| 17 Aug 2007 - [22:49] |
احمدسعيدی
کمپ دیوید نام آشنا درتعین سرنوشت ها
حامد کرزی رئیس جمهور کشور ما با آقای بوش رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در کمپ دیوید ملاقات و مذاکره نمود. رسانه ها و مردمان دنیا بشمول مردم افغانستان بنام کمپ دیوید آشنائی دارند کمپ دیوید هم تفریحگاه و هم جای ملاقات های نهایت مهم کاری بین رهبران دنیا شمرده می شود کمپ دیوید از واشنگتن DC امریکا یکصد کیلو متر فاصله دارد وساحه وسیع ، سرسبز و جنگلات انبوه با آب و هوای نهایت خوش گوار دارد. بخصوص در موقع تابستان روئسای جمهور امریکا ملاقات های مهم خویش با کسانیکه آنها را امریکا دوست نزدیک میخواند در کمپ دیوید سازماندهی می نمایند خبرنگاران را بدون از کمره مخصوص رئیس جمهور امریکا در مقر کمپ دیوید اجازه نداده به فاصله ده کیلو متر دور تر از مقر کمپ دیوید برای خبر نگاران جای مناسب مدنظر گرفته شده اگر ایجاب نماید که برای روز نامه نگاران و مطبوعات کنفرانس داده شود مقامات عالی رتبه ذریعه موتر های مخصوص به آنجا می روند و به خبر نگاران معلومات می دهند. محترم حامد کرزی طی سفرهای زیاد که به امریکا داشته اولین مرتبه است که با رئیس جمهور امریکا در کمپ دیوید ملاقات می کند. با رسیدن رئیس جمهور ما در کمپ دیوید جورج دبلیو بوش رئیس جمهور امریکا و خانم لورابوش از وی به گرمی استقبال کردند. بعداً چارشخصیت مهم دیگر امریکا یعنی خام کاندلیزارایس وزیر خارجه امریکا ، رابت گیس وزیر دفاع و رئیس CIA و مسئول استخبارات امریکا در جنوب شرق آسیا با حامد کرزی دست دادند بعد از خیرمقدم شامل ملاقات شدند از دوره ریاست جمهوری لندن جانسن رئیس جمهور فقید امریکا بدینسو روئسای جمهور صدراعظمان که در کمپ دیوید ملاقات شان صورت گرفته عبارت اند از:
1. اسحق رابین صدر اعظم اسبق اسرائیل
2. موشی دیان وزیر دفاع وقت اسرائیل
3. شارون صدراعظم اسبق اسرائیل
4. انورسعادت رئیس جمهور اسبق مصر
5. حسنی مبارک رئیس جمهور موجود مصر
6. ملک عبدالله پادشاه اردن
7. ملک فیصل پادشاه اسبق سعودی
8. شیخ زاید امیر وقت عمارات
9. ولادی میر پوتین رئیس جمهور روسیه
10. تونی بلر صدراعظم اسبق انگلیس
11. بروان صداعظم موجود انگلستان
12. جنرال ضیاالحق رئیس جمهور اسبق پاکستان
13. جنرال مشرف رئیس جمهور موجود پاکستان
14. خانم بی نظیر بوتو در دوره بل کلنتن
15. ننسن مندیلا رئیس جمهور اسبق افریقای جنوبی
16. هلمت کل صدر اعظم اسبق جرمنی
17. ژاک شیراک رئیس جمهور اسبق فرانسه
18. بوریس یلسن رئیس جمهور وقت روسیه و صدر اعظم اسبق جاپان به شمول شخصیت های سیاسی و اجتماعی دنیا.
معمولاً در کمپ دیوید ملاقات ها پشت در های بسته صورت میگیرد اما تصامیم مهم و سرنوشت ساز اتخاذ می شود در شرایط نهایت بغرنج و پیچیده موجود در افغانستان پاکستان و منطقۀ که تروریزم برعلاوه افغانستان حالا در پاکستان نیز نیرو مند است و دست بالا عمل می کند مشکل وزیرستان با جور لال مسجد ، گروگان گیری در افغانستان ، افزودن نا امنی بی اعتمادی مردم به فردا ، دایر شدن جرگه امن منطقوی در کابل ، فقر و بی عدالتی ، رشوت عدم شفافیت در بعضی ادارات ده ها و صد ها پرابلم دیگر که دامنگیر دولت افغانستان و کشور های منطقه است در این اجلاس با رئیس جمهور امریکا مورد بحث قرار می گیرد بخصوص کشتار مردمان ملکی در افغانستان در اثر عملیات قوت های ناتو که رئیس جمهور افغانستان در این مورد از همه زیاد تر تشویش دارد آگاهان سیاسی به این باور اند که رئیس جمهور امریکا از وضع موجود و مشکلاتیکه دامنگیر حامد کرزی رئیس جمهور کشور است بخوبی آگاهی دارد بخصوص با موجودیت خام رائیس وزیر خارجه امریکا که در روسیه و کشور های آسیای میانه تخصص دارد و از جانب دیگر پیش از اینکه وزیر خارجه امریکا شود مشاور مهم امنیتی بوش بوده و یک کله سیاسی قوی است.
از طرف دیگر حضور آقای رابت گیس که سابقه بیست و هشت ساله از ماموریت الی ریاست عومی CIA امریکا را دارد و حضور رئیس استخبارات موجود امریکا با در نظر داشت موجودیت مسئول استخباراتی در جنوب شرق آسیا هم چنان این ملاقات درکمپ دیوید در سفری صورت میگیرد که رئیس جمهور کشور را سه شخصیت مهم کلیدی در سیاست و امنیت افغانستان همرائی می کنند.
آقای داکتر اسپنتا وزیر امور خارجه افغانستان که در مکتب سیاست هم شاگرد بود و هم استاد برعلاوۀ امریکا کشور های اروپائی وی را خوب می شناسند و با سیاست های آن علاقه مندی و دلچسپی دارند اروپا داکتر اسپنتا را دوست نزدیک خود میداند و در دفاع آن قرار دارد.
شخصیت دیگری این سفر آقای ستر جنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع کشور که تحصیلات عالی آن در امریکا بوده با مقامات امریکائی آشنائی کامل دارد از جمله جنرالان سابقه افغانستان بوده مدتی را که در دوران جهاد در پاکستان بوده در مورد سیاست نظامی پاکستان آشنائی کامل دارد پاکستان نیز جناب وردک صاحب را با کار کردهای آن می شناسد و با آن معرفت دارد.
شخصیت سوم جناب داکتر زلمی رسول مشاور امنیتی رئیس جمهور است آقای زلمی رسول را غرب و شرق می شناسد چون روابط قبل وی با مرحوم شاه سابق زیاد تر بود حالا دست راست رئیس جمهور شمرده می شود و جناب کرزی با وی اعتماد زیاد دارد.
طور طبعی بحضور داشت شخصیت های مهم و کلیدی هردو طرف تصمیم گیری های جانبین از اهمیت خاصی برخوردار است آگاهان سیاسی توافق کامل دارند که در این ملاقات ها نکات زرین مورد موافقه جانبین قرار می گیرد تعهد ذیل را یکبار دیگر امریکا به مردم افغانستان در رآس حامد کرزی رئیس جمهور می دهد.
1. بر همکاری استراتیژی بین امریکا و افغانستان تأکید صورت میگیرد.
2. حضور قوت امریکا در افغانستان تا وقت ضرورت باشد و عده داده می شود.
3. تجدید همکاری های نظامی ، اقتصادی ، فرهنگی و حمایت نظامی سیاسی دراز مدت از مبارزه مردم افغانستان علیه تروریزم .
4. پیشتیبانی از فیصله های جرگه امن و وعده همکاری بخاطر تطبیق فیصله های این جرگه.
5. کار دایمی بخاطر رشد اقتصاد و باز سازی در افغانستان.
6. بر علاوه کمک های وعده داده شده قبلی یک مقدار کمک های نظامی و مالی دیگر جدیداً وعده داده می شود.
7. بخطر محوه مواد مخدره تروریزم و رشد انکشاف همگانی تعهد به حقوق بشر جلوگیری از تلفات مردمان ملکی توافق صورت میگیرد و تأکید میشود.
8. با در نظر داشت تذکر از کمی و کاستی که در دولت کنونی موجود است در مجموع از حاکمیت موجود پیشتیبانی می شود و از کار کردهای رئیس جمهور تقدیر به عمل می آید و بوش آقای کرزی را دوست خوب خود خطاب می کند.
این وعده و نوید ها در این سفر چراغ سبز است از طرف امریکا برای دولت موجود که باید از آن استفاده معقول صورت گیرد اگر آقای کرزی بعد از بازگشت از این سفر مهم و سپری شدن جرگه امن در دستگاه حکومت خانه تکانی همه جانبه را بخصوص در حصه والی ها و ارگان های امنیتی انجام دهد امید آن می رود که در دستگاه موجود رونق در کار عرض وجود کند اگر با کسانیکه در یک اداره یا ولایت ناکام شده اند در جای مهم دیگر مقررمی شوند در آن امید چندان نباید از وعده ها انتظار درست دولت موجود پیشتیبانی جامعه بخصوص امریکا را با خود دارد اگر پیشتیبانی مردم افغانستان همه جانبه به دفاع از حاکمیت موجود بدست آید فاصلۀ ایجاد شده کم شود پیروزی دولت با این پرابلم ها حتمی است در غیرآن باید منتظر ماند. فاصله های ایجاد شده بین مردم و دولت موجود وقت از بین می رود که عوامل و انگیزه همچو فاصله دقیق بررسی و ارزیابی کرد کارهای مثبت را تقویه و با بی کفایتی ها و تنبلی ها و بی عدالتی دایمی و داع شود این است راه حل.
| 13 Aug 2007 - [22:52] | باز تیغ دیگری بر گلون مردم مظلوم ! |
احمد سعیدی
باز تیغ دیگری بر گلون مردم مظلوم !
کسانیکه معاش سوپراسکل می گیرند یا از دو سه اداره معاشات تشویقی و خصوصی دالری دارند که قرار گفته مقامات دولت از ده هزار دالر الی بیست هزار و بالا تر می رسد از رشوت و اختلاس ما میگذریم ملت میداند که حقیقت چیست در این روز ها ریاست عمومی حفظ و مراقبت مکروریان ها دست به ابتکار دیگری زده حفظ و مراقبت که تحت ذعامت وزارت شهر سازی فعالیت دارد وزارتیکه شش سال می شود پلان های انکشافی و شهری آن تا اکنون آماده کار عملی نشده دیگرخدا میداند آدم به حیرت می افتد که این وزارت روی چه ضرورت ایجاد شده اداره حفظ و مراقبت مکروریان ها که در حقیقت حفظ آنرا حیف توصیف کنیم و مراقبت آن را بی رقبتی به خاطر موجودیت کثاقات چند سال است که مکروریان کهنه مرکز گرمی ندارد در تمام مکروریان ها در منزل چهار و پنج و شش آب نمی رسد مقدار زیاد از مردمان بی انصاف از منزل های اول بلاک ها نل ها کشیده اند ، کچالو و پیاز و موتر شوئی ساخته وقتیکه نفر حفظ ومراقبت اگر کدام روز سر می زند با پرداخت بیست افغانی از همه می گذرد و چشم بسته پشت کار خود می رود مردمانیکه از سرک نزدیک مسلخ می گذرند و یا از پل مکروریان کهنه عبور می کنند بوی بد آن به اندازۀ خطر ناک است که بعضی مریضی ها از این تعفن برای مردم به وجود آمده حقیقت این است که در تمام مکروریان ها پارک برای تفریح وجود ندارد یک پارک را که کشور اوکراین در پهلوی وزارت شهر سازی می سازد از اثر عدم توجه مسئولین سالها ساخته نخواهد شد هم چنان ترمیم سرک پیش روی لیسه عبدالهادی داوی مدت شش ماه می شود که آغاز شده فاصله مجموعۀ این سرک صد متر اضافه نیست ساحۀ که بر ترمیم ضرورت دارد تقریباً به چهل متر می رسد طی شش ماه مکمل نشده وای به این وطن و وای به این اجراآت هم چنان در عمومی بلاک ها مردم در بالکن ها خانۀ دیگری ساخته اند به اصطلاح حفظ و مراقبت هر روز می بیند با وجود مصروفیت وزارت شهر سازی در مورد زمین های حاجی اقبال در ده سبز باید در مکروریان نیز توجه کنند با کمال افسوس در این روزها به اصطلاح حفظ و مراقبت دست به عمل دیگری و ابتکار دیگری که نه اصولی است و نه منطقی و نه قانونی زده تا حد اقل اگر دست آورد شمرده نشود مردم را از دولت حکومت باید آزرده بسازد که آن عبارت از اخذ محصول خدمات تصدی مراقبت است آواز و ناله مردم مظلوم از دست وزارت برق به آسمان بود بخاطر اینکه قیمت برق را بلند برده و چند ماه بعد میتر خوانی میکند تا مردم محصول اضافه بدهند.
فراموش نشود کسانیکه در مکروریان ها خانه شخصی دارند در سال های گذشته اجازه خرید و فروش را نداشتند اما حالا حکومت لطف کرده صلاحیت ملکیت آن را به آنها امسال واگذار شد که خرید و فروش کرده میتوانند خانه اش آباد. اگر بخواهم بخاطر اجراآت نا درست در مورد حفظ و مراقبت بنویسم چند روز باید وقت داشته باشم . بهتر است اصل مطلب را یاداشت تا همه بدانند که در این کشور چه طرح های بخاطر فاصله گرفتن مردم از دولت وجود دارد که زیرکانه و ماهرانه روی کاغذ می آید در این روز ها اداره حفظ و مراقبت لایحه را ساخته میخواهد کسانیکه در مکروریان ها خانه دارند باید سالانه اینطور پول بپردازند.
یک آپارتمان دو اتاقه که 49.51 متر مربع مساحت دارد و مجموع قیمت عرضۀ خدمات 9951 نه هزارو نه صدو پنجاو یک افغانی تثبیت گردیده است. به همین ترتیب آپارتمان سه اتاقه که 63.9 متر مربع مساحت دارد قیمت قابل تادیه 12844 دوازده هزارو هشت صد و چهل و چهار افغانی ، آپارتمان چهار اتاقه که 71 متر مربع مساحت دارد که قیمت تسخین 14398 چهارده هزارو سه صد و نود و هشت افغانی و آپارتمان پنج اتاقه که دارای 90.50 متر مربع مساحت است قیمت تسخین آن 18190 هجده هزارو یکصد و نود افغانی درسال تثبیت گردیده است از جانبی هم مقروضیت های سالهای گذشته بالای ساکنان مکروریانها باقی مانده که با جمع پول قابل تادیه سال 1385 شاید 35 سی و پیج هزار افغانی گردد. قرارگفتۀ این تصدی اگر اهالی مکروریان ها حاضر به پرداخت پول خدمات تصدی مکروریان ها نگردند تصدی به شورای اقتصادی دولت پیشنهاد نماید تا تمام خدمات شان را قطع نماید چنانچه این کار در سراسر جهان معمول است که در صورت رسید لست کانتور یا بل آخرین مهلت پرداخت پول را هم نوشته می کنند که اگر مشتری پول را تحویل کرد خوب در غیر آن مرجع عرضۀ خدمات خویش را قطع می کند و ما هم همین رویه را در پیش خواهیم گرفت. از طرف دیگر حد اقل برق یک خانه پنج اتاقه ماهانه 1500 پانزده صد افغانی خواهد شد که مصارف دوازده ماه برق 18000 هجده هزار افغانی میشود اگر مجموع را جمع نمایم یک مامور دولت که اصل معاش و امتیاز آن ماهانه 2500 دو هزار و پنجصد افغانی و سالانه 30000 سی هزار افغانی می شود طی یک سال باید از همین سی هزار افغانی سالانه مبلغ 53000 هزار افغانی را تحویل حفظ ومراقبت و ریاست برق کابل نماید خیر 30000 سی هزار افغانی دولت لطف دارد مامور یا اجیر را معاش میدهد مبلغ 23000 بیست و سه هزار افغانی دیگر که از معاش سالانه افزوده است از کجا کند تا تحویل حکومت نماید مامور بیچاره یا علاقه ندارد یا رشوت گرفته نمی تواند یا وجدان پاک دارد یا راه اختلاس را نمی داند یا نمی کند یا از خدا می ترسد کسانیکه همچو تصامیم را اتخاذ می نمایند به حکم وجدان نکات ذیل را جواب دهند.
1. در حالیکه معاش یک ساله یک مامور محصول حفظ و مراقبت اداره نامراقبت شما و هم چنان محصول برق نام نهاد که باید به آن الکین گفت نمی شود سالانه 23000 بیست و سه هزار افغانی علاوه ازمعاش 30000 سی هزار خود باید بپردازد این مدارک را از کجا کنید شما را بخدا مردم را به غلطی تشویق نکنید از صداقت چه دیده اید همچو طرح و اجراآت بر علاوۀ اینکه منطقی نیست جنبه تطبیق نیز ندارد فقط زمینه این راه را مهیا خواهد ساخت که مامورین پائین رتبه که تا هنوز از دولت در دفاع قرار دارند مجبور شوند خدا ناخواسته به صف مخالفین بپیوندند امید وارم طرح شما شعوری نباشد که باعث تقویه دشمن گردد باور دارم که شعوری نیست. امروز دولت ضرورت به همکاری مردم دارد کسانیکه بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کنند طرح های غیر قانونی طرح هایکه جنبه تطبیق ندارد ارائه میدارند باید مجازات شوند از طرف دیگر بگو مگو های وجود دارد که مکروریان ها مربوط شاروالی کابل شوند شاروالی کابل دیگر اجراآت را گل کرده که مکروریان ها را گلاب کند امید وارم مقامات عالی رتبه با طرح ادغام مکروریان ها با شاروالی کابل ما را از زیر چکک به زیر ناوه نشانند. من ایمان دارم که اگر مقام ریاست دولت از همچو طرح آگاه شود از لطف و دلسوزی که بامردم دارند طراحان این طرح بدون مجازات نمی مانند.
اگر درخانه کس است
یک حرف بس است
| 13 Aug 2007 - [22:51] | اتحاد با بی نظیربوتو جنرال مشرف را نجات خواهد داد؟ |
احمد سعیدی
اتحاد با بی نظیربوتو جنرال مشرف را نجات خواهد داد؟
نخست از همه توضیح باید کرد که سیاست مجموعه وسیع و گسترده از ارزش ها بوده که با سیر و روند اجتماعی جامعه بشری ارتباط عمیق و ناگسستنی را دارا می باشد و لی این ارزش ها در بسا موارد باهم در تضاد قرار داشته و قضایا را از زوایا و دیدگاه های دلخوه خویش مورد غور و برسی قرار می دهند که این مجادله دایمی و پایان نا پذیر که در طرز و تفکر و ایدیولوجی های اقشار مختلف جامعه متبارز می گردد بس این افراد جامعه اند که از چگونگی طرز روش و اندیشه فکری با نظرداشت منافع خویش در پی تحقق آن بکار و فعالیت بر می خیزند زیرا اندیشه های فکری ابعاد وسیع و متعدد را داشته که پیروان آن نیز از لحاظ کمی بیشمار اند.
هر تنظیم سیاسی و یا مذهبی پاکستان نظریه و پالیسی جداگانه دارد و در موقع انتخابات زیاد بر اعضای خود تکیه می کنند که خانم بی نظیر بوتو از جمله همین قماش است. در حال حاضر بزرگترین نقص تنظیم های پاکستانی این است که کارمندان تنظیم ها صرف در وقت انتخابات بدرد میخورند یا به معنی درست همین رهبران با سوار شدن بر شانه های کارکنان شان به اقتدار میرسند و بعد از رسیدن به اقتدار آنها را دوباره فراموش می نمایند تا انتخابات آینده فرا رسد و دوباره مطلب بر آورده شود و باز وزن خود را به شانه اعضای بار نماید بعد از صورت گرفتن این عمل جندین مرتبه کارکنان که یک نظر خوب بجا و مثبت دارند ال سرد شده از سیاست دشت میکشند و جهت ادامه حیات شان شغل دیگری را آغاز می کنند و آنانیکه در پی مطلب هستند تا آخرین نفس های شان در تنظیم ها فعالیت می نمایند و مورد استفاده قرار می گیرند. رهبران تنظیم های سیاسی بدو نوع اند یکی آنانیکه حرف خود را جهت حصول مقصد کارمندان شان می زنند و استفاده می نمایند و دیگر آنکه در هر قدم شان با کارکنان شان کشوره می نمایند و جهت حقیقت ساختن نظر شان تا آخرین لحظه حیات شان میجنگند که از بخت بد همچو اشخاص و تنظیم کم پیدا اند . ولی تا حال همین قدر واضح گردیده که کارکنان تنظیم های سیاسی صرف و صرف مسئولیت گرفتن تیاری ها جهت انتخابات را دارند و بس.
از وقت که تغییرات در سیاست اسلام آباد آغاز گردیده کارکنان تنظیم ها هم خیلی بیقرار گردیده اند و خصوصاً آن کارکنان که به حکومت مرکزی به شکلی از اشکال نزدیک اند که در گذشته ها خیلی مشرف میگفتند ولی بر عکس فعلاً از وی دوری می کنند و دروازه دیگری را جستوجو می کنند.
زمانیکه ملت پارتی و نیشنل الاینس را یکجا ضم مسلم لیک نمودند این فیصله باعث گردید که کارکنان این تنظیم ها بحدی نا راضی شوند که به نام پاسبان ملت تنظیم علیحده را تأسیس نمایند و از سردار فاروق خان لغاری و محمد علی درانی جدا شوند.
آیا حالا میتواند که سردار فاروق لغاری و محمد علی به صوبه سرحد بیایند و به کارکنان شان در مورد فیصله یکه بدون مشوره با این کارکنان صورت گرفت توضیحات بدهند؟
امکان دارد که این هر دو شخصیت در راضی ساختن این کارکنان موفق شوند زیرا خداوند متعال زبان شرین به هر دوی آنها اعطأ نموده است و بتوانند که آنها را بقبولانند که در این فیصله مشوره با آنها ضرور دانسته نشد.
به همین نوع زمانیکه پیتریاتس را با پیپلز پارتی ( شیرپاو) یکجا نمود پاکستان پیپلز پارتی تأسیس گردید و هیچ نوع مشاورت با کارکنان صورت نگرفت چنانچه بوتو در دوبی چنین کرده تا حدی که معماران شورا هم از این ادغام بیخبر بودند و حالا چنین شنیده میشود که سه تن از MPA پاکستان پیپلز پارتی ارشد خان ، شاه محمد خان و اسرار الله از این ادغام خیلی نا را ض گردیده اند و در اسمبلی سرحد گروپ پارلمانی علیحده را تشکیل خواهند داد و موقف کارکنان چنین می باشد که میگویند که ضم شدن با پیتریاتس که یک تنظیم پرجنجال است نه تنها باعث نارضایتی کارکنان گردیده بلکه به مفادات خود تنظیم هم خدشه رسانیده.
از جانب دیگر پاکستان پیپلز پارتی ( پارلمنیترین) که از یک مدت مایوس بوده یک نفس تازه را روبرو شده اند و اختلاف داخلی آن زمانی از بین رفت که خواجه محمد خان هوتی عازم دوبی شد و نزد بی نظیر بوتو رفت و از صدارت این تنظیم استعفا داد.
شخصی که حالا انتخاب شده رحیم داد خان می باشد و از وقت که صدارت صوبائی را بدست گرفته با رویه های خوش و نیک همراه با کارکنان در ارتباط می باشد و بعد از انتخاب صدر جدید کارکنان هم توقع دارند که سلوک و رویه گذشته تکرار نخواهد شد.
در صوبه سرحد عوامی نشنل پارتی هم از جمله تنظیم های بشمار میرود که کنترول ثابت بر کارمندان شان را دارند و با دلایل منطقی راه میروند و همین خوبی های شان را امیدوار میسازند که تا در انتخابات عام کامیاب شوند.
اما بعضی حلقات این تنظیم نظر به بعضی نقاط با رهبران شان متفق نیستند و باعث مشکلات گوناگون گردند. در مورد متحده مجلس عمل گفته میشود که یک تنظیم ثابت و دقیق میباشد هر شخص نمی تواند به آسانی به عهده های بلند و بالا برسد و باید مرحل مشکل را طی کند و هر عضو آن مسلسل مصروف فعالیت های مشخص باشد اما حالا کارکنان این تنظیم هم دچار پریشانی ها شده نظر به فعالیت های بزرگان شان کارکنان آنها از روبرو شدن با سوالها خود دارای می نمایند و موقف نظری بزرگان شان و فعالیت های شان در صوبه سرحد باعث شده تا در انتخابات نا امیدی ها را بار آرد و هر کس میداند که در انتخابات آینده برای مجلس متحده عمل که متشکل از احزاب مذهبی اند کسی رأی نخواهد داد و احزاب قوم پرست برنده خواهد شد. در وزیرستان جنوبی قواه نظامی پاکستان مصروف تیاری جهت از بین بردن طالبان و اعضای القاعده توسط عملیات دیگری به ظاهر هستند و مناطق جنوب غربی شکئی ( خمرانگ) بش بهار و مناطق شمال غربی ستونی منت کوئی و دره نشتر را مخصوصاً در بر خواهد گرفت زیرا مناطق مذکور از جمله مناطق میباشد که راه خیلی دشوار و پرخم و پیچ را دارا است.
اگر مناطق مذکور را توره بوره دیگر بگویم پس بیجا نخواهد باشد که مردم این منطقه خانه های شانرا برای خارجی ها و رهبران آنها که تعداد شان به ده هزار گفته میشود و در این جا زندگی دارد تسلیم نموده و خود ایشان نقل مکان نموده و به منطقه بنام تل رفته اند. منطقه مذکور از یک جانب مناطق سرحدی افغانستان و پاکستان میباشد و از جانب دیگر بخش از وزیرستان شمالی میباشد که توسط ستلایت مخفی امریکا از مدت دونیم سال است که زیر انگرانی قرار دارد و فعالیت های عناصر خارجی در آن مشاهد میگردد.
جهت نگرانی و با خبر بودن از این مناطق امریکا از تکنالوجی مخصوص خویش استفاده بعمل آورده و طیاره های جاسوسی شانرا که یکی بنام 2-4 که طیاره بدون پیلوت می باشد و 25 هزار فت از زمین پرواز می نماید و همین طیاره بود که جهت از بین بردن نیک محمد از آن استفاده گردید و علاوه از این از طیاره های R.C..155 نیز استفاده میگردد.
اداره های مخفی امریکا فعلاً در وزیرستان شمالی دوساحه و در وانا کمپ ساحه زمری را در دست دارند که توسط آن اوضاع را کنترول می نمایند.
طیاره های مذکور که از هر نوع لوازم جدید برخوردار اند همیشه در پرواز بر این مناطق می باشند و بشکلی که اداره های مخفی امریکا و خود قواه نظامی های پاکستان که این مناطق محاصره نموده اند چنین معلوم میشود که کدام مرکز مهم القاعده در این در این جنگل ها وجود دارد و فعالیت می نماید.
چند روز قبل زمانیکه رئیس جمهور پاکستان جنرال مشرف طی یکی از نشست های شان در مورد تأمین امنیت چنین گفت که وانا مرکز القاعده میباشد در حقیقت جنرال خواست تا توجه امریکا را بطرف وانا جلب نمایند زیرا حالا جنرال مشرف دانسته که از بین بردن القاعده از این مناطق کار آسان نیست و تعداد شان هم اندک نمی باشد.
نظر به راپور های مخفی اداره های مخصوص جنگجو های این مناطق بم های کوچک را ساخته اند کا به آسانی از یک منطقه به منطقه دیگر برده میشود و همچنان اسلحه خورد و بزرگ در این مناطق نیز کم نیست و اگر امریکا این عملیات را شروع نماید پس توره بوده خواده بود که به آن مبارزه قوی ضرورت است. و پاکستان هم به ظاهر را ضی نیست.
قوماندان های پاکستانی که در ماه جون نزد این عناصر خارجی و جنگجو ها اسیر گردیده اند حالا آنها را گروه های مختلف بین خود تقسیم کرده اند و قواه نظامی پاکستان از همین جهت بمبازد فضائی را قطع کرده است زیرا آنها چنین اندیشه دارند که نشود تا همین قوماندان ها منحیث سپر در مقابل گلوله های خود شان قرار بگیرند.
جهت رها نموده همین قوماندان ها مولانا عبدالمالک که عضو اسمبلی قومی نیز میباشد به وانا رفت و هم رهبر حزب اختلاف مولانا فضل الرحمن وعده نمود که وی هم به وانا میرود که از همین جهت راه ها که شدیداً مسدود گردیده بود آزاد ساخته شد ولی با مشاهده وضع و حالات نه مولانا فضل الرحمن به وانا رفت و نه چاره دیگری تا اکنون دریافت گردیده. در این روز ها مسلم لیگ های پاکستان که صاحبان قدرت اند همراه با دیگر تنظیم های اتحادی بر اوضاع امنیتی کشور اظهار عدم اعتماد نموده اند و میگویند که ضرورت است تا در مقابل تروریزم فعالیت های ملی صورت بگیرد و در این مورد از اپوزیسیون کمک خواسته اند و دست و پا می زنند کشت خود کاشته اند.
سه روز قبل طی یک کنفرانس مطبوعاتی که در آن جنرال سکرتر مسلم لیگ چودری شجاعث حسین عده از وزرأ مانند (خالد و درانی) تنویر حسین و دیگران نیز شرکت داشتند گفت که عملیات و فعالیت های ترورستی مسئله مهم میباشد و خطر بزرگ برای ملت پاکستان به وجود آورده ازین لحاظ حکومت و اپوزیسیون باید هر دو یکجا شوند و در مقابل تروریزم فعالیت های لازم را انجام بدهند تا دامنه این خطر وسیعتر نگرد .
این حقیقت را نه تنها شجاعث حسین اعتراف کرد بلکه وزیر داخله پاکستان شیرپاو نیز گفته است که هیچ نوع کمپ یا قرار گاه القاعده در وزیرستان جنوبی موجود نمی باشد ولی تروریست ها و جنگجو های خارجی در آنجا موجود میباشد و انفجارات که صورت گرفت آن هم به آنها تعلق میگیرد.
وی در جواب یکی از سوال ها گفت که زمانیکه ما میگویم که در وزیرستان جنوبی تروریست و جنگجو های خارجی موجود اند هدف ما از راضی نگهداشتن رئیس جمهور امریکا و یا جنرال مشرف نیست بلکه حقیقت را میگوئیم. اما شوکت عزیز ( 21مین ) وزیر اعظم پاکستان بعد ازاخذ رائی اعتماد مردم خویش را وعده نمودکه پاکستان را یک کشور نا قابل تسخیر و مترقی با یک اقتصاد پیشرفته خواهد ساخت .
در سال 1999 زمانیکه مشرف اقتدار را بدست گرفت اولین شعار وی نیز همین بود . اما این شعارهای وی در اثر حوادث زمانه به پایه تکمیل نرسید و هدف ها متغیر شد . بعد از فایق شدن شوکت عزیز بر عهده وزارت عظمی پاکستان در یک وقت تحت اثر دو رهبر قرار گرفت مشرف قدرت مند و شوکت عزیز کم قدرت.
اندیشه قاعد اعظم علی جناح در مورد پاکستان چنین بود که وی میخواست تا پاکستان را پیشرفته ترین کشور جمهوری اسلامی بسازد اما چند وقت بعد اولین شخص نظامی جنرال ایوب خان خواب های دیگری را به مردم پاکستان نشان داد و نتیجه فعالیت های اقتصادی و سیاسی ایوب خان چنین شد که دارائی کشور پاکستان میان (220) خاندان تقسیم گردیده و پاکستان نزد جهانیان اعتبار خویش را از دست داد و در اثر نظام یکدستی سقوط دها که نیز صورت گرفت و کشور بنگلدیش ایجاد وضیعت کنونی پاکستان بنگلدیشی های دیگر به وجود خواهد آمد.
بعد از سقوط ینگله دیش اولین رهبر حزب مردم پاکستان ذوالفقار علی بوتو بود که سوشلزم را نظام اجتماعی میدانست و ملت را بیدار ساخت و قبولاند که ملت بزرگترین قدرت میباشد مگر بر اساس ساختن قانون جدید تحت تفکر جمهوریت ملی وی در سال 1973 به دار آویخته شد اما دخترش حالا آماده اتحاد با جنرال مشرف است.
بعداً شخص دیگر نظامی بمیان آمد که جنرال ضیاوالحق نام داشت و بر عکس پالیسی های که وی در مدت (11) سال اقتداراش داشت امروز پرویز مشرف با پالیسی جدید یر تخت اقتدار نشسته است .
بعد از ضیاوالحق نواز شریف و بینظیر بوتو به اقتدار رسید و شعار های زیاد دادند و تا حدی بر آن عمل هم کردند ولی باز هم جهت رسیدن به اقتدار باید از قانون نظامی خادم شاهی آنوقت میگذشت البته از سالهای 1988 تا اکتوبر 1999 رهبر های سیاسی آنقدر قابل شده یودند که کوشش میکردند تا پارلمان و وزیر اعظم را جهت با اختیار ساختن باید از قانون نظامی خادم شاهی خارج ساخت .
در پاکستان رایج شده که وزیر خزانه بعد از چندی باید وزیر اعظم تعین گردد ، طوریکه اولین وزیر اعظم پاکستان لیاقت علی خان هم قبلاً وزیر خزانه بود و در زمان حکومت لیاقت علی خان وزیر خزانه وی غلام محمد به عهده گورنری نیز رسید .
غلام اسحق خان رئیس جمهور اسبق پاکستان نیز وزیر خزانه بود که بعداً به ریاست جمهوری رسید. وبه همین ترتیب نواز شریف هم وزیر خزانه پنجاب بود که بعداً وزیر اعظم پاکستان شد ولی نام شوکت عزیز را زمانی مردم شنید که خود جنرال مشرف ویرا از امریکا طلب نمود تا وزیر خزانه پاکستان مقرر نماید و چنین هم کرد . زمانیکه شوکت عزیز بر عهده مذکور مقرر شد موقف پاکستان را مشاهده کرد که از اثر انفجارات اتومی کشور در قرض ها فرو رفته و بعضی قیود های جهانی متوجه آن نیز شده یود از فی نفوس پاکستان دنیا 2700 دالر قرض طلب داشت .
بعدا زواقعه 11 سپتمبر زمانیکه دوستی پاکستان و امریکا آغاز گردید و فعالیت های امریکا در مقابل تروریزم و کمک های آن به پاکستان شروع شد و همچنان آنعده اشخاص پاکستانی که در خارج از کشور تجارت می نمودند دو باره حساب های بانکی را در پاکستان باز نمودند و تمام این حوادث باعث گردید که یک مقدار زیاد پول دو باره در بانک های پاکستان ذخیره شود .
و در زمینه مقدار زیاد قرض پاکستان از طرف امریکا بخشیده شد که گفته میتوانیم ثمره این حمایت اقتصادی امریکا به پاکستان به شوکت عزیز رسید چنانچه با تکیه به همین حمایت اقتصادی امریکا که قبلاً صورت گرفته است وی چنین اظهار داشته است ، لذا در اثر فعالیت های وی در غربت مردم کشور 4.6 فیصد تخفیف صورت گرفته است . اما باز هم تنظیم های اپوزیسیون میگویند که بیشتر از 40 فیصد مردم پاکستان زندگی پائین تر از سطح بخور و نمیر دارد و بیکاری نظر به سال 2001 که 7.8 فیصد بود حالا بالا رفته و به 8.4 فیصد رسیده است اوضاع خراب امنیتی کشور که نمونه های از آنرا خود رئیس جمهور مشرف و وزیر اعظم شوکت عزیز نیز در عمل دیده اند خطر بزرگ برای سرمایه گذاری های خارجی میباشد .
از سبب موقف ضد امریکائی مسلم لیگ توجه امریکا فی الحال بسوی نواز شریف نیست به طرف بی نظیر بوتو است. بی نظیر بوتو کوشش دارد اعتماد امریکا را جلب کند.
گویا که سرگرمی های سیاسی فعلاً خارج از لاهور است یعنی در امارات عربی مشرف و بی نظیر بوتو. مگر حالاتیکه بعد از صحبت تیلیفونی پرویز مشرف با بی نظیر بوتو و رهائی آصف زرداری و جاوید هاشمی بمیان آمده مورد دلچسپی و توجه تمام حلقه های سیاسی در لاهور قرار گرفته است. تحریک های سیاسی در مملکت تا آنوفت به ننتیجه ئی رسیده نمی تواندمگر آنکه اهالی پنجاب و بصورت خاص شهر لاهور در آن سهیم گردند. البته حلقه های سیاسی شهر لاهور مصروف بحث در مورد تحریک احتجاجی مخالفین، رهائی آصف زرداری و هاشمی نتایج و عواقب گفتگوی رئیس جمهور با بی نظیر بوتو میباشد. درجمعیت های سیاسی تعداد اشخاصیکه جهت حصول اقتدار راه های کوتاه را در پیش میگیرند کم نمیباشند. در مملکت دسته های طرف نظر بیروکرات ها بزودی بر سر اقتدار میایند. کارکنان موجوده پیپلز پارتی، که بصورت بنیادی رویه شان ضد رویه بیروکرات ها است، از موجودیت معامله انکار میورزند. آنها مدعی اند که رهائی آصف زرداری به اساس فیصله محکمه صورت گرفته است و از روی شایستگی و مستحق بودن انجام پذیرفته است. بعضی به این نظر اندکه توجه بیروکرات ها بسوی پیپلز پارتی معطوف گردیده و متقاضای حالات و وضع بین المللی میباشد و تعدادی از حلقه های سیاسی دیگرنیزبه این نظر اندکه پیپلز پارتی از اثر فشار امریکادر امور شامل میگردند. و نیز گفته میشود که بیروکرات ها توسط امریکامجبور ساخته میشوند تا پیپلز پارتی را در آینده در امور رول بدهند. در حالیکه این گروه نمیخواهد بینظیر بهتو رابر سر اقتدار ببیند و به اساس این نظریه جهت کم کردن این فشار و جبر امریکا در پی عملی کردن تدابیر مختلف اند. طبق نظر این حلقهها اگر بینظیر بهتو با زبردستی درین جریان شامل گردد این گروه مجبور میشود که از هم پاشیده (میان) را جلو بیاورند. درین مورد که اگر تنها به شهباز شریف سکون خاطر داده از موصوف کار خواهند گرفت اختلاف موجود است و یا نواز شریف نیز میتواند بکدام بکدام طریقی جلو بیاید. از ذرائع مختلف بدست آمده که بواز شریف قایم بر موقف سابقه اش است و به هیچ وجه آماده همدست شدن با پرویز مشرف نیست. البته میشود که اظهار آمادگی، جهت مذاکرات بخاطر پیشبرد عمل جمهوری توسط حصه باقیمانده بیروکرات ها، نماید.
تعدادی از حلقه ها در جواب سوالیکه امریکاچرا میخواهد پیپلز پارتی را روی کار بیاورد چنین میگویند که چونکه به پیپلز پارتی در انتخابات گذشته از همه بیشتر رائی داده شده بود و به اساس جمهوریت پارلمانی این حلقه حق داردتا تشکیل حکومت کند و این یک پواینت مثبت در نزد این جمیعت است. علاوه بر آن در دوران حکومت فوجی بینظیر بهتو موقف آزاد و لبرال اختیار نموده بود. ایشان با حکام عالیرتبه امریکا بصورت مسلسل در ارتباط بودند و از پالیسی های امریکا و رئیس جمهور پرویز مشرف نیز حمایت کرد. در حالیکه از جانب دیگر مسلم لیگ نیز در بین عوام یک کشش خاص دارد. نواز شریف در مین جمیعت خویش به اساس داشتن یک موقف خاص بصورت مسلسل جایگاه بخصوصی دارد در حالیکه جنبه منفی ایکه موصوف در نزدیک حکام امریکائی دارد اینست که جمیعت نامبرده موقف ضد امریکائی دارد. پالیسی های آنهادر رابطه به مسـله کشمیر و عراق کاملاً متفاوت از پالیسی های امریکا میباشد و به همین لحاظ توجه امریکا فی الحال به این جانب نیست. و نیز
گفته میشود که بخاطر ضعیف ساختن مسلم لیگ این گروه در مقابل پیپلز پارتی قرار داده شده اند و خبر روابط با نواز شریف را پخش ساخته این دو جمیعت را که باهم نزدیک آمده اند یکبار دیگر منفصل میسازند. از طرف دیگر به شنود آمده است که (ای،آر، دی) و (ایم، ایم، ای) یا تقسیم و یا از بین میرود.
در حال حاضر مردم بیطرف به نظر میآیند. از نکته نظر سر گرمی های سیاسی مسلم لیگ سرد معلوم میشود ولی جوش و خروش در پیپلز پارتی بنابر رهائی آصف زرداری زیاد است و طی مراسم تجلیل هم شد. در غیر موجودیت آصف زرداری سی و هشتمین سالگرد تأسیس پیپلز پارتی به صدارت و رهبری امین فهیم در دفتر مرکزی فیصل تاؤن لاهور تجلیل گردید اما عدم موجودیت آصف زرداری را همه بشمول کارکنان محسوس نمودند.
از آنجائیکه درین مجلس بر علیه حکومت موجوده مقاریر صورت گرفت معلوم میشود که کارکنان و عهده داران به هیچ صورتی طرفدار معاملات با حکومت فوجی موجوده نیستند. درین مجلس چنین مطالبه بعمل آمد که باید جماعت سیزدهمین را از بینبرده قبل از ختم دسمبر 2007 جنرال پرویز مشرف و فوجی ها به موقف قبلی شان برگردند. تمام گروه ها را الی ختم 2007 از بین ترده و در ماه اخیر 2007 اعلان انتخابات عام نمایند. ضمناً از برگشت عزتمندانه بینظیر بوتو ذکر بعمل آمده. ملاقات بی نظیر بوتو و جنرال مشرف طور سازماندهی گردیده بود که اکثر اعضای حزب مردم پاکستان و طرفداران مشرف آگاهی قبل نداشتند و احزاب دیگر پاکستان در چرت اند با عجله که آقای جنرال مشرف دارد تا خودش به حیث رئیس جمهور بماند بی نظیر بوتو صدراعظم شود و حمد ناصرچته براتی سه ماه صدر اعظم مؤقت باشد خون که در شرایط موجود از رگ های پاکستان جاری است بی نظیرنمی تواند جلو آن را بگیرد مسلم لیک مشرف یعنی (ق) از هم خواهند پاشید. بهتر آنست همه زمامداران پاکستان اعتراف کند که سیاست های ما در مورد افغانستان غلط بوده دیگر تکرار نمی شود در غیر آن طوفان را که خود ایجاد کرده آنها را در گردآب خواهد انداخت که تصور آن را نداشته این اتحاد های نیم بند که بخاطر چوکی است هیچ فائده ندارد بر علاوه مسلم لیک (ق) حزب بی نظیر بوتو نیز بزودی منشعب خواهدشد.
| 3 Aug 2007 - [18:24] |
احمدسعيدی
سازمان القاعده به پنج حوزه امارتی تقسیم گردیده است
ترجمه از مجله نوای ملت
بعد از آن که فعالیت های القاعده در افغانستان قسماً محدود گردید به سطح جهانی نیز فعالیت های آنها انقدر قابل احساس نبوده و اکثر اوقات رسانه های گروهی ایالات متحده امریکا و سایر کشورهای عربی در مورد القاعده اطلاعاتی را به نشر می سپرد و در برخی موارد از طریق ویب سایت مربوط به القاعده اظهارات اسامه بن لادن را بر اساس اطلاعات کشورهای عربی پخش و اشاعه می نمود که بانهم رسانه های گروهی ممالک عرب آنقدر به علاقمندی اطلاعات مبنی بر چگونگی فعالیت های گروه القاعده را به نشر نمی سپرد. از جانب دیگر گروه القاعده در حالت دفاعی قرار داشت نه در حالت تعرض و این باعث آن گردید که القاعده الی اتخاذ مواضع جدید خاموشی اختیار نمایند و از جنگ تبلیغاتی آن کنار رود. اما بر خلاف جهان غرب و بخصوص رسانه های گروهی ایالات متحده تبلیغات شدید را براه انداخته و چنین وا نمود می ساختند که القاعده با شکست فاحش دچار گردیده و دیگر قادر به فعالیت های تخریبی در برابر ائتلاف جهانی نمی باشد در حالیکه در عمل و از بروز حوادث بعدی اشکار گردید که القاعده سر گرم صف ارائی جدید در برابر ائتلاف جهانی واهداف قبلا تعین شده خویش می باشند.
بعد از مدت زمانی طولانی اژانس های مطبوعاتی اطلاعیهء را انتشار دادند که سازمان القاعده مناسب با اوضاع جهانی تشکیلات جدید را روی دست گرفته و در سر تاسر جهان تعداد پنج حوزه امارتی راجهت انجام وظائف بعدی ایجاد نموده است. در هر حوزه امارتی القاعده با سایر سازمانها وظایف محوله خویش را با مساعی مشترک آنها انجام میدهند. در صورت شهادت و دستگیری مسئولین حوزه اماراتی طور فوق العاده وظایف مربوطه شان به یکی از معاونین آن محول و سپرده میشود تا انرا طبق پلان قبلی تطبیق و عملی سازند.
(این اطلاعات را نه تنها جریده عربی بنام المجله به نشر سپرده است بلکه سایر مجلات دیگر نیز انرا چاپ و به نشر سپرده است.) که من آنرا ترجمه کرده ام:
اکنون نزد افرادیکه چنین قضایا را بوجه مطلوب آن دنبال می نمایند سوال مطرح می گردد که باوجود ائتلاف بین المللی که در رأس آن ایالت متحده امریکا وانگلستان قرار دارند با داشتن تکنالوژی پیشرفته و ماشین نیزومند جنگی تا حال نایل به درهم شکستن قطعی القاعده نگردیده است علل و عوامل آن چیست؟ وعلاوتا چنین سوال نیز مطرح می گردد که آیا خود اسامه بن لادن یکی از مهره های قابل ملاحظه نزد ایالات متحده امریکا نیست؟
اینکه شخص اسامه بن لادن تبعه عربستان سعودی بوده بناءً اکثریت اعضاء سازمان تروریستی القاعده از کشورهای عربی متشکل گردیده که مطبواعات عرب میتواند یک تصویر روشن و حقیقی را در مورد القاعده به جهانیان ارایه بدارند اما برعکس مطبوعات کشورهای خلیج و کشورهای افریقای مرکزی و شمالی که عمدتا عرب زبان می باشد یک خاموشی کلی و خلاف انتظار را در رابطه با اشکار ساختن حقایق و قضایا در همچو مسایل داغ جهانی اختیار نموده است.
در نزد بسیاری از افراد سوال مطرح می گردد که القاعده چه نوع یک نهاد است؟ و این نامگذاری چه مفهوم را احتوا می نمایند؟ در واقعیت امر این گروه در ابتدأ کدام برنامه خاص فکری نداشته ولی زماینکه که جهاد در افغانستان علیه قشون سرخ اتحاد شوروی سابق اغاز گردید و تعداد کثیری از عربها از کشوهای مختلف در آن سهم گرفتند وعمدتاً این افراد به سازمانهای مختلف کشورهای عرب ارتباط ووابستگی داشتند که مجموعه این افراد سهیم در جهاد را به نام القاعده مسمی نمودند همچنان علاوه باید نمود که شخص اسامه بن لادن که یکی از ناراضیان رژیم شاهی مطلقه عربستان سعودی به شمار می رفت در ابتدأ هیچ سازمان و یا گروه را تشکیل نداده بود که در رأس آن باید قرار میداشت اما وقتیکه در جهاد افغانستان اشتراک فعال نمود و تعداد زیادی از جبهات را از لحاظ پولی تمویل می کرد کسب شهرت نمود. اسامه بن لادن با سهم گیری فعال سایر احزاب دیگر کمپ های نظامی را تشکیل نمود که در زبان عربی کمپ و یا پایگاه نظامی را قاعده می گویند و ازین لحاظ این واژه کسب عمومیت نمود که بالاخره با شخص بن لادن و همفکران آن طرف استعمال قرار گرفت.
در ابتدأ جهاد افغانستان یک موسسه خیریه تحت نام (مکتب الخدمت جمعیت) که در رأس آن عبد الله عزام تبعه فلسطینی قرار داشت به فعالیت اغاز نمود که از افراد مشمول موسسات خیریه کشورهای عربی پول جمع اوری می نمود و در جبهات نبرد علیه قشون سرخ شوروی سابق به مصرف می رساند و هم چنان امور تدفین مجاهدین عرب که در جریان جنگ به شهادت می رسید و علاوتاً سر پرستی بازمانده گان شهدا و مجروحین را از همین وجوه پولی تمویل می نمود. در عین زمان سازمانهای مختلف کشورهای عربی تحت یک پلاتفورم مشترک گرد هم آمده و روی یک اجندا مشخص فعالیت های خویش را سرعت بخشیدند از جانب دیگر در دهه نود عبد الله عزام که به حیث رهبر تمام سازمانهای کشور های عربی در جهاد افغانستان نقش فعال داشت در شهر پشاور پاکستان در یک انفجار بمب به شهادت رسید و از آن به بعد اسامه بن لادن در میان گروه های عرب به حیث رهبر مسمی گردید.
بعد از خروج قطعات نظامی اتحاد شوروی سابق که در سال 1992 مجاهدین سرگرم جنگ های تنظیمی گردیدند اسامه بن لادن عازم سودان گردید و در آنجا فعالیت های خویش را علیه امریکا و متحدین آن اغاز نمود. که با ظهور طالبان در افغانستان اسامه بن لادن یک بار دیگر وارد افغانستان شد و کمپ های جدید فراگیری تربیت نظامی را ایجاد و به سطح جهانی فعالیت های جدید را خلق نمود که ابعاد آن روز به روز وسعت یافت قبل از وقوع حادثه یازدهم سبتمبر سال 2001 زلمی خلیل زاد که امریکائی افغان الاصل بود در جهت تمدید پایپ لاین از ترکمنستان از مسیر خاک افغانستان به کشورهای هند و پاکستان تلاش ورزید ولی این تلاشها به موفقیت نیانجامید.
در اغاز سال 1998 که سال ظهور طالبان به حساب می اید زلمی خلیل زاد بالای اداره حکومت بل کلنتن رئیس جمهور پیشین ایالات متحده امریکا بلا فاصله به موجب حمایتش از طالبان شدیدا انتقاد نمود. خلیل زاد به این عقیده بوده که واشنگتن از طریق استخبارات پاکستان از طالبان حمایت می نمایند.
زلمی خلیل زاد به اداره بل کلنتن هوشدار داد که در صورت پیشروی طالبان بنیاد گرایی در منطقه سرایت نموده وحتی منافع امریکا و سایر کشورهای جهان غرب را در مخاطره خواهد انداخت. زلمی خلیل زاد این را درک نموده بود که با وجود طالبان ممکن نیست پروژه تمدید پایپ لاین از ترکمنستان الی بندر کراچی پاکستان از مسیر خاک افغانستان تحقق یابند و طالبان هم در زمینه موانع را ایجاد می نمود که ازین لحاظ مخالفت شدید میان طالبان و شخص خلیل زاد به میان آمد و سر انجام طالبان از تمدید پایپ لاین توسط کمپنی یونیکال امریکائی بکلی انکار ورزیدند. این چانه زنی ها تقریبا چهار سال طول کنید و از جانب دیگر حوادث نهایت جدی دیگری بوقوع پیوست که عبارت اند از تباهی سفارتخانه های امریکا در نیروبی و دار السلام میباشد و به تعقیب آن در ماه اگست سال 1998 بنا بر فیصله حکومت کلنتن بالای کمپ های القاعده که در افغانستان قرار داشت توسط راکت های کروز حمله صورت گرفت که زلمی خلیل زاد این اجراات اداره کلتن را نا کافی دانست. وی تاکید می نمود تا با اقدامات عملی در جهت محو کمپ های سازمان القاعده متوصل شدند. طبق گذارشات رسانه های گروهی کشورهای عربی منطقه (توره بوره) در افغانستان آخرین مرکز مقاومت القاعده تلقی می گردید که در سال 2001 توسط طیارات بم افگن امریکائی شدیدا بمباردمان گردید که بعد از آن القاعده در یک مرحله جدید وقسما مخفیانه قرار گرفت. با سقوط رژیم طالبان سازمان القاعده با مشکلات متعدد مواجه گردید و آنها برای تجدید مواضع و ارایش قوا با یک فرصت ضرورت احساس می نمود تا نظام وشبکه خویش را دوباره احیا و فعالیت ها را از سر گیرند. بعد از واقعات یازدهم سپتمبر و حمله امریکا بالای طالبان در افغانستان چنین سوالات به میان امد که آیا لیدرشپ القاعده به فعالیت های خود ادامه خواهد داد؟ و یا چارچوب این سازمان بصورت کل از هم پاشیده؟ در حالیکه سازمان القاعده در دوران حاکمیت طالبان یعنی از سال 1996 الی دسمبر سال 2001 فعالیت های خویش را تا قاره های دیگر گسترش داده و سازمان القاعده یک شهرت جهانی کمایی نمود. سازمان القاعده توانست تا در مدت پنج سال در افغانستان بتعداد 48 کمپ نظامی را ایجاد و زمینه تربیت نظامی تعداد (30000) سی هزار نفر را مهیا سازند. ازین رقم تعداد 18 هزار افراد تربیت یافته در افغانستان باقی ماند و تعداد 12 هزار آن به کشورهای مربوطه شان عودت نمود. انائیکه در کمپهای القاعده تربیت نظامی را فرا گرفته بود روابط خویش را با سازمان القاعده تأمین و تحکیم بخشید و یا در مناطق مربوطه شان برای اجرای وظایف تحت هدایات القاعده گماشته شدند. که از جمله مسئولین ارشد ان در سایر کشورها عبارت اند از ابو زبیده، خالد شیخ و غیره که آنها بعداً در پاکستان دستگیر گردید. این سازمان در 24 کشور جهان از 40 تنظیم جهادی مساعدت ها را حاصل نموده و هم به استشاره آنها عملیات را انجام می دهند اطلاعات می رساند که بعد از ختم جنگ سرد در کشورهای اروپای شرقی احزاب چپ گرا نیز با القاعده همنوائی داشته و مثال اشکار آن انفجار مهلک هسپانیا بوده که با هلاکت بیش از 200 نفر انجامید. رسانه های گروهی کشور های عرب منتشر ساخته است که در دوران حمله ایالت متحده امریکا بالای افغانستان تعداد 18000 جنگجویان القاعده در افغانستان سرگرم جنگها بوده که از جمله تعداد 3000 آن در خط مقدم با قوای امریکائی و حامیان آن می جنگیدند وطی همین جنگها تعداد 1200 از جنگجویان القاعده توسط نیروهای امریکائی دستگیر گردید که یک تعداد آن در جزیره گوانتانامو و تعداد دیگر آن در نزد شبکه های استخباراتی کشورهای ائتلاف جهانی در توقیف به سر می برند.
از سال 1996 الی 2001 سازمان القاعده تعداد 3000 افراد جدید را تحت تربیت نظامی قرار داده است. و اکنون القاعده پنج حوزه امارتی را به ترتیب ذیل جهت انسجام و پیشبرد فعالیت هایش تشکیل نموده است:
1- حوزه امارتی نمبر یک القاعده مشتمل بر کشورهای افغانستان، پاکستان و هندوستان میباشد.
2- حوزه امارتی نمبر دوم القاعده متشکل از کشورهای اسیای میانه مانند ازبکستان، چیچنیا، جارجیا، و قسمت های جنوبی کشور چین میباشد که امیر آن (یلدا شیف) نام دارند.
3- حوزه امارتی نمبر سوم القاعده متشکل از کشورهای اسیای جنوب شرقی مانند اندونیزیا مالیزیا و فلپین میباشد که امیر ان (رضوان عصام الدین) میباشد که به حنبلی نیز شهرت دارند.
4- حوزه امارتی نمبر چهارم القاعده متشکل از کشورهای شرق میانه وکشورهای خلیج عرب مانند یمن، کویت عربستان سعودی، عراق، اردن، ترکیه و لبنان میباشد که امیر ابتدائی ان عبد الرحیم الناشری بوده و بعد از دستگیری وی سالم طالب شنان الحارثی ملقب به ابو علی تعین گردید.
5- حوزه امارتی نمبر پنجم سازمان تروریستی القاعده عبارت انداز کشورهای المغرب حوزه کشورهای بحیره روم، اروپای غربی و افریقای شمالی که امیر ان تبعه المغرب عبد الکریم المجاتی میباشد.
سازمان القاعده تشکیلات خویش را طوری طرح و تدوین نموده که در سر تا سر جهان آنرا به پنج حوزه امارتی تقسیم نموده و هر امیر دارای چهار معاون میباشد که در صورت گرفتاری و یا شهادت امیر مسئول معاون ان وظایف محوله را بلا فاصله عهده دار گردیده و هیچ موانع در اجرای امور انها ایجاد نمی گردد. مصطفی احمد یکی از فعالان سازمان القاعده است که در نهایت اخفا به سر می برد و این شخصی است که در صورت دستگیری و یا مردن اسامه بن لادن قیادت بعدی ان سازمان را عهده دار خواهد شد و بدرجه دوم شخصی دیگری بنام عبد الکریم المجاطی تبعه عربستان سعودی نیز از جمله افرادی است که در سر خط فهرست مقامات امنیتی عربستان سعودی قرار دارند.
در پایان باید تذکر داد که سازمان القاعده جهان امروزی را به پنج زون تقسم بندی نموده و مسئولین هر زون متناسب با اوضاع سیاسی و جغرافیائی در زون های مربوطه شان فعالیت می نمایند. این سازمان از تنظیم ها رادیکال مذهبی طلب مساعدت می نمایند و افراد وابسته خویش را باحملات به اشکال مختلف آن تشویق و ترغیب می نمایند که نمونه های زیاد انرا جهانیان مشاهده نموده که این یکی از فعالیت های نهایت خطرناک و غیر قابل کنترول محسوب می گردد. این سازمان تشکیلات منظم دارد در این اواخر نسبت به افغانستان و پاکستان در مخاطره زیاد تر قرار دارد.
| 27 Jul 2007 - [12:26] | نگاهی به وضعيت امنيتی و حالات موجوده پاکستان |
احمدسعيدی
نگاهی به وضعيت امنيتی و حالات موجوده پاکستان
اداره های مخصوص در اسلام آباد در این روزها در گیر و دار فعالیت های بیشتر است و برای حفظ امنیت از هر وسیله استفاده می نمایند که در دست دارند.
بعد از حملات انتحاری اخیر اقدامات شدید امنیتی برای تمام شخصیت های حکومتی و وزرا صورت گرفته است و حالا وزرا وقتیکه ازخانه خویش خارج میشوند علاو از سکیورتی معمول کماندو ها نیز در اطراف شان دیده میشود و در منطقهء که این وزرا زندگی می نمایند منسترز کالونی (Ministers Colony) هم اقدامات شدید امنیتی صورت گرفته است.
در این روز ها جشن آزادی پاکستان هم نزدیک است یعنی 14 اگست و از این سبب تمام اداره های مخصوص مصروف فعالیت اند تا از هر نوع واقعات ناخوشگوار جلوگیری شود و همچنان امکان آن میرود که از اثر اوضاع جشن آزادی را محدود تجلیل کنند زیرا بعد از 14 اگست فوراً بتاریخ 18 اگست انتخابات صورت میگیرد و همه در انتظار میباشند که بعد از انتخابات میان دوره ئی چه اقدامات وی چه خواهد بود یا نظامی یا ملکی .
تصور چنین است که بعد از اولین تغیرات در کابینه صورت خواهد گرفت و نه تنها در کابینه بلکه نظر به ترجیحات تغیرات زیاد صورت خواهد گرفت. که سرنوشت پاکستان رقم زده میشود .
تصورات دیگر نیز در مورد خاموشی رئیس جمهور پاکستان در معاملات سیاسی در اسلام آباد موجود میباشد طوریکه جنرال مشرف وظیفه نظامی خویش را بخوبی انجام میدهد ولی درین وقت وی در معاملات سیاسی خاموشی خاص اختیار نموده این خاموشی وی بمانند خاموشی قبل از طوفان بزرگ میباشد که تصور آن را حالا کمتر میتوان کرد.
بعد از حمله انتحاری در اسلام آباد به هدف از بین بردن چودری افتخار محمد قاضی القضات یک شب قبل همه در حیرت اند زیرا نظر به گفته مردم حمله خیلی خطرناک بوده و هیچ کس باور نمی تواند که وی بدون یک خراش هم جان به سلامت برده است. در حالیکه دیگران زیاد کشته و زخمی داده اند .
بعضی حلقات میگفتند که شاید بعد ازین حمله چودری افتخار محمداز سیاست دل سرد شود ولی بعد ازین عزم چودری پخته تر گردیده و حالا با مورال قوی تر در میدان سیاست قدم میزند.
وی در مناطق مختلف با حلقه های خویش همه وقت در ارتباط است و با هئیت های دیگر نیز ملاقات می نماید و بعد از واقعه جدید چنین تصمیم گرفته شده که در فعالیت ها جهت انتخاب برای چودری هیچ نوع تأخیر صورت نگیرد و هرچه عاجل عملی شود. تا دو باره در وظیفه قبلی خود بر گردد و مشرف را از طریق محکمه سرافگنده بسازد .
وزیر اعظم اسبق پاکستان میر ظفر الله خان جمالی درین روزها در اسلام آباد میباشد و فعالیت های وی نه تنها محدود بلکه مخصوص شده است و چند روز قبل جمالی ملاقات های علیحده با جنرال مشرف و وزیر اعظم نیز داشت و جدیداً معلوم شده که درین ملاقات ها مسئله اوضاع بلوچستان مخصوصاً تحت بحث قرار گرفته است. و در مسایل سرحد نسز صحبت های طولانی داشتند .
جنرال مشرف و شوکت عزیز در مورد بلوچستان با جمالی مشوره های خاص نموده زیرا نه تنها جمالی از بلوچستان میباشد بلکه چندین مرتبه در بلوچستان وظایف مهم را نیز داشته و میگویند که جمالی مشوره های مهم نیز داده است .
چند روز قبل تنظیم پیپلز پارتی پنجاهمین سالگرد تولد آصف علی زرداری شوهر بی نظیر بوتو و پوره شدن 8 سال وی در محبس را تجلیل نمودند و در این مورد در اسلام آباد و پندی هم سخنرانی ها صورت گرفت که در اسلام آباد این فعالیت را بخش اناث پیپلز پارتی پیش میبرد که در رأس آن نرگس فیض ملک ، دختر رضوان و داکتر بابره عوان قرار داشت و تا حال در هیچ یک ازین محافل مخدوم امین فهیم رهبر موجوده پیپلزپارتی در پاکستان در غیاب بی نظیر بوتو اشتراک نکرده است. این یک حقیقت است که اختلاقات زرداری و مخدوم امین فهیم از دیر مدت به این طرف جریان دارد.
سخن دیگر که قابل تذکر میباشد این است که زمانیکه بینظیر بوتو به سر اقتدار بود و آصف علی زرداری بنام مرد آهنین شناخته میشد روابط دوستانه وی با مولانا فضل الرحمن ثابت گردیده بود و فیصله در انتخاب مولانا فضل الرحمن منحیث رئیس کمیسیون در امور خارجی پارلمان رضایت آصف علی زرداری رول اساسی را داشت.
حالا شاید از همین سبب باشد که در تجلیل سالگره اصف علی زرداری مولانافضل الرحمن باالفاظ شدید در بیانیه اش میگوید که محبوس نگهداشتن آصف علی زرداری برای مدت زیاد خلاف اصول جمهوری و حقوق انسانی میباشد .
در ین روز ها اسلام آباد مشکلات امنیتی خاص خود را دارد خیلی عجله به خرچ می دهد دارد تا پروسه جرگه امن افغانستان به کار انداخته شود و فارق احمد خان لغاری رئیس جمهور اسبق پاکستان وسیم سجاد رئیس پارالمان سابق مشاهد حسین ، رستم شاه مومن سفیر سابق پاکستان در افغانستان مولانا قریشی امام مسجد محبت خان مولانا حسن جان امام مسجد درویشیه بیرگید محمد شاه حامد ناصر چته غلام مصطفی جتوی با مشوره های شباروزی هم در مورد افغانستان و هم در مورد پاکستان بخصوص در مورد جرگه امن جنرال مشرف را مشوره میدهند وزیر داخله و ادارات دیگر پاکستان بدون مشوره این اشخاص کاری کرده نمیتوانند معلومات که خودم در باره سیاست مداران پاکستان دارم فاروق احمد خان لغاری و مشاهد حسین را از جمله نخبگان سیاست در پاکستان میدانم

آرشیو مطالب
3/21/2009 - 4/20/2009
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
وبسایت جام غور
لینک روزانه
جام غور
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ