X
تبلیغات
احمد سعیدی

احمد سعیدی

وبلاگ احمد سعیدی نویسنده، پژوهشگر، و تحلیل گر در امور سیاسی و اجتماعی

پاکستان درآستانهء يک تغيير

                                            نوشته: احمد سعیدی

پاکستان درآستانهء يک تغيير

 درمنظره سیاسی ونظامی پاکستان یک تپش و کوشش خاص محسوس میگردد که این امکان را با خود دارد که درامورات پاکستان حرکات سرنوشت سازی درحالت آبستن اند برطرفی خلاف قانون قاضی القضات چوهدری محمد افتخارحسین ، جنگ مردمان قبایل با اعضای القاعده وتروریستان که دروزیرستان جنوبی وشمالی ونقاط دیگرپاکستان طی چند سال آسوده خاطربوده اند؛ مانند طرفداران طاهریلداش ، جمعه نمنگانی که حالا از طرف نیرو های مولوی نظیر این ازبک ها صد ها کشته داده اند تظاهرات پیهم مردم پاکستان به خاطر دفاع از آزادی و دموکراسی گفت وشنودهای معاون لوی درستیزپاکستان احسان الحق و همچنین جنرال اسد درانی وافسران عالی رتبه پاکستان، بگو مگوهای مذاکرات آشکار وپنهان ، دیل کردن با خانم بینظیربوتو رهبرحزب مردم پاکستان ،حوادث خون آلود پاراچنار، حوادث مدرسهء حفصیه و حرکات آشکارعلیه دولت ازطرف مولانا عبدالعزیز ومولانا عبدالرشید برادرش و اعلام نافذ شریعت درلال مدرسه ،درهم وبرهم کردن ویدیو کست ها دراسلام آباد ، تظاهرات پیگیرحقوق دانان و اعضای ستره محکمه این حرف را میرساند که میامحمد سمرو رئیس سنای پاکستان خویش را برای مدتی به ریاست جمهوری آماده میسازد و همچنان مریضی دوامدارشجاعت حسین رهبرحزب مسلم لیک قاعد اعظم ،زمینهء آن را فراهم ساخته تا مشاهد حسین خویش را به جاگزینی شجاعت حسین رهبر مسلم لیک (ق) جا بزند . تعهد به مذاکرات مولانا فضل الرحمن با نواز شریف آغازتحرکات سنجیده شدهء بلوچ ها به خاطر مبارزات آزادی خواهانه وبه دست آوردن حق مسلم مردم بلوچ ازمنابع سرشاربلوچستان ، ریشه دواندن تروریزم درتاروپود هرنقطه پاکستان ، ناکامی مذاکرات هند وپاکستان درمورد منطقهء سیاه چن ، ده ها وصدها عوامل و انگیزه های داخلی وخارجی به شمول این حقانیت که همگان حالا میدانند که تروریزم را دیگر درپاکستان نمیتوان پنهان کرد ، فشارجامعه جهانی ، تخلف ورزی ها ازتعهدات گذشتهء پاکستان به خاطر مبارزه با تروریزم باعث آن میگردند که پایه های این حکومت بعد ازین باید بلرزد و به زانو درآید.

1- عدم اعتماد براوضاع سیاسی ازاثرجنجال های بزرگ و کوچک درحلقات سفارتی دایرهء خصوصیت وانفرادیت کلتورسفارتی حکومت مرکزی پاکستان تنها در اسلام آباد محدود میباشد که درحلقات دیپلوماتیک به وجود می آید ومورد بحث قرارمیگیرد وتا پایان روزها ادامه می یاید بعدا سفیرهای میزبان مهمانان شان را با بیانات وتوضیحاتی که داده اند به کشورهای شان متوجه میسازند واین عمل جزئی از وظایف آنها میباشد وجهت این مقصد نه تنها نشست های سفارتی ؛ بلکه سفیرهای بعضی ممالک مخصوصا اروپا درفرصت لازم همراه با دیگر سیاسیون ، روشنفکران و تحلیگران هرلحظه ارتباط میگیرند و ازملاقات با آنها درخانهءشان این سفیرها ونمایندگان خارجی هیچ کاری ندارند درحالیکه سیاسیون داخلی کشور آن را برای خویش یک افتخارمیدانند وبعداز (هلو هو آر یو) های تفصیلی عکس های آن ملاقات ها را به مرکز خبری میرسانند درین روزها درحلقات سفارتی از اثر همین ملاقات ها حرف های گرم کننده ودلچسپی وجود دارد ؛ اما این ملاقات ها شیوهء دیگری به خود دارند درهمی وبرهمی هایی به نظر میرسد همه مصروف اند با کشورهای خود روی چالش های موجود حرف بزنند طوریکه حرکتی درراه است و همه با آمدن مسافری انتظارمیکشند .

2- عملیات مردمان قبایل ونظامی ها دروانا ، اعظم ورسک ، تانک وساحات دیگر وزیرستان علیه تروریستان خارجی که ازمدت سه هفته به این طرف آغازیافته ، گرچه ادعای حکومت پاکستان درمورد قضیه چنین است که این عملیات براساس اطلاعات نظامی ما صورت میگیرد. وما افراد خارجی ، چیچنی ها، ترکمن ها، ازبک ها را بافشار قبایل ازین مناطق خارج میسازند درحالیکه عرب ها را که نسبت به ازبک ها و چیچنی ها زیاد تراند مهمان نگه داشته چیزی نمیگویند . اگرهدف خارجی ها هست همه خارجی اند گرچه پاکستان قبل ازاجرای این عملیاتی که حالا دوام دارد بعضی شرایطی را به مقابل مردمان محل گذاشته بود وظاهراًآن را تحمیلی وبه آن اصرار میورزید . باوجودی که مسئولین امورپاکستان طی پنج سال گذشته مکرراً برعدم موجودیت تروریستان درآن طرف خط دیورند اصرارداشتند شاید شیخ رشید احمد وزیراسبق اطلاعات پاکستان وآفتاب احمد خان شیرپاووزیرداخلهء موجود ، مشاهد حسین ، آقای قصوری ودیگران فراموش نکرده باشند که میگفتند : افغانستان تهمت می بندد تروریستی وجود ندارد . اکنون درین عملیات ثابت گردید که درمناطق مختلف پاکستان هم کمپ های تربیت نظامی برای خارجیان وجود داشته و دارد وهمچنان درآن افراد مسلحی وجود داشته که فنون رزمی را تا سطح پیشرفته ترین آموخته اند وبه کارگرفته اند . علاوه ازآن این هم به اثبات رسید که درمنطقه اسلحهء غیرعادی تری بالاتراز تفنگ ، ماشیندار وبمب های دستی به خروارها وجود دارد . آگاهان سیاسی میدانند که جنرال مشرف ضمن بیانیه اش درپشاوربرای اثبات نظریات خویش به خاطر عدم مداخله مجلهء تایمزرا روی دست بلند کرد وگفت: شما هرچه بگویید ما درقضایای ما واقف ایم درداخل سرحدات افغانستان یا درداخل پاکستان هیچ دست نداریم ، دربین ما اعضای تنظیم های تروریستی ودهشت افگن وجود ندارد ، دردنیا کسی به حرف تان گوش نخواهد داد مجلهء تایمزمارا متهم نساز ما تروریست نداریم . همچنان وی نیوزویک ، نشنل هرال تربیون ویا وال استریت جورنال وغیره را متهم ساخت که علیه پاکستان آنچه که مینویسند به خاطرموجودیت تروریستان همه دروغ است باوجود اینکه تحلیل گران سیاسی حرف های بزرگتری رانیزمیدانند که درپشت این عملیات زبان های بسته و خنجرهای گرفته عدهء محدودی ازسیاسیون نیزدرغلاف است تا یکباردیگرجهانیان را اغفال نماید . درحالیکه تحلیل وتجزیه های موجود بحران رهبری پاکستان را روزبه روز سنگین تر وبزرگتر میسازد ومنحیث المجوع این واقعیت تلخ را پاکستان بخواهد یا نخواهد باید برای روبرویی آن خود را آماده بسازد.

3- معضلهء بلوچ ها : بلوچستان که یکی از ایالت های پاکستان است ودرقسمت شمالغرب آن موقعیت داشته و در میان ایالت های چهارگانه ، یگانه ایالتیست که از حیث منابع و ثروت های طبیعی از شهرت کافی و فراوان برخوردار بوده و از حیث ازدیاد مساحت نیز نسبت به ایالت های پنجاب ، سند و سرحد در فهرست اول درج و ثبت میباشد .

ایالت بلوچستان که در امتداد بحیرهء عرب موقعیت داشته و اکنون بنا بر احداث بندر گوادر که تحت ساختمان قراردارد ، به اهمت خویش بیش از پیش افزوده است ، زیرا کامپلکس ساختمانی پروژه بندر گوادر که در ماه مارچ سال (2002) با همکاری فنی و تخنیکی جمهوری مردم چین آغاز گردیده بود و همین اکنون بیش از (500) تن از کارگران ، انجنیران و کارشناسان در آن سرگرم کار وفعالیت اند و هزینه ابتدایی این پروژه مبلغ (7،4) ملیارد دالر امریکایی پیشبینی گردیده است ، که قرار است مرحله اول کار آن الی سال (2010) تکمیل و مرحله دوم و نهایی آن الی سال (2015) آماده بهره برداری خواهد گردید .

پروژه احداث بندر گوادر نه تنها دارای اهمیت اقتصادی وتجارتی بوده؛ بلکه اهمیت خاص سیاسی و حتی نظامی را نیز دارا میباشد . طبق سروی های فنی و جیولوجیکی بلوچستان یکی از غنی ترین ایالت از حیث منابع طبیعی بوده که ازجمله نفت وگاز ، احجارقیمتی ، معادن طلا و ذخایرسرشار ووافرذغال سنگ آن از اهمیت خاص منطقوی برخورداراست . با آغاز مبارزات مسلحانهء بلوچها که علیه حکومت پاکستان ازچندین سال بدینسو ادامه داشته وبعد از کشته شدن اکبرخان بگتی به دست حکومت پاکستان این مبارزات برعلاوه اینکه خاموش نگردیده به شدت آن افزودی به عمل آمده و همچنان رهبران بلوچها مانند خیربخش مری ، عطاالله منگل ، سردارمنگل درمورد بلوچستان آزاد فکرمیکنند و مبارزه خویش را دراین راستا ادامه میدهند که جلوگیری همچو مبارزه برای حکومت پاکستان نهایت دشواراست . گرچه حکمرانان نظامی پاکستان وضع کنونی بلوچستان وسایرنقاط پاکستان را وارونه جلوه داده و برعکس واقعیت های عینی نظر میدهند که گویا درعقب مبارزین بلوچستان کشورهای هند ، افغانستان و امریکا قراردارند واز طریق افغانستان تسلیح وتمویل میگردند چنین مدارک اثباتیه نزد حکمرانان نظامی هیچ وقت وجود نداشته وندارد . ادعای مطرح شده آنها را ازواقعیت ها همیشه به دور نگهداشته پس میتوان گفت که حکمرانان نظامی همواره در قبال مسایل از سیاست های دو پهلوکارگرفته به گونهء مثال قبایل بلوچ که در فقر ، بیسوادی وبیکاری به سر میبرند و خواهان حقوق حقهء خویش متکی بر اصل خود مختاری که درچارچوب یک نظام فدرالی موجود برای آنها درقانون اساسی نافذه مصوب سال(1973) پاکستان پیشبینی گردیده ؛ ولی حکام پاکستانی به عوض ارائهء پاسخ مثبت  و مطلوب اعاده حقوق آن ها به میله تفنگ و بمب افگن ها پاسخ داده میشود ؛ اما دهشت افگنان که دروزیرستان شمالی وجنوبی تجمع کرده اند قبایل را با آنها می جنگانند اردوی پاکستان شکل تماشاچی را به خود اختیار می نماید درحالیکه ما میدانیم پاکستان به منظور عدم ثبات درجمهوری اسلامی افغانستان دهشت افگنان را آنچه که لازم است ریشه کن نمیسازد .  وادعا دارد که اضافه تر از هشتاد هزار نظامیان ما درسرحد افغانستان به خاطر جلوگیری از تروریستان سنگر گرفته اند. این چه نوع سنگریست که روز به روز دهشت افگنان در افغانستان از آن طرف مرز نسبت به گذشته سرازیرمیشوند وکشت و کشتاررا دامن میزنند درفرجام باید گفت که پاکستان در عمق بحران و تشنجات متعدد فرو رفته که رهایی از آن کاریست دشوار وغیرعملی . حوادث موجود نمایانگرآن است که پاکستان یکباردیگردرآستانهء حوادث ورویداد های سال 1971 قرارداشته و گام به گام به سوی آن حالات درحرکت است که دراوایل دهه 70 قرن بیستم به آن مواجه گردیده بود . درزمینه باید گفت که پاکستان با وجود بلند پروازی های نا عاقبت اندیشانه خویش روز به روز دربحرانی فرومیرود که به زودی ها روزی پیش خواهد آمد که پی آمد های آن قابل کنترول وغیر تلافی جویانه خواهد بود . درشرایط موجود با درک حساسیت از وضع منطقه به خصوص پاکستان توقع برده میشود که کارشناسان امور سیاسی جمهوری اسلامی افغانستان بحران کنونی پاکستان که وضع منطقه را از گذشته متشنج ترساخته وپیش از پیش عمیق تر شده میرود با دقت و تعمق بیشتر تحت نظارت قرارداده وآن را به صورت دقیق دنبال نمایند . زیرا پاکستان یکی از کشورهای همجوار جمهوری افغانستان است که امواج منفی بافی های سیاست گذشته و حال پاکستان این بحرانی را که به وجود آورده بالای افغانستان بی تاثیر نخواهد بود . عدم استحکام دموکراسی واقعی وعدم احترام براراده مردم به مثابهء مظهر واقعی که فعلا درپاکستان وجود ندارد تصاحب دو پست عمده وکلیدی هم نظامی وهم ملکی از طرف جنرال مشرف ، رشد وتوسعهء افراطیت وبنیاد گرایی که پی آمد های نهایت جدی را به پاکستان و منطقه بازی میکند ، موجودیت سلاح اتمی و نگرانی های فزاینده درمورد تکنالوجی هستوی از طریق پاکستان به بعضی کشورها ، عدم سرکوبی همه جانبه تروریستان ودهشت افگنان ازطرف حکومت پاکستان ، عدم دستگیری مقامات ارشد طالبان که درامتداد مناطق قبایلی وشهرهای بزرگ پاکستان گشت وگذاردارند ، تبعید رهبران بعضی از احزاب مخالف که درحالت جلاوطنی به سرمیرند و اجازه آمدن به پاکستان را ندارند ، عدم احترام واقعی به حقوق بشتر که با اعلامیهء حقوق بشرمصوب سال 1948 سازمان ملل متحد طور آشکار درتناقص قرار داشته درتحقق آن نیز از طرف مقامات حکومتی پاکستان توجه صورت نگرفته ، اختلافات نظر ایالات متحده امریکا وپاکستان درمورد چگونگی برخورد با برنامه ء هستوی ایران ازجمله وضع تعذیرات اقتصادی یا احتمال حمله ایالات متحده امریکا با ایران همه و همه عوامل و انگیزه هایی اند که با حوادث داخلی و خارجی پاکستان طوری گره خورده اند که با یکدیگر پیوند نا گسستنی دارند واین بحران حکام پاکستان را به زانو خواهد انداخت . درفرجام باید باورداشت که برای جلوگیری ازبازتاب تولید ، نظام وشیوه های استبدادی که حکومت پاکستان دارد با توجه به شرایط کنونی جامعهء متضاد وغیر متجانس با ایدیالوژی هایی که زیاد تر فاندی مونتالیستی هستند دیگرنظامی ها یا باید با بنیاد گرایی بپیوندند وجلوکاروان رابه آنها واگذارشوند ویا حوادثی راکه خود کاشته اند ثمرهء آن را بردارند. آگاهان سیاسی درافغانستان و جهان معاصراین واقعیت را میدانند که کشورعزیزما افغانستان که درقلب قاره آسیا به مثابه قلب واقعی درپهنای پیکرآن قراردارد بدون جزیی ترین تردید درقضایای جهانی به خصوص منطقوی دارای نقش کلیدی ودرخوراهمیت بوده که جامعهء جهانی توءم بارجال وشخصیت هایی که با علم وتاریخ وجامعه شناسی دسترسی داشته ازین حقیقت مسلم و امکان ناپذیرنمیتوانند چشم پوشی نمایند ؛ بلکه بابینش وسیع وگسترده با این ایدیال وطرزپژوهش منطقی تن درخواهد داد وآن را با درنظرداشت واقعیت های عینی - تاریخی خواهد پذیرفت . بنابرموقعیت حساس جیوپلوتیک که نصیب این کشورباستانی ما گردیده است دردرازنای تاریخ رول حائل را درمیان امپراتوری های بزرگ شرق وغرب درجهت جلوگیری از تصادمات و رویا رویی های نظامی آن ها ایفا نموده است که درحقیقت امرمانع تراژیدی های خونین بشری گردیده ،این حقانیت را پاکستان و حکام آن باید باورداشته باشند و به این تفکریک باردیگر عمیق ترباندیشند که همسایهء نیرومند درپهلوی شان به هیچ صورت به ضررشان نخواهد بود درغیرآن باید سالیانی انتظاربکشند ، بجنگند، تلفات بدهند تا گلیمی را که به خاطرتضعیف افغانستان فرش کرده اند دوباره ازخاک خود آن را جمع کنند .

+ نوشته شده در  18 Apr 2007ساعت 20:26  توسط احمد سعیدی  | 

ظهور جبهه ملی نوپا امیدها و چالش ها

احمد سعیدی

ظهور جبهه ملی نوپا امیدها و چالش ها

به خاطر اینکه بتوانیم حقایق تاریخی تشکل جبهات و سیاست ها را دریابیم در قدم نخست باید سیر رشد شئون سیاسی و از جمله تشکیل احزاب سیاسی و چگونگی نقش آن را در جامعۀ افغانی مورد بررسی قرار دهیم.

با آغاز قرن بیستم در سراسر جهان تحولات ژرف و عمیق در عرصه های علم ، سیاست ، اقتصاد ، فرهنگ و غیره صورت گرفت ، به مثابۀ عناصر بیداری شعور سیاسی مردمان جهان و از جمله کشور عزیز ما افغانستان در سومین نبرد که از جانب انگلیس ها بالای کشور ما تحمیل گردیده بود جانبازانه فایق آمد و با کسب آزادی ، استقلال از یوغ اسارت بیگانگان رهائی یافت که برای فرد ، فرد از هموطنان مان مایه افتخار جاویدانه بوده که علاوه از نسل های گذشته که افتخار واقعی آزادی را از آن خــود کرده اند ، نسل کنونی و آینده به آن ارج بی پایان و همیشگی قایل خواهد بود .

مبدأ و اساس شعور سیاسی نیز در اواخر نیمه اول قرن بیستم در کشور عزیز مان که با سایر کشور های جهان در طرز و تفکر قسماً همگونی داشت پی ریزی گردید ، هر چند این تحرک فکری و اندیشوی در ابتدأ در چارچوب حلقات و گروه ها بطور پراگنده فعالیت ها را آغاز نمود ، تا بدینوسیله اذهان عامۀ مردم را از حقوق و آزادی های آنها که از جانب دستگاه حاکمه وقت بطور کلی پامال گردیده بود ، آگاه نموده و در پی تحقق آن طور جمعی بکار و فعالیت عملی در جهت تطبیق اهداف مطلوبه خویش اقدام نمایند .

سنگ بنای اساسی نیل به همچو اهداف توسط (ویښ زلمیان) که درسال (1326) میلادی مصادف بر (1947) می باشد گذاشته شد و اهداف عمـده (ویښ زلمیان)  در آن زمان عبارت بود از :

1.       تنویر افکار و تعمیم علم و معرفت در جامعه .

2.       طرفداری از حق و حقیانیت به مثابه یک رکن اساسی .

3.       تأمین وحدت ملی در کشور .

4.       تعمیم و گسترش احساسات پاک همدردی و همنوائی در میان مردم .

5.       اصلاح عادات ناپسندیده و نامعقول در جامعه . 

جنبش (ویښ زلمیان) ابتدأ در شهر قندهار آغاز بکار نمود تا در رشد و تعمیم افکار نوین در جهت اصلاحات در دستگاه حاکمه که به اساسات یک نظام مطلقه استوار بود به نفع مردم تغیر دهند ، اما بعد ها این جنبش به شهر کابل طور نیمه علنی نیز توسعه یافت که برخی از مقامات دربار نیز از آن مطلع بوده و بعداً در تشکیل آن راه یافتند ، اما کارگردانان واقعی این جنبش عبارتند از :

عبدالمجید زابلی ، غلام حسن صافی ، عبـدالرؤف بینــوا ، گل پاچا الفت ، فیض محمد انگار ، محمد ارسلان سلیمی ، سید شمس الدین مجروح ، صدیق الله رښتین ، قیام الدین خادم ، نور محمد تره کی ، عبدالحی حبیبی ، عبدالهادی داوی ، عبدالرسول پښتون ، عبدالرزاق فراهی ، عبدالرحمن لودین ، عبدالرحمن محمودی ، غلام محمد فرهاد ، فیض محمد کاتب ، میر غلام محمد غبار ، دگــرمن یعقـــوب ، علـــی اصغر شعـــا ، سید اسماعیل بلخی ، غلام محی الدین انیس ، محمد اکرم یاری ، سید محمد دهقان ، سرور جویا ، گلشاه صافی ، محمد پڅرکی ، تاج محمد پغمانی ، برات علی تاج ، محمد ابراهیم خواخوږی و دیگر افراد و اشخاصی تیزهوش سیاسی کشور رول مستقیم یا غیر مستقیم داشتند .

باید گفت که تشکیل جنبش (ویښ زلمیان) در سال (1326) که دوره صدارت شاه محمود خان تازه آغاز یافته بود صورت گرفت ، زیرا قبل از وی که برادرش محمد هاشم خان مدت (18) سال به حیث صدراعظم ایفای وظیفه نموده بود ، فضای ایجاد و چنین جنبش مساعد نبوده بلکه همچو فعالیت ها جداً ممنو قرار داده می شد .

در ماه جدی سال (1329) خبر توشیح قانون مطبوعات از طریق اطلاعات جمعی کشور بدست نشر سپرده شد که این اقدام نیز روح تازه را با جنبش (ویښ زلمیان) بخشید که از جنبش با استفاده از فرصت های بدست آمده استفاده وسیع نموده و جنبش را از لحاظ کمی و کیفی رشد بیشتر بخشید و در نتیجه آن جراید تحت نامه (انگار) و (ولس) به حیث ارگان های نشراتی آن جنبش به نشرات آغاز نمودند ، که در پهلوی آن جریده بنام (ندای خلق) که غالباً مضامین آن دارای محتوای چپگرانه بود نیز به نشر می رسید .

اما جریده دیگری که تحت نام (وطن) نشرات می نمود ، مدیر مسئول آن میر محمد صدیق فرهنگ بود که عمدتاً افکـار خـــویش را در آن منتشــر می ساخت ، اما جریده (انگار) که به مدیریت مسئول فیض محمد انگار مطالبی را به چاپ می رساند که متکی بر ایجاد نوع نظام جمهوری که زعامت آن به خرده بورژوازی مربوط باشد ، بعداً توسط نظام مسلط مصادره و از فعالیت باز ماند .

جنبش (ویښ زلمیان) با آغاز دوره صدارت سردار داؤد خان تحت فشار قرار گرفت که در نتیجه عبدالمجید زابلی مجبور به ترک از کشور عازم ایالات متحده امریکا گردید و برخی دیگر مانند فیض محمد انگار و عبدالهادی داوی با شمول دیگران که از اندیشه های عبدالمجید زابلی پیروی می نمودند ، در سلول های زندان قرار گرفتند .

 

از آغاز دوره سلطنت محمد ظاهر شاه الی سال (1943) در مقام صدارت عظمی محمد هاشم خان ، شاه محمود خان و محمد داؤد خان که به خانواده شاهی منسوب بودند ، یکی بعد دیگری باقی ماندند ، ولی به موجب اینکه دیگر نیازی به یک تغیر محسوس می گردید ، دربار شاهی نیز به آن پی برد که باید دست به یک سلسله تغیرات در چاچوب نظام مسلط سیاسی زد تا طرف تسلیت نسبی مردم  و جامعه گردد ـ روی هیمن دلیل سردار محمد داؤد بتاریخ (11) ماه حوت سال (1341) از مقام صدارت عظمی مستعفی گردید ، که شاه نیز استعفی وی را مورد قبول قرار داد ، که بدینوسیله به نظام شاهی مطلقه نقطه پایان گذاشته شد و با آغاز نظام شاهی مشروطه زمینه هموار گردید که سرانجام بتاریخ (19) ماه حوت سال (1341) داکتر محمد یوسف به حیث صدراعظم جدید که با خانواده شاهی کدام ارتباط نداشت تعین گردید که دوره حکومت وی یک دوره انتقالی خوانده شد ، تا غرض تصویب قانون اساسی لویه جرگه باید دعوت گردد و پیشنویس قانون اساسی را تحت غور و بررسی قرار داده و مورد تصویب قرار دهند و همه امور حکومتی بر وفق قانون اساسی جدید بعداً مورد اجرأ قرار گیرد .

با تصویب قانون اساسی جدید که مورد تائید و خوشنودی مردم قرار گرفت که در پرتو همین قانون اساسی برای نخبه گان کشور فرصت مساعد گردید تا در تشکیل احزاب سیاسی دست بکار شوند ، اما باید گفت که مسوده قانون احزاب که از طرف کمیسیون مؤظف مورد تائید قرار گرفته بود غرض توشیح شاه به آن مقام ارائه گردید ، ولی شاه از توشیح آن امتناع ورزید و به خاموشی آن را تردید نمود .

اما با آنهم ازاحزاب سیاسی در صحنه عمل حضور یافت ، ولی با نظرداشت اوضاع به فعالیت های خویش ادامه می دادند که در برخی موارد مجبور به فعالیت های مخفیانه و مبارزات زیر زمینی می گردید که بعد ها این دوره را بنام دهه دموکراسی یاد نمودند ، محتویات این دوره در نوشته عبدالغفار فراهی درج است که خالی از دلچسپی نیست .

همزمان با آغاز دهه دموکراسی که در سال (1343) با انفاذ قانون اساسی جدید کشور صورت گرفت برخی از احزاب سیاسی  بدون دریافت مجوز قانونی پی یکی دیگر وارد صحنه سیاسی گردیده و به فعالیت های خویش بطور علنی و نیمه علنی آغاز نمودند که می توان از آن بدین گونه تذکر بعمل آورد :

حزب دموکراتیک خلق افغانستان تحت رهبری نور محمد تره کی ، سازمان جوانان مسلمان تحت رهبری استاد حبیب الرحمن نیازی ، افغان ملت تحت رهبری غلام محمد فرهاد ، سازمان دموکراسی نوین (شعله جاوید) تحت رهبری عبدالرحیم محمودی ، مساوات تحت رهبری محمد هاشم میوندوال و غیره به استناد ماده (32) قانون اساسی که آزادی بیان ، مطبوعات و تشکیل احزاب و سازمان های سیاسی که در متن و محتوای آن درج و تسجیل گردیده بود به فعالیت های سیاسی خویش آغاز نمودند ، که البته در فهرست این احزاب سه نوع احزاب سیاسی به نظر می رسیدند که از جمله می توان از احزاب سیاسی چپ گرا ، احزاب راست گرا و احزاب ملی نام برد ، که هر یک آن دارای ایدیولوژی های متفاوت و تعقیب کننده ستراتیژی های ناهمگون بودند که تاریخ این همه احزاب برای همگان قابل درک و فهم اند که در نوشتار کنونی برای توضیح و تشریح آن لزومی دیده نمی شود .

اما با انجام کودتای نظامی سردار داؤد خان که منجر به الغای پارلمان و تعلیق قانون اساسی انجامید به دوره دموکراسی نوبنیاد نیز نقطـه پایان گذاشته شد .

هرچند داؤد خان به عوض نظام شاهی جمهوریت را اعلام نمود ، اما در آن نظام دموکراسی شدیداً تحت سوال قرار داشت ، که بعداً الی یک مدت طولانی یعنی مدت 28 سال قبل از ایجاد اداره انتقالی مردم و کشور از نعمت نسبی دموکراسی محروم گردیده بودند ، زیرا نظام ها پی یکی دیگر با توسل به زور تغیر نمودند که در نتیجه خود کامگی آن نظام ها مردم و جامعه در همه ابعاد شدیداً متضرر گردید که باعث خسارات گذاف مالی و جانی گردید که همین اکنون تأثیرات منفی و ناگوار بالای فضای کشور سایه افگنده است که سال های دراز حیات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی کشور ما را اثر پذیر خواهند ساخت .

 بعد  از سقوط رژیم سردار محمد داود خان که در قیام مسلحانه 7 ثور سال (1357) بوقوع پیوست ، حزب دموکراتیک خلق افغانستان با ایجاد جمهوری دموکراتیک افغانستان قانون اساسی قبلی را مورد التوا قرار داده و حاکمیت تک حزبی را به جامعه مسلط نموده و فرامین جداگانه را غرض تطبیق مورد اعلام قرار داد که البته در ابتدأ طرف استقبـال مردم قرار گرفت ، ولی بزودی به موجب اینکه به خواست های مردم پاسخ لازم را ارائه نداشت به سبب کج روئی از برنامۀ اعلام شده با مخالفت های برخی از حلقات و حتی جامعه مواجه گردید که سر انجام با تهاجم نظامی اتحاد شوروی سابق با قیام تمام عیار و گسترده قاطبه ملت مواجه گردید که با اثر انجام مبارزات مسلحانه که از جانب مردم افغانستان در برابر اشغال گران روسی به شدت هر چه تمامتر صورت گرفت که در نهایت امر با خروج قشون سرخ شوروی که البته باعث خسارات هنگفت مالی و جانی برای هر دو جانب گردید از سرحدات شمالی کشور بطور افتضاح آمیز و نادمانه عبور نمودند و کشور یکباردیگر از شر تسلط بیگانگان نجات یافت .

با گذشت چند سال بعد احزاب اسلامی که عمدتاً در خاک پاکستان پایه گذاری گردیده بود در ماه ثور سال (1371) بعد از سقوط رژیم دوکتور نجیب الله قدرت را در دست گرفت ، ولی با تأسف که این دوره حکومت در جنگ های ذات البینی تنظیم های مجاهدین سپری گردید که باعث خرابی و ویرانی شهر های عمده کشور گردید که از جانب مردم به شدت و مورد انتقادات قرار گفت ، وقوع حوادث ناگوار آن نیز به همه هموطنان عزیز قابل درک می باشد ، ولی با تسلط گروه طالبان که یک پدیده وارده و مولود بیگانگان بود کشور را در یک پرتگاه قرار داد که نتایج وخیم و ناگوار آن تا کنون بر فضای کشورما سایه افگنده است و بقایای شوم و نابخرد که به مثابه غلامان حلقه بگوش هست و بود وطن خویش را با استشاره بیگانه گان به ویرانه مبدل می سازد ، همین اکنون نیز در برخی از نقاط کشور ادامه دارد .

اما با وجود این همه مشکلات و پرابلم ها که دامنگیر کشور و مردم گردیده بود ، برخی از تحولات مثبت و قابل تائید نیز صورت پذیرفت که می توان امید های جامعه را قوام بیشتر بخشیده و منتظر نتایج عملی آن می باشد که به گونه مثال انفاذ قانون اساسی مصوب (14) جدی (1382) تصویب قانون احزاب سیاسی در همان سال برگذاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات پارلمانی پی یکی دیگر مؤفقانه صورت گرفت و اکنون کشور از حیث مشروعیت قانونی و حقوقی به پایه اکمال رسیده است یعنی قوای ثلاثه که عبارت اند از قوای مقننه ، اجرائیه و قضائیه می باشد ، مورد تطبیق و تحقق قرار گرفته است .

قانون اساسی جدید ممثل اراده و مظهر واقعی خواست ها و نیازمندی های قاطبه ملت می باشد که همه اجراأت و هملکرد ها با نظرداشت احکام مندرجه آن صورت خواهند گرفت و در نتیجه آن روند نوبنیاد دموکراسی در کشور عزیز ما به تدریج بسوی آینده تابناک سیر خویش را ادامه داده و با گذشت زمان به پختگی واقعی خواهند پیوست که مسلماً نتایج پر ثمر و ارزنده در پی خواهد داشت .

طوریکه در سطور قبلی نیز تذکار بعمل آمد که با تصویب قانون احزاب سیاسی زمینه فعالیت های سیاسی بیش از پیش مساعد تر گردیده است که یقیناً دموکراسی بدون تشکل احزاب سیاسی نمی توان مورد ارزیابی و تفسیر قرار داد ، پس می توان گفت که دموکراسی و احزاب سیاسی با هم ارتباط دیالکتیکی و غیر قابل گسست باید پنداشت ، روی همین ملحوظ مروری کوتاه بر اهمیت و تعدد احزاب سیاسی که بعد از تشکیل حکومت و اداره جدید با انفاذ قانون احزاب سیاسی انجامید صورت خواهد گرفت و چگونگی طرز کار و طرق عملی بکاربرد آن را تحت بررسی قرار خواهیم داد که چه نقش را در خصوص تعمیم و تحکیم دموکراسی در کشور انجام داده و یا در آینده انجام خواهند داد ؟ بطور ذیل به تحریر فشرده آن می پردازیم .

 

اولاً باید گفت که حزب سیاسی مجموعه آن عده از افرادی اند که غرض تطبیق و تحقق اهداف خویش طبق اصول و موازین طرح شده مشترکاً فعالیت می نمایند .

 

هر حزب سیاسی دارای ساختار تشکیلاتی می باشد که اهداف و برنامه عملی و کاری آن در طی یک سند که از جانب مرجع با صلاحیت مورد طرح و تدوین قرار گرفته باشد به پیش می برد .

مسلماً هر حزب سیاسی دارای منشور (برنامه عمل) و اساسنامه می باشد که وجایب و مسئولیت های اعضای حزب از بالا تا پائین در آن درج و تسجیل گردیده باشد .

هر حزب سیاسی مدعی است که برای انسجام بیشتر امور در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی کار می نماید و سیمای جامعه را بصورت کل از حالت عقب مانده بسوی ترقی و تعالی دیگرگون می سازد ، با وصف این همه ادعا های احزاب سیاسی باید آنرا با معیار اهداف مطروحه شان مورد داوری قرار داده و از هم تفکیک نمائیم ، زیرا برخی از احزاب سیاسی مدعی اند که برای تحقق اسلام واقعی و نصوص نافذه آن کار و فعالیت می نمایند ، اما برخی دیگری ادعا می نمایند که جهت تحکیم هویت ملی و منافع همگانی جامعه کار و فعالیت می نمایند که بصورت عموم می توان که احزاب را بدسته های ملی و غیر ملی ، اسلامی و مبتنی بر ایدیال های سیکولاریزم تقسیم بندی نمود و حتی به احزاب چپ گرا و راست گرا را نیز رده بندی نمود ، اما طوریکه دیده می شود بعد از انفاذ قانون اساسی و انفاذ قانون احزاب سیاسی هیچ حزب دیده نمی شود که اهداف و منشور آن مغایر از قانون اساسی کشور طرح و تدوین گردیده باشد به جزء از یک حزب سیاسی که ساختار نظام سیاسی کشور را مبتنی بر تشکیلات فدرالیستی را تقاضأ می نماید که به هیچصورت در کشور عزیزمان افغانستان قابل تطبیق نیست و طرفداران آن بیمورد آن را نشخوار می نمایند و همچنان باید گفت که قانون اسـاسی موجـــوده کشـــور تاکیــد می ورزد که جمهوری اسلامی افغانستان غیر قابل تجزیه بوده و متکی بر اصول و قواعد نظام جمهوری دارای یک حکومت نیرومند مرکزی باید باشد که وحدت ملی را میان شهروندان کشور تأمین و زمینه را برای مشارکت ملی غرض اجرای امور دولتی بیش ار پیش مساعد نماید .

در برخی از کشور ها که از نظام سلطه جو و توتالیتر بسوی یک نظام ملی و عادلانه درگذار می باشد ، به موجب تعدد و کسرت احزاب به انارشی مواجه گردیده و روحیه وحدت ملی را نیز تحت تأثیر منفی خویش قـــرار می دهد که به گونه مثال می توان از دهه دموکراسی در زمان اعلیحضرت محمد ظاهر شاه نام برد ، زیرا در آنزمان که احزاب سیاسی یکواره داخل صحنه عملی گردید وضع به بی ثباتی و هرج و مرج انجامید و حکومات انتخابی از جانب پارلمان پی یکی دیگری مجبور به استعفی گردید ، ولی باید گفت که علت اساسی آن تعدد احزاب سیاسی نه بلکه عدم توافق نخبه گان بالای مسئله هویت ملی و تطبیق سیاست ها در خصوص جهات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی بودند که به آن دست نیافتند و باعث بی ثباتی اوضاع سیاسی در کشور گردید .

مردم سالاری (دموکراسی) یک رکن عمده و اساسی ایدیالوژی ملی پنداشته می شود و فعالیت گسترده احزاب سیاسی به مثابه یک اصل پذیرفته شده دموکراسی باید نیز پنداشت ، زیرا دموکراسی بدون احزاب سیاسی و احزاب بدون استقرار دموکراسی نمی تواند عملاً کاری را انجام دهند پس مستلزم یک دیگر اند .

بعد از سقوط رژیم خود کامه طالبان و بمیان آمدن اداره و نظام جدید زمینه برای تأمین دموکراسی ، مبتنی بر اصول شایسته سالاری و ایجاد جامعه مدنی توأم با تعدد و کسرت احزاب سیاسی که همین اکنون تعداد آن بیش از 83 حزب سیاسی با نظرداشت قانون احزاب در وزارت عدلیه ثبت و راجستر گردیده اند طوری مثال مشت نمونه خروار :

1.  حزب افکار عامه افغانستان 2.  حزب استقلال افغانستان3.   حزب جمهوری خواه  افغانستان 4.  تحریک وحدت ملی 5.  حزب کار و توسعه 6.  حزب سعادت مردم افغانستان 7.  حزب حرکت اسلامی مردم افغانستان 8.  د افغانستان د ملی مبارزینو اسلامی گوند 9.  حزب آزادی بخش ملی افغانستان 10.  حزب مردم افغانستان 11.  سازمان اسلامی افغانستان جوان 12.  حزب لبرال آزادی خواه افغانستان 13.  حزب رسالت مردم افغانستان 14.  د افغانستان د سولی غورځنگ گوند 15.  حزب آزادی افغانستان 16.  حزب وحدت ملی افغانستان 17.  حزب افغانستان واحد 18.  حزب رستاخیز اسلامی مردم افغانستان 19.  حزب اسلامی تمدن افغانستان 20.  حزب حفاظت از حقوق بشر و انکشاف افغانستان 21.  حزب همبستگی ملی جوانان افغانستان 22.  حزب نهضت آزادی و دموکراسی افغانستان  23.  حزب حرکت ملی وحدت افغانستان 24.  حزب عدالت اسلامی افغانستان 25.  حزب عدالت افغانستان 26.  حزب نهضت ملی صلح افغانستان 27.  حزب ملی وحدت اقوام اسلامی افغانستان 28.  حزب ملی افغانستان 29.  حزب رفاه مردم افغانستان 30.  حزب رفاه ملی  31.  حزب اسلامی 32.  حزب پیوند ملی افغانستان 33.  د افغانستان د سولی ملی اسلامی گوند 34.  حزب تفاهم و دموکراسی افغانستان 35.  حزب حرکت انقلابی اسلامی و ملی افغانستان 36.  حزب همبستگی افغانستان 37.  حزب رفاه افغانستان 38.  حزب میهن 39.  حزب صلح ملی اسلامی اقوام افغانستان 40.  حزب صلح و وحدت ملی 41.  حزب اعتدال افغانستان 42.  حزب فلا مردم افغانستان 43.  حزب وحدت اسلامی افغانستان 44.  حزب اتفاق حقوق خواهان اسلامی افغانستان 45.  حزب ارمان مردم افغانستان 46.  حزب وحدت ملی اسلامی افغانستان 47.  حزب ثبات ملی 48.  حزب نهضت حاکمیت مردم افغانستان 49.  حزب سعادت ملی و اسلامی افغانستان  و علاوتاً باید گفت که  شرائط جلب همکاری و مساعدت های کشور های خارجی نیز بمنظور رشد اقتصادی و اجتماعی فراهم گردیده است که تا حدی در برخی از عرصه ها کار های عملی نیز صورت گرفته است ، ولی به هیچصورت کار های انجام شده قابل اقناع افراد جامعه نبوده و همین اکنون انبوهی بزرگ از مشکلات و پرابلم ها در سر راه قرار دارد که باید به اسرع وقت برداشته و زمینه های عملی کار در همه عرصه ها باید فراهم و طبق وعده های مسئولین ارشد امور به آن مبادرت ورزند .

با بمیان آمدن احزاب سیاسی در جامعه و رشد و انکشاف آن از عوامل خاص و استثنائی برخوردار اند که می تواند دو عامل اساسی آنرا برجسته شمرد یعنی محدود ساختن قدرت حکومت های مطلقه و نهادینه شدن آرای مردم بمنظور ایجاد حکومت که از مشروعیت و قانونیت در نزد جامعه برخوردار باشد .

احزاب سیاسی در نظام های مبتنی بر دموکراسی از آرأ و رضایت سیاسی مردم نماینده گی می نماید ، در احزاب سیاسی مردم بطور داوطلبانه و آگاهانه بمنظور تحقق برنامه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی رو می آورند و با نظرداشت اصالت های خاص که در آن ارزش های ملی ، سنن پسندیده مردم ، دین و معتقدات مردم نهفته باشد از آن عملاً پشتیبانی و حمایت بعمل می آورند .

اما آنچه نهایت درخور اهیمت می باشد ، همانا علاقمندی و تمایل مردم به سیاست می باشد ، علاقمندی و میل مردم زمانی به سیاست بیشتر می گردد که احزاب سیاسی در جریان فعالیت های خویش با وعده های ارائه شده در برابر مردم و جامعه وفا نموده و حقایق را با مردم بازگو نماید و از کارکرد های خویش به مثابه دست آورد از احزاب مربوطه اش با مردم معلومات را ارائه بدارند .

تجارب تلخ گذشته نشان داده اند که احزاب سیاسی می تواند در نقش مثبت و یا منفی نقش خویش را ایفا نمایند ، یعنی هم می تواند مرجع خدمت برای مردم گردد و هم می توانـد به حیث منبع خیانت نقش منفی خویش را ایفا نماید .

با تأسف می توان گفت که برخی از رهبران احزاب و سازمان ها در زمان اقتدار خویش نه تنها کلتور ، فرهنگ ، تاریخ و سایر سجایای نیک را نادیده گرفته بلکه با طرح شعار های غیر عملی خویش باعث مشکلات و پرابلم های متعدد نیز گردیده اند که پیامد های ناگوار آن نیز همین اکنون در جامعه طور آشکار مشهود می باشد ، به گونه مثال وابستگی به اجانب ، جنگ بمنظور غصب قدرت ، برخورد ناسالم ایدیولوژیک با سیاست ، تصادمات ایدیولوژیکی میان احزاب سیاسی و حتی وادار ساختن مردم  تا در خدمت ایدیولوژیک قرار گیرند ، اعتقاد به انحصار قدرت از طریق توسل به زور و سلاح ، راه اندازی ، ترور و وحشت و اختناق و ده ها مفاسد دیگر که به آن مرتکب می گردند که این همه اوصاف نامعقول فوقاً تذکر یافته شایسته احزاب سیاسی و فعالان آن نبوده بلکه خلاف همه نورم ها و موازین احزاب واقعی در جامعه می باشند .

از سوی دیگر با نظرداشت وضعیت کنونی احزاب سیاسی که تا اکنون اقبال ثبت و راجستر را در وزارت عدلیه جمهوری اسلامی افغانستان یافته اند بخوبی میتوان دید که این تعدد و کسرت احزاب سیاسی خصلت فراگیر و سراسری نداشته و تحلیل ها در زمینه بیانگر آن است که عده از احزاب با نداشتن  مرام های دقیق و فاقد محتوا ، صرف نماینده گی از افراد محدودی را کرده و بمنظور دستیابی بر منافع شخصی در ادارات و نهاد های که باید ثبت نمی بودند ـ ثبت اند ، تا با کسب پول تحت عناوین مختلف مؤفق گردند و علاوه از آن سعی می ورزند تا در محافل سیاسی  و ارگان های دولت منحیث یک چهره سیاسی مطرح و شهرت را تصاحب نمایند که با این همه اعمال ماکیولیستی از چشمان تیز ملت پنهان نبوده بلکه هر اقدام و حرکت آشکار و پنهانی آنها را جداً مورد کنترول و بازجوئی قرار می دهند .

مردم شدیداً نیازمند آنست تا احزاب سیاسی طرح های نهایت دقیق و جامع را مطرح بحث نموده و شعار های سنجیده و قابل تطبیق را به جامعه ارائه بدارند تا با تطبیق و تحقق آن فایق گردیده و به مثابه دست آورد به جامعه تقدیم داشته تا افراد جامعه بخوبی درک نمایند که احزاب سیاسی می تواند اراده و خواست مردم را در جامعه بطور واقعی می تواند انعکاس داده و به اثبات رسانند که مظهر واقعی خواستها و نیازمندی های مردم در جامعه اند .

علی الرغم این همه نا به سامانی ها که در میان احزاب سیاسی بطور واضیح و آشکار دیده می شود متیقن ایم که دموکراسی با احزاب سیاسی در یک بیلانس واقعی قرار گیرد  و این دو پدیده که جزء لاینفک یکدیگر اند طور موازی به خاطر سعادت و به مثابه پیام آور خوشبختی مردم عذاب دیده ما به پیش حرکت نموده و بخاطر تحقق ارمان های والای مردم و کشور جسورانه عمل نماید ، زیرا تطبیق واقعی دموکراسی که به حیث عنصر واقعی و گره گشای همه مشکلات و پرابلم ها پنداشته می شود با عملکرد واقعی احزاب سیاسی غنامندی بیشتر را حاصل نموده و پاسخگوی همه مشکلات و پرابلم ها در جهت رفع آن خواهد گردید .

اما نباید فراموش کرد که وضعیت کنونی احزاب سیاسی به هیچصورت جوابگوی خواست های کنونی نیست و این حالت مستلزم آنست که باید احزاب به ابعاد وسیع و سرتاسری ایجاد و نقش اساسی و کلیدی خویش را در حل معضلات و قضایای لاینحل که تا کنون دامنگیر مردم اند هر چه سریعتر مرفوع نماید در غیر آن احزاب سیاسی مفهوم خویش را ببازی گرفته و اعتماد توده های مردم را بصورت کل بر همیش از دست می دهند.

اما برعکس خطوط اساسی این جبهه نوبنیاد که از طرف استاد برهان الدین ربانی شخصیت شناخته شده علمی و سیاسی کشور ارائه گردید نکات منفی را در آن نیافتم همکاری با حکومت، تطبیق قانون، دموکراسی، عدالت اجتماعی، وحدت ملی، مبارزه با مواد مخدره، اختلاس، رشوت، همه و همه نکاتی بودند که در شرایط موجود باید علیه آن به مبارزه برخواست به شهادت تاریخ اکثر ائتلاف ها، وحدت ها، در افغانستان با درنظرداشت شرایط شکننده بوده اند، زیادتر عوامل عدم وحدت ها، قدرت طلبی ها و معامله گری ها به خاطر مقام و کرسی یا مسایل مادی بوده است، دیگر جنبه تفکری در آن متبلور نبوده اگر انگیزه تشکیل این جبهه در کشور ما اینها باشند چقدر خوب است: مشکل امنیتی، وحدت ملی، طرح نظام سیاسی مبنی برعدالت اجتماعی، کاهش فساد اداری در کشور، جلوگیری از تولید و قاچاق مواد مخدر، اصلاح قانون اساسی و گشودن راه مشارکت ملی در تصمیم گیری ها، متوجه ساختن غرب به مسئولیت های شان در افغانستان.

ما به دفاع از همچو آرمان ها برمی خیزیم و به آن می پیوندیم، برعکس رخنه های برون و درون حکومتی در بین جبهه و پیامدهای ناخوشایند بعدی آن همه را به شمول ما وادار می سازد تا در آغاز کار محتاط باشیم، آب را نادیده موزه را از پا نکشیم. ما انتظار می کشیم، انتظاری که با خود عمل داشته باشد اگر منافع ملی در چوکات این جبهه تحقق پیدا کند نابسامانی ها و بی عدالتی های موجود که کمر مردم ما را خم کرده برای رفع آن چاره ای سنجیده شود و دستآوردی داشته باشد این کاروان را همه مردمان وطن دوست پشتیبانی خواهند کرد در غیر آن این نوشته ها و این طرح ها غیر از کاغذهای سفیدی که به رویشان خط نوشته شده و بعداَ فراموش گردیده چیز دیگری بوده نمیتواند.

پیشنهاد ما با آنعده شخصیت ها و رجالیکه در سیاست علاقمندی دارند و دکتورین سیاست را در قدم اول از شناخت جامعه افغانی دریافته اند و همچنان در ارتباط با مسایل جهانی توأم با دانش علوم سیاسی بطور حرفوی دسترسی کامل داشته باشد ، می تواند این خلای که تا الحال در برخی کثیری از احزاب سیاسی دیده می شود رفع نماید ، پس می توان که با اکمال نخبه گان و شخصیت های کارفهم با تشکل احزاب سیاسی فراگیر از رونق بارز مستفید گردیده باشند و مصدر خدمات شایان و شایسته در جهت رفع مشکلات و پرابلم های که در عرصه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تا کنون در بطن جامعه موجود اند بصورت قطع حل و مرفوع نمایند در غیر آن چنین احزاب نام نهاد و میان تهی که فاقد پشتیبانه مردمی اند بیش از یک صحنه سازی و نمایش چیزی دیگری نبوده بناءً چنین یک حالت مستلزم آنست که وزارت عدلیه جمهوری با راه اندازی یک سروی و تفتیش فراگیر احزاب سیاسی را مورد غور مجدد قرار داده و آنعده از احزاب سیاسی را که نورم های واقعی را تا هنوز در تشکیلات و کادر رهبری آنها متبارز نساخته اند از ثبت و راجستر منفصل و ارزیابی مجدد و همه گیر را در زمینه مورد تطبیق و تحقق عملی قرار دهد.

درحالی که همه میدانند که این جبهه یک حزب سیاسی نیست، اشخاص و افرادی با دیدگاههای مختلف با ایدئولوژی های از هم متفاوت دور یک میز گرد آمده اند درحالی که هدف منافع ملی باشد و بعد ایدئولوژی ها میتواند کارساز واقع گردد مشروط براینکه با عملکردهای دیروز، چه چپ افراطی و چه راست افراطی برای همیشه وداع گرددهمه کارکردها محاسبه آن از امروز باشد.

+ نوشته شده در  5 Apr 2007ساعت 13:33  توسط احمد سعیدی  | 

سفرازکابل تا هرات با هوای پیمای کام ایر

احمدسعيدی

سفرازکابل تا هرات با هوای پیمای کام ایر

 فامیل برادرم اصرار داشت که از مسافرت آمده یی چندین سال است شما و اولادهای شما را ندیده ایم ، روزهای آخر سال نزدیک است رخصت گرفته با اولاد هابه هرات بیایید، چون خانهء شما در مکرویان است مشکل ندارد قفل باندازید. اولادهای من نیز زیاد علاقه مند این سفر بودند بالاخره موافقه کردم در مکرویان نزدیک مطبعه تقریبا نماز شام بود به تکت فروشی کام ایر رفته دوسه نفر از جوانان نشسته بودند سلام کردم ، اکثریت مشغول مبائیل و تلفون کردن بودند ، سلام من را علیک نکردند یا نشنیدند بعدا یکی از صحبت تلفون فارغ شد برایم گفت کاکا خیریت بود ! گفتم بلی تکت طیاره کار دارم گفت : چه وقت؟ گفتم روز پنجشنبه گفت خوب ، تذکره داری؟ گفتم بلی ، حتی پاسپورت هم دارم ، تذکرهء من و اولاد ها را دید و برایم به شمول سه نفر اطفال و خانم من تکت نوشت و داد و گفت فردا چارشنبه است ، روز چارشنبه ساعت پنج عصر برایم تلفون کنید وقت پرواز را به شما میگویم نمره تیلفون مبائیل خو را داد ومن طرف خانهء خود روان شدم. اولاد های تکت ها را دیدند خوشحال شدند، فردای آن روز برای اولادهای برادرم تحفه خریدند شام روز چارشنبه هر قدر تیلفون میکرم به دفتر کام ایر تیلفون خاموش بود، نمیدانم بکس وکالای خو را آماده کنیم یا خیر؟ بلاخره مجبورشدم - هوا گرچه سرد بود- تکسی گرفته به دفتری که تکت گرفته بودم در مکرویان دوم رفتم، برق هم نبود ، دروازه هم بسته بود نا امید دوباره به خانه آمدم. ساعت 5/8 شب باز تیلفون کردم به همان نمبر که نمایندهء کام ایر در تکت فروشی برایم داده بود؛مگراین بار تیلفون خورا روشن کرده بود . جواب داد بلی ! برای همان جوانک گفتم فردا پرواز است ؟ گفت تکت داری ! گفتم بلی ! گفت فردا ساعت 7 صبح در میدان حاضر باشید! گفتم تشکر. فردا صبح روز پنجشنبه تقریبا پیش از ساعت 7 خود را به میدان هوایی رساندم با اولادها خارج از میدان مارا تلاشی کردند یک عسکر طرف من دید به همکارخود گفت: دریشی دارد ، تروریست نیست حاجت نیست که بکس آن تلاشی شود . بعد از تلاشی مختصر که ساعت 7 بود الی ساعت 5/9 خارج میدان هوایی در دشت یخ با خانم و اولاد ها سر یک پای ایستاده بودیم پرواز معلوم نبود ما تنها نبودیم ، دهها مرد وزن و اطفال مثل ما حیران بوده با همچو اجراات نفرین میفرستادند. اگر برای نمایندهء کام ایر تیلفون میکردیم تیلفون آن خاموش بود بلاخره ساعت 5/9 افسر پولیس آمده و گفت حرکت کنید طرف میدان. کدام چیزی که بکس ها را انتقال دهم وجود نداشت، بلاخره داخل میدان شدیم بعد از تلاشی های زیاد که خود ما را سر تا پا دیدند ، نوبت بکس های من بود هر دو را عاجل خلاص کردم، پیر مرد موی سفیدی بکس من را دید وبعدااجازه داد تا بکس خود را ببندم ، همان بابهء پیر برایم گفت : شیرینی من را بدهید! گفتم به خاطر چه؟ گفت چون به خیر سفر میروید در دل خود گفتم چقدر بی تربیه اند ، برای مامور موظف آنجا گفتم این کارمند شما از من شیرینی میخواهد برایم گفت : معاش کم دارند بیچاره اجیر است چه کند ، طرفش دیدم دست بر جیب کردم بیست افغانی برای آن اجیر دادم گفت : بیست افغانی چه میشود، دیگران صد ودو صد افغانی  حتی خارجی ها به ما دالر میدهند ، حیران شدم گفتم: پدرجان دیگرپول میده ندارم گفت: اگر هزاری داری آنرا میده میکنم. گفتم ندارم گفت خیر باشد طرفم لق لق دید خیلی پیشانی اش ترش شد ، طوریکه من قرضدارپدرش باشم زیرلب قم قم میکرد ندانستم چه میگفت یا دشنام میزد ویا برای من نفرین میگفت که برایش زیاد پول نداده بودم .

ساعت 5/10 بکس های ما را تسلیم شدند و بردند ما و دیگرمسافرین را داخل ترمینل در منزل اول میدان هوایی رهنمایی کردند که نهایت سرد بود اطفال وبزرگسالان از سردی میلرزیدند خوشبختانه بر علاوهء اینکه داخل ترمینل برق نداشت گروپ های برق تشناب ها را نیز دزدیده بودند که تاریک بود وقتیکه به خاطر ضرورت به طرف تشناب میرفتیم همه یا از گوگرد ویا از روشنی موبائیل کار میگرفتند . ما از ساعت 5/10 الی 5/3 همان روز انتظار در داخل ترمینل بودیم ساعت 5/3 مارا طرف طیاره کام ایر که تازه از دوبی رسیده بود بردند و بعد از دید ووادید و معاینهء تکت ها داخل طیاره شدیم وبعد ازپرواز ساعت 45/4 به میدان هوایی هرات رسیدیم . خوشحال شدم برادرزاده ام به خاطر انتقال ما موتر آورده بود ؛اما اورا درنزدیک میدان هوایی نمانده بودند چون همان روز 2 نفر از وزیران کابینه به هرات میرفتند هیچ کس اجازه نداشت به میدان نزدیک شود خودم بکس های خود را تسلیم شدم و به صد مشکل به بیرون از میدان به موتری که برادرزاده ام آورده بود خود را رساندیم . طرف خانهء شان حرکت کردیم و به عافیت رسیدیم مدتی که در هرات مهمان بودیم در خواجه عبدالله انصاری ،مسجد جامع هرات ، خواجه غلطان ولی، مناره های هرات ، تخت سفروباغ ملت دید و وادیدهایی داشتیم.  و لذت بردیم ؛ اما آمدن ما به طرف کابل نزدیک شده میرفت چون رخصتی ام درحالت ختم شدن بود ، یک روز به دفترتکت فروشی آریانا رفتم چون از عملکردهای کام ایر آزرده بودم میخواستم از آریانا تکت بگیرم و از جانب دیگر چون طیارهء آریانا را دولتی میدانستم علاقمند آن بودم تا مفادی به دولت نیزبرسد . شخصیکه مسئولیت تکت فروشی آریانا را داشت برایم گفت : خیریت بود ! گفتم تکت کاردارم . جواب داد تکت نداریم ، مسافرین ما پوره است بدون مقدمه برایم رهمایی کرد : چرا از کام ایر تکت نمیگیرید ؟ وباز مرا مخاطب قرار داده گفت : طیارهء آریانا زیاد کهنه شده خطردارد بهتر است به کام ایر پرواز کنید اگر مشکلی داشته باشید من پنج تکتی که شما ضرورت دارید عاجل از کام ایر به شما آماده میکنم من قبول کردم فورا به جایی تیلفون کرد و بعد از مدتی تکت ها برای ما از کام ایر رسید وقیمت آن را پرداختم این مامور مثل میدان هوایی کابل ازما شیرینی نخواست وقتیکه تکت ها را گرفتم به اندیشه فرو رفته (هک وپک) شدم که کارمند آریانا به نفع طیارهء کام ایر مصروف کار و تبلیغ است وقتیکه از دفترش حرکت میکردم به یادم آمد که عنایت الله قاسمی وزیر اسبق ترانسپورت ونادرآتش رئیس اسبق آریانا هرقدر خوردند ، هرقدر بردند وهرقدر چورکردند که از آنها پرسان کردند که ازاین مامورک خورد رتبهء نکتایی دارپرسان شود؟

روزآمدن فرارسید ، به طرف میدان هوایی هرات حرکت کردیم وقتیکه به میدان رسیدیم به ما گفتند : تکت های شما درست است؛ اما امروز طیارهء کام ایر نمی آید فردا بیایید مجبوربودیم باز گشتیم وفردا دوباره آمدیم . فردای آن روز روز یکشنبه بود در بیرون ترمینل میدان هرات اندکی تلاشی صورت گرفت، وقتیکه به نزدیک اتاقیکه مسافرین انتظارمیکشند رسیدیم کارمند تلاشی با یک نفر پولیس که نزدیک آن ایستاده بود با ما گفت : ازهربکس 50 افغانی بدهید هیچ بازنکنید تلاشی نمیکنم . یکی از هم قطاران ما برایش گفت : اگردربین بکس های ما سلاح یا پودر باشد چه میکنید ؟ با جرئت جواب داد: خداکند که بم اتم باشد ما قبول نکردیم آهسته آهسته تلاشی راآغازکرد و به ما میگفت اگرازپروازماندید تا تلاشی خلاص شود گله نکنید ما چپ بودیم و چیزی نمی گفتیم او سربه خود مانند مرغابی غرغر میکرد. وقتیکه داخل میدان هرات شدیم مشاهده کردیم که هم طیارهء کام ایر آمده و هم آریانا بیچاره آریانا مسافرین کمی داشت و اکثر چوکی های آن خالی بود؛ اما طیارهء کام ایر هیچ چوکی خالی نداشت چون کارمندان خود کام ایر به کارمندان آریانا داوطلبانه مانند حشر، اول – چاره کام ایر را میکنند اگر کدام مسافری باقی ماند و کام ایر جای نداشت نوش جان آریانا. با همچو حالتی و همچو اجرااتی آریانا حق دارد که با سقوط مواجه شود  ودارایی آن حیف ومیل گردد. بعد از نشست به میدان هوایی کابل طرف خانهء خود آمدیم ، دیدم که قفل دروازهء ما محکم بسته بود هیچ کس خانهء ما را دزدی نکرده بود به این باور شدم که همسایه های ما نسبت به کارمندان آریانا صادق تر اند جریان این سفررا به یکی از دوستانم قصه کردم و گفتم نامه یی در مورد مینویسم گفت: فایده ندارد .

پیش جانانهء ما هندانه و پندانه یکی است

+ نوشته شده در  1 Apr 2007ساعت 22:7  توسط احمد سعیدی  | 

سیاست های سنجیده شده منطقوی میتواند برای صلح وثبات کمک نماید

احمدسعيدی 

سیاست های سنجیده شده منطقوی میتواند برای صلح وثبات کمک نماید

باورمندی ما این است که درشرایط موجود زمام داران عربستان سعودی ایران وروسیه میتوانند برای آوردن امنیت وبازسازی تحکیم  حکومت مرکزی درافغانستان زیاد تاثیرگزار باشند اگرما بتوانیم آنها را ازحاشیه کشیده درتصمیم گیری ها داخل میدان سازیم نتیجه مثبت دارد روی این اصل درقدم اول درمورد هریک ازین سه کشورباید بحث کردو سابقه سیاست وعمل کرد این سه کشور را درمورد افغانستان وحال واینده شان را ذیرعینک زره بین قرارداد.

درباره پاکستان تحلیل های سیاسی ازاشخاص درمورد افغانستان مباحثات زیاد بوده وهست اما درمورد عربستان سعودی طلوع وغروب این کشور درمورد افغانستان چطور بوده تجزیه وتحلیل های کمتری داشته ایم این بحث های ما زیادتر درمورد پاکستان بوده اما برعکس عربسستان سعودی درسرنوشت مردم ما وارد داستان مانشد ه است جزاینکه دیده ایم این کشور ثروتمند مردم ما را درشرایط سخت ودشواربا کمک ها ومعاونت های خود یاری رسانده است این یک روی زیبائی این کشوراست درپرتو تجلیات روبه زوال آن تمام زشتی ها ونا ملایمت های سیاسی واجتماعی آن را پوشانده است این را میدانیم که عربستان سعودی یک سرزمین بیابانی است ومعمولاً بیابانها مردم سخت ونیرومند می پروراند که آزادی خود را دوست دارند علاوه براین عربستان سعودی که بنام خاندان  سعود مسمی شده است دارای دوشهرکوچک یعنی مکه ومدینه درنزدیکی های دریاها قراردارند اما دیگر نقاط این سرزمین درگذشته ها مسکن مردم صحرانشین بود اگر سالیان خیلی دوررا  مدنظربگیریم مردمان بادیه نشین که بصورت قبیله ها وخانواده های بزرگی زنده گی میکردند وزیادتربین این اقوام وقبایل جنگ ها صورت می گرفت سرگذشت عربها واین داستان که چگونه برسرعت شگفت انگیزی توسعه یافتند وفرهنگ وتمدن مقدس ونوینی را به بشریت ارمغان آوردند همان نیرووفکر تازه که عربها را بیدارساخت اسلام عزیزبود این دین الهی به وسیله حضرت محمد مصطفی (ص) رونق جهانی پیدا کرد حضرت محمد (ص) برعلاوه اینکه وپیغبربود چنان فصاحت وبلاغت داشت که درنطق ،،،خود قلب امپراتوری قصرکسرا  را به لرزه درآمد اما ملت مسلمان افغان که با مشت های خالی بزرگترین قدرت جهان را به زانو درآورندبا کمال تاسف اما این فرزندان برحق اسلام بنام اسلام که بابوی نفت آغشته بود به تباهی کشانده شدند به دست این توطیه ناجوان مردانه جهانی تنها برای مسخ ارزش های مردم ما چگونه ودرکجا آبستن گرفت قافله ملتی را که با آرامی بخاطر حج وزیارت کعبه شریف می رفتند ومی آمدند چگونه به چه شیوه غارت کردند بدون تردید کلیه به خون آغشته این مشکل هم درتبانی با منافع استکباری میان پاکستان وعربستان ازسوی سازما نهای اطلاعاتی وامنیتی این دوکشور دردوران جنگ سرد در خشونت تیوریزه کرده شده بنیاد گرائی وتروریزم را باید چنین دخالت جستجو کرد وبرای این هدف که دربطن ،، بطن دیگری داشت کمک های برادرانه ومخلصانه با برادران مجاهد افغان وتاسیس ده ها مرکزبه ظاهررفاهی وخدماتی مانندی رابطه عالم اسلامی مکتب خدمات هیناة الا عاشه ودیگرنام ها درپشاور پاکستان به مشابه یادگارهای تروریستی با استخدام نیروی اصیل جهادی ولی ساده اندیش به وجود آوردند این دفاتر بزرگ وظیفه ورسالت دینی واسلامی خود می دانستند که بخاطرادای رسالت توحیدی و وظیفه الهی دست به عملیات پاکسازی صفوف مجاهدین فی سبیل الله بزنند مگر با هردینارکمکی که  این به اصطلاح پرچم داران توحید درصفوف مجاهدین مخلص انجام میدادند ملت مومن ومخلص افغانستان را ازقافله تمدن وترقی به عقب می انداخت با دریغ وتاسف که عل الرغم مصرف وهزینه کردن سرمایه های خدادادی که باید در راه اصلاح وخیر به مصرف می رسید وسبب تقویت پایه های اساسی دین اسلام وحدت بین مسلمین وبالا خره راه نزدیکی هم علم برداران راستین ان میگردید مانندی ثمیرزیربناهای سالم فکری وفرهنگی ما را که ازبیخ وبن کند این کشورسعودی که درظاهروباطن دوست استراتیژیک امریکا بوده وهست سیاست های خویش را با درنظر داشت حفظ منافع خاندان سعودی محاسبه می کند وازسالیان درازبه اینطرف یارویاور پاکستان است  ازمسجد ملک فیصل گرفته تا شفاخانه ها ومصرف زیاد مدارس دینی پاکستان را می پردازد سالانه تقریباً ازمصارف دیزل وپطرول پاکستان طور رایگان عهده داراست پاکستان بخاطرمنافع اقتصادی خویش سردرخط زمامداران سعودی دارد اما تاکنون نتوانسته ائیم کشورسعودی را قانع بسازیم که مادشمن شما ،، درراه صلح وثبات افغانستان را کمک کند چرا تا کنون نتوانسته ایم سفرشاه سعودی را به افغانستان آماده سازیم اگرخادم الحرمین شریفین ملک عبدالله بخواهد وازطی دل به پاکستان بگوید که درامور افغانستان مداخله نکنید نسبت به هزارها توپ تفنگ این حرف بالای حکام پاکستان موثرتراست کشورهای عربی که سرمایه هنگفت دارند تا کنون بطورمجموع دربازسازی وکمک برای افغانستان تنها وتنها 2/ 2 فیصد سهم گرفته اند چقدردرد آور است درشرایط موجود بخاطرجلب کمک کشور های عربی بخصوص عربستان سعودی درحالیکه علاقه مندی نداریم حتی درمورد گذشته های منفی مکث کنیم با یک سیاست فعال دوام دار وپیگری زمانیکه این درخت میوه پدید وپخته شود رشد ضرورت است ما میتوانیم کمک های سعودی کشورهای خلیج را بخاطرتحکیم صلح وثبات وبازسازی درافغانستان ازراه های مستقیم وغیرمستقیم یعنی با کمک متحدین بین الملل ، جلب نمائیم وفاداری شان  را دایمی ساخته منافع شان ر ا با درنظرداشت منافع ملی خویش دراولویت های کاری خود قراردهیم.

آنها را  باور مند  میسازیم که ما در فکر  انتقام نیستیم در عمل وحرکات خود ثابت میسازیم  نزدیکی کشور های شما با افغانستان  منافع دراز مدت  شمارا بهتر  ضمانت کرده میتواند  مردم افغانستان  علاقه  مند فرهنگ  و تمدن  عرب  بوده وهستند .

دوم – اما در مورد  ایران هیچ تردید وجود ندارد که  کشور  ایران علاوه بر همجوار  بودن با افغانستان با کشور  ما دارای  تاریخ وسنن مشترک  فرهنگی ، سیاسی  و اجتماعی است در مورد حاکم هردوکشور  چنانچه زمامداران هریکی  از این دوکشور  در  حیطه های گوناگون  از تاریخ  سیاسی  منطقه  دراین دوکشور  حکمروایی  های داشته  اند باید گفت  که این دوکشور  نه تنها  همسایه  هستند  بلکه  از لخاظ  نژ ادی هم به یک دیگر  شباهت  های دارند  زیرا مردمان وساکنان این دوکشور  به شمول  هند  از نژاد آر یایی  هستند که از نظر  فرهنگی  نیز  در یک حیطه  تمدنی  زنده گی  مشترکی را  به پیش  برده اند  چناچه  شعرا دانشمندان  و ادیبان  زیادتر  مسایل زبان  مشترک دارند اما هیچ وقت  جنگها  و عداوت  ها میان  باشنده  گان  این  سرزمین ها  سبب  دوری  و فاصله  های نفرت  انگیز  سیاسی  که هر چند  ارزوی  دیرین  دشمنان  خار جی  شمرده  میشد  نگردید حتی  تاریخ  دردناک  اخر مردم  افغانستان  که دربرابر  تجاوز شوروی  وقت  می جنگید ند  کوچکترین  صدمه ای  به روابط  و علایق  تاریخی  و سنتی  میان مردم  ایران  و افغانستان  وارد نکرد  و مردم افغانستان  درمقابل  تجاوز  شوروی وقت  از حمایت  های مادی ومعنوی  ایرانی ها برخوردار  بودند مردم  افغانستان در شرایط  دشوار  به یاری  مردم ایران  حساب میکردند  اگر از  روابط تاریخی  بگذریم  ومشخص تر صحبت کنیم  بعد از سال  1357  که مردم افغانستان  ترک وطن  کرده مهاجر  شدند در همان لحظات  نخست  تجاوز  شوروی وقت  ایران  این تجاوز  را با  شدید ترین  لحن  دیپولماتیک  محکوم کرد  این  در ان وقت  بود که در ایران رژیم  اسلامی حاکم  شده بود و شعار ایران  در سیاست  این بود  که نه  شرقی ونه غربی  جمهوری  اسلامی ، همین  شعارهای  ضد  استعماری  که در  دیوارهای  ایران  به چشم میخورد  همین شعار ها  جرقه های  امید را  در قلوبی از مجاهدین  افغانستان  به اهتزاز  در می اورد وملت  افغانستان  از  ته دل  می پنداشتند  که در مسیر مبارزه  آزادیبخش  برضد سربازان شوروی  تنها  نخواهند بود بلکه  از همکاری  های  معنوی نیز برخوردار  خواهند بود  مردم مجاهد  افغانستان سخنان  تند وپر  صلابت  رهبر انقلاب  اسلامی ایران  مرحوم  آیت الله خمینی  در حمایت  از مردم  ستمدیده  افغانستان  ایراد میکرد  و همه می شنیدند  همچنان  روحانیون  دیگر  مانند  آیت الله  حسین علی  منتظری  آیت الله داکتر  محمد حسن بهشتی  ایت الله  تالقانی  ایت الله  مرتضی مطهری  وبرخی دیگر مسئولین  حکومت ایران  نیز بصورت علنی حرکت  روسیه را  محکوم میکردند .

از جمله  مهندس مهدی  بازرگان  نخستین  صدراعظم  موقت جمهوری  اسلامی ایران  بحیث یک  سیاستمدار  مسلمان وبرجسته  ایران همراه  با اعضای دولت  اش  هجوم شوروی را  محکوم می کردند  با وجود  همین قاطعیت  ایران در مقابل   استکبار  ارام نشسته نبود  همان سیاست  های  تبعیض امیز کشورهای  دشمن  با خطوط  خودی  و غیر خودی  شیعه و سنی  و  هزاران  بیماری دیگر  قومی وقبیلوی  ارام ارام  پیام الهام  بخش اسلامی  را در خود  فرو برد  در چنین  شرایط  قدرت  های کوچک  وبزرگ در جهان  و منطقه  کوشش میکردند  مسیر  حرکت انقلاب  اسلامی  را طور دیگر  سمت دهی کنند  که چنین کردند  بخاطراینکه  نقش ایران  در  بحران  افغانستان  بررسی شود  در قدم اول  باید  اشتراکات  کشورهای  منطقه   مانند  افغانستان  - پاکستان  و ایران  یکجا  مورد بررسی قرار  گیرد  از همه اولتر  لازم است  به نقاط  استراتیژیک  مشترک  میان ایران  و پاکستان  عمیقا  نظر اندازی  صورت گیرد  که این دوکشور  به کدامین  رشته های  فرهنگی  مذهبی  وسیاسی باهم گره خورده اند  ومیان  هم  دارای  چه  و کدام  منفعت  های سیاسی  وفرهنگی   اند در پرتو  ان نکات  مشترکی  در دیپلوماسی  معاصر  را دریابیم  اگر ما به  صدور انقلاب  اسلامی نظر اندازیم  در اوایل  از جمله  دوکتورین  های استراتیژیک  سیاسی جمهوری  اسلامی ایران  به شمار می رفت  در بطن  همین پدیده  اجتماعی سیاسی  و امنیتی ایران  اصول سیاست  نظامی  گرای پاکستان  به نطر  می خورد  زیرا برای  اولین بار بود  که مساله  صدور انقلاب  که درتاریخ  معاصر به نوعی  مداحله  در اموران دیگران  تلقی  میگردید  از طرف  دیگر  در بستر  فرهنگی  و میتودولوژیک  ملت ها  نیز از واژه صدور انقلاب  چندان  تعریف  قابل  پذیرش  برای  مردمان  تحت ستم  بخصوص  در جهان سوم  موجود نبود. اجرا  این  پروژه  در نخستین  قدم  به جلب و جذب  کتله  ها و گروه  های عظیم  از شییعان  بدون در نظر گرفتن  هرگونه؟ در سایر  کشور ها  مربوط دانسته  شد وتنها  کشورهای  که پس  از جمهوری  اسلامی ایران  برای  انجام  این مهم بزرگ  مساعد تلقی  گردیدند  افغانستان  و پاکستان  بودند  روی همین  جهت است  که به خاطر  دریافت  روح  و جوهر  اصلی  دوکتورین  سیاسی امنیتی  جمهوری  اسلامی ایران را  باید  در پرتو  همین اصل  صدور انقلاب  منافع  متقابل  ایران  و پاکستان  در مورد افغانستان  جستجو کرد  از اینکه  افغانستان و پاکستان  از لحاظ  نفوس  وسر شماری  کتله های قابل  ملاحظه    از  پیروان  مذهب  شییعه را  دارا  اند  برای دریافت  پیوند های  استراتیژیک و عمده میان  گروه های  شیعه  پاکستان  ونقش  سیاسی انها  در دیپلوماسی  وسیاست  اخیر  میان پاکستان  و جمهوری  اسلامی ایران  دقیق  و همه جانبه  تحلیل  و حلاجی  شود  اگر از برگزاری  کنگره  1953  عمخومی  اهل تشییع  پاکستان تحت  نام پاسداری  از حقوق شییع  در شهر لاهور  و ایجاد یک  بنیاد  که دران وقت  بخاطر  اعاده حقوق  شییعان  پایه گذاری  شده  وبعدا"  حرکات  و سازمان  دهی دیگر ی که از طرف  جنرال  ضیا الحق  کیشد  میگذریم  در دورانیکه  جناب  رفسنجانی  رئیس جمهور  ایران بودند  در مورد تقویه  نهاد های  کشور ایران  در دیگر کشور  ها زیادتر  فعالیت  وجود داشت  در ان وقت  ها مساله  آذربایجان   ارمنستان  و موضوع  قره باغ  عمق  استراتیژی  را تشکیل میداد  که با اشاره  و هدایت مستقیم  پاکستان اعضای  حزب  اسلامی حکمتیار  در ان مناطق  از طریق ایران  برای جنگ  می رفتند  و مدتی  دوام داشت با اشاره  پاکستان  حکمتیار  منافع ایران  را عملی میکرد .

اما  با وجود  صدور انقلاب  وشیوه حرکت دردیگر کشورها  هیچکس  نمیتواند  ازاین  حقیقت  انکار نماید  که  وجود مراکز  متعدد  قدرت  در ساحه  تصمیم گیری  ها ورعایت  نکردن  موازین  و ضوابط  در گزینش  کادر ها  به اساس  تعهد  و تخصص  افراد  نداشتن  دوکتورین  قوی  وبر خاسته  از روح عدالت  اجتماعی  و انسانی  در زمینه  رهبری  ملتها سبب شد ه اند  تابر خلاف  ادعا  های  بلند بالای  قدرت  مندی  ایرانیان  نه تنها نظام حکم  بر ایران را زیر سوال  قرار دهد  بلکه  عوارض  جبران  ناپدیری  بر تفکر ی برجا   مانده است  که نظام  حاکم  بر ایران  بنام ان  مشروعیت  یافته  اند چون  اصل  بحث  مادراین  نوشته  مطرح ساختن  نواقص  و کمبودی  های  مقامات  جمهوری اسلامی ایران  در زمینه بحران افغانستان  است  تنها دراین قسمت  سیاست  خارجی   جمهوری  اسلامی ایران  بسنده  میشود  چنانچه  در مباحث  که قبلا  نوشتم  اشاره  گردیده  وجود  مراکز  متعدد قدرت  در زمینه   سیاست های  راهبر دی  و استراتیژیک  ایران  بویژه  در مورد  افغانستان از اول   تا امروز  به میزان  منابع ایران وپاکستان  اتخاذ شده است  به همین دلیل  با وجود  مصارف  که ایران در سخت  ترین  شرایط  و در اوج  جنگ ها به مردم افغانستان کرده است  اما منفعت  مادی  و معنوی  برای  ایران تنها  به نفع دیگر کشور ها  بخصوص پاکستان  تمام شده است  در حالیکه  ایران  برعلاوه  وزارت خارجه  از طریق  اطلاعات  خویش  سپاه پاسداران  ستاد امور  افغانستان .

همچنان وزارت  ارشاد و فرهنگ  وظایف  داشته و اجرا کرده در مورد کشور  در حالیکه  ایران  منافع خودرا  و پاکستان   منافع  دراز  مدت  خود را  در افغانستان  جستجو میکردندو هنوز دوام  دارد  اما ان  منافع  را که پاکستان  برداشته  تاکنون  ایران بدست  نیاورده  گرچه  هر دو مفت  شکار نمی  کنند  باید   منحیث یک افغان  قبول کنیم  و باور  داشته باشیم  که در  چنین شرایط  نا هنجار  سیاسی و اجتماعی  و منافع  ملی مردم  افغانستان  ضربه های  مهلکی  را  متحمل شده  رقابت  میان نهاد  های  مسئول جمهوری اسلامی  ایران برای  افغانستان از هرگونه   موازنه  سیاسی  و تشکیلاتی  بی بهره  بوده  و هست  در ایران  هر ارگان  خود را  هر کاره  و تام الاختیار  وانمود میکردند  هیچگونه  ارگان  را از خود  بالاتر  حساب نمی کردند  این شیوه  سبب ضیاع  کار امد ترین  نیروها به سطح  منطقه و جهان  میگردید  و هنوز  این ساست  درمورد  افغانستان دوام دارد  که اینده  ان برای  فعلا روشن  به نظر  نمی رسد .

سوم  -- موقعیت ستراتیژیک  روسیه  این حقیقت  را  هیچ کس  نمیتواند  کتمان کند  که روسیه  در دوره  بلشویک ها  و روسیه  کنونی  از  اسمان تاز مین  فرق وجود  دارد  در دوران  انقلاب ، بلشویک  ها در تمام زمینه های  سیاسی  - اقتصادی  -  فرهنگی   یک  برنامه  تمام عیار  و بنیادی  را جهت  رهبری روسیه نداشت .

واز حوادث  که در ان سالها  می گذشت  رهبران  طراز اول  حزب کمونست شوروی وقت  بشمول  بیانگذار  انقلاب  اکتوبر  ولادیمیر  الیچ لینن  به  جای ارائه  دوکتورین  جدید  امنيتی  وسیاسی  برای رهبری  کشور بزرگی  که نخستین بار  بنام  دیکتاتوری  پرولتاریا در جهان  به قدرت  رسیده بود  همان  سیاست  های ظالمانه  و استعماری  دوران  تزار  را بحیث  دوکتورین  نظامی  و  امنیتی در  سیاست خارجی  روسیه  شوروی  قبول کردند  شوروی  بزودی  حاکمیت  طبقه کارگر  را در کشور  بخاطر  صدور مارکسیزم  و لیننیزم  معرفی  کرد  این اندیشه  را در اسیای  میانه ترویج  میکردند  تقریبا  همزمان  دران وقت  سازمانهای  انقلابی  و جریانهای چپ مارکسیستی  که در کشور همجوار  یعنی چین  بر علیه  اشغ الگران  فعال  بودند  شعار سیاست  از لوله تفنگ  را میدادند  این شعار  های  هوا داران   ماوزی تونگ  در انقلاب چین  به زبان  می ارودند  هنوز  این اندیشه  در کنار  گوشه  بشمول روسیه  و چین  طرفداران  دارند  ما اگر  در موردامدن  قشون  روسیه  به افغانستان  بحث کنیم  باید کتاب ها بنویسیم که  از حوصله  این نوشته  خارج است. ان  تجاوز  و تجاوز ها  و مداخله های  دیگر را  در اینده ها خواهم نوشت  حالا روی اصل  مکث می کنیم  با درنظر  داشت این  حقیقت  که هیچ کس  نمیتواند  از ان  انکار کند  و انهم جهاد مردم  افغانستان  بود  اما اندیشه  های مارکسیزم  لیننیزم  و تمام اندیشه  های  محصول  ذهن  بشر بوده  باشد  خود  دارای  تاریخ  معین معرفی  بوده اند  که نمیتوانند  پاسخگوی  نیاز های  روزمره  تمام  عصر ما  و عموم نسل  ما باشد  لذا روی  همین دلیل  باید گفت  که سران  حزبی و دولتی  اتحاد جماهیر  شوروی  سابق  در زیرفشار  دنیا  وهزینه های بزرگ  مصرف جنگ  در افغانستان ، شوروی  وقت  را مجبور  کرد که  افغانستان  را ترک  کنند افغانستان  به دلیل  نزدیکی  که به  شوروی  وفت  داشت  و دارد بیشتر  مورد توجه  و دلچسپی  و علاقه انکشور  قرار داشت  و قرار دارد  حقایق  تاریخی  نشان میدهد  که مقامات  افغان  در همان  دهه  پنجاه میلادی  پس از انکه   از سوی  ایالات متحده امریکا  و غرب  پاسخی  برای کمک  نظامی  اقتصادی  به افغانستان  دریافت  نکردند  و زمامداران  شوروی  در زمینه  های گوناگون  ابراز  علاقمندی  به کمک های  همه جانبه  نمودند  دولت  های  حاکم وقت  افغانستان  نیز با توجه  به نیاز  های فوری  در ساختار  های مختلف  اقتصادی  - نظامی  و سیاسی کشور مجبور  به پذیرش  کمک های شورو ی  شده بودند.  روی همین  انگیزه  ها وعلت  ها  است که اکنون  مردم  و ملت  ما نسبت  به کمک  های هر  چند در راستای  منافع  مشترک افغانستان  و ایالات متحده امریکا  بوده است  به نظر سو  می نگرند . حقایق  نشان داده هرگاه  کوچکترین  نشانه ای از  سوی دولت  مردان امریکا  به مشاهده  برسند  در گام نخست از سوی  کشورهای همجوار  افغانستان  که در ائتلاف  بین المللی  ضد تروریزم  دوشادوش  امریکا  می جنگند  ، در قدم اول  زیر ذره بین  منافع انکشور  ها قرار  داده میشود و در صورت  لزوم علیه  همکاران شان  در ائتلاف  مذکور  بحیث  ضربه  تبلیغاتی  به کار میرود.

 چنانچه  قبلا  نیز اشاره  نمودیم  دهه پنجاه  میلادی  که بنام  دهه جنگ  سرد  نیز یاد میشود  و افغانستان  در ان وقت  نیز میدان  زور ازمایی  ابر قدرت  ها بود  و حالا  نیز چنین  است  قدرت های  بزرگ  بصورت  علنی  در جابجایی مهره  های خویش  چه در  سطح رهبری  دولت  وچه در سطح  وزراء  و مامورین عالیرتبه در پله های  قدرت  سیاسی  اقتصادی  در سطح  منطقوی  مشغول بوده وهستند روسها  در  ستیچ  دست  بالای داشت  اول انیکه  رژیم  سلطنتی  ایران  بحیث  ژاندارم در منطقه  منافع  امریکا را  علم بردار بود  برعکس  ان مناطق  بحر هند  و غرب اسیا  مانند پاکستان  قلمرو سنتی  انگلیس ها  حساب می شد و اکنون  نیز چنین است در  مقابل افغانستان  و هندوستان  بحیث دوکشور  بزرگ نزدیک  به منافع شوروی  شهرت یافته بود  در حالیکه غرب  از کودتاه  26 سرطان سال  1352 داود خان  ازرده  بود  سالها ی زیاد  نگذشته بود  که در 7 ثور  1357  روسها  در میدان  شطرنج  با پیشن کردن مهره های  شطرنج  شان  غرب  رابه  ظاهر یک کشت و مات  کردند  این حرکت  روسها ها متخصصان  نظامی بویژه  ا ستراسیت  های پاکستانی  و انگلیسی  این حرکت را گام  نخست بسوی  آّ ب های  گرم  و اتال دوبرج  یعنی افغانستان  و هند  که در گذشته  با کمپ  وارسا  نزدیک  بودند  معرفی  می کردند .

 حقیقت این است که  رژیم  جدید  که در 7 ثور  1357 بوجود امده  بود  اساس انرا  اندیشه های  کمونستی  و دید گاه  شوروی  وقت  باید  شمرد اشخاص  و افرادیکه  در قدرت  تکیه زده  بودند

خیلی  به دفاع  و طرفداری  از شوروی  افراط  می نمودند . چنانچه بعضی  ها از  امریکا  حالا نیز چنین طرفداری  میکنند.  اما افسانه که روسها  قصد داشتند  بعد از  افغانستان  خودرا به ابها ی گرم  برسانند  ساخته و پرداخته  حلقه های  معلوم الحال  و افراطی  در پاکستان  محسوب  میشود  که می خواستند  با طرح  این  قصه  پردازی  ها  توهمات جهان متمدن  بخصوص  کشورهای اسلامی  را به  یک خطر  جدی بیش  از  قابل پیشبینی  متوجه سازند.  بدین سان  با کشور  هندوستان  نیز که  برسر مساله  جموو  کشمیر  از همان  اوایل  تاسیس  کشور پاکستان  سر نزاع را گرفته  بودند  تصفیه حساب  کرده باشند  اگر مشخص  تر صحبت  شود من مطلق  به این باور هستم که سیاست ستراتیژیک  کشور پاکستان  بحیث  بزرگترین  جانب این  تراژیدی  خود  زمینه ساز  بسیاری  از معاملات پشت  پرده  علیه افغانستان  گردیده  که در طی  شش دهه  موجودیت  خود  وظایف  مهمی  را بدوش  تمام  فعالان  سیاسی  جامعه  پاکستان  واگذار ساخت  نمیتوان  از این  حقیقت  انکار نمود  که  شوروی وقت  وروسیه موجود  و کشور  پاکستان عاملین  حوادث  وقایع  تکانده  در افغانستان  بوده وهستند  اهمیت  استراتیژیک  افغانستان برای زمامداران  کریملن  و اسلام آباد  زیاد با ارزش  است .

حاکمان  روسیه موجود  به چشم سر  می بینند که امریکا  هم قطاران  و شریکان  گذشته روسیه را  شامل  پیمان  ناتو کرده  و با خود نزدیک  میسازد  روسیه  نیز با  اهداف  مشخص  که دارد  در مناطق  که دولت های  غربی نفوذ  دارند  در حالت  دفاع  پیشگیرانه  است تا انچه  که دست  رفته  دیگر نرود  روی این اصل  با کشورهای  اسیای مرکزی  معاهدات  امنیتی  جدید ی را  به امضا  رسانده  روسیه تا  انداره  قدم گذاشته  که خط مرزی  خود را  به مرز های  مشترک  این جمهوریت  ها و افغانستان  انتقال  داده است  از جانب  دیگر  وضعیت  داخلی افغانستان  امدن ناتو  بخصوص امریکا  تشویش  روسیه را  زیاد نموده  در تلاش  ان است  تا جای  پای  محکم  در افغانستان داشته  باشد  اما امریکا  نیز  انقدر  حریص  است که در افغانستان  غیر از خود  دیگر هیچ  کس وکشور  را که منافع  بدست آورد  قبول ندارد  دراین  روز ها  روسها  علاقمند  فعالیت  در افغانستان اند  اما پاکستان  هم خود  منافع  دراز  مدت در افغانستان  دارد  و  تحقق  منافع خویش  را در ویرانی افغانستان  وبه روی کار  امدن یک  حکومت  مزدور  میداند  و از جانب  دیگر پاکستان  وکیل  منافع  انگلیس  نیز در  منطقه است  حالا که  اهداف  و گذشته  عربستان سعودی  ایران  روسیه  وپاکستان را  تشریح  کردیم  در مورد  افغانستان پس چه  کنیم  تا از این  کشور ها در حالیکه  منافع غرب  نیز صدمه  ببیند  و حل اقل  این کشورها  دیگر خود را  زیاد  در  حاشیه  احساس  نکنند  به باور من  یک سیاست  معقول  و دوامدار  که نکات  زیرین  را در بر داشته  باشد  میتواند سودمند  واقع گردد  در حالیکه  درست  میدانیم  حالت  تعارفی  و اختلافات  مهم که بین ممالک  انکشاف یافته  یا در حالت  انکشاف  و عقب مانده  بر قرار  بوده است  یکی  از دلایل  عمده و اساسی  بروز اختلافات  و ملاحظات  بین المللی است  برای برقراری  روابط  دوستانه  وموثر  و رفع  کشمکشها  بوده  که دیپلوماسی  یعنی برقرار  کردن  روابط  و مذاکرات  سیاسی  در دنیای  امروز  معمول  است   معمول  مذاکرات  دیپلوماسی  ابتدایی  ترین وسیله  کشمش ها  است که توسط  وزارت  خارجه  یا نماینده گی  های سیاسی  ان به پیش  برده میشود  کنفرانس  لاهه  در 1907  مساعی جمیله  را بخاطر  راه حل پرابلم  ها بطور  مسالمت امیز  و پایان  دادن  به منازعات  میداند  و چاره اساسی  دیپلوماسی  فعال است  شفافیت  در دیپلوماسی  و مذاکرات سیاسی  مطابق  به منافع  ملی کشور  ما باید  دور  از  اندیشه  خود کامه  سلیقه  ها باشد  با ارزوی  های مردم  دیده شود  برای   نجات ملت  خویش  کار کرد  هیچ وقت  با این  طرز  وئیوه  سیاست  مداران  موافق  نبودم .

1-           ایدیالوژی  کردن یک عقیده  سیاسی  در طیف  های چپ  ور است ، درست  داوری  نکردن  نقد  ازادی  را  بسته میکند  و طرز  تفکر را  انتقاد  ناپذیر  و اصلاح  ناپذیر  میسازد  همچو سیاست  ها بر علاوه  اینکه  سرکوب  گر بوده  اند  با ملت  هانیز  انعطاف  نداشته  اند .

2-                                    جهان بینی  ما طوری نشود  که محک  اصلی  را نداند  وزمان  ومکان را تشخیص  ندهد  درمقابل  گرمی وسرما  تاب نیاورد  که نقطه انجماد  کجاست .

در عصر که ما زنده گی می کنیم  عصر ارتباط  و اطلاعات  خوانده  میشود  ا ستفاده  از تکنالوژی  جدید  ارتباط جز اولین  ضروریات  یک  دیپلومات است  که بتواند  اخرین اطلاعات  را بدست اورد  و قدرت  تحلیل  و تجربه  انرا  که بدست می اورد  داشته باشد .

روی این  اصل میتواند منافع  خودرا  بداند  وبه تحقق  ان موفق  گردد ویژه گی  های دیگر  که بخصوص  برای  دیپلوماتان  افغانستان مهم است  هوش و استعداد  وبرداشت  درست  ازشرایط  عینی  ذهنی  جامعه است  که در ان کار  میکند .

 ما دیپلومات ورزیده  انانی   را میگوئیم که  در رفع  پرابلم  موثر  باشند  فصاحت  وبلاغت خوب داشته  باشند با حوصله  وصبور  باشند  متاسفانه  برخی از کشورهای  جهان سوم  بشمول  افغانستان  دیپلوماتان  عوض رفع  تشنج  مشکل  افرین  بوده اند  مابخاطر  بدست اوردن  اهداف  در سیاست  عجول نباشیم در شرایط  موجود با درنظر داشت  منافع ملی  مردم مانهایت  ضرورست تا دیپلوماتان  ما  مذاکره  و گفت وشنود  سازنده  و موثر  را با کشورهای  یادشده  سازمان  دهند  باید  دیپلوماتان  ما بدانند  که روابط  ایران  با روسیه درچه  حالت  است روابط سعودی با پاکستان در کدام وضع قرار  دارد اینکه سعودی در شرایط موجود  چه می اندیشد و در باره  ایران وروسیه چه میگوید  یا ایران در باره سعودی برای ما  این اندیشه  اولویت  دارد که از این کشورها به نفع  ثبات وصلح  چطور  میتوانیم  استفاده کنیم  و انها را باور مند  بسازیم  تا در تحقق  و باز سازی  همکار  صادق  ما و جامعه  جهانی  باشند .

3 –در وضعیت  موجود کشور ما دوستان  بین المللی ما اگر  مارا را  مشوره  وچسپیدن  به هرگونه  دگمی  چه چپ  و چه راست  می دهند  عمل نابخردانه  است  این سوء سیاست  و پالیسی  کشور ومردم ما را  به سراشیبی  سوق میدهد  سیاسیون  ما که  ابتکار تحکیم  روابط  را بدست  دارند  از این شیوه  و اندیشه  بگریزند در شرایط  موجود  که اشد ضرورت  داریم  تا روابط  نیک وحسنه  را با عربستان سعودی  -  روسیه و ایران  وحتی پاکستان  برقرار کنیم  این ارمان  را وقتی میتوانیم بر آورده سازیم  که در قدم  اول  فراز  نشیب  روابط افغانستان  با  این کشور  ها را در ادوار  تاریخ  خوب بدانیم  و در مورد  استراتیژی  ها اهداف  اشکار  و  پنهان  این کشورها ما مع لومات کافی  داشته باشیم  کدم ها را  متوانیم  به پذیریم.

 کدام ها  به فرصت  های دورتر  اگر ما دیپلومات  که دراین کشورها  یا کشورهای  دیگر  مقرر  می کنیم  باید به ا ین  امر مطمئن  شویم که  این دیپلومات  در باره همان  کشور چقدر  مطالعه  کرده چقدر  معلومات  دارد وچقدر دیگر  ضرورت دارد  اگر به این  ارزو باشیم  انجا که  رفت باز می اموزد  اشتباه  ما خواهد بود  چقدر خوب است  دیپلومات  های ما در  کشوریکه  ماموریت داشته  دوباره  به کابل  بر می گردند ارزیابی شوند  که در باره  همان کشور  که وظیفه داشته  معلومات کامل  با خود  اورده  یا پاسپورت  سیاسی داشته  رفته  وباز امده  این  قضاوت  هامیتواند کارگرافتد  گرچه تا اندازه  دراین اواخر  اگر دیپلومات  دریک کشور  مقرر میشود  در مورد  نسبی  پرسان  جویا  از وی  صورت  میگیرد  اما دیپلومات  بعد از چند  سال  اجرا وظیفه  به کشور  می اید  از اندوخته  ان هیچ  استفاده نمیشود . باید ما امریکا و دیگران را  که در افغانستان  حضور دارند  قناعت  بدهیم که  روابط ما  با ایران – عربستان سعودی  یا روسیه  منافع  شمارا خدشه  دار نمیسازد  تحکیم روابط  با این کشور  ها مطابق  به ا رزشها ی ملی  و منطقوی  افغانستان  در غیر  ان و بدون  همکاری  این کشورها  صلح دوامدار  در افغانستان  محال خواهد بود این  اندیشه  بخاطر  دوام  و تحکیم  روابط  محکم  با این کشور  ها باید  شامل  پلان  کوتاه مدت  و دراز مدت  سیاست خارجی  ما باشد  راز موفقیت  یک دیپلومات  ویک سیاستمدار  در ان نهفته است  که وی بداند  چگونه  میتواند  افکار  دیگران  را عوض  کند  و اهداف  که پیش  رو دارد  بدست  اورد  هر سیاست  مدار باید  بداند  که در  نفوسی  نمیتوان  نفوذ کرد  مگر  با تدبیر . چر چیل صدراعظم  پیشین  برتانیه  میگوید  سیاست  مدار کسی است  که  حوادث  فردا  یکماه ویکسال  بعد را پیشبینی  کند وبعدا  بتواند دلایلی  بیاورد  که چرا اتفاق   نیفتاد  اما من  گنجینه  حافظه  ام را  که پر از  خاطره  تلخ ورنج  آور  و دیر پایی  زنده گی  در ماموریت  من در پاکستان است  ارزان  نمی فروشم  در  لحظاتی  که تنها نشسته  ام با اوراق  فراوانی که  طی  ماموریت  خود از ا ن  کشور  نوشته ام  به انها سرگرم  هستم  انها اند  که مرا  متوجه  سختی ها  و مذلت  ها میسازند  زنده گی  من  اینقدر  طولانی  نخواهد بود  تجارب  و  اسناد  را که  از مداخله  پاکستان  در امور کشور  خود دارم  طی یک کتاب  بزرگی  طبع  و   دنیا که  هنوز  صدمه  این مداخله  نمیدانند  به ثبوت  میرسانم  و از ان  حقایق  که من  میدانم  دیگران  استفاده  کنند  من  این حرف را  می دانم  که حاکم پاکستان  با غرور  و خود خواهی  بما وکشور ما ظلم  میکنند .

اما به این  باور  باشند  هروقت غرور قیام کرد منتظر شکست فوری باید بود .

 بیشتر  سختی  ها ی سیاست  زنده گی پاکستان  این است که کوشش  میکنند  از حقیقت  گریز  کنند  واین درد ها  ی جسمانی  بی جای پاکستان  از  ارزو  و  خواهی های  بی جای شان  است  اگر من  و دیگران  به این  باور  باشیم  که مناسبات  ما  و پاکستان  بزودی  حسنه  میشود در حقیقت  از حوادث  شش دهه  گذشته  اگاهی  نداریم  و خودرا  فریب  داده ایم .

+ نوشته شده در  22 Mar 2007ساعت 1:6  توسط احمد سعیدی  |