارت های مربوطه و نظارت از تطبیق آن به این طرح ها ضمانت اجرائی خواهد داد تطبیق این طرح ها که منجانب یک شورای علمی بیطرف و غیر وابسته و بصورت عملی و مطابق به شرایط و یحابات کشور تهیه میگردد و با نظارت مستقیم رئیس جمهور عملی خواهد شد زمینه را برای پیشبرد و موفقیت امور مربوطه به وزارتخانه ها مساعد خواهد ساخت ضمناً تدوین این طرح ها تطبیق آن هماهنگی لازم را در اجرآت واحد های اجرائی یا وزارتخانه ها بوجود خواهدآورد از این بحث اجمالی و موجز میتوان به این نتیجه رسید متوصل شد که در تغییر و تعدیل قوه اجرائیه نکات آتی قابل توجه جدی بوده و مسائل سرنوشتساز برای دولت پنداشته میشود ایجاد یک قوه اجرائیه مستقل و نفوذ نا پذیر تاسیس یک حکومت با ترکیب هماهنگ و بر مبنای شایستگی های تخصصی و میلکی پیروی از دساتیر قانون اساسی و تعقیب مستقلانه مشی ملی.
تنظیم یک اداره سالم موثر و فاقد بیروکراسی وتورم.
ایجاد یک شورای عالی مشورتی دولتی تحت نظر شخص رئیس جمهور.
هرگاه اصلاحات و تغییرات در سطح کابینه و ذدولت با در نظرداشت نکات فوق و آنچه در متن این مثال به بحث گرفته شد عملی گردد راهی بسوی ایجاد یک حکومت و اداره سالم ملی و مستقل کشوده خواهد شد و الی سالیانی را که پیش رو است در سوگ منافع ملی خواهیم نشست.
| 30 Sep 2007 - [15:53] | خداوند مرگ و میر و فاتحه داری را دورداشته باشد بخصوص از مقامات عالی رتبه افغانستان ! |
احمد سعیدی
خداوند مرگ و میر و فاتحه داری را دورداشته باشد بخصوص از مقامات عالی رتبه افغانستان !
شهریان کابل میدانند که از چند سال بدینسو بی نظمی در ترافیک کابل به یک عنعنه تبدیل شده نه کس این پرابلم را حل می کند و نه گوش شنوا وجود دارد اگر مقامات عالی رتبه دولت مانند مردم فقیر و نا توان رنج می برند این پرابلم وقت حل می شد چون به نزد مقامات عالی رتبه تطبیق قوانین ترافیک ارزش ندارد چپ و راست می توانند موتر رانی کنند وقتیکه همچو اشخاص قوانین ترافیک را زیر پا می کنند پولیس مربوطه تنها برای شان سلامی محکم می زند و بس چه رسد اینکه عالی جنابان طرف دفتر خود می آیند سرک ها بند می شود مردم رنج می برند و زیر لب های خود نفرین میگویند خدا میداند اکثر سرک های شهر کابل که نزد یک سفارت خانه ها و موسسات خارجی یا انجو ها که مردم آنها را ( ان جیب ها ) می گویند قرار دارند چک های سمنتی ، بوری های ریگ و سیم خار گرفته شده که مردم را به حد مشکل زیاد مواجه ساخته است گرچه جناب رئیس صاحب جمهور دوسال قبل فرمان داد که این موانع های ایجاد شده از سرک های شهربرداشته شود در یک دو جا طور نمایشی برداشته شد دیگر به طاق فراموشی گذاشته شد یا ترافیک این کار را نکرد یا موسسات این امر را قبول نکردند گرچه بعد از مدت در یکی از روز نامه ها خواندم که عبد الشکور خیر خواه مسعول ترافیک کابل با یک تعداد همکاران خود محبوس شده فکر کردم که حکم مقام ریاست جمهوری را اجرا کرده نتوانسته یا غفلت کرده شاید جزأ دیده باشد امایکی از اعضای تحقیق جنائی وزارت داخله برایم گفت برادر حدس تو درست نیست در این کشور به خاطر غفلت و سهنگاری هیچ کس ر مجازات نمی کنند علت حبس آقای شکور خیر خواه و دوستانش این است که ملیون ها افغانی را اختلاس کرده صد ها موتر را بدون اصول و قانون نمبر پلیت داده اند من هم گپ گفته و حدس خود را پس گرفتم باز آفرین گفتم بدولت که رشوت خوران را گاه گاهی طبق قرعه جزا می دهند خداوند خیر شان بدهد گرچه خودم اگرنهایت ضرورت نباشد در مرکز شهر کابل رفت و آمد نمی کنم بخصوص اگر شنیده باشم از طریق رادیو یا اخبار که امروز در شهرکابل کدام مقام عالی رتبه فاتحه یکی از اقربا دور یا نزدیک خود را در یکی از مساجد برگزار می کند هم آنروز در شهر نمی رفتم میدانم راه نبدان است یا روز جزا و عذاب مردم بیچاره است.
اصل قضیه ساعت یک بجه و پانزده دقیقه بود که از دفتر بخانه آمدم خانم ام طبق عادت تاکید می کند که سودای ضرورت خانه را باید از مارکیت های عمومی و مندوی یاورم اسرار دارد که در مکروریان دکان ها قیمت می فروشند در مندوی های داخل شهر ارزان است این هم روزی بود که من سه هزار و یکصد و چهل افغانی معاش نیز گرفته بودم یک دو خریطه سیاه و سفید را برایم تسلیم کرد در این وقت دختر بزرگم صدا کرد پدر کاغذ سفید برایم بیاورید چون درپوهنتون حق و ناحق چپتر ها را با می فروشند من توان خرید هرروز را ندارم از هم صنفی های خود چپتر های شان را امانت می گیرم باز خودم یاداشت می کنم . گفتم به چشم پسرم نیز برایم گفت کتاب ریاضی و دری برایم خریده بیاورید گفتم شما را در مکتب کتاب نداده اند گفت دو سه جلد داده اند دیگر در مکتب کتاب موجود نیست گفتم وزارت محترم معارف سالانه ملیون ها کتاب در خارج و داخل طبع می کند کجا می شود پسرم گفت معلم ریاضی مامی گوید شاید آنچه فرمایش داده می شود طبع نگردد از جانب دیگر تحویلدار های مکاتب بی انصاف اند کتاب ها را از تحویلخانه ها به بازار می فروشند بعداً مردم و شاگردان مجبور اند از بازار بخرند در تحویلخانه های مکاتب کتب وجود ندارد در بازار آزاد از کتاب های معارف فراوان پیدا می شود تفتیش های وزارت معارف زیاد است چشم داران شاید کتاب فروشان که کتب مکاتب را می فروشند چشم بندی داشته باشند خیر بهر صورت در وقت که میخواستم طرف شهر حرکت کنم پسرم گفت اگر در بازار قیمت است هم صنفی من تحویلدارمکتب را می شناسد اگر پیجاه افغانی برای تحویلدار بدهم همه کتاب ها را برایم می دهد گفتم از تحویلخانه پسرم گفت نمی دانم شاید از خانه خود یا از جای دیگر چی بازار چی غیر بازار بهر صورت طرف بازار حرکت کرده بودم در این روز غفلت کرده بودم اعلانات فوتی را نشنیده بودم از فاتحه گیری مقامات عالی طوریکه از مرگ خود خبر ندارم خبر نداشتم وقتیکه در مکروریان در چهار راهی قوماندان عبدالحق شهید رسیدم دریک موتر تونس ما هشت نفر سواری بودیم سه نفر خانم که دو تای شان چادری داشتند مشاهده کردم که بدون رفتن به طرف راه پل دیگر همه راه ها بسته اند موتر ها حق و ناحق هارنگ می کنند. دیگر هیچ راه باز نبود موتر های پولیس و زورمندان قانون ترفیک را زیر پا می کردند چپ و راست مثل همیشه قانون شکنی می کردند حتی بعضی از موتر های پولیس بخاطریکه به خود راه باز کرده باشند آواز های هولناک را از موتر های خود انتشار میدادند که همه فکر می کردند شاید حمله انتحاری یا حریق بزرگ صورت گرفته باشد بعد از نیم ساعت ما و موترما مقابل فابریکه مسلخ اردو رسیدیم در این وقت همه راه ها بسته بود دیگر نه جای رفتن بود نه جای ماندن هوای داخل موتراش زیاد گرم بود یکی از کسانیکه داخل موتر بود ما را خطاب کرده گفت تشویش نکنید شاید یکی از بزرگان از سرک بگذرد وقتیکه موتر با بادی گاردان بگذرد انشا الله راه باز می شود ما هم صبر کردیم اما بعداً شخص دیگری که پهلوی موتر ما موترش ایستاده بود برای ما گفت راه بزودی باز نمی شود چون در مسجد عید گاه فاتحۀ یکی از اقربأ مقامات عالی رتبه گرفته شده گرمی در داخل بیداد می کرد اما از بوی و تعفن که در سرک پیش روی مسلخ وجود دارد دایماً مردم را رنج می دهد و هیچ کس این مشکل را حل نمی کند و سالهاست که این درد بی درمان وجود دارد و دوا نمی شود. در این لحظه که همه رنج می بردیم و غیر دعا و لطف خداوند دیگر چاره نداشتیم در این اثنا یکی از همشیره های داخل موتر ما که چادری داشت بعداً معلوم شد که نامش خدیجه بود ضعف کرد اول گفت واخ خدایا خاموش افتید ما همه وارخطا شدیم عجله کرده با کمک یک همشیرۀ دیگر خانم خدیجه را از موتر پائین کردیم لب جوی ، این همان جوی است که از مسلخ اردو جریان دارد آنقدر کثیف و تعفن دارد مردم که ازاین راه میگذرند میدانند آب نبود که با سرو روی این خانم می زدیم چون بوی و تعفن این آب مسلخ ما را نیز در حالت استفراغ آورده بود دستمال های خود را در بینی های خود گرفته بودیم حیران بودیم چه کنیم دیدم موتر پیرادوی لکس در نزدیک ما ایستاده است شیشه سیاه دارد با خود گفتم شاید خارجی باشد در موتر خود آب معدنی داشته باشد عاجزانه نزدیک موتر آن رفته سلام کردم طرفم دید افغان بود اما عالی رتبه گفتم آب ندارید شانه خود را تکان داد اما دریورش گفت داریم آن جناب گفت آب در کجاست دریورش گفت وقتی حرکت می کردم خانه سامان شما یک کارتن آب معدنی و یک کارتن مشروبات غیر الکولی در عقب موتر مانده برایم گفت رئیس صاحب امشب در خانه مهمان دارد جناب عالی مغرورانه گفت خوب خوب بیادم آمد دو بوتل آب بده این بابه راه دو بوتل را گرفتم طرف خانم که بی هوش بود دویدم دراین وقت با خود گفتم اگر رئیس هم بود رحم داشت خداوند خیرش بدهد. دو بوتل آب معدنی را بر سر خدیجه می زدیم هنوز بی هوش بود ساعت دو نیم بعد از ظهر شده بود کم کم سرک در حالت باز شدن بود همرای من بخاطرکمک به این مریض یک خانم با همت دیگر که معلم بود و یک برادر که نامش محمد وحید بود گلکار روز مزد بود همکاری می کردند وقتیکه موتر قبل سواری ما زمینه حرکت برایش آماده شد خریطه سیاه رنگ را از موتر بیرون آورده برایم داد گفت این خریطه از این خانم مریض است اگر به هوش آمد برایش بدهید در این لحاظات که یازده دقیقه به سه بجه روز مانده بود تقریباً راه باز شده بود این خانم که ضعف کرده چون دو بوتل آب معدنی رئیس صاحب را برویش زده بودیم کم کم چشم های خود را باز کرد اما حالش خوب نبود این مریض را با همکاری آن خانم که معلم بود ما را همکاری می کرد با یک موتر تکسی شاندیم به طرف کلنیک در مکروریان سوم که بنام کلنیک شینوزاده معروف است بردیم در شعبه عاجل آن کلنیک داکتر بود بنام داکتر هارون یادگاری زیاد مارا همکار کرد فوراً یک سیروم را بدست این خانم چالان کرد گفتم قیمت سیروم را من میدهم این داکتر وطن دوست و خدا پرست که متقاعد است نه قیمت سیروم را گرفت نه فیس خود را خداوند او را آرام و سرفراز داشته باشد. همکار و کمک کننده ما سه نفر که گلکار بود اجازه گرفته رفت آن خانم با شرف که وظیفه معلمی دارد و بعداً نام خویش را شریفه گفت تا آخر وقت همرای ما همکاری کرد بعد از ختم سیروم مریض ما خانم خدیجه به هوش آمد وضع آن نورمال شد همه خوشحال شدیم در این وقت خانم خدیجه پرسان خریطه خود را از ما نمود گفتم موجود است وقتیکه خانم خریطه خود را باز کرد تا ببیند که چیزش گم نشده باشد همه ما دیدیم که در بین خریطه این خانم یک مقدار نان خشک یعنی نان که سبوس گفته می شود همرای یک مقدار پوسته خربوزه وجود دارد از وی پرسیدم که این را چه میکنی گفت خانه من در چهلستون است من در یکی از دفتر های که در پل چرخی موقیعت دارد پیاده معاون دفتر میباشم شوهرم بخاطر دفاع از من شهید شده دو دختر و یک پسر دارم . این نان های خشک را به خانه می برم در یک گراچ موتر درخانه یک کس بود وباش دارم سه نفر اطفال من این نان ها را و پسته های خربوزه را می خورند در این فرصت همه ما گریه کردیم در حالیکه این خواهر با همت طرف کلبه خود می رفت پنجاه افغانی از جیب خود کشیده که برایش بخاطر کرایه موترش کمک کنم آن قدر این خانم با همت و با غیرت بود که پنجاه افغانی من را نگرفت برایم گفت برادر همین قدر که همرای من کرده اید خداوند شما را برکت بدهد پول من را قبول نکر گفت بیست افغانی کرایه موتر سرویس را دارم از ما خدا حافظی کرد آرام آرام بطرف موتر های شهری رفته حرکت کرد در حالیکه خودم با یک عالم چرت و فکر فرو رفته بودم چون نا وقت شده بود بدون اینکه سودای برای خانه آورده باشم آرام آرام بطرف خانه روان بودم با خود فکر می کردم که چرا به خاطر یک فاتحه گرفتن مردم بیچاره اینقدر آزار و اذیت می شوند باخود اندیشیده تصمیم گرفتم در مورد چیزی می نویسم برای بزرگان دولت عاجزانه پیشنهاد می نمایم در ضمن از خداوند متعال میخواهم بزرگان ما فاتحه دارنشوند اگر خدا ناخواسته از اقربا یا بچه خاله یا عمه ما خسر شان فوت می شود این مقامات عالی رتبه از هر امکانات برخوردار اند در یکی از گوشه های خارج شهر خیمه بزرگ که در خیرات ها ومرده داری ها در کابل مروج شده مدیر خدمات یا رئیس خدمات دفتر خود هدایت بدهند تا خیمه بزرگ را کرایه کرده در یک گوشه شهر به پاکنند رادیو تلویزیون هم اعلان فاتحه داری شان را بدون پول مکرراً نشر می کند.
این همچو فاتحه گیری مقامات عالی رتبه در پغمان یا وردک یا لوگر باشد مامورین و وزیر دستان شان حتمی خود را به فاتحه شان می رسانند تشویش نداشته باشند من باور دارم فاتحه که باعث آزار دیگران شود ثواب آن کم خواهد بود برعکس دعا و فاتحه که دیگران به تکلیف نشوند انشأ الله ثواب زیاد تر دارد . با این چرت به فکر بودم که بخانه رسیدم ما در اولاد ها در وازه را باز کرد دید سودا نیاورده ام گفت معلوم میشود که پول هایترا کیسه بر از جیبت زد ؟ در بازاریکه دزدی است فکر خود را بگیر. گفتم نه خیر گفت چرا دست خالی آمده ای گفتم بعداً برایت قصه می کنم آرام باش بعد از دم گرفتن سرتاپا قصه را برایش کردم خانم ام گفت چرا برای مردم اینطور مشکل خلق می کنند بخاطریک فاتحه اگر درد را دوا کرده نمیتواند باری دیگر بر رنج های بیکران مردم بیچاره علاوه نکنند. گفتم از دست من چه پوره است خداوند همه را ترحم و انصاف نصیب کند نماز عصر را وضو گرفته ادا کردم چون نماز پیشین من قضا شده بود برای این ملت دعای خیر و سعادت کردم چندین هفته از این جریان می گذرد هنوز خاطره تلخ آنروز مرا رنج میدهد هر قدر می کوشم همان نان های سبوس خشک و پوسته های خربوزه را فراموش کرده نمی توانم . بخصوص در مورد آنانیکه برای دفاع از من جان داده اند حالا فامیل شان درچه سرنوشت گرفتار است.
| 19 Sep 2007 - [21:14] | سازمان ملل متحد یعنی چه ؟ |
احمد سعیدی
سازمان ملل متحد یعنی چه ؟
مردم افغانستان و کشور های دیگر اضافه از 60 سال است که بنام ملل متحد شوارای امنیت و منشی ملل متحد آشنایی کامل دارند ملل متحد اسنبله عمومی دارد که هر سال در ماه سپتمبر جلسه می نماید و این اجلاس رهبران کشورهای مختلف که عضویت این سازمان را دارند اشتراک می نمایند اگر کدام رهبر یا ذعیم کشور اشتراک کرده نتواند اشتراک و زیر خارجه آن کشور یا شخص با صلاحیت دیگر حتمی پنداشته می شود برای فعلاً تعداد کشور هایکه عضویت این سازمان بین المللی را دارند (192) میرسد اما قدرت اصلی بدست 6 کشور است که حق ویتو دارند آنها عبارت اند از امریکا ، روسیه ، چین ، برطانیه ، فرانسه بتاریخ 25 سپتمبر امسال ملل متحد اجلاس عمومی دارد محترم حامد کرزی رئیس جمهور کشور ما در راس هیئت عالی رتبه اشتراک می نماید و در این اجلاس بیانیه مفصل خواهد داد کوشش خواهد کرد دنیا را متوجه وضع موجود در افغانستان و منطقه سازد در این نوشته کوشیدم تا کتاب ها و منابع مختلف استفاده نمایم و سازمان جهانی را همه جانبه برای هم وطنان عزیزم معرفی نمایم تا بدانند که ملل متحد یعنی چه و چه نهادکاری و اجرایی دارد.
از عبارت " ملل متحد" که فرانکلین د.روزولت ، رئیس جمهور ایالات متحده آن را ابداع کرد نخستین بار اول ژانویه 1942 در جریان جنگ جهانی دوم در اعلامیه " ملل متحد" استفاده شد که نمایندگان 26 کشور در آن قول دادند به مبارزه مشترک علیه قدرت های محور ادامه دهند.
منشور، سند تشکیل دهنده سازمان ملل متحد است ، حقوق و تعهدات کشور های عضو را تعین و ارگانها و شیوه کار ملل متحد را مشخص می کند به عنوان معاهدۀ بین المللی ، اصول عمده روابط بین المللی را از برابری حاکمیت کشور ها گرفته تا جلوگیری از استفاده از زور در روابط بین المللی ، به هر شیوه مغایر با هدف های ملل متحد – تدوین می کند.
منشور ملل متحد چیست ؟ مقدمه منشور ایده آل ها و هدف های مشترک تمامی مردمانی را که دولت های آنان به هم پیوستند تا ملل متحد را تشکیل دهند ابراز می دارد.
" مامردم ملل متحد با تصمیم" به محفوظ داشتن نسل های آینده از بلای جنگ که دوبار در مدت یک عمر انسانی افرادبشر را دچار مصائب غیر قابل بیان نموده و با اعلام مجدد ایمان خود به حقوق اساسی بشر و به حیثیت و ارزش شخصیت انسانی و به تساوی حقوق مرد و زن و همچنین بین ملت ها اعم از کوچک و بزرگ و ایجاد شرایط لازم برای حفظ عدالت و احترام الزامات ناشی از عهد نامه ها سایر منابع حقوق بین المللی و کمک به ترقی اجتماعی و شرایط زندگی بهتر با آزادی بیشتر و برای نیل به این هدف ها به روفق و مدارا کردن و زیستن در حال صلح با یکدیگر با روحیه حسن همجواری و به متحد ساختن قوای خود برای نگهداری صلح و امنیت بین المللی و به قبول اصول و ایجاد روش هایی که عدم استفاده از نیروهای مسلح را جز در راه منافع مشترک تضمین کند و به توسل به وسائل و مجاری بین المللی برای پیشبرد ترقی اقتصادی و اجتماعی تمام ملل "مصمم شده ایم برای تحقق این مقاصد تشریک مساعی کنیم" و در نتیجه دولت های متبوع ما توسط نمایندگان خود که در شهر سان فرانسیسکو گرد آمده اند و اختیارات تامه آنان ابراز و صحت و اعتبار آن محرز شناخته شده است نسبت به این منشور ملل متحد موافقت حاصل نموده اند و بدینوسیله یک سازمان بین المللی که موسوم به ملل متحد خواهد بود تأسیس می کنند.
هم چنان مقاصد ملل متحد به گونۀ که در منشور تصریح شده به قرار زیر است:
· حفظ صلح و امنیت بین المللی.
· توسعه روابط دوستانه بین ملت ها بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و حق تعیین سرنوشت مردم.
· همکاری برای حل مسائل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و بشردوستانه بین المللی وبه منظور تشویق احترام به حقوق بشر و آزادی های بنیادی.
· بودن مرکزی برای هماهنگ کردن اقدامات ملت ها به منظور نیل به این هدف های مشترک.
سازمان ملل متحد بر اساس اصول زیر عمل می کند.
· سازمان برمبنای اصل تساوی حاکمیت کلیه اعضای خود استوار است.
· کلیه اعضا تعهدات خود را بر اساس منشور با حسن نیت انجام خواهند داد.
· کلیه اعضا اختلاف های خود را به شیوه های مسالمت آمیز و بدون به خطر انداختن صلح و امنیت بین المللی و عدالت حل خواهند کرد.
· کلیه اعضا از تهدید یا استفاده از زور علیه هر کشور دیگری خود داری خواهند کرد.
· کلیه اعضا به سازمان ملل در هر اقدامی که بر اساس منشور انجام می دهد هر گونه کمکی ارائه خواهند داد.
· هیچ یک از مفاد منشوربه ملل متحد اجازه نمی دهد در مسائلی که ذاتاً در قلمرو صلاحیت قانونی داخلی هر کشوری است مداخله کند.
عضویت ملت های دوستدار صلح که تعهدات منشور را می پذیرند و مایل و قادر به اجرای این تعهدات هستند می توانند به عضویت سازمان ملل متحد در آیند.
مجمع عمومی کشور های جدید را به توصیه شورای امنیت به عضویت می پذیرید .
منشور تعلیق یا اخراج عضویت را برای نقض اصول منشور پیش بینی کرده اما تا کنون هرگز چنین اقدامی صورت نگرفته است.
زبان های رسمی بر اساس منشور زبان های رسمی سازمان ملل متحد چینی،انگلیسی،فرانسوی،روسی و اسپانیایی است. زبان عربی بعد ها به عنوان یکی از زبان های رسمی مجمع عمومی شورای امنیت و شورای اقتصادی و اجتماعی افزوده شد.
منشور ، شش رکن اصلی سازمان ملل متحد را به شرح زیر تعین کرد:
1. مجمع عمومی
2. شورای امنیت
3. شورای اقتصادی و اجتماعی
4. شوای قیمومت
5. دیوان بین المللی دادگستری
6. دبیر خانه
اما خانواده ملل متحد به مراتب بزرگترو شامل 15 کارگزاری و چند برنامه و نهاد است.
مجمع عمومی رکن مشورتی اصلی سازمان ملل متحد است مجمع از نمایندگان کلیه کشورهای عضو تشکیل شده که هریک از آنان یک رأی دارد تصمیم گیری درباره مسائل مهم مانند صلح و امنیت پذیرش اعضای جدید و مسائل بودجه نیازمند اکثریت دو سوم آرا است. تصمیم گیری درباره مسائل دیگر با اکثریت ساده انجام می شود.
براساس منشور وظایف و اختیارات مجمع عمومی عبارتند از:
· بررسی و ار ائه توصیه در باره اصول همکاری در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی از جمله اصول حاکم بر مقررات خلع سلاح و تسلیحات.
· بحث در باره هر مسألۀ مربوط به صلح و امنیت بین المللی و ارائه توصیه هایی در باره آن به استثنای مناقشه یا موقیعتی که شورای امنیت مشغول بحث درباره آن است.
· بحث ، و با همان استثنا، ارائه توصیه هایی درباده هر مسألۀ در محدوده منشور یا در حوزه اختیارات و وظایف هر ارگان سازمان ملل متحد.
· مطالعه و ارائه توصیه هایی برای ترویج همکاری سیاسی بین المللی ، توسعه و تدوین حقوق بین المللی ،تحقق حقوق بشر، آزادی های بنیادی برای همه ، و همیاری بین المللی در حوزه های اقتصادی ، احتماعی ، فرهنگی ، آموزشی و بهداشتی.
· ارائه توصیه هایی برای حل مسالمت آمیز هر موقعیتی بدون توجه به منشأ آن که ممکن است به روابط دوستانه بین ملت ها لطمه بزند.
· دریافت و رسیدگی به گزارش های شورای امنیت و سایر ارگانهای سازمان ملل متحد.
· بررسی و تصویب بودجه سازمان ملل متحدو تقسیم و تخصیص سهمیه های پرداختی اعضا.
· انتخاب اعضای غیر دائمی شورای امنیت اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی و اعضای اضافی شورای قیمومت (هنگام ضرورت) انتخاب قضات دیوان بین المللی دادگستری به اتفاق شورای امنیت و انتصاب دبیر کل بر اساس توصیه شورای امنیت.
اجلاس عادی مجمع عمومی معمولاً هر سال در سپتامبر شروع میشود مجمع عمومی از ابتدای پنجاه و هشتمین اجلاس عادی(2004-2003) اجلاس های خود را از سه شنبه سومین هفته در سپتامبر با محاسبه نخستین هفته که شامل حد اقل یک روز کاری باشد شروع می کند انتخاب رئیس مجمع عمومی و همچنین 21 معاون رئیس و روسای شش کمیته اصلی آن حد اقل سه مه پیش از شروع اجلاس عادی انجام می شود برای تضمین رعایت برابری جغرافیایی در انتخاب رئیس ریاست مجمع عمومی هر سال بین پنج گروه از کشورهای آفریقایی ، آسیایی ، اروپای شرقی ، آمریکای لاتین و کاراییب و اروپای غربی و سایر کشورها به نوبت انتخاب می شود.
به علاوه مجمع عمومی می تواند به تقاضای شورای امنیت اکثریتی از کشورهای عضو یا به تقاضای یک کشور اگر اکثریت اعضا موافق باشند اجلاس های ویژه تشکیل دهد. اجلاس های ویژه اضطراری را می توان به فاصله 24 ساعت از زمان تقاضای شواری امنیت بر اساس رأی هی یک از 9 عضو شورا یا با اکثریت اعضای سازمان ملل یا به یک عضو اگر اکثریت اعضا موافق باشند فرا خواند.
مجمع عمومی در ابتدای هر اجلاس عادی بحث عمومی اغلب با سخنرانی روسای کشور ها و دولت ها برگذار می کنند سپس در باره بیشتر مسائل در شش کمیته اصلی مجمع بحث می شود.
· کمیته اول (خلع سلاح و امنیت بین المللی)
· کمیته دوم (اقتصادی و مالی)
· کمیته سوم (اجتماعی ، بشردوستانه و فرهنگی)
· کمیته چهارم (استعمارزدایی و سیاسی و یژه)
· کمیته پنجم (اداری و بودجه ای)
· کمیته ششم (حقوقی)
به بعضی از مسائل به طور مستقیم در جلسات عمومی دسیدگی می شود در حالی که سایر مسائل به یکی از شش کمیته اصلی ارجاع می شود قطعنامه ها و تصمیم ها از جمله آنهایی که به وسیله کمیته ها توصیه شده اند در جلسات عمومی – معمولاً قبل از تعطیل اجلاس عادی در سپتامبر – تصویب می شوند. این قطعنامه ها و تصمیم ها را می توان با یا بدون رأی گیری تصویب کرد.
مجمع عمومی به طور معمول قطعنامه ها و تصمیم های خود را با اکثریتی از اعضای حاضر و رأی گیری تصویب می کند مسائل مهم از جمله توصیه ها در باره صلح و امنیت بین المللی انتخاب اعضای برای بعضی از ارگانهای اصلی و مسائل بودجه ای با اکثریت دو سوم اعضا تصمیم گفته میشود. رأی گیری می تواند به صورت کتبی ، بالابردن دست ها یا بر اساس خواندن اسامی باشد.
در حالی که اجرای تصمیم های مجمع عمومی از لحاظ حقوقی و قانونی برای دولت ها الزامی نیست این تصمیم ها از حمایت افکار عمومی جهانی و همچنین اقتدار اخلاقی جامعه جهانی برخوردارند.
کار سازمان ملل متحد در طول سال بیشتر از ماموریت های تفویض شده به وسیله مجمع عمومی یعنی اراده اکثریت اعضا به گونۀ که در قطعنامه ها و تصمیم های مصوب مجمع عمومی ابراز شده ناشی می شود.
این کار به طرق زیر انجام می شود.
· به وسیله کمیته ها و سایر نهاد هایی که به وسیله مجمع عمومی ایجاد شده اند تا درباره مسائل ویژه مانند خلع سلاح ، حفظ صلح ، توسعه و حقوق بشر مطالعه و گزارش دهند.
· در کنفرانس های بین المللی که مجمع عمومی خواهان تشکیل آنها شده است و.
· به وسیله دبیر خانه سازمان ملل متحد یعنی دبیرکل و ستاد او از مستخدمان مدنی بین المللی.
شورای امنیت بر اساس منشور مسئولیت اصلی در زمینه حفظ صلح و امنیت بین المللی بر عهده دارد.
شورا 15 عضو دارد پنج عضو دارد پنج عضو دایمی – چنین ، فرانسه ، فدراسیون روسیه ، انگلیس و ایالات متحده و 10 عضو که برای مدت دو سال به وسیله مجمع عمومی انتخاب می شوند.
هر عضو یک رأی دارد تصمیم ها در باره روال کار و آیین نامه ها با رأی مثبت حد اقل 9 عضو از 15 عضو آن اتخاذ می شود. تصمیم ها در باره مسائل اساسی بیازمند 9 رأی بدون حتی یک رأی منفی از جانب هر یک از پنج عضو دائمی است هر پنج عضو دائمی یک بار یا بیشتر " حق وتو" اعمال کرده اند. اگر یک عضو دائمی با یک قطعنامه پیشنهادی به طور کامل موافق نباشد اما نخواهد آن را وتو کند. می تواند رأی ممتنع بدهد یعنی اجازه دهد قطعنامه در صورتی که تعداد 9 رأی مثبت لازم را کسب کند به تصویب برسد.
بر اساس ماده 25 منشور همه اعضای سازمان ملل متحد موافقت می کنند تصمیم های شورای امنیت را بپذیرند و به اجرا در آورند در حالی که سایر ارگانهای سازمان ملل متحد به کشور های عضو توصیه می کنند فقط شورای امنیت اختیار دارد تصمیم هایی اتخاذ کند که کشور های عضو بر اساس منشور ملزم به اجرای آن ها هستند.
بر اساس منشور وظایف و اختیارات شورای امنیت شامل مواد زیر است.
· حفظ صلح و امنیت بین المللی بر اساس اصول و هدف های ملل متحد.
· تنظیم برنامه ها برای ایجاد نظامی به منظور نظارت بر تسلیحات.
· دعوت از طرف های مشاجرات رای حل مسالمت آمیز آن.
· تحقیق در باره هر مشاجره یا موقیعتی که ممکن است به اختلاف بین المللی منجر شود و ارائه شیوه های سازش در چنین مشاجرات یا شرایط حل و فصل آنها.
· تعیین و جود تهدید به صلح با اقدام تجاوز کارانه و ارائه توصیه در باره این که چه اقدامی باید صورت گیرد.
· دعوت از طرف های مربوط برای پیروی از چنین اقدامات موقتی که برای پیشگیری از وخامت اوضاع ضروری یا مطلوب به نظر می رسد.
· دعوت از اعضای سازمان ملل متحد به انجام اقداماتی که شامل استفاده از زور نباشد مانند تحریم ها برای عملی کردن تصمیم های شورا.
· توسل به استفاده از زور یا مجاز شمردن آن برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین المللی .
· تشویق حل مسالمت آمیز مشاجرات محلی با ترتیبات منطقه ای و استفاده از چنین ترتیبات منطقه ای برای اجرای اقدام تحت اقتدار آن.
· ارائه توصیه به مجمع عمومی برای انتصاب دبیر کل و انتخاب قضات دیوان بین المللی داد گستری به اتفاق مجمع عمومی.
· درخواست از دیوان بین المللی داد گستری برای ارائه نظر مشورتی در باره هر مساله حقوقی.
· توصیه به مجمع عمومی در باره پذیرش اعضای جدید به سازمان ملل متحد.
شورای امنیت به گونۀ سازمان یافته که بتواند به طور مداوم انجام وظیفه کند. و نمایندۀ از هر یک از اعضای آن باید همیشه در مقر سازمان ملل حضور داشته باشد. شورا می تواند در جای دیگر تشکیل جلسه دهد. شورا در سال 1972 در آدیس آبابا، اتیوپی، در سال 1973 در پاناماسیتی ، پاناما و در 1990 در ژنو، سویس تشکیل جلسه داد.
هنگامی که شکایتی مربوط به تهدید به صلح در شورا مطرح می شود نخستین اقدام آن به طور معمول این است که به طرفین توصیه می کند با شیوه های مسالمت آمیز به توافق برسند.
شورا می تواند اصولی را برای راه حل مسالمت آمیز تعین کند. در بعضی موارد خود شورا اقدام به تحقیق و میانجیگری می کند. شورا ممکن است هیاتی اعزام فرستادگان ویژه منصوب یا از دبیرکل بخواهد از کمک و نفوذ خود استفاده کند.
هنگامی که مشاجرۀ به خصومت منجر می شود نخستین مساله شورا خاتمه دادن هر چه سریع تر آنست . شورا ممکن است دستور العمل هایی برای آتش بس صادر کند که می تواند در جلوگیری از تشدید مناقشه تاثیر اساسی داشته باشد.
شورا همچنین ممکن است برای کمک به کاهش تنش ها ، جدا نگهداشتن نیروها متخاصم و ایجاد آرامش که در آن بتوان راه حل های مسالمت آمیز را دنبال کرد ناظران نظامی یا نیروی حفظ صلح اعزام کند . شورا مطابق فصل 7 منشور می تواند در باره اجرای اقدامات از جمله تحریم های اقتصادی ، تسلیحاتی ، مالی ، ممنوعیت سفر یا اقدام نظامی دسته جمعی تصمیم بگیرد.
ابزار تحریم و سیلۀ مهم در اختیار شواری امنیت به منظور حمایت از صلح و امنیت بین المللی است. هریک از رژیم های تحریم که در حال حاضر اجرا می شود تحریم های هوشمند یا هدفمند یعنی تحریم های تسلیحاتی مالی و ممنوعیت سفر هستند که برای حذف یا به حد اقل رساندن آثار ناخواسته تحریم ها با تمرکز بر افراد مسئول سیاست های محکوم شده از طرف حامعه بین المللی طرحی شده اند تا در عین حال به سایر بخش های جمعیت و روابط تجاری بین المللی لطمه وارد نشود.(به بخش 2 نگاه کنید).
شورا پس از جنگ 1991 خیج فارس کمیسیون ویژه سازمان ملل را تشکیل داد تا به اتفاق آژانس بین المللی انرژی اتمی حذف سلاح های کشتار جمعی عراق را تایید کند. کمیسیون نظارت تائید و بازرسی سازمان ملل در سال 1999 مسئولیت های کمیسیون ویژه سازمان ملل را به عهده گرفت.
شورا دو دادگاه بین المللی کیفری برای تعقیب جنایات علیه بشریت در یوگسلاوی سابق و رواندا تشکیل داده است. این دادگاه ارگان های وابسته به شورا هستند شورا پس از حملات تروریستی 11 سپتمبر2001 به ایالات متحده کمیته ضد تروریزم را تشکیل داد که آن نیز ارگانی وابسته به شورا است.
یک گروه کاری مجمع عمومی از سال1993 مشغول بررسی اصلاح شورای امنیت از جمله موضوع نمایندگی منصفانه و افزایش اعضای آن بوده است.
· شورای اقتصادی و اجتماعی.
· وظایف و اختیارات.
· اجلاس ها.
· نهاد های وابسته.
· رابطه با سازمان های غیر دولتی.
· شورای قیمومت.
· دیوان بین المللی دادگستری.
· حدود صلاحیت قانونی.
· عضویت.
· دبیرخانه.
· دبیر کل.
دبیر کل های پیشین سازمان ملل
دبیر کل مطابق منشور به پیشنهاد شورای امنیت به وسیله مجمع عمومی منصوب می شود دبیر کل های سازمان ملل پیش از آقای عنان افراد زیر بودند.
1. پطروس ، پطروس غالی مصر از ژانویه 1992 تا دسامبر1996.
2. خاویر پرزدکوییار(پرو) از ژانویه1982 تا دسامبر 1981 .
3. اوتانت ( برمه ، میانمارکنونی) از نوامبر 1961 هنگامی که به عنوان دبیر کل مؤقت منصوب شد.(او رسماً در نوامبر 1962 دبیرکلی منسوب شد) تا دسامبر1971.
4. دگ همر شولد(سوئد) از آوریل 1953 تا هنگام مرگ در جریان سقوط هواپیمایی در آفریقا در سپتامبر1961 .
5. وتریگوی لی (نروژ) از فبروری 1946 تا کناره گیری در نوامبر 1952.
6. فعلاً منشی عمومی سازمان از کشور کوریایی جنوبی بنام ( ) بنام میباشد.
دبیر خانه سازمان ملل متحد سامل ادارات و دفاتری است که در زیر معرفی شده اند .
· دفتر اجرایی دبیر کل: متشکل از دبیر کل و مشاوران ارشد او سیاست های کلی تدوین و راهنمایی های کلی به سازمان ارائه می دهد مقر دبیرخانه درنیویورک است و دفاتری در همه مناطق دارد.سه مرکز اصلی آن در ژنو وین و نایروبی است .
· دفتر سازمان ملل متحد در ژنو: به ریاست سرگئی الکساندرو ویچ اوردژو نیکیدزه. مدیر کل آن ( فدراسیون روسیه) مرکزی برای دیپلوماسی گفت و گو و مجمعی برای خلع سلاح و حقوق بشراست.
· دفتر سازمان ملل متحد در وین: به ریاست آنتونیوماریاکاستا، مدیرکل آن ( ایتالیا) مقر فعالیت ها در زمینه کنترول بین المللی سؤ استفاده از مواد مخدر ، پیشگیری از جرایم و بسط عدالت کیفری ، استفاده مسالمت آمیز از فضای ماورای جو و حقوق تجارت بین المللی است .
· دفتر سازمان ملل متحد در نایروبی: به ریاست کلاس تاپفر مدیر کل آن ( آلمان) مقر فعالیت ها در زمینه های محیط زیست و اسکان بشر است.
فتر نظارت بر خدمات داخلی
دفتر نظارت بر خدمات داخلی ، حسابرسی داخلی ، شامل نظارت ، بازرسی و ارزیابی ، و همچنین مشاوره در زمینه مدیریت و خدمات تحقیقی مستقل ، حرفه ای و به موقع ارائه می دهد. هدف دفتر این است که عنصری برای تغییر باشد و از اداره مسئولانه منابع فرهنگ پاسخگویی و شفافیت ، و عملکرد برنامه بهتر حمایت کند.این دفتر:
· بر کارایی و تاثیر اجرای برنامه ها و ماموریت ها نظارت و آنها را ارزیابی می کند.
· حسابرسی های داخلی فراگیر انجام میدهد.
· بازرسی های برنامه ها و واجد های سازمانی را انجام می دهد.
· در باره گزارش های مربوط به سؤ مدیریت و بدرفتاری تحقیق به عمل می آورد.
· به مدیران برنامه خدمات مشاوره ای ارائه می دهد تا برای افزایش کارآیی به آنان کمک کند.
· بر اجرای پیشنهاد های ناشی از حسابرسی ها ، ارزیابی ها ، بازرسیها و تحقیقات نظارت می کند.
دفتر تظارت بر خدمات داخلی ، دبیر خانه و عملیات مهم حفظ صلح و بشردوستانه را پوشش میدهد و به صندوق ها و برنامه های عملیاتی گوناگون کمک می کند این دفتر حدود 172 کارمند و حدود20 ملیون دالر بودجه سالانه دارد دفتر نظارت بر خدمات داخلی از سال 1994 در مجموع از مبلغ 250 ملیون دالر حیف و میل و تقلب در سازمان پرده برداشته است.
معاون دبیر کل برای ریاست نظارت بر خدمات داخلی را دبیر کل منصوب و مجمع عمومی او را برای یک دوره پیج ساله بدون امکان تمدید تایید می کند.
· دفتر امور حقوقی.
· اداره امور سیاسی.
· اداره امور خلع سلاح.
· اداره عملیات حفظ صلح.
· دفتر هماهنگی امور بشردوستانه.
· اداره امور اقتصادی و اجتماعی.
· اداره مدیریت مجمع عمومی و کنفرانس ها.
· اداره اطلاعات همگانی.
· اداره مدیریت.
· دفتر هنماهنگ کننده امنیت سازمان ملل متحد.
· دفتر نماینده عالی برای کشورهای کمتر توسعه یافته ، کشورهای در حال توسعه فاقد دسترسی به دریا و کشورهای در حال توسعه کوچک جزیره ای.
· کمیسیون های منطقه ای.
· کمیسیون اقتصادی آفریقا.
· کمیسیون اقتصادی اروپا.
· کمیسیون اقتصادی امریکای لاتین و کاراییب.
· کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام.
· کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیای غربی.
· دادگاه های بین المللی دادگاه بین المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق.
· دادگاه بین المللی کیفری برای رواندا.
· برنامه ها و سایر نهادهای سازمان ملل متحد کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد(انکتاد).
· مرکز تجارت بین المللی.
· دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد.
· برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد.
· برنامه عمران ملل متحد.
· صندوق توسعه ملل متحد برای زنان.
· برنامه داوطلبان سازمان ملل متحد.
· صندوق جمیعت ملل متحد.
· دفتر کیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان.
· صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونسف).
· برنامه جهانی غذا.
· کارگزاری امداد و کارسازمان ملل متحد برای پناهندگان فلسطین در خاور نزدیک.
· دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد.
· برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد.
· دفتر خدمات طرح سازمان ملل متحد.
· دانشگاه سازمان ملل متحد.
· موسسه بین المللی تحقیقات و آموزش برای پیشرفت زنان.
· موسسه تحقیقات بین منطقه ای سازمان ملل متحد در زمینه جرم و عدالت.
· موسسه آموزش و تحقیقات سازمان ملل متحد.
· موسسه تحقیقات سازمان ملل متحد برای توسعه اجتماعی.
· موسسه تحقیقات خلع سلاح سازمان ملل متحد.
· کارگزاری ها و سایر سازمان های تخصصی سازمان بین المللی کار.
· سازمان خواربارو کشاورزی ملل متحد(فائو).
· سازمان تربیتی ، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو).
· سازمان جهانی بهداشت.
· صندوق بین المللی پول.
· گروه بانک جهانی.
· بانگ بین المللی بازسازی و توسعه .
· انجمن بین المللی توسعه.
· شرکت تأمین مالی بین المللی.
· کارگزاری چند جانبه تضمین سرمایه گذاری.
· مرکز بین المللی حل دعاوی سرمایه گذاری.
· سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری (ایکائو).
· سازمان بین المللی دریانوردی.
· اتحادیه بین المللی ارتباطات.
· اتحادیه جهانی پست.
· سازمان جهانی هواشناسی.
· سازمان جهانی مالکیت معنوی.
· صندوق بین المللی توسعه کشاورزی.
· سازمان توسعه صنعتی ملل متحد(یونیدو).
· آژانس بین المللی انرژی اتمی.
· کمیسیون تدارکاتی برای سازمان معاهده فراگیر ممنوعیت آزمایش هسته ای.
· سازمان ممنوعیت سلاح های شیمیایی.
· سازمان جهانی گردشگری.
· سازمان تجارت جهانی.
افغانستان
جدید ترین فصل در مشارکت سازمان ملل متحد در افغانستان به سپتامبر 1995 بر می گردد یعنی هنگامی که جناج طالبان در جنگ داخلی افغانستان پس از اشغال بیشتری کشور کابل پایتخت آن را نیز تصرف کرد رئیس جمهور برهان الدین ربانی به " ائتلاف شمال" که تحت قیادت احمد شاه مسعود شهید مبارزه می کرد. پیوست . شورای امنیت و مجمع عمومی اکتوبر1996 ربودن نجیب الله رئیس جمهور پیشین وبرادرش از مرکز سازمان ملل در کابل که از چهار سال پیش به آنجا پناه برده بودند و اعدام وحشیانه آنان به وسیله طالبان را محکوم کردند. و آنرا جنایت خواند.
شورای امنیت بارها ابراز نگرانی کرد که مناقشه افغانستان زمینه مناسب را برای تروریزم و قاچاق مواد مخدر فراهم می کند. دبیر کل با ادامه در گیری ها ژوییه 1997 اخضر ابراهیمی وزیر خارجه پیشین الجزایر را به عنوان فرستاده ویژه خود برای افغانستان منصوب کرد ابراهیمی در اکتوبر همراه با معاون دبیر کل در امور سیاسی چند جلسه غیر رسمی با گروه " شش به علاوه دو" یعنی شش کشور همسایه افغانستان( چین ، ایران ، پاکستان ، تاجکستان ، ترکمنستان و ازبکستان) به اضافه ایالات متحده و روسیه تشکیل داد.
حملات تروریستی با بمب به سفارتخانه های ایالات متحده در نایروبی ، کنیا ، و دارالسلام ، تانزانیا در 7 اوت 1998 جان صد ها نفر را گرفت . شورا با قطعنامه 1193 نگرانی خود را نسبت به ادامه حضور تروریست ها در افغانستان تکرار کرد و در قطعنامه 1214 مورخ 8 دسامبر خواست طالبان پناه دادن و آموزش تروریست های بین المللی و سازمان های آنها را متوقف کند و تمامی جناح های افغانستان برای محاکمه تروریست ها تحت تعقیب همکاری کنند.
شورا 15 اکتوبر1999 با اشاره به قصور طالبان در اجابت این تقاضا تحریم های گسترده ای بر اساس مفاد اجرایی منشور ملل متحد وضع و در قطعنامه 1267 اعلام کرد ایالات متحده اسامه بن لادن را به اتهام انفجار سفارتخانه های خود تحت تعقیب قرار داده و تقاضا کرد جناح طالبان که هرگز به عنوان دولت مشروع افغانستان به رسمیت شناخته نشد او را برای محاکمه به مسئولان مربوطه تسلیم کند.
شورا 22 اکتوبر در باره گزارش های مربوط به شرکت هزاران غیر افغان که سن بعضی از آنان کمتر از 14 سال بود به طرفداری از طالبان در جنگ افغانستان به شدت ابراز نگرانی کرد. شورا همچنین در باره جا به جایی اجباری غیر نظامیان اعدام های سریع بدرفتاری و شدت ابراز نگرانی کرد. شورا به اشغال سرکنسولگری ایران در مزارشریف و کشتن سه دیپلومات و یک روزنامه نگار ایرانی در آنجا اشاره کرد. شورا به شدت از افزایش چشمگیر گشت ، تولید و قاچاق مواد مخدر به ویژه در مناطق تحت کنترول طالبان نگران بود و تقاضا کرد این گونه فعالیت های غیر قانونی متوقف شوند.
تعصب طالبان نیز باعث محکومیت گسترده شد آنان در مارچ 2001 دو مجسمه بودا را که حدود 1300 سال پیش روی سنگ های دره بامیان تراشیده شده بودند از جمله بزگترین مجسمه بودا در جهان منفجر کردند. پرسونل سازمان های بشر دوستانه به اتهام های ( رفتار غیر اخلاقی)در معرض آزار و بد رفتاری فیزیکی قرار داده شدند. فرمانی در ماه می زنان هندو را مؤظف ساخت مانند همتایان مسالمان خود دچادر به سرکنند. و همه غیر مسلمان مؤظف شدند برچسب های مشخص کننده هویت داشته باشند. هشت امداد گر بین المللی در اوت دستگیر و به اتهام ( ترویج مسیحیت) محاکمه شدند.
محاکمه آنان روز 11 سپتامبر در جریان بود که اعضای سازمان القاعده بن لادن چهار فروند هواپیمای جیت تجاری را در ایالات متحده ربودند دو فروند را به ساختمان مرکز تجارت جهانی درنیویارک یک فروند را به ساختمان پنتاگون در پایتخت امریکا و چهارمی را که مسافران آن کوشیدند ربایندگان را متوقف کنند. به مزرعۀ در پنسیلوانیا کوبیدند. حدود 3000 نفر کشته شدند دولت امریکا در روز های پس از آن به طالبان هشدار داد بن لادن را تسلیم و به عملیات تروریستی در افغانستان خاتمه دهید یا در انتظار حمله نظامی شدید باشد ، طالبان امتناع کردند.
اقدام نظامی: نیروهای ایالات متحده و انگلیس 17 اکتوبر حملات موشکی به هدف های نظامی طالبان و اردوگاه های آموزشی بن لادن در افغانستان را آغاز کردند. پس از دو هفته بمباران نیروهای زمینی امریکا در افغانستان پیاده شدند شبه نظامیان افغانی در دسامبر با حمایت بمب افگن های آمریکایی حمله به مواضع اسامه بن لادن و نیروهای القاعده را در منطقه ای کوهستانی در تورابورا در شرق افغانستان نزدیک مرز پاکستان شروع کردند.
شورای امنیت در هفته های پس از11 سپتامبر از تلاش های مردم افغانستان برای برکناری رژیم طالبان حمایت و بار دیگر طالبان را محکوم کرد که اجازه داده است از این کشور به عنان پایگاهی برای صدور تروریزم و تامین پناه گاه های امن برای اسامه بن لادن استفاده شود.
کوفی عنان دبیر کل آن وقت اول اکتوبر در سخنرانی در اجلاس ویژه یک هفته ای مجمع عمومی در باره تروریزم گفت در شرایطی که اراده و شرایط لازم را برای موفقیت در مبارزه علیه تروریزم متمرکز کرده ایم باید مراقب همه قربانیان تروریزم نیز باشیم. وی به این منظور برای کمک آماده باش داد و از جامعه بین المللی خواست 854 ملیون دالر برای تامین نیازهای بشردوستانه حدود 5/7 میلیون غیر نظامی افغان در طول شش ماه بعد آماده کند.
سازمان ملل همچنین به تلاش برای حمایت از گفت و گو بین طرف های افغان به منظور تشکیل دولتی فراگیر و مردمی ادامه داد دبیر کل به این منظور بار دیگر اخضر ابراهیمی رابه عنوان نماینده ویژه خود در افغانستان منصوب کرد وی دو سال پیش هنگامی که مذاکرات به بن بست رسید استعفا کرده بود.
گروه شش به علاوه دو 12 نوامبر در جلسه ای به ریاست دبیر کل با ضرورت تشکیل دولتی فراگیر برای افغانستان که آزادانه انتخاب شده باشد موافقت کرد اعضای آن قول ادامه حمایت برای تلاش های بشر دوستانه سازمان ملل در افغانستان و همچنین در اردوگاه های پناهنده گان در کشورهای همسایه را دادند کنفرانسی در باره باز سازی افغانستان با حمایت برنامه عمران ملل متحد بانک جهانی و بانک عمران آسیا 37 نوامبر در اسلام آباد آغاز به کار کرد. کنفرانسی دیگر با شرکت کشورهای کمک کننده با تمرکز بر نیازهای فوری و طولانی مدت تر اوائل دسامبر در برلین تشکیل شد.
ترتیبات مؤقت: در این حال ائتلاف شمال وارد مزار شریف ،هرات و سپس کابل شد و این رویدادی تعین کننده در شکست طالبان بود . سازمان ملل متحد اواخر نوامبر اجلاسی از رهبران سیاسی افغانستان دربن تشکیل داد . در پایان این اجلاس در 5 دسامبر چهار گروه حاضر از جمله ائتلاف شمال در باره ترتیبی موقتی تا تشکیل دوباره نهادهای دولت دائمی موافقت کردند به عنوان گام نخست نهاد موقت افغانستان تشکیل شد.
شورای امنیت 20 دسامبر 2001 با قطعنامه 1386 با تشکیل نیروی بین المللی یاری امنیتی موافقت کرد تا به نهاد موقت برای برقرای امنیت در کابل و نواحی اطراف آن کمک کند.
حکومت رئیس جمهور استاد ربانی که از شناسایی بین المللی برخوردار بود 22 دسامبر قدرت را به نهاد موقت جدید افغنستان که به ریاست حامد کرزی در بن تشکیل شده بود تسلیم کرد ابراهیمی برای کار در زمینه حمایت از حکومت جدید افغانستان به کابل رفت و نخستین سربازان نیروی بین المللی یاری امنیتی مستقر شدند.
برنامه جهانی غذا در دسامبر که خصومت ها کاهش یافت توانست مقدار بی سابقه 114000 متریک تن کمک غذایی تحویل دهد که برای تغذیه دوماه 6 ملیون نفر کافی بود .با این حال تا 20 دسامبر از 662 ملیون دالر مورد نظر برای امور امدادی سازمان ملل فقط 358 ملیون دالر دریافت شده بود . برای ادامه روند کمک به افغانستان کنفرانسی بین المللی در باره یاری به بازسازی افغانستان ژانویه در توکیو تشکیل شد.
کوفی عنان دبیرکل 21 جنوری 2002 در این کنفرانس گفت برای بازسازی در طول 10 سال 10 ملیارد دالر لازم است که 3/1 ملیارد دالر برای سال جاری و 376 میلیون دالر برای طرح های باز پروری و اطرح های دارای تاثیر سریع که آماده اجرا هستند مورد نیاز است . از جمله چنین طرح هایی بازگشت حدود 5/1 ملیون کودک افغان به مدرسه در طول دوماه بود کنفرانس توکیو کاملا موفق شد و شرکت کنند گان و عده دادند بیش از 5/4 ملیارد دالر کمک کنند نیاز های این کشور برای باز سازی بسیار زیاد بود.
ار زیابی مقدماتی بانک جهانی برنامه عمران ملل متحد و بانک عموال آسیا اولویت های احتمالی را به شرح زیر تعیین کرد. مین زدایی، خدمات بهداشتی اساسی برای کاهش مرگ و میر مادران و کودکان ، ثبت نام بیش از یک ملیون دختر و پسر در مدارس ، افزایش سریع تولید مواد غذایی ودسترسی به آب سالم ، ایجاد پناگاه برای تسهیل اسکان جدد و ایجاد و توسعه ظرفیت ملی مدیریت شهری ، تامین انرژی اضطراری همراه با احیای تاسیسات موجود برق ، اشتغال شهری و روستایی ، بازسازی در سطح محلی ، و ایجاد محیط اجتماعی ، اقتصادی سازنده برای بازگشت پناهندگان.
نخستین موفقیت موافقت نامه بن در همان روز اعلام ترکیب کمیسیون مستقل ویژه برای انعقاد اضطراری لویه جرگه ( شورای بزرگ) به زبان پشتو ، مجمعی سنتی که در آن ریش سفیدان قبایل گرد هم می آیند و امور را حل می کنند بدست آمد . لویه جرگه اضطراری قرار بود رئیس حکومت را برای حکومت انتقالی انتخاب و پیشنهاد ها برای ساختار و پرسونل اصلی این حکومت را تصویب کند . بر اساس موافقت نامه بن انتخابات آزاد و عادلانه می بایست در مدت دو سال پس از تشکیل لویه جرگه برگزارشود.
شورای امنیت ژانويه 2002 از طریق اعلامیه ریاست از تغییرات مثبت در افغنستان که در نتیجه سقوط رژیم طالبان حاصل شده استقبال کرد. شورا تصمیم گرفت تحریم های خود را برای انعکاس واقیعت های جدید به منظور مبارزه با القاعده و حامیان آن تعدیل کند .
شورا 28 مارچ به توصیه دبیر کل هیئات یاری ملل متحد در افغانستان را تشکیل داد تا وظایفی را که بر اساس موفقت نامه بن به سازملان ملل محول شده بود وظایفی در زمینه های مثل حقوق بشر ، حکومت قانون و ماسئل مربوط به جنسیت انجام دهد این هیات به ریاست نماینده ویژه دبیر کل همچنین از آشتی ملی حمایت و همزمان کلیه فعالیت های بشر دوستانه سازمان ملل را در افغانستان با همکاری نهاد موقت و جانشینان آن اداره می کند.
فرایند انتخاب اعضای لویه جرگه اضطراری اپریل 2002 شروع شد . افغانها قرار بود از ماه می در 300 ناحیه نامزدهای باالقوه را انتخاب کنند تا گروهی تشکیل دهند که از میان آنان 1500 عضو انتخاب شوند . برای مشارکت زنان در لویه جرگه تدارک ویژه به عمل آمد شورای 9 روزه 11 ژوئن به وسیله ظاهر شاه ، پادشاه پیشین افغانستان که حالا وفات یافته افتتاح و شورا حامد کرزی را برای رهبری ملت نامزد کرد. 13 ژوئن به عنوان رئیس کشور افغانستان انتخاب شد تا دولت موقت را در دو سال بعد رهبری کند.
یک سال بعد 26 اپریل 2003 کمیسیون بررسی قانون اساسی با 35 عضو تشکیل شد این کمیسیون در سرا سر افغانستان و خارج دست به مشورت های عمومی زد تا از دیدگاه های مردم افغانستان آگاه شود. در پیش نویس قانون اساسی که با این ترتیب تهیه شد به مسائلی مانند حقوق و آزادی های افراد شکل دولت اختیارات دولت مرکزی و نهاد های محلی برابری بین همه شهروندان افغانستان نقش اسلام و موقیعت زبان ها و فرقه های مذهبی پرداخته شده بود این کیمسیون اکتوبر پیش نویس خود را به لویه جرگه قانون اساسی تسلیم کرد که ماه نوامبر منتشر و به حد گسترده ای پخش شد . لویه جرگه قرار بود پنج هفته بعد تشکیل شود ثبت نام رای دهندگان دسامبر 2003 در هشت شهر سراسر افغانستان پیش از انتخابات عمومی برای پارلمان ملی و ریاست جمهوری در 2004 هجده سال یا بیشتر می بود و شخصاً در محل ثبت نام حضور می یافت می توانست ثبت نام کند.
پیش نویس قانون اساسی 29 دسامبر 2003 در اجلاس عمومی لویه جرگه قانون اساسی پخش شد در این متن که تغییر هایی راکه پیشتر در کمیته آشتی لویه جرگه تصویب شده بود برداشت ایجاد نهاد ریاست جمهوری با اختیارات چشمگیر و قوه مقننه دو مجلسی با حد اقل تضمین شده ای از اعض و نمایندگان زن پیش بینی شده بود. این متن احترام به حقوق بشر بنیادی را نیز در نظر گرفته و خواهان مطابقت قوانین کشور با صول اسلام بود لویه جرگه 4 ژانویه 2004 هنگامیکه به امضای رئیس جمهور حامدکرزی رسید به طور رسمی به عنوان قانون اساسی افغانستان تصویب شد .
خلع سلاح . درسراسر دوره انتقالی تلاش برای خلع سلاح با وجود دشواریهای بسیار و چند بار تعلیق روند خلع سلاح با کمک هیئات یاری ملل متحد در افغانستان پیگیری می شد سه جناح افغان 18 ژونیه 2002 نزدیک مزار شریف تحت نظارت سازمان ملل شروع به تسلیم سلاح های خود کردند . این نخستین اقدام داوطلبانه در این زمینه در افغانستان بود هیئات یاری 24 اکتوبر 2003 بصورت رسمی اجرای برنامه خود را در زمینه خلع سلاح ترخیص و تلفیق نیرو ها در آستان شمالی کندز آغاز کرد .
کنترول مواد مخدر : افغانستان اواخر دهه 1990 به عنوان منبع تولید نزدیک به هشتاد درصد تریاک غیر قانونی جهان و منبع تولید ایروئین بدنام بود نزدیک به یک در صد مجموع زمین های قابل کشت آن یعنی حدود 640 کیلومتر مربع به کشت خشخاش اختصاص داشت . دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل اکتوبر 2003 گزارش داد افغانستان حدود سه چهارم تریاک دنیا را تامین میکند حدود (7/1 ) ملیون افغان یعنی حدود هفت در صد کل جمعیت کشور در این صنعت کار میکردند وزمین تحت کشت تریاک نسبت به سال پیش از آن حدود هشت در صد افزایش یافته بود . وزیر خارجه افغانستان دسامبر 2003 به دفتر مقابله به مواد مخدر و جرم سازمان ملل در وین رفت تا در باره تلاش در زمینه کنترول مواد مخدر گفتگو کند .
باز پروری ، بازسازی و اقدام بشر دوستانه : دبیر کل دسا مبر2002 خواهان 815 ملیون دالر برای تامین هزینه های امور مربط به کمک های بشر دوستانه ، کمک به باز پروری و ظرفیت سازی . یونسکو برای حفظ میراث فرهنگی افغانستان – از جمله آنچه از مجسمه های بزرگ بودا باقی مانده بود – دست بکار شد . یونسف یکسال بعد گزارش داد از زمان سقوط طالبان 16 ملیون کودک علیه سرخک و 12 میلیون علیه بیماری فلج اطفال مایه کوبی شده اند. بیش از 700 هزار زن واکسین کزاز دریافت کردند ، حدود 50 هزار معلم دوره ابتدایی آموزش دیده و 4 ملیون کودک – از جمله 2/1 ملیون دختر – به مدرسه برگشته بودند. کمیساری های عالی سازمان ملل متحد در امور پناهنده گان به بیش از 5/2 ملیون پناهنده افغانی کمک کرد. از ایران و پاکستان بر گردند و به نیم ملیون آواره داخلی یاری رساند.
فائو پیش از فصل جدید کشت، بذر های مرغوب و کود بین حدود 60 هزار خانواده کشاورز افغان توزیع کرد که بیش از نیم ملیون نفر ، از آنها منتفع شدند . در ماه های پایانی سال 2003 بانک جهانی پرداخت و ام 95 ملیون دالری بدون بهره را برای باز سازی افغانستان تصویب کرد . بانک جهانی 40 ملیون دالر اعتبار بدون بهره نیز برای باز سازی شبکه آبیاری در مصب 5 رود خانه این کشور و هم چنین 31ملیون دالر بدون بهره برای ایجاد تاسیسات گمرکی و مخابراتی در گذرگاه های مرزی ، انبارهای ترخیص درون مرزی ، نقاط کنترول ترانزیت و فرودگاه کابل در اختیار این کشور قرار میدهد.
امنیت : عامل نگرانی اصلی در مقابل این مجموعه موفقیت ها در دوره پس از طالبان ، اوضاع ناپیدار امنیتی در کشور بود که تلاش های سیاسی و باز سازی را در معرض خطر قرار میداد چند مقام دولتی را نیمه نخست 2002 ترور کردند و به جان رئیس جمهور کرزی سؤ قصد شد . امداد گران سازمان ملل و سایر سازمان های بشر دوستانه – به ویژه افغانهای که با این سازمان ها همکار ی میکردند – بار ها هدف حمله قرار گرفتند.
دبیر کل ژوییه 2002 اظهار داشت طالبان ، اگر چه به شدت تضعیف شده ، هنوز بصورت رسمی تسلیم نشده است . اگر چه ائتلاف به رهبری امریکا ، طالبان را به گونه ای موثر مهار کرده بود اما آنان ، همراه با بقایای القاعده هنوز حضور داشتند.
جناح های مسلح گوناگون نیز منبع بی ثباتی بودند. در شرایطی که پولیس و ارتش ملی افغانستان تحت تعلیم قرار داشتند برای جامعه بین المللی اهمیت اساسی داشت تا امنیت این کشور را حفظ کند.
برنامه پاکسازی مین سازمان ملل پیش از سقوط طالبان اعلام کرده بود افغانستان به تعداد حیرت آور 7/9 ملیون مین زمینی از نظر کشت مین در جهان اول است. مرکز سازمان ملل برای اقدام علیه مین در افغانستان می 2003 در حالیکه حدود 8 هزار کارشناس کشف و خنثی سازی مین در این کشور مشغول کار بودند ، مجبورشد پاکسازی مین در بخشهایی از مسیر کابل به قندهار را به علت شرایط نا مساعد امنیتی متوقف کند. از سر گیری کامل فعالیت های مین زدایی با استفاده از فن آوری جدیدی میسر شد که مقدار کار های دستی لازم را کاهش داد .
شورای امنیت 13 اکتوبر پیشنهاد دبیر کل را برای استقرار نیروهای بین المللی یاری امنیتی در خارج از کابل تصویب کرد .
سازمان ملل ماه سپمبر اعلام کرد دانشگاه جدید پولیس قرار است ماه نوامبر در گارد و چند دانشگاه دیگر پولیس سال 2004 در مزار شریف ، کندوز ، بامیان ، جلاآباد و هرات افتتاح شده . مطالب آموزشی این دانشگاه ها برای پرورش مامورانیکه پیشتر آموزش ندیده یا آموزش کافی ندیده بودند ، شامل اصول دموکراتیک کار پولیسی ، حقوق بشر و قوانین بنیادی ، و هم چنین شیوه های انجام کار هایی مانند توقیف خانه ها بود. بیش از 80 افسر پولیس افغان دوره سه ساله برنامه پزشکی قانونی را شروع کردند تا یاد بگیرند چگونه موارد جعلی و تقلبی را تشخیص دهند و تجزیه خون و ( دی . ان.ای) را انجام دهند. حالا که این سازمان را معرفی کردیم مقامات عالی رتبه ما باید این مهارت را داشته باشند تا از این سازمان در شرایط موجود خوبتر و بهتر استفاده کنند.
| 19 Sep 2007 - [21:13] | اجلاس کشور های J C M B بخاطر بررسی بازسازی افغانستان بتاریخ 23 سپتمبر 2007 در نیویارک |
احمدی سعیدی
اجلاس کشور های J C M B بخاطر بررسی بازسازی افغانستان بتاریخ 23 سپتمبر 2007 در نیویارک
کشور عزیز ما افغانستان که در قلب قاره آسیا به مثابه قلب واقعی در پهنای پیکر آن قرار دارد بدون جزء ترین تردید در قضایای جهانی دارای نقش کلیدی و درخور اهمیت بوده که جامعه جهانی توأم با رجال و شخصیت هائیکه با علم تاریخ و جامعه شناسی دسترسی داشته از این حقیقت مسلم و انکار ناپذیر نمی تواند چشم پوشی نماید بلکه با بینش وسیع و گسترده با این ایدیال و طرز پژوهش منطقی تن در خواهد داد و آنرا با نظرداشت واقعیت های عینی تاریخی خواهند پذیرفت .
بنابر موقعیت حساس جیوپولتیک که نصیب این کشور باستانی گردیده است در درازنای تاریخ رول حایل را در میان امپراتوری های بزرگ شرق و غرب در جهت جلوگیری از تصادمات و رویا روی های نظامی آنها ایفا نموده است که در حقیقت امر مانع تراژیدی های خونین بشری گردیده و به هیچ یک از ابرقدرت های متخاصم اجازه نداده است تا این مرز و بوم دلیر مردان را به منظور تهاجم علیه دیگران مورد استفاده قرار دهند که تاریخ از پیامد های بعدی چنین موضیع گیری های سالم و سنجیده با افتخار و ارج بی پایان یاد نموده و با آن مهر صحت گذاشته است که اخلاف و نسل های بعدی این حیطه صلح شور و پرغرور از عمق دل به آن می بالند . اما زمانیکه دسایس و توطیه های دشمنان حسود و کین توز به پیکر آن رخنه کرده است بدون وقفه و تعلل ابعاد دسایس بیگانگان در مرز های این حیطه تاریخی محدود باقی نمانده بلکه از مرز ها عبور نموده ثبات و آرامش کشور های همجوار را نیز بی ثبات و دستخوش تشنجات غیر قابل کنترول ساخته است که در این رابطه گفتار فلسفی علامه اقبال لاهوری شاعر و متفکر چهره دست قرن بیست به زبان شعر و شاعری اهمیت باستانی و جیوپولتیک کشور عزیز مان افغانستان را چنین بیان و بازتاب نموده است :
آسیا یک پیکر آب و گل است ملت افغان در آن پیکر دل است
از گــشاد او گــشاد آسیا است از فــسـاد او فــسـاد آسیـــا است
از متن و محتوای نظم فوق به خوبی استنباط می گردد که زمانی این سرزمین و مردمان صلح شور آن در صلح و آسایش همگانی قرار داشته باشد دول همجوار و حتی منطقه نیز از نعمت صلح و آرامش مستفید و بهره مند می باشد اما هر گاه گزند حوادث به آن رخنه نماید یقیناً که تأثیرات خشن آن در سرحدات کشور باقی نه مانده دول همجوار منطقه و حتی جهان را تحت تأثیر سؤ قرار داده و عواقب زیانبار و جبران ناپذیر را بالای آن وارد و تحمیل نموده اند که وضع ناهنجار و نا به سامان سه دهۀ اخیر که ناشی از تهاجمات و آشوب های بیگانه گان بالای این سرزمین تحمیل گردیده علاوه از افغانستان صلح خواه و صلح پرور برای منطقه و جهان نیز با پرداخت خسارات هنگفت و طاقت فرسا در عرصه های مختلف تمام گردید به گونه مثال تهاجم اتحاد شوروی سابق سر انجام با نابودی کامل آن انجامید که تحولات بس عظیم را در اطلس جهان نیز رونما و به منصه تطبیق قرار داد که جهان باید عمیقاً از آن درس عبرت را فرا گرفته و از تکرار آن ابداً امتناع ورزد اما حلقات و گروه های نا عاقبت اندیش و نا بخرد که از احساسات پاک و مقدس افغان ها با استشاره دول حسود و منفعت طلب سود برده بار دیگر تحت نام اعاده نظام به ظاهر اسلامی در چهره طالب و گروه القاعده که عمدتاً از فراریان و متمردین دول عربی تشکیل گردیده بود دست به اعمال تخریبی زده و کشور افغان ها را با پایگاه انجام فعالیت های ترور و اختناق علیه دول جهان مورد استفاده قرار داد که حوادث خونین و المناک یازدهم سپتامبر سال 2001 در واشنگتن و نیویارک یکی از نمونه های تأسف بار و غم انگیر می توان تلقی نمود ، سازمان تروریستی القاعده با استفاده از خاک افغان ها با زمینه سازی در وجود گروه طالبان که در حقیقت پدیده وارد شده از خارج کشور بوده از پیمودن قاره آسیا و عبور از اقیانوس ها با قلمرو ایالات متحده امریکا باوجود امکانات وسیع انسداد در برابر آن که در اختیار شان قرار داشت رخنه نموده و یک فاجعه بشری را آفرید که منجر به هلاکت (2974 ) انسان معصوم توأم با انهدام مراکز تجارتی یا آسمان خراش های تاریخی و بی سابقه گردید که این الگوی وحشت و بربریت نیز از بی ثباتی و وضع ناهنجار که از اثر مداخلات آشکار و مرموز بیگانگان بالای افغانستان تحمیل گردیده بود به قاره امریکا سرایت نموده و متمدن ترین و رشد یافته ترین کشور جهان یعنی ایالات متحده امریکا را با وقوع حادثه یازدهم سپتامبر سوگوار و داغدار ساخت که می توان دومین درس عبرت برای جهانیان باشد اما اینکه جهان و جامعه جهانی بخوبی درک نمود که سرزمین افغان ها که از اهمیت خاص ستراتیژیک و نقش جیوپولتیک برخوردار اند نباید آن را در برابر وقوع حوادث در حالت عدم ثبات و نا به سامان گذاشت بلکه با آن در جهت رفع آن همه مصائیب و مشکلات یاری و مساعدت رساند که با ادامه همین تعهدات و عطف توجه جامعه جهانی و با ابتکارات عملی ایالات متحده امریکا مشترکاً با نیرو های مقاومت در برابر طالبان رژیم خودکامه و تغذیه شده از خارج آنها با سقوط مواجه و زمینه جهت ایجاد یک اداره جدید مبتنی بر اساسات دموکراتیک توأم با حفظ و رعایت حقوق بشر با نظرداشت اعلامیه حقوق بشر مصوب سازمان ملل متحد در سال 1948 که باید تمام دول جهان از آن رعایت بعمل آورند برای افغان ها فراهم گردید که تحت سرپرستی سازمان ملل متحد با میزبانی کشور دوست جمهوری اتحادی المان در شهر تاریخی بن با گردهمائی رجال و شخصیت های افغانی نهاد اداره مؤقت تحت ریاست جلالتمآب حامد کرزی با نظرداشت واقعیت های عینی جامعه آغاز بکار نمود و این در حالی بود که افغانستان بعد از سه دهه جنگ های خونین و خانمان سوز در افلاس مطلق قرار داشت که همه نهاد های مادی و معنوی آن طی جنگ های ویرانگر پیوسته و دوامدار به کام نیستی و نابودی فرو رفته بود که مسلماً بدون همکاری و مساعدت های مالی جامعه جهانی بازسازی و عمران مجدد آن عاری از امکان بوده که روی همین ضرورت عینی و مبرم با همکاری سازمان ملل متحد و با میزبانی کشور دوست جاپان کنفرانس توکیو به منظور جلب همکاری های مالی در خصوص بازسازی و احیای مجدد کشور تدویر یافت که منتج با اعلام مساعدت ملیون ها دالر از جانب اشتراک کننده کان کنفرانس گردید ، در کنفرانس توکیو جمعاً مبلغ 4.5 ملیادر دالر از طرف کشور های مساعدت کننده وعده همکاری گردید که باید طی مدت پنج سال با جانب افغانی داده می شد که از جمله مبلغ یک ملیارد و هشت صد ملیون دالر برای نخستین سال آغاز امور بازسازی و عمران مجدد از جانب کشور های مساعدت کننده اعلام و تعهدات خویش را مبنی بر پرداخت آن با اشتراک کننده گان کنفرانس ابراز داشت .
با ادامه همین پروسه که در جهت جلب همکاری های مالی تداوم یافت برای دومین مرتبه کنفرانس در شهر بن المان تحت اجندای جلب مساعدت های اقتصادی دایر گردید که برخی از کشور ها آماده گی های لازم را در جهت همکاری های مالی نیز ابراز داشت ، به سلسله همین کنفرانس ها کنفرانس های اوسلو و بروکسل پی یکی دیگر تدویر یافت که با اطمینان کامل می توان گفت که جامعه جهانی با تعهداتش در قبال همکاری های لازم مالی و تخنیکی وفادار بوده و خواهان آن اند تا گام های عملی و حقیقی در جهت باز سازی افغانستان جنگ زده برداشته شود که بتأسی از اعطای همکاری های مالی و تخنیکی در برخی از سکتور ها و احداث پروژه های انکشافی و عام المنفعه کار های عملی تحقق پذیرفته است که این امر می تواند افغان ها را به آینده تابناک و پر درخشش معتقد سازند ولی باید اذعان نمود که از آغاز نخستین کنفرانس بن الی اکنون که با راه اندازی مؤفقانه انتخابات پارلمانی انجامید دست آورد های متعدد در عرصه های مختلف اعم از جهات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی نصیب جمهوری اسلامی افغانستان گردیده کشور جنگ زده افغانستان که طی سه دهه پیوسته مصائبب و مشکلات متعدد را متحمل گردیده است و همه تأسیسات زیر بنائی آن در جنگ های خونین و تباه کن از میان رفته است واقعاً نیازمند بازسازی و عمران مجدد بوده که تحقق این ارمان عالی و ملی بدون مساعدت های بین المللی و بخصوص کشور های بزرگ صنعتی جهان (G.8) غیر ممکن به نظر می رسد که باید توجه کشور های مطلوب را با این امر مهم و حیاتی معطوف داشته و از امکانات فنی و تخنیکی آنها در عرصه های مختلف با کسب فرصت های لازم استفاده نمود .
ما معتقدیم که کشور های بزرگ صنعتی و سایر کشور های دوست ما را در امر بازسازی و اعمار مجدد نهاد های زیربنای یاری و مساعدت خواهند رساند زیرا سران دول و حکومات بزرگ صنعتی با حسن نیت کامل و با ابراز احساسات دوستانه همواره تأکید ورزیده است که افغانستان را دیگر تنها نخواهیم گذاشت بلکه با بذل مساعدت های مالی و غیره طور مستمر و دوامدار عندالضرورت به آن دوام خواهیم داد که بگونه مثال می توان از ابراز احساسات متعهدانه و مکرر جورج دبلیو بش و سایر مقامات ارشد ایالات متحده امریکا مانند خانم کندولیزا رائیس وزیر امور خارجه ، وزیر دفاع و سایر اعضای کانگرس ایالات متحده امریکا ،آقای پرونت صدراعظم انگلستان ً رئیس جمهور فرانسه و صدراعظمان المان ، جاپان ، استرالیا و کانادا را می توان به یاد آورد .
اما با وصف این همه کار های انجام شده که در روند بازسازی جمهوری اسلامی افغانستان صورت گرفته برخی از کاستی ها و نا رسائی ها نیز تلویحاً در کار ها و نحوه اجرای آن با وضوح کامل مشاهده می گردید که در جهت رفع آن در کنفرانس قریب الوقوع G C M B یا به معنی فارسی آن ( بورد مشترک نظارت و هم آهنگی برای توفقات افغانستان ) که در شرف انعقاد می باشد راه های حل واقعی تدارک و جستجو گردد .
کنفرانس مجوزه G C M B که در این نزدیکی ها انعقاد می یابد و هیئات عالی رتبه تحت ریاست جلالتمآب حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان جهت اشتراک آن عازم امریکا می گردد که مسلماً در ترکیب این هیئت (7) وزیر یعنی وزیر امور خارجه ، تجارت ، مالیه ، اقتصاد ، زراعت ، مواد مخدر ، انکشاف دهات و هم چنان شخصیت اقتصاد دان کشور ما جناب اسحق نادری که در اجلاس کشور های GCMB نماینده با صلاحیت افغانستان خواهد بود طرف مقابل سرمنشی ملل متحد میباشد . بناءً خواهشمندیم که با برخی از طرح ها و پیشنهادات ارائه شده خویش در نحوه و چگونگی جلب همکاری ها و تطبیق عملی آن در امر بازسازی توجه اختصاصی شما را با آن معطوف داشته که اینک به شرح ذیل طور کمپلکس محتویات آن را ارقام و تحریر می داریم :
1. بعد ازین کمک های دول مساعدت کننده باید مستقیماً با مراجع ذیربط و وزارت های سکتوری جمهوری اسلامی افغانستان با ارائه طرز حساب دهی شفاف بروفق معیار های حسابی با جانب مساعدت دهنده از جانب وزارت های مربوط عملی و صورت پذیرد.
2.اعطای مساعدت های مالی به منظور احداث پروژه های زیربنائی و اساسی از قبیل اعمار شاهراه ها با استندرد بین المللی با نظرداشت ایجابات کنونی جهت حمل و نقل وسایط باربری و ترانزیتی به شکل حلقوی در سر تا سر کشور .
3.احداث کانونهای علمی و اکادمیک با مقتضیات عصر کنونی در مرکز و برخی از ولایات بزرگ کشور .
4.احداث تعمیرات برای مکاتب ابتدائی و لیسه ها در مرکز و ولایات کشور متکی بر اصل متوازن و همگانی .
5.احداث شفاخانه ها و کلنیک ها در مرکز و ولایات کشور .
6.احیای مجدد شبکه های برق رسانی در مرکز و ولایات کشور .
7.احیا و تأسیس سیستم مخابرات بر وفق معیار های بین المللی در مرکز و ولایات کشور .
8.سروی و پروژه سازی بند های آبی به منظور تولید انرژی برق و آبیاری ، زمین های بایر و لامزروع در سرتاسر کشور
9.آغاز کار تفحصات ذخایر نفت و گاز و سایر معادن دست ناخورده در سرتاسر کشور .
10.اتخاذ تدابیر عملی توأم با وجوه مالی در حفظ و نگهداشت جنگلات این سرمایه ملی کشور در مناطق مطلوب آن .
11.ایجاد شبکه های آبرسانی آب آشامیدنی در مرکز و ولایات کشور .
12.اتخاذ تدابیر عملی توأم با تدارک وجوه مالی در جهت حفظ و نگهداشت میراث های فرهنگی در سرتاسر کشور .
13.احیای مجدد باغ های وحش در مرکز و ایجاد آن در برخی از ولایات با تدارک وجوه مالی آن .
14.بذل توجه با امور توریزم و جلب سیاحین با ابدات تاریخی و مناظر طبیعی کشور با فراهم نمودن تسهیلات لازم در زمینه با تدارک وجوه پولی آن .
15.احیای مجدد بنادر و تأسیسات گـــمرکــی مطابق بـا معیار هـای بین المللی .
16.احداث میدان های هوائی توأم با تجهیزات فنی و تخنیکی آن جهت حمل و نقل مسافرین در مرکز و ولایات کشور .
17.احداث میدان های سپورتی به منظور تصمیم سپورت همگانی و تربیت بدنی در مرکز و ولایات با تدارک وجوه مالی برای این منظور .
18.بذل توجه لازمه در امر احیای سیستم آبیاری برای رفع نیازمندی های زارعین در سر تا سر کشور .
19.تدارک هزینه مورد نیاز در جهت محو کامل کشت و زرع خاشخاش و مواد مخدر در سر تا سر کشور .
20.تدارک وجوه مالی قابل ملاحظه جهت ایجاد اردو و پولیس ملی و ارتقأ نقش آن از لحاظ مؤثریت کمی و کیفی مطابق نیازمندی به منظور حفظ سرحدات و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور .
21.سروی فنی و تخنیکی به منظور احداث خط آهن از بنادر مهم تجارتی الی مرکز و شامل ساختن این پروژه زیربنائی در یکی از پلان های اقتصادی اجتماعی دولت و جلب مساعدت های مالی در این خصوص از کشور های مساعدت کننده .
22.اتخاذ تدابیر عملی در چارچوب یک پلان منظم در جهت عرضه خدمات صحی و ایجاد مراکز صحی به منظور حمایه طفل و مادر در سر تا سر کشور و تدارک وجوه مالی برای این منظور .
23.اتخاذ ترابیر عملی و طرح پلان منظم در جهت راه اندازی سر شماری حقیقی با معیار های قبول شده عصر کنونی در سر تا سر کشور توأم با نظرداشت هزینه مالی آن .
24.انجام خدمات عام المنفعه در ساحات و عرصه های مختلف و غیره می توان منحیث یک ستراتیژی سالم اقتصادی با طرح و تدوین پلان های پنج ساله و سه ساله با مساعی همه جانبه کشور های کمک دهنده مورد تطبیق و تحقق عملی قرار گیرند .
25 . پیشنهاد گردد تا جامعه جهانی در تحکیم حاکمیت در افغانستان زیادتر بکوشند تحکیم حاکمیت همه پرابلم ها را حل کرده میتواند .
که البته طرح و تدوین همچو یک ستراتیژی واحد اقتصادی با تفاهم مشترک وزارت های سکتوری و آنعده از وزارت ها که از طریق بودجه عادی دولت تمویل می گردد و اکنون بنابر ضرورت های عینی نیاز به بودجه انکشافی دولت دارد صورت گیرد پس ایجاب می نماید تا وزارت های مالیه ، اقتصاد ، شهر سازی و مسکن ، احیأ و انکشاف دهات ، انرژی و آب ، فواید عامه ، معادن و صنایع ، تجارت ، مخابرات ، صحت عامه ، اطلاعات و فرهنگ ، تحصیلات عالی ، زراعت و مالداری ، ترانسپورت ، مبارزه با مواد مخدر و معارف با یک طرح دقیق و به یک ستراتیژی واحد و تمام عیار اقتصادی گام بردارند که شیو ه های متفاوت غیر کار آمد در آن هیچ وجود نداشته باشد در آن عمل گردد .
لهذا ایجاب می نماید تا مساعدت های مالی کشور های بزرگ صنعتی منجمله کشور های دوست و ذیعلاقه با این امر بزرگ و حیاتی معطوف گردیده بعد از اقناع کامل مراجع تمویل کننده با این هدف عالی توأم با شفافیت و حساب دهی لازم معتقد گردیده بعداً گامهای عملی جهت تطبیق آن با کمال علاقمندی در مسیر تطبیق آن بردارند .
ما به این باور هستیم که بازسازی و عمران مجدد با احداث پروژه های خورد و کوچک که تالحال ار طریق انجو ها یا مؤسسات غیر دولتی صورت گرفته است طرف اقناع مردم قرار نگرفته بناءً کشور های تمویل کننده با اثرات منفی و غیر قابل اطمینان مؤسسات غیر دولتی تفهیم گردیده جلو آنرا تدریجاً با نظرداشت روحیه و اهداف کاری آنها پی یکی دیگر باید گرفت زیرا از بدوتأسیس و ایجاد اداره مؤقت الی اکنون کار مؤسسات غیر دولتی که از طریق مؤسسات بین المللی تمویل و طبق میل متصدیان انجو ها خارج از پلان و سرپرستی دولت بکار می پردازند شکایات متعدد از جانب هموطنان عزیز مطرح و به مراجع مسئول و ذیربط دولت مکرراً مواصلت می ورزد که البته تدابیر قاطع و عملی در خصوص آن مورد غور و مداقه قرار نگرفته است که باید منبعد به آن عطف توجه و بذل مساعی صورت گیرد .
در فرجام یک بار دیگر توجه مقامات مسئول را با امر باز سازی و جلب همکاری های کشور ها و مؤسسات بین المللی معطوف داشته و خواهان توفیقات بیشتر شان در جهت تحقق پیشنهادات سالم و ارزنده در کنفرانس منعقده در امر بازسازی و عمران مجدد کشور جنگ زده می باشیم که با یقین کامل هیئات عالی رتبه افغانی تحت قیادت جلالتمآب حامد کرزی رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان با ذوات معیتی شان با دستان پر و امید بخش با کسب مؤفقیت های مطلوبه به کشور عزیز باز خواهند گشت امید وارم هیئت افغانی بتواند اشتراک کننده گان این کنفرانس را که از (21) کشور اشتراک می نمایند در مورد عمل کرد های کاری خویش در افغانستان قناعت داده بتوانند آنچه را که طی پنج سال انجام گرفته با شفافیت پاسخ گو باشد و اطمینان کشور های کمک کننده را باورمند تر و مطمئن تر بسازد وقتی این آرزو تحقق پیدا میکند که ارگانهای مسئول ما چه لشکری و چه کشوری مسایل علمی ، تخصصی و کارارا در علویت های کاری خویش قرار دهند و به آن عمل کنند .
| 9 Sep 2007 - [20:42] | آیا کشورهای غیر منسلک قوت اجرائیه دارند یا خیر؟ |
احمد سعیدی
آیا کشورهای غیر منسلک قوت اجرائیه دارند یا خیر؟
بعد از آنکه جنگ دوم جهانی با تلفات و ویرانی های زیاد مادی و معنوی جامعه بشری پایان یافت در این زمان روی ضرورت هائیکه احساس میشد ملل متحد ایجاد گردید نهاد اساسی ملل متحد را شورای امنیت تشکیل میداد رول عمده را در شورای امنیت شوروی سابق ، امریکا ، انگلیس و فرانسه داشتند اندک بعد پیمان نظامی ناتو بتاریخ 4 اپریل 1949 ایجاد گردید اتحاد شوروی وقت نیز تلاش را ازدست نداد در 14 می 1955 پیمان نظامی وارسا را ایجاد کرد این دو اردوگاه نظامی بحالت مقابله با یک دیگر قرار داشتند درمورد امنیت و صلح جهان تشویش های وجود داشت در این زمان معضلات جهانی که به وجود می آمد باید شورای امنیت آن را حل و فصل می کرد اما این شورای امنیت که در آن شوروی وقت ، امریکا ، فرانسه ، انگلیس و چین بودند بین خود در کشا کش قرار داشتند و هریک از پیمان نظامی مربوط خود دفاع می کردند چنانچه همین کشور حق ویتو داشتند که تا اکنون دارند اگر فیصله به نفع شان نمی بود از حق ویتو استفاده می کردند و فیصله ها به نتیجه نمی رسید روی این ضرورت پنج کشور که عبارت بودند از افغانستان ، هندوستان ، مصر ، اندونزیا ، ویگوسلاویا کنار هم آمدند و سالوده جنبش های نا متعهد یا به عباره دیگر غیر منسلک را ساختند.
در نخستین اجلاس این پیج کشور نماینده گی افغانستان را سردار محمد داود خان مرحوم از هندوستان جوهرلعل نهر و از یوگوسلاویا را مارشال تیتو از اندونزیا را جنرال شکارنو عهده دار بودند افغانستان نسبت به دیگران تجربه و دست آورد های بهتر داشت چنانچه مردم افغانستان با در نظر داشت تصامیم لویه جرگه های سالهای 1219-1216-1253-1301-1303-1334-1343 روی بی طرفی افغانستان همه جانبه تاکید گردیده بود.
هم چنان روی همین فیصله ها افغانستان در جنگ اول و دوم جهانی بی طرفی خود را حفظ کرد چنانچه تفاوت های هم وجود داشت در جنگ دوم جهانی افغانستان آزاد بود اما اندنزیا زیر تسلط هایلند و هندوستان زیر تسلط انگلستان بود بعد از جنگ جهانی دوم بود که اندونزیا بتاریخ 1946 از هالند آزادی گرفت و هندوستان در 13 اگست 1947 از انگلیس ها آزادی بدست آورد دو کشور دیگر مصر و یوگوسلاویا در جنگ دوم جهانی آزاد بودند درآنوقت ها پادشاه فاروق در مصر رو به زوال بود و مارشال تیتو در حالیکه در جنگ 1941 اشتراک کرده بود بعداً بزودی خویش را جمع نموده بی طرفی اختیار کرد.
جوهر لعل نهرو طی پیشنهاد اصطلاح جهان غیر وابسته (Non Committed World ) به آن گفته شده اجلاس این سازمان در باندوک اندونزیا در سال 1933 صورت گرفت که بعداً تا اکنون به این نام یاد می شود.
اهداف عمده این جنبش:
حرف اساسی در این بحث مسئله بیطرفی است ، بیطرفی از دیدگاه حقوقی یک بحث مهم است که با بیطرفی پیروان اندیشه کشور های نا متعهد ( عدم انسلاک) متفاوت می باشد روشن است که اتخاذ روش عدم تعد با پیروی از اندیشه Non committed world از بیطرفی حقوقی متفاوت بوده نوعی غیر جانبداری سیاسی بود که کشور های نا متعهد در عرصه دیپلوماسی و سیاسی از اختلافات سیاسی و ایدیولوژیک کشور های مشمول هردو اردو گاه " کنار جویی" را سرمشق خود قرار داده بودند کشور ها ی نا متعهد به نهاد های دفاعی دو اردوگاه جهانی وقت نپیوستند .
مگر در عرصه سیاست بین المللی داوری آزاد داشته و از نگاه فرهنگی و اقتصادی با کشور های شامل یک و یا هردو اردوگاه روابط داشته و از ایشان کمک های لازمه به دست می آوردند . از همین رو پیشگیری روش عدم تعهد پیروی از اندشه خو داری از اشتراک در هر گونه پیمان دفاعی بود به خاطر باید داشت که پیشگیری روش عدم تعهد نه بیطرفی در برابر یک و یا چند زمینه یایسته است که به یک موضوع مهم نیز اشاره نمود.
مسایل منطقه یی از همان آغاز جنبش برای بنیاد گذاران آن مطرح بوده است .
اما در سالهای نخست جنبش عدم انسلاک رونق به سزای نداشت تا آنکه در سال 1961 جمال عبدالناصر از مصر ، مارشال تیتو از یوگوسلاویا ، جوهر لعل نهرو از هندوستان و از اندونزیا جنرال سکارنو و از افغانستان داود خان ، از عربستان سعودی ملک فیصل ، از عراق احمد حسن البکرپادشاه یمن و بعضی کشور های دیگر که جدیداً به این سازمان پیوسته بودند در آن وقت هند میخواست با کمک کشور غیر متعهد بخاطر رفع مشکلات را که با پاکستان و چین داشت تاثیر وارد کند.
ده اصل منشور اجلاس باندونگ:
کنفرانس کشور های آسیایی ، افریقایی به امر صلح و همکاری جهانی ابعاد تازه یی بخشید . این کنفرانس نگرانی عمیق خود را از تشنج بین المللی و خطر جنگ اتمی اعلام داشت در بیانیه کنفرانس از ملت ها خواسته شد که در صلح زنده گی کنند و به عنوان همسایگان خوب به توسعه همکاری های دوستانه بر پایه اصول زیر بپردازند.
1. احترام به حقوق اساسی انسانی و احترام به هدف ها و اصول منشور سازمان ملل متحد.
2. احترام به حاکمیت و تمامیت اراضی همه ملت ها.
3. به رسمیت شناختن برابری همه نژاد ها و برابری همه ملت ها صرف نظر از کوچکی و بزرگی آن ها.
4. خود داری از مداخله در امور داخلی کشور های دیگر.
5. احترام به حق ملت ها در دفاع فردی یا جمعی منطبق با منشور سازمان ملل متحد.
6. آلف: خود داری از به کارگیری نیروهای دفاعی جمعی به منظور خدمت به یک قدرت بزرگ.
ب: خود داری از اعمال فشار به هر کشور از سوی کشور دیگر.
7. خود داری از تجاوز یا تهدید به تجاوز یا استفاده از زور در برابر تمامیت اراضی یا استقلال سیاسی هر کشور.
8. حل و فصل همه اختلافات بین المللی از راه های صلح آمیز چون گفتوگو ، اجماع ، میانجیگری یا حل و فصل حقوقی همچنین جستوجوی راه های دیگر صلح آمیز به گزینش طرفین دعوی منطبق با منشور سازمان ملل متحد.
9. ارتقای منافع متقابل و همکاری های دوطرفه.
10. احترام به عدالت و تعهدات بین المللی.
نقش جنبش عدم متعهد:
با از بین رفتن بلاک نظامی وارسا و باقی ماندن بلاک نظامی ناتو وظیفه جنبش عدم تعهد ( جنبش عدم انسلاک) بیشتر گردیده است به خاطریکه یک قسمت هدف اساسی شان عملی شده است در از بین رفتن بلاک نظامی وارسا بر علاوه دیگر مسایل بین المللی نقش جنبش نیز کلیدی بوده است که در زمینه خدمت را که برای نجات بشریت از بروزجنگ انجام داده است لازمیست که متن پیامیکه در اولین اجلاس بلگراد عنوانی سران دول قدرتمند و صاحبان بلاک های نظامی ترتیب و عنوانی شان صادر گردیده است یا دنمایم متن پیام متذکره بشرح زیر میباشد.
ما سران کشور ها و دولتهایی که از اول تا ششم سپتامبر 1961 در کنفرانس بلگراد اجتماع کرده ایم به این وسیله پیامی برای شما می فرستم و یک سوال حیاتی را که مستقیماً برای همه ما و همه مردم دنیا نافع است مطرح می کنیم ما این اقدام را تنها به نام خود انجام نمی بلکه کارما به نام کنفرانس وبه نام ملتهایمان انجام می شود که بیانگر آرزوی همه آنها است.
ما وخامت موجود در اوضاع بین المللی و امکان بروزیک جنگ که بشر را تهدید می کند نگرانیم. عالیجناب شما دایماً خطریک جنگ جدید و استفاده از سلاح های هسته ای را که ممکن است باعث نابودی نوع بشر باشد یاد آوری کرده و خواستار حفظ صلح جهانی شده اید.
در حال حاضر ما خود را در لبه این خطر که جهان و بشر را تهدید می کند می بینیم ما کاملاً از این حقیقت آگاه هستیم که عالیجناب مانند همه ما مایلید که مانع بروز چنین رویداد نا خوشایندی در اوضاع بین المللی بشوید رویدادی که نتنها امید به خوشبختی ملتهای ما را نابود می کند بلکه هستی بشر را به مخاطره می اندازد ما عمیقاً معتقدیم که عالیجناب همه تلاش خود را برای جلوگیری از بروز چنین فاجعه ای به کار خواهد بست.
با توجه به وخامت بحرانی که امروزه جهان را تهدید می کند و نیاز مبرم به جلوگیری از تحولاتی که موجب تشدید این بحران می شود از قدرتهای بزرگ می خواهیم که مذاکرات خود را از سرگیرند تا خطر بروز جنگ را از بین ببرند و به بشر امکان دهند پا به جاده صلح گذارد.
در نخستین مرحله ما خواستار مذاکره مستقیم بین شما عالیجناب و رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا آقای جان کندی (در پیام خطاب به کندی این قسمت به این صورت است که ... بین شما عالیجناب و رئیس شورای وزیران اتحاد شوروی آقای نیکیتا خروچف...) هستیم که نماینده گان قدرتمند ترین ملتهای جهان امروز هستید و کلید جنگ و صلح جهانی در دست شما قرار دارد.
طی اضافه تر از پنجاه سال از عمر این جنبش می گذرد هر ساله بعضی اوقات سه سال یک مرتبه در سطح رهبران کشورهای غیر منسلک یا وزارأ خارجه همین کشور ها در یکی از ممالک اجلاس صورت گرفته و تصامیم اتخاذ شده اجلاس موجودیکه در تهران بر گذار گردیده وزیر امور خارجه افغانستان آقای داکتر سپنتا در راس هیئت افغانی به این اجلاس اشتراک کرده اند سیاست معقول و بی طرفی مثبت افغانستان را نشان می دهد و ما با دیده قدر به آن می نگریم اما از یک حقیقت انکار ناپذیر که همه آنرامیدانند نمیتوانیم چشم پوشی کنیم در حالیکه افغانستان عضویت کشور غیر متعهد را دارد و از جمله موسسین این جنبش حساب می شود از یک طرف در شرایط موجود بخاطر نابودی تروریزم اضافه از 37 کشور دنیا قوت های نظامی شان در کشور ما حضور دارند و از جانب دیگر افغنستان با ایالات متحده امریکا تعهد استراتیژیکی دارد با وجود اینکه قوت خارجی در افغانستان مطابق نورم های قبول شده جهانی حضور داند باور من این است که حضور قوت های امریکا در عراق و افغانستان میتواند عدم انسلاک این دو کشور را زیر سوال بیاورد و فیصله های در اجلاس غیر منسلک ها در تهران صورت می گیرد خوب است اما تطابق آن غیر متحمل به نظر می رسد مخالفت ایران با امریکا ، مخالفت امریکا با کیوبا و رهبری فیدل کاستر یک پی دیگر دست به هم میدهند و تصامیم وفیصله این اجلاس را غیر قابل اجرا می سازند از دیدگاه من بهترین کار و بهترین سیاست در شرایط موجود برای کشور و مردم ما این است که هرچه زود تر که امکان دارد افغانستان در این ابتکار پیشگام شود وزارت خارجه افغانستان اجلاس کشور های منطقوی که در آن پاکستان ، ایران ، چین ، کشور های آسیای میانه ، روسیه ، هند بشمول عربستان سعودی و امارات متحد در افغانستان دعوت کنند در این اجلاس روی مسایل امنیتی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی بحث شود تصامیم معقول اتخاذ گردد سیاست مداران افغانستان باورداشته باشند که بدون تعهد مثمر و همکاری دوام دار کشور ها منطقوی بخصوص هم سایه ها صلح پایدار در افغانستان بوجود نمی آید هر قدر تو پ و تفنگ استعمال شود نتایج آن معکوس است در اجلاس کشور های منطقوی این نقطه نظر ها را به تصویب برسانیم .
1. عوامل و انگیزه های نا امنی در افغانستان و منطقه راه بیرون رفت از بحران که دامنگیر منطقه و جهان شده و روز بروز کسب شدت می کند.
2. همبستگی سیاسی در حل صلح آمیز تمامی مشکلات موجود در آسیا.
3. همکاری اقتصادی که بتواند به تمامی کشورهای آسیا مفید واقع گردد.
4. تاسیس روابط اجتماعی و فرهنگی بین کشور های آسیائی که بتواند با شناخت نزدیک در حل مشکلات ممد واقع گردد.
این را باید باور داشت که سیاست معقول تدوین شده علمی بایک استراتیژی درست و سنجیده میتواند وضع موجود را بطرف بهتر شدن بکشاند در شرایط دشوار تصامیم دقیق و علمی همراه با رهبریت مصمم و قاطع باورمند به آینده همه کمبودی ها و کاستی ها را مرفوع می سازد . ترسوها هم سیاست را می بازند هم خود و هم کشور را.
| 17 Aug 2007 - [22:49] |
احمدسعيدی
کمپ دیوید نام آشنا درتعین سرنوشت ها
حامد کرزی رئیس جمهور کشور ما با آقای بوش رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در کمپ دیوید ملاقات و مذاکره نمود. رسانه ها و مردمان دنیا بشمول مردم افغانستان بنام کمپ دیوید آشنائی دارند کمپ دیوید هم تفریحگاه و هم جای ملاقات های نهایت مهم کاری بین رهبران دنیا شمرده می شود کمپ دیوید از واشنگتن DC امریکا یکصد کیلو متر فاصله دارد وساحه وسیع ، سرسبز و جنگلات انبوه با آب و هوای نهایت خوش گوار دارد. بخصوص در موقع تابستان روئسای جمهور امریکا ملاقات های مهم خویش با کسانیکه آنها را امریکا دوست نزدیک میخواند در کمپ دیوید سازماندهی می نمایند خبرنگاران را بدون از کمره مخصوص رئیس جمهور امریکا در مقر کمپ دیوید اجازه نداده به فاصله ده کیلو متر دور تر از مقر کمپ دیوید برای خبر نگاران جای مناسب مدنظر گرفته شده اگر ایجاب نماید که برای روز نامه نگاران و مطبوعات کنفرانس داده شود مقامات عالی رتبه ذریعه موتر های مخصوص به آنجا می روند و به خبر نگاران معلومات می دهند. محترم حامد کرزی طی سفرهای زیاد که به امریکا داشته اولین مرتبه است که با رئیس جمهور امریکا در کمپ دیوید ملاقات می کند. با رسیدن رئیس جمهور ما در کمپ دیوید جورج دبلیو بوش رئیس جمهور امریکا و خانم لورابوش از وی به گرمی استقبال کردند. بعداً چارشخصیت مهم دیگر امریکا یعنی خام کاندلیزارایس وزیر خارجه امریکا ، رابت گیس وزیر دفاع و رئیس CIA و مسئول استخبارات امریکا در جنوب شرق آسیا با حامد کرزی دست دادند بعد از خیرمقدم شامل ملاقات شدند از دوره ریاست جمهوری لندن جانسن رئیس جمهور فقید امریکا بدینسو روئسای جمهور صدراعظمان که در کمپ دیوید ملاقات شان صورت گرفته عبارت اند از:
1. اسحق رابین صدر اعظم اسبق اسرائیل
2. موشی دیان وزیر دفاع وقت اسرائیل
3. شارون صدراعظم اسبق اسرائیل
4. انورسعادت رئیس جمهور اسبق مصر
5. حسنی مبارک رئیس جمهور موجود مصر
6. ملک عبدالله پادشاه اردن
7. ملک فیصل پادشاه اسبق سعودی
8. شیخ زاید امیر وقت عمارات
9. ولادی میر پوتین رئیس جمهور روسیه
10. تونی بلر صدراعظم اسبق انگلیس
11. بروان صداعظم موجود انگلستان
12. جنرال ضیاالحق رئیس جمهور اسبق پاکستان
13. جنرال مشرف رئیس جمهور موجود پاکستان
14. خانم بی نظیر بوتو در دوره بل کلنتن
15. ننسن مندیلا رئیس جمهور اسبق افریقای جنوبی
16. هلمت کل صدر اعظم اسبق جرمنی
17. ژاک شیراک رئیس جمهور اسبق فرانسه
18. بوریس یلسن رئیس جمهور وقت روسیه و صدر اعظم اسبق جاپان به شمول شخصیت های سیاسی و اجتماعی دنیا.
معمولاً در کمپ دیوید ملاقات ها پشت در های بسته صورت میگیرد اما تصامیم مهم و سرنوشت ساز اتخاذ می شود در شرایط نهایت بغرنج و پیچیده موجود در افغانستان پاکستان و منطقۀ که تروریزم برعلاوه افغانستان حالا در پاکستان نیز نیرو مند است و دست بالا عمل می کند مشکل وزیرستان با جور لال مسجد ، گروگان گیری در افغانستان ، افزودن نا امنی بی اعتمادی مردم به فردا ، دایر شدن جرگه امن منطقوی در کابل ، فقر و بی عدالتی ، رشوت عدم شفافیت در بعضی ادارات ده ها و صد ها پرابلم دیگر که دامنگیر دولت افغانستان و کشور های منطقه است در این اجلاس با رئیس جمهور امریکا مورد بحث قرار می گیرد بخصوص کشتار مردمان ملکی در افغانستان در اثر عملیات قوت های ناتو که رئیس جمهور افغانستان در این مورد از همه زیاد تر تشویش دارد آگاهان سیاسی به این باور اند که رئیس جمهور امریکا از وضع موجود و مشکلاتیکه دامنگیر حامد کرزی رئیس جمهور کشور است بخوبی آگاهی دارد بخصوص با موجودیت خام رائیس وزیر خارجه امریکا که در روسیه و کشور های آسیای میانه تخصص دارد و از جانب دیگر پیش از اینکه وزیر خارجه امریکا شود مشاور مهم امنیتی بوش بوده و یک کله سیاسی قوی است.
از طرف دیگر حضور آقای رابت گیس که سابقه بیست و هشت ساله از ماموریت الی ریاست عومی CIA امریکا را دارد و حضور رئیس استخبارات موجود امریکا با در نظر داشت موجودیت مسئول استخباراتی در جنوب شرق آسیا هم چنان این ملاقات درکمپ دیوید در سفری صورت میگیرد که رئیس جمهور کشور را سه شخصیت مهم کلیدی در سیاست و امنیت افغانستان همرائی می کنند.
آقای داکتر اسپنتا وزیر امور خارجه افغانستان که در مکتب سیاست هم شاگرد بود و هم استاد برعلاوۀ امریکا کشور های اروپائی وی را خوب می شناسند و با سیاست های آن علاقه مندی و دلچسپی دارند اروپا داکتر اسپنتا را دوست نزدیک خود میداند و در دفاع آن قرار دارد.
شخصیت دیگری این سفر آقای ستر جنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع کشور که تحصیلات عالی آن در امریکا بوده با مقامات امریکائی آشنائی کامل دارد از جمله جنرالان سابقه افغانستان بوده مدتی را که در دوران جهاد در پاکستان بوده در مورد سیاست نظامی پاکستان آشنائی کامل دارد پاکستان نیز جناب وردک صاحب را با کار کردهای آن می شناسد و با آن معرفت دارد.
شخصیت سوم جناب داکتر زلمی رسول مشاور امنیتی رئیس جمهور است آقای زلمی رسول را غرب و شرق می شناسد چون روابط قبل وی با مرحوم شاه سابق زیاد تر بود حالا دست راست رئیس جمهور شمرده می شود و جناب کرزی با وی اعتماد زیاد دارد.
طور طبعی بحضور داشت شخصیت های مهم و کلیدی هردو طرف تصمیم گیری های جانبین از اهمیت خاصی برخوردار است آگاهان سیاسی توافق کامل دارند که در این ملاقات ها نکات زرین مورد موافقه جانبین قرار می گیرد تعهد ذیل را یکبار دیگر امریکا به مردم افغانستان در رآس حامد کرزی رئیس جمهور می دهد.
1. بر همکاری استراتیژی بین امریکا و افغانستان تأکید صورت میگیرد.
2. حضور قوت امریکا در افغانستان تا وقت ضرورت باشد و عده داده می شود.
3. تجدید همکاری های نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی و حمایت نظامی سیاسی دراز مدت از مبارزه مردم افغانستان علیه تروریزم .
4. پیشتیبانی از فیصله های جرگه امن و وعده همکاری بخاطر تطبیق فیصله های این جرگه.
5. کار دایمی بخاطر رشد اقتصاد و باز سازی در افغانستان.
6. بر علاوه کمک های وعده داده شده قبلی یک مقدار کمک های نظامی و مالی دیگر جدیداً وعده داده می شود.
7. بخطر محوه مواد مخدره تروریزم و رشد انکشاف همگانی تعهد به حقوق بشر جلوگیری از تلفات مردمان ملکی توافق صورت میگیرد و تأکید میشود.
8. با در نظر داشت تذکر از کمی و کاستی که در دولت کنونی موجود است در مجموع از حاکمیت موجود پیشتیبانی می شود و از کار کردهای رئیس جمهور تقدیر به عمل می آید و بوش آقای کرزی را دوست خوب خود خطاب می کند.
این وعده و نوید ها در این سفر چراغ سبز است از طرف امریکا برای دولت موجود که باید از آن استفاده معقول صورت گیرد اگر آقای کرزی بعد از بازگشت از این سفر مهم و سپری شدن جرگه امن در دستگاه حکومت خانه تکانی همه جانبه را بخصوص در حصه والی ها و ارگان های امنیتی انجام دهد امید آن می رود که در دستگاه موجود رونق در کار عرض وجود کند اگر با کسانیکه در یک اداره یا ولایت ناکام شده اند در جای مهم دیگر مقررمی شوند در آن امید چندان نباید از وعده ها انتظار درست دولت موجود پیشتیبانی جامعه بخصوص امریکا را با خود دارد اگر پیشتیبانی مردم افغانستان همه جانبه به دفاع از حاکمیت موجود بدست آید فاصلۀ ایجاد شده کم شود پیروزی دولت با این پرابلم ها حتمی است در غیرآن باید منتظر ماند. فاصله های ایجاد شده بین مردم و دولت موجود وقت از بین می رود که عوامل و انگیزه همچو فاصله دقیق بررسی و ارزیابی کرد کارهای مثبت را تقویه و با بی کفایتی ها و تنبلی ها و بی عدالتی دایمی و داع شود این است راه حل.
| 13 Aug 2007 - [22:52] | باز تیغ دیگری بر گلون مردم مظلوم ! |
احمد سعیدی
باز تیغ دیگری بر گلون مردم مظلوم !
کسانیکه معاش سوپراسکل می گیرند یا از دو سه اداره معاشات تشویقی و خصوصی دالری دارند که قرار گفته مقامات دولت از ده هزار دالر الی بیست هزار و بالا تر می رسد از رشوت و اختلاس ما میگذریم ملت میداند که حقیقت چیست در این روز ها ریاست عمومی حفظ و مراقبت مکروریان ها دست به ابتکار دیگری زده حفظ و مراقبت که تحت ذعامت وزارت شهر سازی فعالیت دارد وزارتیکه شش سال می شود پلان های انکشافی و شهری آن تا اکنون آماده کار عملی نشده دیگرخدا میداند آدم به حیرت می افتد که این وزارت روی چه ضرورت ایجاد شده اداره حفظ و مراقبت مکروریان ها که در حقیقت حفظ آنرا حیف توصیف کنیم و مراقبت آن را بی رقبتی به خاطر موجودیت کثاقات چند سال است که مکروریان کهنه مرکز گرمی ندارد در تمام مکروریان ها در منزل چهار و پنج و شش آب نمی رسد مقدار زیاد از مردمان بی انصاف از منزل های اول بلاک ها نل ها کشیده اند ، کچالو و پیاز و موتر شوئی ساخته وقتیکه نفر حفظ ومراقبت اگر کدام روز سر می زند با پرداخت بیست افغانی از همه می گذرد و چشم بسته پشت کار خود می رود مردمانیکه از سرک نزدیک مسلخ می گذرند و یا از پل مکروریان کهنه عبور می کنند بوی بد آن به اندازۀ خطر ناک است که بعضی مریضی ها از این تعفن برای مردم به وجود آمده حقیقت این است که در تمام مکروریان ها پارک برای تفریح وجود ندارد یک پارک را که کشور اوکراین در پهلوی وزارت شهر سازی می سازد از اثر عدم توجه مسئولین سالها ساخته نخواهد شد هم چنان ترمیم سرک پیش روی لیسه عبدالهادی داوی مدت شش ماه می شود که آغاز شده فاصله مجموعۀ این سرک صد متر اضافه نیست ساحۀ که بر ترمیم ضرورت دارد تقریباً به چهل متر می رسد طی شش ماه مکمل نشده وای به این وطن و وای به این اجراآت هم چنان در عمومی بلاک ها مردم در بالکن ها خانۀ دیگری ساخته اند به اصطلاح حفظ و مراقبت هر روز می بیند با وجود مصروفیت وزارت شهر سازی در مورد زمین های حاجی اقبال در ده سبز باید در مکروریان نیز توجه کنند با کمال افسوس در این روزها به اصطلاح حفظ و مراقبت دست به عمل دیگری و ابتکار دیگری که نه اصولی است و نه منطقی و نه قانونی زده تا حد اقل اگر دست آورد شمرده نشود مردم را از دولت حکومت باید آزرده بسازد که آن عبارت از اخذ محصول خدمات تصدی مراقبت است آواز و ناله مردم مظلوم از دست وزارت برق به آسمان بود بخاطر اینکه قیمت برق را بلند برده و چند ماه بعد میتر خوانی میکند تا مردم محصول اضافه بدهند.
فراموش نشود کسانیکه در مکروریان ها خانه شخصی دارند در سال های گذشته اجازه خرید و فروش را نداشتند اما حالا حکومت لطف کرده صلاحیت ملکیت آن را به آنها امسال واگذار شد که خرید و فروش کرده میتوانند خانه اش آباد. اگر بخواهم بخاطر اجراآت نا درست در مورد حفظ و مراقبت بنویسم چند روز باید وقت داشته باشم . بهتر است اصل مطلب را یاداشت تا همه بدانند که در این کشور چه طرح های بخاطر فاصله گرفتن مردم از دولت وجود دارد که زیرکانه و ماهرانه روی کاغذ می آید در این روز ها اداره حفظ و مراقبت لایحه را ساخته میخواهد کسانیکه در مکروریان ها خانه دارند باید سالانه اینطور پول بپردازند.
یک آپارتمان دو اتاقه که 49.51 متر مربع مساحت دارد و مجموع قیمت عرضۀ خدمات 9951 نه هزارو نه صدو پنجاو یک افغانی تثبیت گردیده است. به همین ترتیب آپارتمان سه اتاقه که 63.9 متر مربع مساحت دارد قیمت قابل تادیه 12844 دوازده هزارو هشت صد و چهل و چهار افغانی ، آپارتمان چهار اتاقه که 71 متر مربع مساحت دارد که قیمت تسخین 14398 چهارده هزارو سه صد و نود و هشت افغانی و آپارتمان پنج اتاقه که دارای 90.50 متر مربع مساحت است قیمت تسخین آن 18190 هجده هزارو یکصد و نود افغانی درسال تثبیت گردیده است از جانبی هم مقروضیت های سالهای گذشته بالای ساکنان مکروریانها باقی مانده که با جمع پول قابل تادیه سال 1385 شاید 35 سی و پیج هزار افغانی گردد. قرارگفتۀ این تصدی اگر اهالی مکروریان ها حاضر به پرداخت پول خدمات تصدی مکروریان ها نگردند تصدی به شورای اقتصادی دولت پیشنهاد نماید تا تمام خدمات شان را قطع نماید چنانچه این کار در سراسر جهان معمول است که در صورت رسید لست کانتور یا بل آخرین مهلت پرداخت پول را هم نوشته می کنند که اگر مشتری پول را تحویل کرد خوب در غیر آن مرجع عرضۀ خدمات خویش را قطع می کند و ما هم همین رویه را در پیش خواهیم گرفت. از طرف دیگر حد اقل برق یک خانه پنج اتاقه ماهانه 1500 پانزده صد افغانی خواهد شد که مصارف دوازده ماه برق 18000 هجده هزار افغانی میشود اگر مجموع را جمع نمایم یک مامور دولت که اصل معاش و امتیاز آن ماهانه 2500 دو هزار و پنجصد افغانی و سالانه 30000 سی هزار افغانی می شود طی یک سال باید از همین سی هزار افغانی سالانه مبلغ 53000 هزار افغانی را تحویل حفظ ومراقبت و ریاست برق کابل نماید خیر 30000 سی هزار افغانی دولت لطف دارد مامور یا اجیر را معاش میدهد مبلغ 23000 بیست و سه هزار افغانی دیگر که از معاش سالانه افزوده است از کجا کند تا تحویل حکومت نماید مامور بیچاره یا علاقه ندارد یا رشوت گرفته نمی تواند یا وجدان پاک دارد یا راه اختلاس را نمی داند یا نمی کند یا از خدا می ترسد کسانیکه همچو تصامیم را اتخاذ می نمایند به حکم وجدان نکات ذیل را جواب دهند.
1. در حالیکه معاش یک ساله یک مامور محصول حفظ و مراقبت اداره نامراقبت شما و هم چنان محصول برق نام نهاد که باید به آن الکین گفت نمی شود سالانه 23000 بیست و سه هزار افغانی علاوه ازمعاش 30000 سی هزار خود باید بپردازد این مدارک را از کجا کنید شما را بخدا مردم را به غلطی تشویق نکنید از صداقت چه دیده اید همچو طرح و اجراآت بر علاوۀ اینکه منطقی نیست جنبه تطبیق نیز ندارد فقط زمینه این راه را مهیا خواهد ساخت که مامورین پائین رتبه که تا هنوز از دولت در دفاع قرار دارند مجبور شوند خدا ناخواسته به صف مخالفین بپیوندند امید وارم طرح شما شعوری نباشد که باعث تقویه دشمن گردد باور دارم که شعوری نیست. امروز دولت ضرورت به همکاری مردم دارد کسانیکه بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کنند طرح های غیر قانونی طرح هایکه جنبه تطبیق ندارد ارائه میدارند باید مجازات شوند از طرف دیگر بگو مگو های وجود دارد که مکروریان ها مربوط شاروالی کابل شوند شاروالی کابل دیگر اجراآت را گل کرده که مکروریان ها را گلاب کند امید وارم مقامات عالی رتبه با طرح ادغام مکروریان ها با شاروالی کابل ما را از زیر چکک به زیر ناوه نشانند. من ایمان دارم که اگر مقام ریاست دولت از همچو طرح آگاه شود از لطف و دلسوزی که بامردم دارند طراحان این طرح بدون مجازات نمی مانند.
اگر درخانه کس است
یک حرف بس است
| 13 Aug 2007 - [22:51] | اتحاد با بی نظیربوتو جنرال مشرف را نجات خواهد داد؟ |
احمد سعیدی
اتحاد با بی نظیربوتو جنرال مشرف را نجات خواهد داد؟
نخست از همه توضیح باید کرد که سیاست مجموعه وسیع و گسترده از ارزش ها بوده که با سیر و روند اجتماعی جامعه بشری ارتباط عمیق و ناگسستنی را دارا می باشد و لی این ارزش ها در بسا موارد باهم در تضاد قرار داشته و قضایا را از زوایا و دیدگاه های دلخوه خویش مورد غور و برسی قرار می دهند که این مجادله دایمی و پایان نا پذیر که در طرز و تفکر و ایدیولوجی های اقشار مختلف جامعه متبارز می گردد بس این افراد جامعه اند که از چگونگی طرز روش و اندیشه فکری با نظرداشت منافع خویش در پی تحقق آن بکار و فعالیت بر می خیزند زیرا اندیشه های فکری ابعاد وسیع و متعدد را داشته که پیروان آن نیز از لحاظ کمی بیشمار اند.
هر تنظیم سیاسی و یا مذهبی پاکستان نظریه و پالیسی جداگانه دارد و در موقع انتخابات زیاد بر اعضای خود تکیه می کنند که خانم بی نظیر بوتو از جمله همین قماش است. در حال حاضر بزرگترین نقص تنظیم های پاکستانی این است که کارمندان تنظیم ها صرف در وقت انتخابات بدرد میخورند یا به معنی درست همین رهبران با سوار شدن بر شانه های کارکنان شان به اقتدار میرسند و بعد از رسیدن به اقتدار آنها را دوباره فراموش می نمایند تا انتخابات آینده فرا رسد و دوباره مطلب بر آورده شود و باز وزن خود را به شانه اعضای بار نماید بعد از صورت گرفتن این عمل جندین مرتبه کارکنان که یک نظر خوب بجا و مثبت دارند ال سرد شده از سیاست دشت میکشند و جهت ادامه حیات شان شغل دیگری را آغاز می کنند و آنانیکه در پی مطلب هستند تا آخرین نفس های شان در تنظیم ها فعالیت می نمایند و مورد استفاده قرار می گیرند. رهبران تنظیم های سیاسی بدو نوع اند یکی آنانیکه حرف خود را جهت حصول مقصد کارمندان شان می زنند و استفاده می نمایند و دیگر آنکه در هر قدم شان با کارکنان شان کشوره می نمایند و جهت حقیقت ساختن نظر شان تا آخرین لحظه حیات شان میجنگند که از بخت بد همچو اشخاص و تنظیم کم پیدا اند . ولی تا حال همین قدر واضح گردیده که کارکنان تنظیم های سیاسی صرف و صرف مسئولیت گرفتن تیاری ها جهت انتخابات را دارند و بس.
از وقت که تغییرات در سیاست اسلام آباد آغاز گردیده کارکنان تنظیم ها هم خیلی بیقرار گردیده اند و خصوصاً آن کارکنان که به حکومت مرکزی به شکلی از اشکال نزدیک اند که در گذشته ها خیلی مشرف میگفتند ولی بر عکس فعلاً از وی دوری می کنند و دروازه دیگری را جستوجو می کنند.
زمانیکه ملت پارتی و نیشنل الاینس را یکجا ضم مسلم لیک نمودند این فیصله باعث گردید که کارکنان این تنظیم ها بحدی نا راضی شوند که به نام پاسبان ملت تنظیم علیحده را تأسیس نمایند و از سردار فاروق خان لغاری و محمد علی درانی جدا شوند.
آیا حالا میتواند که سردار فاروق لغاری و محمد علی به صوبه سرحد بیایند و به کارکنان شان در مورد فیصله یکه بدون مشوره با این کارکنان صورت گرفت توضیحات بدهند؟
امکان دارد که این هر دو شخصیت در راضی ساختن این کارکنان موفق شوند زیرا خداوند متعال زبان شرین به هر دوی آنها اعطأ نموده است و بتوانند که آنها را بقبولانند که در این فیصله مشوره با آنها ضرور دانسته نشد.
به همین نوع زمانیکه پیتریاتس را با پیپلز پارتی ( شیرپاو) یکجا نمود پاکستان پیپلز پارتی تأسیس گردید و هیچ نوع مشاورت با کارکنان صورت نگرفت چنانچه بوتو در دوبی چنین کرده تا حدی که معماران شورا هم از این ادغام بیخبر بودند و حالا چنین شنیده میشود که سه تن از MPA پاکستان پیپلز پارتی ارشد خان ، شاه محمد خان و اسرار الله از این ادغام خیلی نا را ض گردیده اند و در اسمبلی سرحد گروپ پارلمانی علیحده را تشکیل خواهند داد و موقف کارکنان چنین می باشد که میگویند که ضم شدن با پیتریاتس که یک تنظیم پرجنجال است نه تنها باعث نارضایتی کارکنان گردیده بلکه به مفادات خود تنظیم هم خدشه رسانیده.
از جانب دیگر پاکستان پیپلز پارتی ( پارلمنیترین) که از یک مدت مایوس بوده یک نفس تازه را روبرو شده اند و اختلاف داخلی آن زمانی از بین رفت که خواجه محمد خان هوتی عازم دوبی شد و نزد بی نظیر بوتو رفت و از صدارت این تنظیم استعفا داد.
شخصی که حالا انتخاب شده رحیم داد خان می باشد و از وقت که صدارت صوبائی را بدست گرفته با رویه های خوش و نیک همراه با کارکنان در ارتباط می باشد و بعد از انتخاب صدر جدید کارکنان هم توقع دارند که سلوک و رویه گذشته تکرار نخواهد شد.
در صوبه سرحد عوامی نشنل پارتی هم از جمله تنظیم های بشمار میرود که کنترول ثابت بر کارمندان شان را دارند و با دلایل منطقی راه میروند و همین خوبی های شان را امیدوار میسازند که تا در انتخابات عام کامیاب شوند.
اما بعضی حلقات این تنظیم نظر به بعضی نقاط با رهبران شان متفق نیستند و باعث مشکلات گوناگون گردند. در مورد متحده مجلس عمل گفته میشود که یک تنظیم ثابت و دقیق میباشد هر شخص نمی تواند به آسانی به عهده های بلند و بالا برسد و باید مرحل مشکل را طی کند و هر عضو آن مسلسل مصروف فعالیت های مشخص باشد اما حالا کارکنان این تنظیم هم دچار پریشانی ها شده نظر به فعالیت های بزرگان شان کارکنان آنها از روبرو شدن با سوالها خود دارای می نمایند و موقف نظری بزرگان شان و فعالیت های شان در صوبه سرحد باعث شده تا در انتخابات نا امیدی ها را بار آرد و هر کس میداند که در انتخابات آینده برای مجلس متحده عمل که متشکل از احزاب مذهبی اند کسی رأی نخواهد داد و احزاب قوم پرست برنده خواهد شد. در وزیرستان جنوبی قواه نظامی پاکستان مصروف تیاری جهت از بین بردن طالبان و اعضای القاعده توسط عملیات دیگری به ظاهر هستند و مناطق جنوب غربی شکئی ( خمرانگ) بش بهار و مناطق شمال غربی ستونی منت کوئی و دره نشتر را مخصوصاً در بر خواهد گرفت زیرا مناطق مذکور از جمله مناطق میباشد که راه خیلی دشوار و پرخم و پیچ را دارا است.
اگر مناطق مذکور را توره بوره دیگر بگویم پس بیجا نخواهد باشد که مردم این منطقه خانه های شانرا برای خارجی ها و رهبران آنها که تعداد شان به ده هزار گفته میشود و در این جا زندگی دارد تسلیم نموده و خود ایشان نقل مکان نموده و به منطقه بنام تل رفته اند. منطقه مذکور از یک جانب مناطق سرحدی افغانستان و پاکستان میباشد و از جانب دیگر بخش از وزیرستان شمالی میباشد که توسط ستلایت مخفی امریکا از مدت دونیم سال است که زیر انگرانی قرار دارد و فعالیت های عناصر خارجی در آن مشاهد میگردد.
جهت نگرانی و با خبر بودن از این مناطق امریکا از تکنالوجی مخصوص خویش استفاده بعمل آورده و طیاره های جاسوسی شانرا که یکی بنام 2-4 که طیاره بدون پیلوت می باشد و 25 هزار فت از زمین پرواز می نماید و همین طیاره بود که جهت از بین بردن نیک محمد از آن استفاده گردید و علاوه از این از طیاره های R.C..155 نیز استفاده میگردد.
اداره های مخفی امریکا فعلاً در وزیرستان شمالی دوساحه و در وانا کمپ ساحه زمری را در دست دارند که توسط آن اوضاع را کنترول می نمایند.
طیاره های مذکور که از هر نوع لوازم جدید برخوردار اند همیشه در پرواز بر این مناطق می باشند و بشکلی که اداره های مخفی امریکا و خود قواه نظامی های پاکستان که این مناطق محاصره نموده اند چنین معلوم میشود که کدام مرکز مهم القاعده در این در این جنگل ها وجود دارد و فعالیت می نماید.
چند روز قبل زمانیکه رئیس جمهور پاکستان جنرال مشرف طی یکی از نشست های شان در مورد تأمین امنیت چنین گفت که وانا مرکز القاعده میباشد در حقیقت جنرال خواست تا توجه امریکا را بطرف وانا جلب نمایند زیرا حالا جنرال مشرف دانسته که از بین بردن القاعده از این مناطق کار آسان نیست و تعداد شان هم اندک نمی باشد.
نظر به راپور های مخفی اداره های مخصوص جنگجو های این مناطق بم های کوچک را ساخته اند کا به آسانی از یک منطقه به منطقه دیگر برده میشود و همچنان اسلحه خورد و بزرگ در این مناطق نیز کم نیست و اگر امریکا این عملیات را شروع نماید پس توره بوده خواده بود که به آن مبارزه قوی ضرورت است. و پاکستان هم به ظاهر را ضی نیست.
قوماندان های پاکستانی که در ماه جون نزد این عناصر خارجی و جنگجو ها اسیر گردیده اند حالا آنها را گروه های مختلف بین خود تقسیم کرده اند و قواه نظامی پاکستان از همین جهت بمبازد فضائی را قطع کرده است زیرا آنها چنین اندیشه دارند که نشود تا همین قوماندان ها منحیث سپر در مقابل گلوله های خود شان قرار بگیرند.
جهت رها نموده همین قوماندان ها مولانا عبدالمالک که عضو اسمبلی قومی نیز میباشد به وانا رفت و هم رهبر حزب اختلاف مولانا فضل الرحمن وعده نمود که وی هم به وانا میرود که از همین جهت راه ها که شدیداً مسدود گردیده بود آزاد ساخته شد ولی با مشاهده وضع و حالات نه مولانا فضل الرحمن به وانا رفت و نه چاره دیگری تا اکنون دریافت گردیده. در این روز ها مسلم لیگ های پاکستان که صاحبان قدرت اند همراه با دیگر تنظیم های اتحادی بر اوضاع امنیتی کشور اظهار عدم اعتماد نموده اند و میگویند که ضرورت است تا در مقابل تروریزم فعالیت های ملی صورت بگیرد و در این مورد از اپوزیسیون کمک خواسته اند و دست و پا می زنند کشت خود کاشته اند.
سه روز قبل طی یک کنفرانس مطبوعاتی که در آن جنرال سکرتر مسلم لیگ چودری شجاعث حسین عده از وزرأ مانند (خالد و درانی) تنویر حسین و دیگران نیز شرکت داشتند گفت که عملیات و فعالیت های ترورستی مسئله مهم میباشد و خطر بزرگ برای ملت پاکستان به وجود آورده ازین لحاظ حکومت و اپوزیسیون باید هر دو یکجا شوند و در مقابل تروریزم فعالیت های لازم را انجام بدهند تا دامنه این خطر وسیعتر نگرد .
این حقیقت را نه تنها شجاعث حسین اعتراف کرد بلکه وزیر داخله پاکستان شیرپاو نیز گفته است که هیچ نوع کمپ یا قرار گاه القاعده در وزیرستان جنوبی موجود نمی باشد ولی تروریست ها و جنگجو های خارجی در آنجا موجود میباشد و انفجارات که صورت گرفت آن هم به آنها تعلق میگیرد.
وی در جواب یکی از سوال ها گفت که زمانیکه ما میگویم که در وزیرستان جنوبی تروریست و جنگجو های خارجی موجود اند هدف ما از راضی نگهداشتن رئیس جمهور امریکا و یا جنرال مشرف نیست بلکه حقیقت را میگوئیم. اما شوکت عزیز ( 21مین ) وزیر اعظم پاکستان بعد ازاخذ رائی اعتماد مردم خویش را وعده نمودکه پاکستان را یک کشور نا قابل تسخیر و مترقی با یک اقتصاد پیشرفته خواهد ساخت .
در سال 1999 زمانیکه مشرف اقتدار را بدست گرفت اولین شعار وی نیز همین بود . اما این شعارهای وی در اثر حوادث زمانه به پایه تکمیل نرسید و هدف ها متغیر شد . بعد از فایق شدن شوکت عزیز بر عهده وزارت عظمی پاکستان در یک وقت تحت اثر دو رهبر قرار گرفت مشرف قدرت مند و شوکت عزیز کم قدرت.
اندیشه قاعد اعظم علی جناح در مورد پاکستان چنین بود که وی میخواست تا پاکستان را پیشرفته ترین کشور جمهوری اسلامی بسازد اما چند وقت بعد اولین شخص نظامی جنرال ایوب خان خواب های دیگری را به مردم پاکستان نشان داد و نتیجه فعالیت های اقتصادی و سیاسی ایوب خان چنین شد که دارائی کشور پاکستان میان (220) خاندان تقسیم گردیده و پاکستان نزد جهانیان اعتبار خویش را از دست داد و در اثر نظام یکدستی سقوط دها که نیز صورت گرفت و کشور بنگلدیش ایجاد وضیعت کنونی پاکستان بنگلدیشی های دیگر به وجود خواهد آمد.
بعد از سقوط ینگله دیش اولین رهبر حزب مردم پاکستان ذوالفقار علی بوتو بود که سوشلزم را نظام اجتماعی میدانست و ملت را بیدار ساخت و قبولاند که ملت بزرگترین قدرت میباشد مگر بر اساس ساختن قانون جدید تحت تفکر جمهوریت ملی وی در سال 1973 به دار آویخته شد اما دخترش حالا آماده اتحاد با جنرال مشرف است.
بعداً شخص دیگر نظامی بمیان آمد که جنرال ضیاوالحق نام داشت و بر عکس پالیسی های که وی در مدت (11) سال اقتداراش داشت امروز پرویز مشرف با پالیسی جدید یر تخت اقتدار نشسته است .
بعد از ضیاوالحق نواز شریف و بینظیر بوتو به اقتدار رسید و شعار های زیاد دادند و تا حدی بر آن عمل هم کردند ولی باز هم جهت رسیدن به اقتدار باید از قانون نظامی خادم شاهی آنوقت میگذشت البته از سالهای 1988 تا اکتوبر 1999 رهبر های سیاسی آنقدر قابل شده یودند که کوشش میکردند تا پارلمان و وزیر اعظم را جهت با اختیار ساختن باید از قانون نظامی خادم شاهی خارج ساخت .
در پاکستان رایج شده که وزیر خزانه بعد از چندی باید وزیر اعظم تعین گردد ، طوریکه اولین وزیر اعظم پاکستان لیاقت علی خان هم قبلاً وزیر خزانه بود و در زمان حکومت لیاقت علی خان وزیر خزانه وی غلام محمد به عهده گورنری نیز رسید .
غلام اسحق خان رئیس جمهور اسبق پاکستان نیز وزیر خزانه بود که بعداً به ریاست جمهوری رسید. وبه همین ترتیب نواز شریف هم وزیر خزانه پنجاب بود که بعداً وزیر اعظم پاکستان شد ولی نام شوکت عزیز را زمانی مردم شنید که خود جنرال مشرف ویرا از امریکا طلب نمود تا وزیر خزانه پاکستان مقرر نماید و چنین هم کرد . زمانیکه شوکت عزیز بر عهده مذکور مقرر شد موقف پاکستان را مشاهده کرد که از اثر انفجارات اتومی کشور در قرض ها فرو رفته و بعضی قیود های جهانی متوجه آن نیز شده یود از فی نفوس پاکستان دنیا 2700 دالر قرض طلب داشت .
بعدا زواقعه 11 سپتمبر زمانیکه دوستی پاکستان و امریکا آغاز گردید و فعالیت های امریکا در مقابل تروریزم و کمک های آن به پاکستان شروع شد و همچنان آنعده اشخاص پاکستانی که در خارج از کشور تجارت می نمودند دو باره حساب های بانکی را در پاکستان باز نمودند و تمام این حوادث باعث گردید که یک مقدار زیاد پول دو باره در بانک های پاکستان ذخیره شود .
و در زمینه مقدار زیاد قرض پاکستان از طرف امریکا بخشیده شد که گفته میتوانیم ثمره این حمایت اقتصادی امریکا به پاکستان به شوکت عزیز رسید چنانچه با تکیه به همین حمایت اقتصادی امریکا که قبلاً صورت گرفته است وی چنین اظهار داشته است ، لذا در اثر فعالیت های وی در غربت مردم کشور 4.6 فیصد تخفیف صورت گرفته است . اما باز هم تنظیم های اپوزیسیون میگویند که بیشتر از 40 فیصد مردم پاکستان زندگی پائین تر از سطح بخور و نمیر دارد و بیکاری نظر به سال 2001 که 7.8 فیصد بود حالا بالا رفته و به 8.4 فیصد رسیده است اوضاع خراب امنیتی کشور که نمونه های از آنرا خود رئیس جمهور مشرف و وزیر اعظم شوکت عزیز نیز در عمل دیده اند خطر بزرگ برای سرمایه گذاری های خارجی میباشد .
از سبب موقف ضد امریکائی مسلم لیگ توجه امریکا فی الحال بسوی نواز شریف نیست به طرف بی نظیر بوتو است. بی نظیر بوتو کوشش دارد اعتماد امریکا را جلب کند.
گویا که سرگرمی های سیاسی فعلاً خارج از لاهور است یعنی در امارات عربی مشرف و بی نظیر بوتو. مگر حالاتیکه بعد از صحبت تیلیفونی پرویز مشرف با بی نظیر بوتو و رهائی آصف زرداری و جاوید هاشمی بمیان آمده مورد دلچسپی و توجه تمام حلقه های سیاسی در لاهور قرار گرفته است. تحریک های سیاسی در مملکت تا آنوفت به ننتیجه ئی رسیده نمی تواندمگر آنکه اهالی پنجاب و بصورت خاص شهر لاهور در آن سهیم گردند. البته حلقه های سیاسی شهر لاهور مصروف بحث در مورد تحریک احتجاجی مخالفین، رهائی آصف زرداری و هاشمی نتایج و عواقب گفتگوی رئیس جمهور با بی نظیر بوتو میباشد. درجمعیت های سیاسی تعداد اشخاصیکه جهت حصول اقتدار راه های کوتاه را در پیش میگیرند کم نمیباشند. در مملکت دسته های طرف نظر بیروکرات ها بزودی بر سر اقتدار میایند. کارکنان موجوده پیپلز پارتی، که بصورت بنیادی رویه شان ضد رویه بیروکرات ها است، از موجودیت معامله انکار میورزند. آنها مدعی اند که رهائی آصف زرداری به اساس فیصله محکمه صورت گرفته است و از روی شایستگی و مستحق بودن انجام پذیرفته است. بعضی به این نظر اندکه توجه بیروکرات ها بسوی پیپلز پارتی معطوف گردیده و متقاضای حالات و وضع بین المللی میباشد و تعدادی از حلقه های سیاسی دیگرنیزبه این نظر اندکه پیپلز پارتی از اثر فشار امریکادر امور شامل میگردند. و نیز گفته میشود که بیروکرات ها توسط امریکامجبور ساخته میشوند تا پیپلز پارتی را در آینده در امور رول بدهند. در حالیکه این گروه نمیخواهد بینظیر بهتو رابر سر اقتدار ببیند و به اساس این نظریه جهت کم کردن این فشار و جبر امریکا در پی عملی کردن تدابیر مختلف اند. طبق نظر این حلقهها اگر بینظیر بهتو با زبردستی درین جریان شامل گردد این گروه مجبور میشود که از هم پاشیده (میان) را جلو بیاورند. درین مورد که اگر تنها به شهباز شریف سکون خاطر داده از موصوف کار خواهند گرفت اختلاف موجود است و یا نواز شریف نیز میتواند بکدام بکدام طریقی جلو بیاید. از ذرائع مختلف بدست آمده که بواز شریف قایم بر موقف سابقه اش است و به هیچ وجه آماده همدست شدن با پرویز مشرف نیست. البته میشود که اظهار آمادگی، جهت مذاکرات بخاطر پیشبرد عمل جمهوری توسط حصه باقیمانده بیروکرات ها، نماید.
تعدادی از حلقه ها در جواب سوالیکه امریکاچرا میخواهد پیپلز پارتی را روی کار بیاورد چنین میگویند که چونکه به پیپلز پارتی در انتخابات گذشته از همه بیشتر رائی داده شده بود و به اساس جمهوریت پارلمانی این حلقه حق داردتا تشکیل حکومت کند و این یک پواینت مثبت در نزد این جمیعت است. علاوه بر آن در دوران حکومت فوجی بینظیر بهتو موقف آزاد و لبرال اختیار نموده بود. ایشان با حکام عالیرتبه امریکا بصورت مسلسل در ارتباط بودند و از پالیسی های امریکا و رئیس جمهور پرویز مشرف نیز حمایت کرد. در حالیکه از جانب دیگر مسلم لیگ نیز در بین عوام یک کشش خاص دارد. نواز شریف در مین جمیعت خویش به اساس داشتن یک موقف خاص بصورت مسلسل جایگاه بخصوصی دارد در حالیکه جنبه منفی ایکه موصوف در نزدیک حکام امریکائی دارد اینست که جمیعت نامبرده موقف ضد امریکائی دارد. پالیسی های آنهادر رابطه به مسـله کشمیر و عراق کاملاً متفاوت از پالیسی های امریکا میباشد و به همین لحاظ توجه امریکا فی الحال به این جانب نیست. و نیز
گفته میشود که بخاطر ضعیف ساختن مسلم لیگ این گروه در مقابل پیپلز پارتی قرار داده شده اند و خبر روابط با نواز شریف را پخش ساخته این دو جمیعت را که باهم نزدیک آمده اند یکبار دیگر منفصل میسازند. از طرف دیگر به شنود آمده است که (ای،آر، دی) و (ایم، ایم، ای) یا تقسیم و یا از بین میرود.
در حال حاضر مردم بیطرف به نظر میآیند. از نکته نظر سر گرمی های سیاسی مسلم لیگ سرد معلوم میشود ولی جوش و خروش در پیپلز پارتی بنابر رهائی آصف زرداری زیاد است و طی مراسم تجلیل هم شد. در غیر موجودیت آصف زرداری سی و هشتمین سالگرد تأسیس پیپلز پارتی به صدارت و رهبری امین فهیم در دفتر مرکزی فیصل تاؤن لاهور تجلیل گردید اما عدم موجودیت آصف زرداری را همه بشمول کارکنان محسوس نمودند.
از آنجائیکه درین مجلس بر علیه حکومت موجوده مقاریر صورت گرفت معلوم میشود که کارکنان و عهده داران به هیچ صورتی طرفدار معاملات با حکومت فوجی موجوده نیستند. درین مجلس چنین مطالبه بعمل آمد که باید جماعت سیزدهمین را از بینبرده قبل از ختم دسمبر 2007 جنرال پرویز مشرف و فوجی ها به موقف قبلی شان برگردند. تمام گروه ها را الی ختم 2007 از بین ترده و در ماه اخیر 2007 اعلان انتخابات عام نمایند. ضمناً از برگشت عزتمندانه بینظیر بوتو ذکر بعمل آمده. ملاقات بی نظیر بوتو و جنرال مشرف طور سازماندهی گردیده بود که اکثر اعضای حزب مردم پاکستان و طرفداران مشرف آگاهی قبل نداشتند و احزاب دیگر پاکستان در چرت اند با عجله که آقای جنرال مشرف دارد تا خودش به حیث رئیس جمهور بماند بی نظیر بوتو صدراعظم شود و حمد ناصرچته براتی سه ماه صدر اعظم مؤقت باشد خون که در شرایط موجود از رگ های پاکستان جاری است بی نظیرنمی تواند جلو آن را بگیرد مسلم لیک مشرف یعنی (ق) از هم خواهند پاشید. بهتر آنست همه زمامداران پاکستان اعتراف کند که سیاست های ما در مورد افغانستان غلط بوده دیگر تکرار نمی شود در غیر آن طوفان را که خود ایجاد کرده آنها را در گردآب خواهد انداخت که تصور آن را نداشته این اتحاد های نیم بند که بخاطر چوکی است هیچ فائده ندارد بر علاوه مسلم لیک (ق) حزب بی نظیر بوتو نیز بزودی منشعب خواهدشد.
| 3 Aug 2007 - [18:24] |
احمدسعيدی
سازمان القاعده به پنج حوزه امارتی تقسیم گردیده است
ترجمه از مجله نوای ملت
بعد از آن که فعالیت های القاعده در افغانستان قسماً محدود گردید به سطح جهانی نیز فعالیت های آنها انقدر قابل احساس نبوده و اکثر اوقات رسانه های گروهی ایالات متحده امریکا و سایر کشورهای عربی در مورد القاعده اطلاعاتی را به نشر می سپرد و در برخی موارد از طریق ویب سایت مربوط به القاعده اظهارات اسامه بن لادن را بر اساس اطلاعات کشورهای عربی پخش و اشاعه می نمود که بانهم رسانه های گروهی ممالک عرب آنقدر به علاقمندی اطلاعات مبنی بر چگونگی فعالیت های گروه القاعده را به نشر نمی سپرد. از جانب دیگر گروه القاعده در حالت دفاعی قرار داشت نه در حالت تعرض و این باعث آن گردید که القاعده الی اتخاذ مواضع جدید خاموشی اختیار نمایند و از جنگ تبلیغاتی آن کنار رود. اما بر خلاف جهان غرب و بخصوص رسانه های گروهی ایالات متحده تبلیغات شدید را براه انداخته و چنین وا نمود می ساختند که القاعده با شکست فاحش دچار گردیده و دیگر قادر به فعالیت های تخریبی در برابر ائتلاف جهانی نمی باشد در حالیکه در عمل و از بروز حوادث بعدی اشکار گردید که القاعده سر گرم صف ارائی جدید در برابر ائتلاف جهانی واهداف قبلا تعین شده خویش می باشند.
بعد از مدت زمانی طولانی اژانس های مطبوعاتی اطلاعیهء را انتشار دادند که سازمان القاعده مناسب با اوضاع جهانی تشکیلات جدید را روی دست گرفته و در سر تاسر جهان تعداد پنج حوزه امارتی راجهت انجام وظائف بعدی ایجاد نموده است. در هر حوزه امارتی القاعده با سایر سازمانها وظایف محوله خویش را با مساعی مشترک آنها انجام میدهند. در صورت شهادت و دستگیری مسئولین حوزه اماراتی طور فوق العاده وظایف مربوطه شان به یکی از معاونین آن محول و سپرده میشود تا انرا طبق پلان قبلی تطبیق و عملی سازند.
(این اطلاعات را نه تنها جریده عربی بنام المجله به نشر سپرده است بلکه سایر مجلات دیگر نیز انرا چاپ و به نشر سپرده است.) که من آنرا ترجمه کرده ام:
اکنون نزد افرادیکه چنین قضایا را بوجه مطلوب آن دنبال می نمایند سوال مطرح می گردد که باوجود ائتلاف بین المللی که در رأس آن ایالت متحده امریکا وانگلستان قرار دارند با داشتن تکنالوژی پیشرفته و ماشین نیزومند جنگی تا حال نایل به درهم شکستن قطعی القاعده نگردیده است علل و عوامل آن چیست؟ وعلاوتا چنین سوال نیز مطرح می گردد که آیا خود اسامه بن لادن یکی از مهره های قابل ملاحظه نزد ایالات متحده امریکا نیست؟
اینکه شخص اسامه بن لادن تبعه عربستان سعودی بوده بناءً اکثریت اعضاء سازمان تروریستی القاعده از کشورهای عربی متشکل گردیده که مطبواعات عرب میتواند یک تصویر روشن و حقیقی را در مورد القاعده به جهانیان ارایه بدارند اما برعکس مطبوعات کشورهای خلیج و کشورهای افریقای مرکزی و شمالی که عمدتا عرب زبان می باشد یک خاموشی کلی و خلاف انتظار را در رابطه با اشکار ساختن حقایق و قضایا در همچو مسایل داغ جهانی اختیار نموده است.
در نزد بسیاری از افراد سوال مطرح می گردد که القاعده چه نوع یک نهاد است؟ و این نامگذاری چه مفهوم را احتوا می نمایند؟ در واقعیت امر این گروه در ابتدأ کدام برنامه خاص فکری نداشته ولی زماینکه که جهاد در افغانستان علیه قشون سرخ اتحاد شوروی سابق اغاز گردید و تعداد کثیری از عربها از کشوهای مختلف در آن سهم گرفتند وعمدتاً این افراد به سازمانهای مختلف کشورهای عرب ارتباط ووابستگی داشتند که مجموعه این افراد سهیم در جهاد را به نام القاعده مسمی نمودند همچنان علاوه باید نمود که شخص اسامه بن لادن که یکی از ناراضیان رژیم شاهی مطلقه عربستان سعودی به شمار می رفت در ابتدأ هیچ سازمان و یا گروه را تشکیل نداده بود که در رأس آن باید قرار میداشت اما وقتیکه در جهاد افغانستان اشتراک فعال نمود و تعداد زیادی از جبهات را از لحاظ پولی تمویل می کرد کسب شهرت نمود. اسامه بن لادن با سهم گیری فعال سایر احزاب دیگر کمپ های نظامی را تشکیل نمود که در زبان عربی کمپ و یا پایگاه نظامی را قاعده می گویند و ازین لحاظ این واژه کسب عمومیت نمود که بالاخره با شخص بن لادن و همفکران آن طرف استعمال قرار گرفت.
در ابتدأ جهاد افغانستان یک موسسه خیریه تحت نام (مکتب الخدمت جمعیت) که در رأس آن عبد الله عزام تبعه فلسطینی قرار داشت به فعالیت اغاز نمود که از افراد مشمول موسسات خیریه کشورهای عربی پول جمع اوری می نمود و در جبهات نبرد علیه قشون سرخ شوروی سابق به مصرف می رساند و هم چنان امور تدفین مجاهدین عرب که در جریان جنگ به شهادت می رسید و علاوتاً سر پرستی بازمانده گان شهدا و مجروحین را از همین وجوه پولی تمویل می نمود. در عین زمان سازمانهای مختلف کشورهای عربی تحت یک پلاتفورم مشترک گرد هم آمده و روی یک اجندا مشخص فعالیت های خویش را سرعت بخشیدند از جانب دیگر در دهه نود عبد الله عزام که به حیث رهبر تمام سازمانهای کشور های عربی در جهاد افغانستان نقش فعال داشت در شهر پشاور پاکستان در یک انفجار بمب به شهادت رسید و از آن به بعد اسامه بن لادن در میان گروه های عرب به حیث رهبر مسمی گردید.
بعد از خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی سابق که در سال 1992 مجاهدین سرگرم جنگ های تنظیمی گردیدند اسامه بن لادن عازم سودان گردید و در آنجا فعالیت های خویش را علیه امریکا و متحدین آن اغاز نمود. که با ظهور طالبان در افغانستان اسامه بن لادن یک بار دیگر وارد افغانستان شد و کمپ های جدید فراگیری تربیت نظامی را ایجاد و به سطح جهانی فعالیت های جدید را خلق نمود که ابعاد آن روز به روز وسعت یافت قبل از وقوع حادثه یازدهم سبتمبر سال 2001 زلمی خلیل زاد که امریکائی افغان الاصل بود در جهت تمدید پایپ لاین از ترکمنستان از مسیر خاک افغانستان به کشورهای هند و پاکستان تلاش ورزید ولی این تلاشها به موفقیت نیانجامید.
در اغاز سال 1998 که سال ظهور طالبان به حساب می اید زلمی خلیل زاد بالای اداره حکومت بل کلنتن رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا بلا فاصله به موجب حمایتش از طالبان شدیدا انتقاد نمود. خلیل زاد به این عقیده بوده که واشنگتن از طریق استخبارات پاکستان از طالبان حمایت می نمایند.
زلمی خلیل زاد به اداره بل کلنتن هوشدار داد که در صورت پیشروی طالبان بنیاد گرایی در منطقه سرایت نموده وحتی منافع امریکا و سایر کشورهای جهان غرب را در مخاطره خواهد انداخت. زلمی خلیل زاد این را درک نموده بود که با وجود طالبان ممکن نیست پروژه تمدید پایپ لاین از ترکمنستان الی بندر کراچی پاکستان از مسیر خاک افغانستان تحقق یابند و طالبان هم در زمینه موانع را ایجاد می نمود که ازین لحاظ مخالفت شدید میان طالبان و شخص خلیل زاد به میان آمد و سر انجام طالبان از تمدید پایپ لاین توسط کمپنی یونیکال امریکائی بکلی انکار ورزیدند. این چانه زنی ها تقریبا چهار سال طول کنید و از جانب دیگر حوادث نهایت جدی دیگری بوقوع پیوست که عبارت اند از تباهی سفارتخانه های امریکا در نیروبی و دار السلام میباشد و به تعقیب آن در ماه اگست سال 1998 بنا بر فیصله حکومت کلنتن بالای کمپ های القاعده که در افغانستان قرار داشت توسط راکت های کروز حمله صورت گرفت که زلمی خلیل زاد این اجراات اداره کلتن را نا کافی دانست. وی تاکید می نمود تا با اقدامات عملی در جهت محو کمپ های سازمان القاعده متوصل شدند. طبق گذارشات رسانه های گروهی کشورهای عربی منطقه (توره بوره) در افغانستان آخرین مرکز مقاومت القاعده تلقی می گردید که در سال 2001 توسط طیارات بم افگن امریکائی شدیدا بمباردمان گردید که بعد از آن القاعده در یک مرحله جدید وقسما مخفیانه قرار گرفت. با سقوط رژیم طالبان سازمان القاعده با مشکلات متعدد مواجه گردید و آنها برای تجدید مواضع و ارایش قوا با یک فرصت ضرورت احساس می نمود تا نظام وشبکه خویش را دوباره احیا و فعالیت ها را از سر گیرند. بعد از واقعات یازدهم سپتمبر و حمله امریکا بالای طالبان در افغانستان چنین سوالات به میان امد که آیا لیدرشپ القاعده به فعالیت های خود ادامه خواهد داد؟ و یا چارچوب این سازمان بصورت کل از هم پاشیده؟ در حالیکه سازمان القاعده در دوران حاکمیت طالبان یعنی از سال 1996 الی دسمبر سال 2001 فعالیت های خویش را تا قاره های دیگر گسترش داده و سازمان القاعده یک شهرت جهانی کمایی نمود. سازمان القاعده توانست تا در مدت پنج سال در افغانستان بتعداد 48 کمپ نظامی را ایجاد و زمینه تربیت نظامی تعداد (30000) سی هزار نفر را مهیا سازند. ازین رقم تعداد 18 هزار افراد تربیت یافته در افغانستان باقی ماند و تعداد 12 هزار آن به کشورهای مربوطه شان عودت نمود. انائیکه در کمپهای القاعده تربیت نظامی را فرا گرفته بود روابط خویش را با سازمان القاعده تأمین و تحکیم بخشید و یا در مناطق مربوطه شان برای اجرای وظایف تحت هدایات القاعده گماشته شدند. که از جمله مسئولین ارشد ان در سایر کشورها عبارت اند از ابو زبیده، خالد شیخ و غیره که آنها بعداً در پاکستان دستگیر گردید. این سازمان در 24 کشور جهان از 40 تنظیم جهادی مساعدت ها را حاصل نموده و هم به استشاره آنها عملیات را انجام می دهند اطلاعات می رساند که بعد از ختم جنگ سرد در کشورهای اروپای شرقی احزاب چپ گرا نیز با القاعده همنوائی داشته و مثال اشکار آن انفجار مهلک هسپانیا بوده که با هلاکت بیش از 200 نفر انجامید. رسانه های گروهی کشور های عرب منتشر ساخته است که در دوران حمله ایالت متحده امریکا بالای افغانستان تعداد 18000 جنگجویان القاعده در افغانستان سرگرم جنگها بوده که از جمله تعداد 3000 آن در خط مقدم با قوای امریکائی و حامیان آن می جنگیدند وطی همین جنگها تعداد 1200 از جنگجویان القاعده توسط نیروهای امریکائی دستگیر گردید که یک تعداد آن در جزیره گوانتانامو و تعداد دیگر آن در نزد شبکه های استخباراتی کشورهای ائتلاف جهانی در توقیف به سر می برند.
از سال 1996 الی 2001 سازمان القاعده تعداد 3000 افراد جدید را تحت تربیت نظامی قرار داده است. و اکنون القاعده پنج حوزه امارتی را به ترتیب ذیل جهت انسجام و پیشبرد فعالیت هایش تشکیل نموده است:
1- حوزه امارتی نمبر یک القاعده مشتمل بر کشورهای افغانستان، پاکستان و هندوستان میباشد.
2- حوزه امارتی نمبر دوم القاعده متشکل از کشورهای اسیای میانه مانند ازبکستان، چیچنیا، جارجیا، و قسمت های جنوبی کشور چین میباشد که امیر آن (یلدا شیف) نام دارند.
3- حوزه امارتی نمبر سوم القاعده متشکل از کشورهای اسیای جنوب شرقی مانند اندونیزیا مالیزیا و فلپین میباشد که امیر ان (رضوان عصام الدین) میباشد که به حنبلی نیز شهرت دارند.
4- حوزه امارتی نمبر چهارم القاعده متشکل از کشورهای شرق میانه وکشورهای خلیج عرب مانند یمن، کویت عربستان سعودی، عراق، اردن، ترکیه و لبنان میباشد که امیر ابتدائی ان عبد الرحیم الناشری بوده و بعد از دستگیری وی سالم طالب شنان الحارثی ملقب به ابو علی تعین گردید.
5- حوزه امارتی نمبر پنجم سازمان تروریستی القاعده عبارت انداز کشورهای المغرب حوزه کشورهای بحیره روم، اروپای غربی و افریقای شمالی که امیر ان تبعه المغرب عبد الکریم المجاتی میباشد.
سازمان القاعده تشکیلات خویش را طوری طرح و تدوین نموده که در سر تا سر جهان آنرا به پنج حوزه امارتی تقسیم نموده و هر امیر دارای چهار معاون میباشد که در صورت گرفتاری و یا شهادت امیر مسئول معاون ان وظایف محوله را بلا فاصله عهده دار گردیده و هیچ موانع در اجرای امور انها ایجاد نمی گردد. مصطفی احمد یکی از فعالان سازمان القاعده است که در نهایت اخفا به سر می برد و این شخصی است که در صورت دستگیری و یا مردن اسامه بن لادن قیادت بعدی ان سازمان را عهده دار خواهد شد و بدرجه دوم شخصی دیگری بنام عبد الکریم المجاطی تبعه عربستان سعودی نیز از جمله افرادی است که در سر خط فهرست مقامات امنیتی عربستان سعودی قرار دارند.
در پایان باید تذکر داد که سازمان القاعده جهان امروزی را به پنج زون تقسم بندی نموده و مسئولین هر زون متناسب با اوضاع سیاسی و جغرافیائی در زون های مربوطه شان فعالیت می نمایند. این سازمان از تنظیم ها رادیکال مذهبی طلب مساعدت می نمایند و افراد وابسته خویش را باحملات به اشکال مختلف آن تشویق و ترغیب می نمایند که نمونه های زیاد انرا جهانیان مشاهده نموده که این یکی از فعالیت های نهایت خطرناک و غیر قابل کنترول محسوب می گردد. این سازمان تشکیلات منظم دارد در این اواخر نسبت به افغانستان و پاکستان در مخاطره زیاد تر قرار دارد.
| 27 Jul 2007 - [12:26] | نگاهی به وضعيت امنيتی و حالات موجوده پاکستان |
احمدسعيدی
نگاهی به وضعيت امنيتی و حالات موجوده پاکستان
اداره های مخصوص در اسلام آباد در این روزها در گیر و دار فعالیت های بیشتر است و برای حفظ امنیت از هر وسیله استفاده می نمایند که در دست دارند.
بعد از حملات انتحاری اخیر اقدامات شدید امنیتی برای تمام شخصیت های حکومتی و وزرا صورت گرفته است و حالا وزرا وقتیکه ازخانه خویش خارج میشوند علاو از سکیورتی معمول کماندو ها نیز در اطراف شان دیده میشود و در منطقهء که این وزرا زندگی می نمایند منسترز کالونی (Ministers Colony) هم اقدامات شدید امنیتی صورت گرفته است.
در این روز ها جشن آزادی پاکستان هم نزدیک است یعنی 14 اگست و از این سبب تمام اداره های مخصوص مصروف فعالیت اند تا از هر نوع واقعات ناخوشگوار جلوگیری شود و همچنان امکان آن میرود که از اثر اوضاع جشن آزادی را محدود تجلیل کنند زیرا بعد از 14 اگست فوراً بتاریخ 18 اگست انتخابات صورت میگیرد و همه در انتظار میباشند که بعد از انتخابات میان دوره ئی چه اقدامات وی چه خواهد بود یا نظامی یا ملکی .
تصور چنین است که بعد از اولین تغیرات در کابینه صورت خواهد گرفت و نه تنها در کابینه بلکه نظر به ترجیحات تغیرات زیاد صورت خواهد گرفت. که سرنوشت پاکستان رقم زده میشود .
تصورات دیگر نیز در مورد خاموشی رئیس جمهور پاکستان در معاملات سیاسی در اسلام آباد موجود میباشد طوریکه جنرال مشرف وظیفه نظامی خویش را بخوبی انجام میدهد ولی درین وقت وی در معاملات سیاسی خاموشی خاص اختیار نموده این خاموشی وی بمانند خاموشی قبل از طوفان بزرگ میباشد که تصور آن را حالا کمتر میتوان کرد.
بعد از حمله انتحاری در اسلام آباد به هدف از بین بردن چودری افتخار محمد قاضی القضات یک شب قبل همه در حیرت اند زیرا نظر به گفته مردم حمله خیلی خطرناک بوده و هیچ کس باور نمی تواند که وی بدون یک خراش هم جان به سلامت برده است. در حالیکه دیگران زیاد کشته و زخمی داده اند .
بعضی حلقات میگفتند که شاید بعد ازین حمله چودری افتخار محمداز سیاست دل سرد شود ولی بعد ازین عزم چودری پخته تر گردیده و حالا با مورال قوی تر در میدان سیاست قدم میزند.
وی در مناطق مختلف با حلقه های خویش همه وقت در ارتباط است و با هئیت های دیگر نیز ملاقات می نماید و بعد از واقعه جدید چنین تصمیم گرفته شده که در فعالیت ها جهت انتخاب برای چودری هیچ نوع تأخیر صورت نگیرد و هرچه عاجل عملی شود. تا دو باره در وظیفه قبلی خود بر گردد و مشرف را از طریق محکمه سرافگنده بسازد .
وزیر اعظم اسبق پاکستان میر ظفر الله خان جمالی درین روزها در اسلام آباد میباشد و فعالیت های وی نه تنها محدود بلکه مخصوص شده است و چند روز قبل جمالی ملاقات های علیحده با جنرال مشرف و وزیر اعظم نیز داشت و جدیداً معلوم شده که درین ملاقات ها مسئله اوضاع بلوچستان مخصوصاً تحت بحث قرار گرفته است. و در مسایل سرحد نسز صحبت های طولانی داشتند .
جنرال مشرف و شوکت عزیز در مورد بلوچستان با جمالی مشوره های خاص نموده زیرا نه تنها جمالی از بلوچستان میباشد بلکه چندین مرتبه در بلوچستان وظایف مهم را نیز داشته و میگویند که جمالی مشوره های مهم نیز داده است .
چند روز قبل تنظیم پیپلز پارتی پنجاهمین سالگرد تولد آصف علی زرداری شوهر بی نظیر بوتو و پوره شدن 8 سال وی در محبس را تجلیل نمودند و در این مورد در اسلام آباد و پندی هم سخنرانی ها صورت گرفت که در اسلام آباد این فعالیت را بخش اناث پیپلز پارتی پیش میبرد که در رأس آن نرگس فیض ملک ، دختر رضوان و داکتر بابره عوان قرار داشت و تا حال در هیچ یک ازین محافل مخدوم امین فهیم رهبر موجوده پیپلزپارتی در پاکستان در غیاب بی نظیر بوتو اشتراک نکرده است. این یک حقیقت است که اختلاقات زرداری و مخدوم امین فهیم از دیر مدت به این طرف جریان دارد.
سخن دیگر که قابل تذکر میباشد این است که زمانیکه بینظیر بوتو به سر اقتدار بود و آصف علی زرداری بنام مرد آهنین شناخته میشد روابط دوستانه وی با مولانا فضل الرحمن ثابت گردیده بود و فیصله در انتخاب مولانا فضل الرحمن منحیث رئیس کمیسیون در امور خارجی پارلمان رضایت آصف علی زرداری رول اساسی را داشت.
حالا شاید از همین سبب باشد که در تجلیل سالگره اصف علی زرداری مولانافضل الرحمن باالفاظ شدید در بیانیه اش میگوید که محبوس نگهداشتن آصف علی زرداری برای مدت زیاد خلاف اصول جمهوری و حقوق انسانی میباشد .
در ین روز ها اسلام آباد مشکلات امنیتی خاص خود را دارد خیلی عجله به خرچ می دهد دارد تا پروسه جرگه امن افغانستان به کار انداخته شود و فارق احمد خان لغاری رئیس جمهور اسبق پاکستان وسیم سجاد رئیس پارالمان سابق مشاهد حسین ، رستم شاه مومن سفیر سابق پاکستان در افغانستان مولانا قریشی امام مسجد محبت خان مولانا حسن جان امام مسجد درویشیه بیرگید محمد شاه حامد ناصر چته غلام مصطفی جتوی با مشوره های شباروزی هم در مورد افغانستان و هم در مورد پاکستان بخصوص در مورد جرگه امن جنرال مشرف را مشوره میدهند وزیر داخله و ادارات دیگر پاکستان بدون مشوره این اشخاص کاری کرده نمیتوانند معلومات که خودم در باره سیاست مداران پاکستان دارم فاروق احمد خان لغاری و مشاهد حسین را از جمله نخبگان سیاست در پاکستان میدانم

آرشیو مطالب
3/21/2009 - 4/20/2009
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
وبسایت جام غور
لینک روزانه
جام غور
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ