تبليغاتX
احمد سعیدی


وبلاگ احمد سعیدی نویسنده، پژوهشگر، و تحلیل گر در امور سیاسی و اجتماعی 
صفحه نخست    |    تماس با نویسنده    |    آرشیو    |   
استراتیـژی دقیق درسیاست خارجی امنیت ملی را تحکیم می بخشـد !

احمد سعیدی

استراتیـژی دقیق درسیاست خارجی امنیت ملی را تحکیم می  بخشـد  !

من و یک تعداد دوستان دیگرم مدت زیادی می شود روی سمت دهی کشور های منطقه ئی بخاطر همکاری و آوردن صلح در افغانستان تأکید داریم بعضی پیش زمینه ها در عمل کرد های ما باعث آن شده تا عوض ترمیم در منطقه تخریب گردیم در حالیکه ما علاقه داریم تا در مورد دست آورد داشته باشیم این درمان وقتی تحقق پیدامی کند که آماده تجدید نظر در سیاست های خود باشیم و سمت نزدیکی و همگردی منطقوی حرکت کنیم طی 12 ماده نقاط نظر خویش را می نگارم که بادر نظر داشت این 12 اصل بنیادی در یک چوکات معین ابتکارهای عملی دپلوماسی امنیت منطقه ئی را روی دست و در سر فهرست بیاوریم. طی شش سال گذشته مبارزه مشترک علیه تروریزم همکاری اقتصادی نشان دهی منبع تروریزم آرزوی هم سایه نیک و حسن همجواری نکته های بودند که هر روز ما به آن مصروف بوده ایم جهان هم از آن نام برده یک دهۀ دیگر مقبولیت خواهد داشت. من در این مورد دلائل زیاد دارم که هر کدام شان به نوبه خود قابل درک اند اگر ما دورۀ دپلوماسی را بنگریم و از جانب به فکر راه حل های موقت باشیم آینده روشن در انتظار ما بوده نمیتواند هیچ کس پیش بینی کرده نمی تواند طی پنج سال ها ده سال دیگر مناسبات ما با امریکا در کدام حد و اندازه خواهد بود. ده سال یا پنج سال دیگر ناتو با کدام موقف و در مورد افغانستان چه خواهد کرد؟ آیا خطر آن وجود ندارد که ناتو هم بالاخره پل پائی پیمان وارسا را با خود اختیار کند بعد از چند سال پولیس و اردوی ملی ما در کدام سطح خواهد بود تعویض در استراتیژی های موجود به وجود نخواهد آمد حتمی خواهد آید آیا در افغانستان همیشه به کمک های دیگران محاسبه کند چنانچه همین حالا بعضی از کشور های اروپائی در جنگ افغانستان دل و نادل اند اگر این وضیعت سخت تر و دوام دار تر شود دوام ماموریت این کشور در افغانستان مشکل به نظر می رسد این حقیقت را هر افغان آگاه میداند که قدرت های منطقه یی توان هر نوع تخریب را در کشور ما دارند تجارت تلخ گذشته در کشور حتی در عراق نشان داد اگر کشور منطقه بخصوص هم سایه ها راضی نباشند میتواند هر نوع مشکل آفرین نمایند اگر در گذشته کمتر می دانستیم حالا باید زیاد تر باورمند شده باشیم که روابط سازنده باکشور های منطقه ئی با سنگین را از دوش ما ، دوستان بین المللی ما کم می کند 12 نکات نظر از این قرار است .

1.    طی شش سال گذشته ما با قدرت های منطقه ئی طوری حرکت و سیاست کرده ایم که در حقیقت دست آنها از وضع موجود افغانستان مطلق کوتاه کرده ایم و با موجودیت امریکا و ناتو این طور تصور کرده ایم که دیگر همه چیز از ما و دست ما از همه بالاتر است اما حالا باید با این اشتباه متوجه شده باشیم که برداشت ما غلط بوده و کشور ها منطقه ئی خوب میتواند ما را تهدید و تخریب کنند چنانچه کردند . بالاخره باید اعتراف کرد که تاهم سایه و بخصوص پاکستان نخواهد در افغانستان امن سرتاسری نخواهد آمد نادیده گرفتن روسیه در وضع موجود افغانستان استباه بزرگ دیگر ما بوده و هست .

2.    تعداد زیاد از کشور ها میگویند که افغانها همه چیز را از ما میخواهد خود چه می کند در حالیکه ما به کشور مصرف کننده تبدیل شده ایم پاکستان هم روی معضله موجود بشمول خط دیورند مسألۀ قبال ایران نیز روی دریای هلمند ، روسیه و کشور های آسیای میانه نیز حرف های خود را دارند بخاطر حل همچو پرابلم ها دقت و هوشیاری سیاسی ضرورت است حل این معضلات از روی مذاکره و گفت و شنود برای آوردن امنیت در افغانستان زیاد کمک می کند.

3.    حرفی را که افغانستان بنام تروریزم همیشه تکرار می کند این یک حقیقت جهانی و منطقه ئی است اما این مشکل وقتی حل شده میتواند که منابع مالی و سازماندهی آن بررسی همه جانبه شود. هرکس این را میداند که منبع اصلی پاکستان است و ادارات معوم الحال آن کشور در رأس سازماندهی این شبکه قرار دارند. رقابت سالم یا غیر سالم بین هند وپاکستان معضله خط دیورند کلمات گذشته و موجودی بنام پشتونستان همه دست به هم داده اند مشکل بر مشکل کشور ما افزوده اند نظریات بی معنی پاکستان که قنسلگری هند در افغانستان فعالیت دارند در حالیکه پاکستان نیز قونسلگری های دارد پاکستان در مورد افغانستان با یک استراتیژی دازمدت که آن به هیچ صورت به نفع افغانستان نیست حرکت می کند در حالیکه سیاست ما مقطی است با فراز و نشیب حرکت می کند در این مورد تفکر همه جانبه ضرور پنداشته می شود.

4.    طی سال که گذشت کوشش از طرف دولت افغانستان بخاطر هم کاری های همه جانبه اقتصادی وجود  داشت این پیشانی باز افغانستان و دست داراز هم سایه ها زمینه آنرا فراهم ساخته است تا مردم افغانستان منحیث مصرف کننده ها و کشور هم سایه به تولید کننده گان همه جانبه تبدیل شوند اما از نگاه امنیتی ایت بازار آزاد افغانستان هیچ موثریت نداشته این را همه میدانند که منافع کوتاه مدت اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران و پاکستان نمی تواند به هیچ صورت نگرانی امنیتی که از موجودیت قوای خارجی در افغانستان دارند برطرف سازد بلکه روز به روز باعث تشویش زیادتر شان می گردد حتی ایران ، قزاقستان ، روسیه و دیگر جمهوریت های آسیای میانه بشمول چین کنار گذاشتن خود را از پروژه مهم اقتصادی در افغانستان دو از انصاف میدانند و گلون های پرعقده اند بخصوص در مورد سرمایه گذاری در معادن افغانستان.

5.    دولت و حاکمیت موجود در افغانستان این حقیقت را باید بداند که اگر کشور های منطقه ئی با یک دیگر تفاهم استراتیژی یک پیدا کنند و اپوزیسیون موجود افغانستان دست را با مخالفین آشکار دولت یکجا نماید دولت موجود دچار پرابلم های خود شد که کنترول آن را دولت از دست می دهد دولت باید به پذیرد که فاقد یک استراتیژی امنیت ملی است دولت بطرف در حرکت است که منافع محدود در آن دیده میشود هرکس در تقویه گروه و تفکر حق یا باطل خویش است با این طرز و شیوه در سیاسیت و عمل کرد ما را بجای می رساند که دیگر برگشته باید غرق شویم هنوز که فرصت اندک موجود است یک خط مشی ملی امنیتی و یک استراتیژی مشخص مطرح گردد تا از این بیشتر بطرف بحران نرویم درغیر آن دست آورد های شش سال حزب صفر خواهد شد.

6.    ما رشد ضرورت داریم سکتور مبارزه علیه مواد مخدره را در اولویت های انکشافی ملی افغانستان قرار دهیم فراموش نشود استراتیژی سکتور مبارزه علیه مواد مخدره در کشور افغانستان در یک مرحله حساس قرار دارد و آنچه را که تا اکنون در این مبارزه انجام داده ایم نتایج وارونه بوده سیاست های ما را به طرف بحران میبرد.

7.    پرابلم دیگر که باید به آن زیادتر توجه شود این است که بعضی ها مشکل امنیت در افغانستان و راه کار برای حل این پرابلم مشوره های قومی قبیلوی میدانند راه های حل دیموکراتیک مردود میدانند همچو اندیشه ها درست از آب بدر نیامده اند راه حل دیموکراتیک و غیر دیموکراتیک نقش اجتماع را برجسته تر میسازد تصور من این است که بخاطر راه حل در پرابلم های امنیتی این است که حقیقت از مردم پنهان می شود سیاست پنهان کاری بی اعتمادی را به وجود می آورد و بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کند اکثر تصامیم بدون اجماع و مشوره گرفته میشود آنچه را که طراحان انفرادی از نتیجه آن امید دارند برعکس آن ثمر میدهد.

8.    از طرف دیگر بعضی سیاستهای بکار گرفته میشود که امتیازات و اقربا مخالفین داده شود از نظر من امتیاز دادن با مخالفین سیاسیت معقول است عوض امتیاز دادن باید در تقویه نهاد های دولتی و حاکمیت دولتی زیاد توجه نمائیم اگر ما آن مقدار پول و مصارف را که بخاطر مواد مخدره حق نا حق مصرف کردیم اگر این مبلغ را با تقویه حاکمیت دولت مصرف می کردیم امروز نه مواد مخدره وجود میداشت نه حاکمیت با چالش بلکه حاکمیت قوی در سرتاسر کشور وجود میداشت.

9.    اشتباه دیگر سیاسیون ما در شرایط فعلی این است که عدۀ به این باوراند و علاقه مندی خاص بخاطر پیروزی جنرال مشرف در انتخابات پاکستان دارند حتی میگویند مشرف مانع تروریزم می شود اما عقیده من این است که اگر در پاکستان رئیس جمهور یا صدر اعظم چه جنرال مشرف باشد چه بی نظیر بهتو چه نواز شریف چه شوکت عزیز چه وسیم سجاد باشد روی مسألۀ امنیت در افغانستان هیچ نوع تاثیر ندارد غیر از منفی گیری هیچ نوع سیاست مثبت به وجود نخواهد آمد در حالیکه امریکا بخاطر پیروزی جنرال مشرف کمر بسته اینکه چرا مشرف با سرو صدای بیشتر بصورت اماتور و نمایشی به جنگ طالبانی پاکستان گام بر می دارد و این سناریو است تا غرب را باورمند سازد که مبارزه ام با بنیاد گرائی صادقانه است بدون تردید این جنگ های زرگری الی انتخابات خواهد بود بعد از پیروزی مشرف با طلبان مخالف فعلی مشرف آشتی ومحبت مانند پروتوکول وزیرستان به قرار می شود دیگر در پاکستان حمله و ترور نمی گردد افغانستان خواهد بود همان آش و همان کاسه سابق چون ما در سیاست های خود عادت نداریم که از شریط و اوضاع تحلیل دقیق داشته طبق یک پلان قبلی عمل کنیم.

10.     مخالفین دولت افغانستان در تاکتیک سیاسی و جنگی خود شما تغییرات آورده اند اما سیاسیون امنیتی ما تا آخر غیر از یک حرف دیگر نه استراتیژی دارند وتاکتیک اگر دیگر کار کرده نمیدانیم دفاتر ونقل انتقال قوت های خارجی از داخل شهر کابل حل و فصل کنیم به معنی که مجموع قوت های نظامی در ساحات ده کیلومتری شهر کابل قرارگاه ایجاد کنند تا حملات انتحاری جان هم وطنان ما را بدون موجب نگیرد.

11.     سیاست گذاری های ما بخاطر کاهش و از بین بردن رشوت اختلاس با ایجاد دفاتر پرزرق و برق مانند داستان های دنبال دار یک عمل کرد غلط و نا کار آمد بوده ما تا هنوز در باره همچو تشکیلات بدون موثریت پافشاری می کنیم اگر این جرعت اخلاقی را داشته باشیم با اشتباهات خود اعتراف کنیم معقولیت و صداقت ما را نشان می دهد .

12.     سیاست دیگر که برسیل بیکاران روز تا روز افزوده و فاصله مردم را از دولت به وجود آورده این است تصدی های دولتی که از حکومت بودجه می گیرند به باردوش دولت اند حتی وزارت محترم مالیه سالانه از پلان مالی آماده شده هر تصدی ده فیصد تکس می گیرد وسالانه از این تکس پول هنگفت به جیب دولت می رفت.

اما به گفته بعضی از مسعولین وزارت محترم مالیه دست به ابتکار جدید زده اند این تصدی ها را بدون تصدی های وزارت محترم مالیه به سکتور خصوصی وا گذار می شوند چنانچه تا اکنون دها تصدی با این سیاست ازبین رفته اند مامورین آن سرگردان و بیکار اند تشویش وجود دارد این سیل بیکاران صفوف مخالفین را تقویه خواهند کرد وقتیکه حکومت منتخب مردم با همچو سیاست ها مردم را از پهلوی خود براند کجا بروند و چه کنند در این مورد مثال های زیادی وجود دارد از تصدی افغان ترکانی عناصر فلزی سپین غر ، بانک رهنی و تعمیراتی ، بانک انکشاف زراعتی شرکت سمون تصدی متمم طبعی ، ریاست افغان اعلانات و تعدا زیاد دیگری بگونه مثال سال گذشته ریاست افغان اعلانات لغو شد در روزیکه مامورین این تصدی را جواب دادند این تصدی 56 ملیون افغانی نقد در حساب خود داشت و سالانه تقریباً ده ها ملیون عاید می نمود مشاور خارجی که در این مورد در وزارت محترم مالیه وجود دارد خدا کند فیصدی زیادی از پول نقد تصدی منحل شده به جیب این آقای خارجی نرود.

قابل تذکر میدانم که تصدی افغان اعلانات در سال 1384 از 15 فیصد مفاد خویش برای وزارت مالیه 14 ملیون و در سال 1385 16 ملیون تنها تکس داده است اینکه مامورین خویش معاش و مصارف داده مشت نمونه خروار تا هنوز روشن نیست که چرا این سیاست بیکار کردن مردم بدون موجب تاچه وقت دوام خواهد کرد در شریط موجود رهبری دولت افغانستان ضرورت دارد تا ملت در پهلوی آن قرار داشته باشد از سیاست دولت مردم دفاع کنند سیاست که بین ملت و دولت فاصله ایجاد می کنند چه شعوری باشند چه غیر شعوری در شرایط اشتباه بزرگ است که با عث ایجاد بحران در دولت می شود چون اکثر سیاست های ما کاپی است این کاپی گری ها ما را بل از اصل کشیده به یک کاپی غیر ضروری مبدل خواهد کرد.

 

باده نوشی گفت دیشب ساقی گلفام کو ؟

باده کو مستی کجا دلدار دُرد آشـام کو ؟

گفتمش خامی مکن می کمترک خندید و گفت ؟

کس نمی پرسند مستان پخته کو یا خام کو ؟

گفتمش گر مست گشتی بت پرستی بایدت

گفت دیری کو ؟ مغنی کو ؟ معبد و اصنام کو ؟

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

سیاست های ملیتاریستی پاکستان را به طرف بحران سوق داده است !

احمدسعیدی

سیاست های ملیتاریستی پاکستان را به طرف بحران سوق داده است !

پاکستان از بدو تأسیس و ایجاد خود برای چهارمین مرتبه تحت ساطور نظامیان دیکتاتور قرار گرفته است آن نظام مارشالائی ملت را در چنگال خویش مورد اسارت قرار داده و از آزادی های واقعی و دموکراتیک محروم واز مزایای آن بی بهره ساخته اند. جنرالان حاکم نظامی میل ندارند تا در کشور شان صلح ، دموکراسی ، تأمین عدالت اجتماعی و رفاه همه گانی استقرار یابد بلکه همواره در تلاش اند تا انظار عامه مردم را از مشکلها و پرابلم های داخلی بدور نگهداشته و در صدد طرح و تدوین ستراتیژی های ملیتاریستی و نظامی گرانه اندکه مردم را تحت احساسات ملی گرانه مورد ترغیب قرار داده و سعی می ورزند تا توجه مردم را از کاستی های عایده که در عرصه های گوناگون دامنگیر آنها گردیده است تحت احساسات کاذب قرار دهند. جنرالان حاکم از مسألۀ کشمیر هندی تحت شعار های فریبنده از قبیل تعاون معنوی و اخلاقی سؤ استفاده نموده و کشمیریان را در خط مقدم نبرد تحت احساسات مذهبی در برابر نیرو های هندی مورد استفاده قرار می دهند. جنرال پرویز مشرف حاکم نظامی کنونی که در سال 1999 در دوازدهم ماه اکتوبر طی کودتای نظامی حکومت ملکی تحت صدارت میا محمد نواز شریف را سرنگون و زمام امور را در دست گرفت. اکنون می پردازیم به زنده گی نامه خاندان نواز شریف :

در قرن 19 در سالیکه ایالت جموکشمیر مواجه به خشک سالی شدید گردید و هزار خانواده دست به هجرت زدند و به سوی پنجاب حرکت نمودند د ر همین سال بود که خاندان شریف هم هجرت نمود و به پنجاب آمد و بعد از آن از پنجاب به منطقه لاهور رسیدند که در لاهو تقدیر وی چشم براه وی نشسته بود.

خاندان شریف همین جا آغاز زنده گی نوین را نمودند فعالیت های بیشماری باعث گردید تا منازل مختلف پیشرفت را گام زده و به رهبری پاکستان برسند. خاندان شریف از زمان متحده هندوستان تا قیام پاکستان و سقوط داکه و بعد از آن تا پالیسی ملی ساختن ذوالفقار علی بوتو نشیب و فراز های مختلف را سپری نمودند. تا زمانی که در دوره اقتدار جنرال ضیا الحق چشم های گورنر پنجاب به نگین های سیاسی که در خاندان شریف بود افتاد.

بعد از توجه گورنر پنجاب غلام جیلانی خان به این خاندان خاندان نواز شریف از وزیر خزانه تا وزارت عظمی و وزیر اعلا بودن شهباز شریف در پنجاب در تاریخ پاکستان مقام خاصی را احراز نموده و رشد و ترقی نمودند.

در 4 اپریل 1979 بیست سال بعد از اعدام ذوالفقار علی بوتو در سال 1999 نواز شریف و برادرش شهباز شریف را در جرم ربودن طیاره همراه با رهبر یکی از تنظیم ها از اقتدار به زندان انداختند که سر انجام فوجی ها نتوانستند تا شهباز شریف و نواز شریف را مدت طویل در زندان نگهدارند.

خاندان شریف از سالهای 1975 با رهبران امریکایی ارتباط داشتند که همین ارتباطات باعث عروج سیاسی و زوال خاندان شریف گردید.

بعد از ختم اقتدار شریف امریکا کوشید تا بزود ترین فرصت نواز شریف را رها نماید در سال 2000 برای اولین بار درخواست رهایی نواز شریف توسط عربها را جنرال مشرف جواب رد داد بعداً در 29 جولای 2000 ولی عهد عربستان سعودی شهزاده عبدالله طی تماس با جنرال مشرف در مورد رهایی نواز شریف صحبت نمود بالاخره در اگست 2000 میان هر دو کشور بسطح دولتی صحبت ها صورت گرفت و بعداً خاندان شاهی عربستان در یکی از کنفرانس ها در این مورد با جنرال مشرف صحبت مستقیم نمود.

رئیس استخبارات عربستان سعودی شهزاده سلمان که در حقیقت یکی از هوا خواهان امریکا شناخته می شود از همه بیشتر در این مورد فعالیت می نمود زیرا وی در تجارت و کار و بارهای بزرگ تجارتی 40 فیصد با نواز شریف و خاندان وی شریک بود که ارتباط کاروباری با عربها در سال 1987 زمانیکه نواز شریف وزیر اعلا بود و نظام کار و بار در دست شهباز شریف بود آغاز گردیده بود.

بعد از آن زماینکه رئیس جمهور اسبق امریکا بل کلنتن بعد از سفر 5 روزه از هند به پاکستان آمد تشویش خویش را در مورد خاندان شریف به جنرال شریف به جنرال مشرف ابراز نمود و میگویند که جنرال مشرف هم در حقیقت بعد از آمدن بل کلنتن به پاکستان گذاشت تا خاندان وی به محکمه حاضر شوند ونظر خارج شدن را قبول نمایند اما شهباز شریف همان وقت هم خارج شدن از کشور را قبول نمی نمود ومیکوشید تا تعلقات با فوجی ها را که نخست از وی اطاعت می نمودند برقرار نگهدارد.

بتاریخ 25 نوامبر نواز شریف نوشته را تسلیم خانم خود گلثوم نمود که مشتمل از 5 صفحه بود ودر آن چنین درخواست شده بود تا پسران و دختران و نواسه هایش را اجازه رفتن به عربستان سعودی بدهند.

درخواست نواز شریف به مقامات عالی رسید و از جانب دیگر همین خبر را سفیر جده به آنجا رسانید و در اول دسمبر گلثوم نواز هرنوع تهمت را جهت تداوی نواز شریف در خارج رد نمود.

بتاریخ 5 دسمبر 2000 رئیس استخبارات عربستان شهزاده سلمان  در طیاره خصوصی اش به پاکستان آمد و همراه با جرنیل ها ملاقات نمود بتاریخ 8 و 9 دسمبر در نشست جرنیل ها در اسلام آباد فیصله زنده گی خانواده نواز شریف صورت گرفت و بتاریخ 10 دسمبر خاندان شریف به اسلام آباد رسانیده شد.

شهباز شریف از همه آخر از میدان هوایی چکلاله رسانیده شده در پرواز وی به عربستان تا خیر صورت گرفت که حال واضیح گردیده که شهباز شریف خودش باعث این تاخیر بوده و نمی خواست برود. از همان تاریخ به بعد مدت 7 سال از حاکمیت غاصبانه این نظام سپری می گردد و مشرف تصمیم دارد تا درسالهای آینده زمام امور را در دست خویش نیز نگهداشته و بابکاربرد شیوه های خدعه و نیرنگ در آینده نیز خود را مطرح بحث و به اریکه قدرت نگهدارد . جنرال مشرف توجه اساسی خویش را با توسعه و تسلیح اردو مبذول داشته و سعی می ورزد تا آنرا از لحاظ کمی و کیفی رشد دهد که تحقق این هدف نیازمند پول گزاف و هزینه هنگفت می باشد که سالانه بیش از 50 فیصد از عواید ملی در راه رشد و توسعه اردو به مصرف میرسد. و روی همین منظور پول های بی حساب را می بلعد ولی برعکس مردم در بی کاری بی سرپناهی و گرسنه گی توأم با عدم عرضه خدمات صحی طور مستمر و پیوسته دست و پا می زنند .

پروگرم هستوی و آزمایشات راکتهای دور برد پلاستیکی که ظرفیت انتقال کلاهک های زروی را نیز دارا می باشند به مشکلهای اقتصادی مردم طور سرسام آور می افزایند این امر نشان دهنده آنست که جنرالان نظامی همواره با اتکای اردو قدرت دست داشته خویش را استحکام می بخشند. جنرالان با اشتیاق کامل سرگرم اکمال اردو از لحاظ فنی و لوژیستیکی بوده و برخلاف بهمشکهای مردمان تهی دست و گرسنه وقعی نمی گذارد صعود بی سابقه قیم مواد ارتزاقی مورد نیاز از قبیل آرد ، دیزل ، پترول و گاز مردم را به مشکلات و پرابلم های جدی مواجه ساخته اند که غرض رفع آن هیچ نوع برنامه و پلان کاری تحت غور و بررسی قرار داده نشده و در محراق توجه اربابان قدرت جایگزین نیست . تبعید نمودن رهبران احزاب سنتی که همواره از طریق راه اندازی انتخابات پارلمانی پی یکی دیگر به تشکیل حکومت مؤظف می گردید یعنی حزب مردم تحت رهبری خانم بی نظیر بوتو و حزب مسلم لیک نوازشریف تحت قیادت میا محمد نوازشریف که اکنون در خارج از کشور در حال تبعید به سر می برند تخطی آشکار جنرال پرویز مشرف از اصول دموکراتیک و حقوق بشر پنداشته می شود . که به هیچ صورت با موازین و ضوابط دموکراتیک سازگار نیست.چنان که در این روز ها رهبران اپوزیسیون هر یک جاوید هاشمی ، چاودری نثار علی خان ، اسفندیار ولی خان ، حافظ حسین احمد، لیاقت بلوچ ، قاضی حسین احمد ، راجه ظفرالحق ، حسن اقبال و ده تن از لیدارن مخالف حکومت خویش را مشرف به زندان انداخته است حاکم میان مشرف ادعا دارند تا وقتیکه جنرال مشرف دوباره انتخاب نگردد مخالفان به زندان خواهند بود اکنون که جنرال مشرف تصمیم گرفته تا از طریق مجلس پاکستان دوباره خود برای پنج سال دیگر انتخاب نماید در قدم اول باید تعداد اعضای مجلس و امکانات را به معرفی بگریم .

ساختار سیاسی پاکستان :

 

طبق قانون اساسی مصوب سال (1973) پاکستان دارای نظام فدرالی که از چهار ایالت متشکل می باشد به میان آمد .

 

موقعیت جغرافیایی پاکستان :

 

پاکستان در جنوب شرق آسیا در قسمت شمال هند موقعیت داشته که طرف شمال و شمال غرب آن جمهوری اسلامی افغانستان ، بطرف شمال شرق آن جمهوری مردم چین ، بطرف غرب آن ایران و جنوب غرب آن بحیره عرب موقعیت دارد .

 

پاکستان دارای مساحت ( 803943) کیلومتر مربع و نفوس آن بیش از (150) میلیون تخمین می گردد .

 

پرنفوس ترین شهر آن شهر کراچی مرکز ایالت سندهـ نیز می باشد دارای نفوس (11) میلیون و (500) هزار نفر می باشد که بعد از شهر های بمبئی هند ، بوینس آیرس ارجنتاین و سیول کوریای جنوبی در ردیف چهارم قرار دارند و یکی از بنادر مهم که به بحیره عرب متصل اند می باشد .

 

حکومت فدرالی که مرکز آن در اسلام آباد می باشد . امور کشور را طبق احکام مندرجه قانون اداره می نماید .

 

حکومت فدرال متشکل از شخص رئیس جمهور ، صدراعظم و وزیران کابینه و وزیران مملکت می باشد .

 

حکومت مرکزی دارای (19 ) وزارت می باشد که در آن وزارت های امور داخله ، خارجه و دفاع نیز شامل می باشد که در حکومات ایالتی این سه وزارت شامل نیست . به اساس پیشبینی قانون اساسی مصوب سال 1973 تعداد نماینده گان در پارلمان مرکزی جمعاً 317 عضو پیشبینی گردیده است که مدت خدمت اعضای پارلمان نیز مدت 5 سال در نظر گرفته شده است که در شرائط نارمل باید مدت پنج سال را سپری و بعد از ختم دوره آنها انتخابات عمومی راه اندازی می گردد .

 

1.   در حال حاضر حزب مسلم لیک (ق) بعنوان حزب حاکم تلقی می گردد که جنرال پرویز مشرف رئیس جمهور کنونی پاکستان نیز به حزب مسلم لیک (ق) خود را منسوب می داند که احزاب متحد آن عبارت اند از :

o     حزب مهاجر قومی مومنت (M.Q.M) تحت رهبری الطاف حسین .

o     حزب عدالت تحت رهبری فوق احمد خان لغاری

o  شاخه مشعب حزب مردم پاکستان تحت رهبری آفتاب احمد خان شیرپاو و برخی از احزاب کوچگ دیگر که چندان نقش ارزنده و قابل لمس در صحنه سیاسی نداشته ولی اکنون بنابر حصول امتیازات در دور حزب مسلم لیک (ق) قرار گرفته است .

 

چگونگی توازن و بینلانس کمی و کیفی حزب حاکم در پارلمان مرکزی و سامبله های ایالتی در ایالت های چهارگانه پاکستان

 

1.   تعداد اعضای پارلمان مرکزی جمعاً 317 نماینده که از جمله 172 نماینده مربوط به ائتلاف حاکم و متباقی آن بحیث اپوزیسیون از احزاب مختلف متشکل گردیده است که در چارچوب احزاب اپوزیسیون تحت رهبری مولانا فضل الرحمن در برابر ائتلاف حزب حاکم استاده گی می نماید و در مسایل و قضایای گوناگون فیصله های حزب حاکم را به چالش می گیرند .

2.   تعداد اعضای اسامبله ایالت پنجاب جمعاً به 311 تن می رسد که از جمله تعداد 139 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مربوط می باشند .

3.   تعداد اعضای اسامبله ایالت سندهـ جمعاً به 229 تن می رسد که از جمله تعداد 37 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مرتبط می گردد .

4.   تعداد اعضای اسامبله ایالت سرحد جمعاض به 129 نفر می رسد که از جمله تعداد 8 تن آن به حزب حاکم و متحدین آن مربوط می گردد .

5.   تعداد اعضای اسامبله ایالت بلوچستان جمعاً به 97 نفر می رسد که از جمله تعداد 9 تن آن به حزب حاکم و متباقی آن به احزاب دیگر مرتبط می باشد .

6.   تعداد مجلس سنا به 87 تن می رسد که از جمله 14 تن از اسامله های ایالتی و تعداد 8 تن از پارلمان مرکزی و متباقی اعضای آن از طرف رئیس جمهور انتصاب می گردد ، همچنان باید تذکر داد که طبق سروی های انجام شده در شرائط کنونی که حکومت نظامی بالای فضای سیاسی پاکستان سایه افگنده است رده بندی احزاب سیاسی از حیث کمی و کیفی به شرح ذیل نشاندهی گردیده است .

o     حزب مسلم لیک (ق) و متحدین آن در ردیف اول

o     متحده مجلس عمل (اتحاد ششگانه احزاب مذهبی) در ردیف دوم

o     حزب مردم پاکستان در ردیف سوم

o     حزب مسلم لیک (ن) در ردیف چهارم

o     حزب تحریک انصاف در ردیف پنجم

o     احزاب ملت گرا از قبیل حزب عوامی ملی و پشتونخواه عوامی ملی در ردیف ششم

باید گفت که نیرو و توازن کمی احزاب فوق الذکر به مقیاس ملی پاکستان سنجش و اماربندی گردیده است که البته ساحه نفوذ احزاب متذکره در نقاط مختلف پاکستان همگون و یکسان نبوده بلکه احزاب متذکره روی ملحوظات خاص در نقاط خاص از نفوذ و حمایت مردمی برخوردار می باشند .

طبق انتشار امار و ارقامیکه از جانب کمیسیون انتخابات سراسری پاکستان بدست نشر سپرده شده است آمده است که تعداد مجموعی اعضای پارلمان مرکزی ، مجلس سنا و اسامبله های ایالتی پنجاب ، سندهـ ، سرحد و بلوچسنان جمعاً به 1170 عضو می رسد که جنرال پرویز مشرف می تواند از جمله آن تعداد 352 نماینده پارلمان را با حمایت خویش کشانیده و با اخذ 352 رای اعضای نهاد های تقنینی یاد شده را از آن خود نماید و قرار است انتخابات ریاست جمهوری بتاریخ 6 ماه اکتوبر سال روان 2007 اولاً از اسامبله ایالت بلوچستان آغاز و به ترتبیب نوبت از اسامبله های چون سرحد ، سندهـ  و پنجاب و پارلمان مرکزی و مجلس سنا به پایه اکمال برسانند اما باید گفت که کاندیداتوری جنرال پرویز مشرف از لحاظ حقوقی و قانونی در دیوان عالی عدلی و قضائی یعنی ستره محکمه پاکستان با چلنج های متعدد از سوی مخالفان آن مواجه گردیده است که از در خواست های کتبی منتقدین همین اکنون در ستره محکمه پاکستان تحت غور قرار داده شده است که در پایان هفته جاری نتایج نهائی آن از طریق ستره محکمه اعلام خواهند شد که آیا جنرال پرویز مشرف یک کاندید مناسب برای احراز مقام ریاست جمهوری شناخته شده می توانــــد و یا خیر ؟

هر چند تعداد کثیری از حقوقدانان عقیده برآنست که جنرال پرویز مشرف واجد شرائط لازم برای انتخابات مقام ریاست جمهوری نمی باشد زیرا موانع قانونی و حقوقی در برابر آن قرار داشته که این موانع می تواند سد راه وی گردیده و موصوف را از کسب مقام ریاست جمهوری برای یک دور دیگر بازدارند ، اما شخص جنرال پرویز مشرف و حامیان آن تلاش می ورزند تا باوجود موانع آشکار و نمایان بار دیگر با احراز مقام ریاست جمهوری نایل گردیده و به اریکه قدرت تکیه زنند . اما باید امید واری های مشرف و طرفدارانش که یکبار دیگر در قدرت بماند معاون خانم بی نظیر بهتو مخدوم محمد امین فهم نیز کاندید ریاست جمهوری است و طرف قضاوت پاکستان و وجهدالدین احمد نیز است این مسابقه بحران موجود را شدد می بخشد.

حکومت های صوبائی :

 

طبق قانون اساسی پاکستان ، حکومت فدرالی متشکل از چهار ایالت می باشد که عبارت اند از ایالت های پنجاب ، سندهـا ، بلوچستان و سرحد مراکز این ایالت ها به شرح ذیل اند . شهر لاهور مرکز ایالت پنجاب ، شهر کراچی مرکز ایالت سندهـ ، شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان و شهر پشاور مرکز ایالت سرحد می باشد .

 

حکومت های ایالتی تحت ریاست و وزیران اعلا که توسط پارلمان ایالتی انتخاب می گردد اداره می گردد ، هر ایالت دارای کابینه بوده که تعداد آن متناسب با احجام کار و نفوس ایالت ها مرتبط می باشد به گونه مثال تعداد وزیران کابینه ایالتی پنجاب به (25) تن می رسد که یکی از پرنفوس ترین ایالات پاکستان محسوب می گردد ولی وزارت های امور وزارت امور داخله ، خارجه و دفاع در آن شامل نیست اما در حکومت فدرال به حیث وزارت های کلیدی محسوب می گردد .

 

باید متذکر شد که در هر ایالت یکنفر بحیث گورنر و یکنفر بحیث کورکماندر( قوماندان قول اردو ) از طرف رئیس جمهور انتصاب می گردد همین گورنر ها مطابق قانون اساسی پاکستان صلاحیت انحلال پارلمان ایالتی را نیز دارا می باشد ، زیادتر امور قبایل و اجنسی ها از وظایف و صلاحیت های گورنر شمرده می شوند .

 

ایالت های چهارگانه پاکستان نیز دارای پارلمان های ایالتی بوده که از طریق ارای عمومی مردم ایالت ها انتخاب می گردد که وزیر اعلا نیز از میان اعضای پارلمان با کسب ارای اکثریت انتخاب و برگزیده می شود . پارلمان های ایالتی نیز دارای رئیس و سکـرتر پارلمــانی می باشد .

 

تعداد اعضای پارلمــان ایالتی در ایالت هـای چهارگانه به شرح ذیل می باشد :

تعداد اعضای پارلمان بلوچستان (40) تن ، ایالت سرحد (80) تن ، ایالت پنجاب (240) تن و ایالت سندها (100) تن می باشند و همچنان باید گفت که ایالت های چهارگانـه نیز دارای اضلاع ( ولسوالی ها) می باشند که از جمله ایالت سرحد دارای 24 اضلاع ، ایالت پنجاب دارای 31 اضلاع ، ایالت سندها دارای 14 اضلاع و ایالت بلوچستان دارای 17 اضلاع می باشد .

بعد از وقوع حوادث یازدهم سپتامبر 2001 ک ایالات متحده امرکا جنگ علیه تروریزم و دهشت افگنی را در برابر سازمان القاعده اعلام داشت جنرال مشرف از حمایت طالبان ابا ورزیده و حمایت خویش را از اقدامات ایالات متحده امریکا در خصوص سرنگونی رژیم طالبان ابراز داشت بعد از سقوط رژیم طالبان حمایت خویش را از اداره انتقالی جمهوری اسلامی افغانستان نیز اعلام داشت ولی با آنهم سیاست دو پهلوی پاکستان تحت زعامت جنرال پرویز مشرف کماکان ادامه پیدا کرد هر چند جنرال پرویز مشرف د دستگاه حاکمه وی تلاش ورزیدند تا حقایق را در زمینه پنهان و کتمان کاری نمایند ولی موفق به آن نگردیدند و سرانجام آشکار گردید که پاکستان سیاست های دوگانه را در قبال افغانستان مورد تطبیق قرار داده و در پی تعقیب آن می باشد.

طرفداران مشرف یعنی  شجاعت حسین، مشاهد حسین، پرویز الهی ، ارباب غلام رحیم  ، شیخ رشید احمد ، علی محمد درانی در تلاش اند  تا از طریق پارلمان دوباره مشرف رئیس جمهور شود.این در حالیست که قضات پاکستان و وجهدالددین احمد  قاضی متقاعد را در مقابل جنرال مشرف بصفت رئیس جمهور کاندیدا کرده اند کاندیدای وجهدالدین احمد مشرف و طرفدارانش را زیاد وارخطا ساخته است حالا راه برد مشرف کمتر شده میرود. گرچه بعضی اعضای پارلمان پاکستان عادت دارند که در موقع  رأی دهی معامله پولی می کنند . فرضاً اگر جنرال مشرف یکبار دیگر نیز انتخاب شود پاکستان بطرف استحکام نخواهد رفت بلکه بحران بر بحران های موجود افزوده خواهد شد باهمه خلاف ورزی ها از قانون اساسی پاکستان وزندان انداختن مخالفان سیاسی خویش را که حکومت پاکستان مبادرت می ورزد سوال اساسی این است که علمبردارن دموکراسی در دنیای غرب خاموش نشسته اند. و نمی گویند که چرا عدالت خواهان شکنجه و زولانه می گردند.

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

تغییر در ساختارو ترکیب حکومت

نوشته:احمد سعیدی

تغییر در ساختارو ترکیب  حکومت

به تعقیب سفر جناب رئیس جمهور کرزی به کمپ دیوید و انجام مذاکرات به همتایش رئیس جمهور جورج بوش و بخصوص در پایان جرگه امن منطقوی امید واری ها مبنی بر تغییر و یا تعدیل  در ساختار . ترکیب و طرز حکومت در اذهان مردم جاگرفته و آرزومندانه سر و ملتفت باید بود که حکومت مبتنی بر اراده مردم اصولاً از خط مردم  و از خواست ملت پا برون نمیگذارد. و یا نباید بگذارد ضدائی براه انداخته است . این آرزو مندی ها ناشی از ضرورت و نیازمندی شدیدی است که مصالح ملی متقاضی آن است . مردم طی چند سال اخیر چشم به حکومت منتخب و کارایی ها آن داشته و با علاقمندی زایدالوصف به آن دل بسته بودند . با گذشت زمان این آرزومندی ها به پاس مبدل و حکومت منتخب روز تا روز از مردم و آنچه نیاز مردم و ضرورت کشور بود فاصله گرفت . ملتفت باید بود که حکومت مبتنی بر اراده مردم اصولاً از خط مردم و از خواست ملت پا برون نمیگذارد. و یا نباید بگذارد. اماچگونه و چطور شد که در کشور ما به این اصل وقعی گذاشته نشد و امور در جهت مخالف اراده و خواست مردم انجام گرفت ؟ بدیهی است که درک این مسئله منجانب عوام الناس و اینکه چگونه دولت از همان بدایت امر قدم به بیراهه میگذاشت مستوجب گذشت همین مدت بود. و اینک امروز در نهایت یاس و سردرگمی به سر و صدایی در رابطه به تغیر و یا تعدیل در ساختار ترکیب و طرز حکومت دل می بندند. اما قدر مسلم اینست که دولت منتخب  خلاف آنهمه دساتیر و اصول دموکراتیک که قانون اساسی به ارمغان آورده بود در عمل نتوانست و یانخواست راهی به صوب دموکراسی بگشاید و دولت ملی را آنچنان که ملت و مردم انتظار داشت براه بیندازد. گویا دولتی که محصول اراده و آرای اکثریت جامعه بود ومی بایست تا انجام کار در پیشبرد و بزرگذاشت مشی ملی کوشا می بود روز تا روز از آن فاصله  گرفت. قانون اساسی با احترام و حرمت از مشی ملی موسساتی را پیریزی کرد که بروفق آن دولت ملی با مشارکت ملی و در نهایت دولتی مبتنی بر قانون و عدالت که پشتیبانه و تکیه گاه آن ملت می بود بمیان می آمد. به کلام دیگر دولت و ملت با حمایت و همکاری متقابل بنیان نظامی را میگذاشت که ثبات و دوام آن ناشی از ماهیت و نفس خودش می بود. مع الاسف در تاسیس و تشکیل دولت چه از نظر ساختاری چه از لحاظ ترکیب و چه از نظر شیوه دولتمداری به تجاویز قانون اساسی بهائی داده نشد. بلکه در عوض به جای  تعقیب از مشی ملی و خواست ملت و مردم و بجای بنیان گذاری دولت قانون اساسی با احترام و حرمت از مشی ملی موسساتی را پیریزی کرد که بر وفق آن دولت ملی با مشارکت ملی و در نهایت دولتی مبتنی بر قانون و عدالت که پشتیبانه و تکیه گاه آن ملت می بود بمیان میآمد. ملی و مبتنی بر خواست همه به روشهای سنتی و وابسته به نهاد های  قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی توصل گردید. حاصل کار اینکه دولت و موسسات دولتی و نحوه کار گذاری آن به گونه یی در گرو گروه هائی قرار گرفت که به منافع ملی در مقایسه به آرزوها و تمنیات قدرت طلبانه فردی ، گروهی ، قومی و قبیلوی کمترین بهائی نمیگذاشتند. واقعیت ها در رابطه به ساختار ، ترکیب و طرز حکومت در پنج سالی که گذشت مصداق این مدعا است. چنانچه ساختار حکومت نه بر مبنای ضرورت های ملی و نه بر وفق مقتضیات عینی جامعه بلکه برای اطفای خاطر خواهی های قدرتمندان ، زور گویان و صاحبان  ارتباطات قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی شکل گرفت. گویا تشکیل حکومت برای ارضای خاطر اشخاص و گروههای متنفذ  بود نه بخاطر رسیدگی و حل مشکل ملی. به همین ملحوظ برای اشخاص بدون کمترین توجهی به مسلک ، تحصیل و توانائی  های کاری ، کرسی های بلند بالای وزارت آفریده شد که در نتیجه یک حکومت متورم با بیروکراسی فاقد موثریت و فاقد کار آئی لازم بوجود آمد. در رابطه با ترکیب حکومت انتظار میرفت تا دولت منتخب دست به تشکیل یک تیم کاری یکدست ، همآهنگ ، مسلکی ، وفادار و متعهد به  اهداف ملی و مردمی بزند. مصالح ملی مستوجب آن بود تا اعضای این تیم کاری  یکدست و متعهد بدون توجه به اینکه به کدام قوم و عشیره یی و یا به کدام جریانی تعلق دارد برای حصول و دستیابی به اهداف ملی کوشا و ساعی میبود. مع الاسف که این  مامول بنا به توسل به محکهائی که قبلاً متذکر شدیم برآورده نشد و گویا وصول به منافع ملی و تعقیب اهداف ملی و مجوز در بزرگترین میثاق ملی یعنی قانون اساسی به عهده یک تیم متشکل از نماینده گان ، وابسته گان ، خویشان و اقارب متنفذین قومی ، تنظیمی و حزبی گذاشته شد. بدیهی است که تضمین منافع و تعقیب اهداف ملی بوسیله چنین تیم نا متجانس از لحاظ تمایلات نا همگون و متضاد  آنان مستحیل و حتی نا ممکن است. بنابرهمین تمایلات نا همگون و وابستگیهای اعضای حکومت به گروه ها ، حزبها ،  قومها و سمت های مختلف ، حکومت تا کنون نه تنها در تعقیب مشی ملی یعنی آنچه ماده ششم قانون اساسی بمثابه مکلفیت دولت تجویز نموده است ، به پیروزی دست نیافته است ( قانون اساسی در این ماده چنین تجویز نموده است که " دولت به ایجاد یک جامعه مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی ، حفظ  کرامت انسانی ، حمایت  حقوق بشر ، تحقق دموکراسی ، تامین وحدت ملی ، برابری بین همه اقوام و قبایل و انکشاف متوازن در همه مناطق کشور مکلف میباشد." ) بلکه از تعمیل وظایفی که قانون اساسی در ماده هفتادو پنجم به عهده حکومت گذاشته است کوتاه آمده و عاجز مانده است. گمان نمی رود این بی راهه روی و این عدم موفقیت ناشی  از سؤ اراده بوده باشد ، ولی الفبای سیاست میآموزاند که کار و مسئولیت مشترک با تیم کاری نا متجانس و فاقد هماهنگی لازم ثمری جز ناکامی در قبال نخواهد داشت .

به همین منوال دولت در طرز و یا نحوه حکومت کرده که قرار بود مطابق به دساتیر قانون اساسی ، دموکراتیک و در خدمت مردم بوده و برای رفاه جامعه کاری بنماید، متاسفانه به تناسب امکانها  و شرایطی که جامعه بین المللی فراهم آورد، به پیروزیهای قابل ملاحظه  دست نیافت. باید ملتفت  بود که قانون اساسی بنیاد یکسلسله موسسات دموکراتیک را گذاشت که حکومت یکی از این موسسات مردمی و مبتنی بر اراده و خواست مردم بود . حکومت در قانون اساسی بحیث قوه اجرائیه  و قوه محرکه که سازمان دولتی پنداشته شده و ارگانی به حساب میرود که از طرف رئیس جمهور منتخب انتصاب و با تائید شورای ملی کشور مسئولیت پیشبرد امور کشوری را به نحوی که متضمن انکشاف  متوازن در همه ساحات زنده گی باشد به عهده میگیرد. اصولاً حکومت ارگانی است که بالوسیله  رئیس جمهور کشور با در نظر داشت و بزرگداشت از منافع ملی و با احترام به تعهداتی که رئیس جمهور در این زمینه در برابر ملت دارد، از میان شخصیت هائی تشکیل میگردد که منحیث کل مطهر اراده مردم قرار گیرد. از آنجائی که ساختار و ترکیب حکومت بیشتر ماهیت قومی ، حزبی ، تنظیمی و سمتی داشت ، طبیعتاً این ساختار و ترکیب اثر های نامطلوب و نا میمون بر کارکرد های دولت وارد آورد. گویا منافع ملی که از یک حکومت ملی و نماینده مردم متصور بود نتوانست تبارز نماید. به کلام دیگر مصالح ملی در گرو خواست ها و تمایلات قومی و تنظیمی قرار گرفت .

اکنون پس از گذشت چند سالی ملتفت میگردیم که نه ساختار ، نه ترکیب و نه هم طرز حکومت بر وفق مراد و مصالح ملی است و نه آن نتایجی بدست آمده است که دولت بر آن تعهد سپرئده بود و ملت به آن به چشم  انتتظار و آرزومندانه مینگریست. نتیجه نهائی آنکه ملت روز تا روز از دولت فاصله گرفته و با ابراز نا رضایتی ها مشروعیت دولت را زیر سوال گرفت. به کلام دیگر ملتفت گردید که  دولتی که بر مبنای اراده همین ملت بر پا گردیده و سر و سامان یافته است در جهت عکس خواسته و میل آن و بر مبنای تعلقات ، ارتباطات و سفارشات قومی  قبیلوی ، حزبی و تنظیمی عمل می نماید. گویا به خاطر همین ملحوظات دولت از خط ملی انحراف  نموده و دارد به سرعت به بیراهه میرود.

هر گاه حکومت حایز یک ساختار معقول ، مناسب و مطابق به مصالح ملی میبود و هرگاه ترکیب حکومت بر وفق مقتضیات و بدون وابستگی های قومی ، قبیلوی ، حزبی و تنظیمی یعنی هیاتی مرکب از مسلکی ها ، متجربین و کار آگاهان سیاسی می بود و به منافع ملی نه به وابستگی های حزبی و تنظیمی ارج  میگذاشت و بالآخره یک تیم کاری همآهنگ ، منسجم  و متعهد و وفادار به ملت و رئیس دولت را می ساخت ، کار به این نا بسامانی ها نمی انجامید. از چنین حکومتی که منافع ملی را در گرو تمایلات ، دیدگاه ها ، آیدیالوژیها و وابستگی از آنجائی که ساختار و ترکیب حکومت بیشتر ماهیت قومی ، حزبی ، تنظیمی و سمتی داشت ، طبیعتاً  این ساختار و ترکیب اثر های نا مطلوب و نا میمون بر کار کردهای  دولت وارد آورد . های متفاوت و حتی متضاد و متخاصم گذاشته است  نمیتوان و نباید همآهنگی ، انسجام ، یکدلی و همکاری و بالآخره تعقیب خط ملی را به گونه یی که ملت دارد دیده ما انتظار دارد، امیدوار بود .

حاصل کار آنکه ساختار نا مناسب حکومت ترکیب ناهمگون هیئات اجرائیه و تعقیب منافع ملی بالوسیله مدعیان و پیروان آرزو ها تمنیات و طرز دیدهای متفاوت و مختلف و حتی متضاد کار را به حائی کشانید که برگشت و یا اطلاح امور ممکن نیست مگر به بهای گزاف پیامد همه آنچه گفته آمدیم همین است که می بینیم یعنی شکست اقتصادی و رشکستگی ها و نا بسامانی های اجتماعی و فرهنگی فساد روز افزون اداری و رشوه ستانی انحطاط و آلودگی روز افزون دستگاه عدالت و قضا و ده ها دستاور نامیمونی که فرا راه ما قرار دارد و تا سالیان متمادی از آن رنج و محنت خواهیم دید ملتفت باید بود که این سیاست های نادرست و این نا بسامانی ها به یقین اثر های نا مطلوبی در رابطه با سیاست خارجی کشور و موضعگیری های سائر کشور ها در قبال مسائل افغانستان خواهد داشت در پهلوی آنکه ساست خارجی مانیز در هاله ابهامات و اشتباهات ناشی از عوامل موثری که بر شمردیم قرار داشت ضربات کشنده یی بر مبنای مبنای ندانمکاری ها و فقدان تحربه و ممارست بر پیکر لرزان سیاست خارجی کشور فرود آمد که اثر های آن در حال و آینده کشور درد آور خواهد بود.

با این شرح اجمالی که بیانش رفت سوالی ر ذهن خواننده ارحمند خطور خواهد نمود و آن اینکه پس چه باید کرد؟ و ملت افغان به دامن چه کسی دست بیاویزد؟ چه باید کرد؟ باید اذعان نمود که شرایط و امکاناتی را که تحولات ملی ، منطقوی و جهانی به ما ارزانی نموده بود قسماً از دست دادیم و اینک ما با انبوهی از مشکلات و مصائب که گلوی ملت ما را سخت می فشارد روبرو هستیم اما می باید از شرایط موجود ت انجائی که کاملاً از اختیار ما بیرون نشده است استفاده اعظمی بنمائیم .

آنچه تا کنون در رابطه به ساختار ترکیب و نحوه حکومت کردن به عرض رسانیدیم خود گویای همه کمی ها و کاستی ها و منشاء همه نا بسامانی هاست.

و بناً نقطه آغاز برای یک خانه تکانی سر نوشت ساز همانا توجه جدی خردمندانه و متناسب به خواست های ملی در ارتباط با ساختار ترکیب و نحوه حکومت کردن است.

برهمگان هویدا است که حکومت موجود در بی بست قرار گرفته و دوام آن با ترکیب و ساختار کونونی زمینه را برای سقوط محتوم دولت مهیا خواد ساخت گویا تغییر کلی حکومت از ضرورت های عاجل کشور پنداشته میشود اما این تغییر و تعدیل مستوجب پیش زمینه هایی است که منجانب جناب رئیس دئولت مهیا گردد و آن اینکه در قدم نخست و بروفق دستورات قانون اساسی توازن قوا عملاً میان ارگان های دولت بر قرار گردد به این مفهوم که قوای ثلاثهکشور هریک قوه مقننه اجرائیه و قضائیه ضمن آنکه در همکاری مداوم میباشند از مداخلت در امور همدیگر و برتری جوئی اجتناب نمایند در حالت کنونی با تخلفات پی در پی منجانب حکومت و پارلمان از آنچه قانون اساسی تجویز نموده است برتری جوئی ها و فوقیت طلبی ها در بسی حالات بظهور رسیده است ه اغلباً مداخلت شورا را در امور اجرائیوی بر ملا ساخته است این مسأله حتی موجب شده است تا قوه اجخرائیه در تعیین وزیران و سایر مقامات بلند پایه دولتی که از صلاحیت های بخصوص اجرائیه است دست آزاد نداشته و به پیروی از سفارشات اعضای متنفذ شورا عمل نماید این بزرگترین نقیصه در ساختار و ترکیب حکومت است که از یکطرف به توازن قوا شدیداً صدمه میزند و از جانب دیگر حکومت حکومت را وسیله اعمال نفوذ شورا میسازد در واقعیت امر همین اعمال نفوذ ها و سفارشات شورا موجب تشکیل حکومتی شد که ساختار و ترکیب نا متجانس و نا همگون آن بر نحوه حکومت کردن آن اثر های منفی به بار آورد بدیهی است که از یک تیم نا متجانس و پیرو تمایلات آیده ها و وابستگی های گونا گون نمیتوان کار هدفمند ملی را توقع برد با این ترتیب می باید در قدم نخست قوه اجرائیه از نفوذ و قیومیت قوه مقننه بیرون شده وتوان آنرا بیابد تا مستقلانه و مطابق به قانون اساسی که منافع ملی در آن مضمر است عمل نماید باید ملتفت بود که دست یا زیدن به چنین عملی به ساده گی ممکن نخواهد بود اما این خواست ملت و تقاضای زمان است که در غیر آن دولت به مشکلات عدیده و حتی سقوط مواجه خواهد شد.

در رابطه به انتخاب اعضای حکومت که باز هم مستوجب استقلال عمل میباشد یکبار دیگر می باید بر مبنای قانون اساسی و با در نظر داشت منافع ملی و آفاقیت عمل گردد. با این مفهوم که اعضای کابینه نه بر اساس وابستگی های قومی و تنظیمی و امثالهم بلکه بر اساس شایستگی لیاقت کار دانی ، تونائی مسلکی تحصیل و تقوا و اخلاق و فضیلت شخصی برگزیده شوند کزیدن اشخاصی با این داشته ها و تونائی ها نوید بخش تشکل یک تیم کاری و اجرائی کار آگاه هماهنگ و هدفمند شده میتواند تشکیل یک چینین هیات با صلاحیت در واقع سنگ بنای یک قوه اجرائیه مستقل و پابند به اصول و پنسیپ های ملی و کشوری بوده و در راه تحقق آرمان های ملی صادقانه و مسئولانه به پیش خواهد رفت در عین زمان این تیم کاری آفاقی مستقل و بدون وابستگی که نه برائز سفارشات متنفذین اعم از اعضای پالمان و خارج از پارلمان بلکه بر مبنای محکها و معیار های ملی برکزیده شده اند نه بخاطر کسب رضائیت سفارشگران و حامیان خود بلکه بخاطر رضایت و جدان و بمنظور ادای رسالت ملی و با استفاده از دانش تجربه و توانائی خود عمل خواهند نمود یک حکومت با چنین یک ترکیب میتواند از استقلال عمل در اجراآت یومیه برخوردار بوده و با استقلال و خود ارادیت در برابر پارلمان تبارز نماید حضور جناب رئیس جمهور منتخب به یقین مستشعر هستند که دولتمنداری اداره زعامت و حکمرانی بریک ملت موهبه هائی است که در یک جامعه از طریق آرای مردمان به مخبگان و شایستگان ارزانی میگردد اما این حقی نیست که متنفذین و زور مندان در آن سهمی داشته و مطابق به میل و خواست خود در آن تصرفی داشته باشند.

عامل دیگری که بر کار آئی یک حکومت موثریت دارد همانا وسعت دستگاه اداری و اجرائی است. وسعت سازمان حکومتی و اجرائی می باید متناسب به مقتضایت و ضرورت های یک کشور باشد عنصر اساسی در تعیین تعداد وزارت های دولت نیازمندی هایئ است که انکشاف متوازن کشور متقاضی آنست یک دستگاه حکومتی و یک اداره بیروکراتیک که تناسبی با نیازمندی های جامعه نداشته باشد علاوه بر آنکه فاقد موثریت و کار آئی در امور اداری و اجرائی میباشد جامعه و افرادی را که با دولت و اداره سروکاری میداشته باشند به سر درگمی و کاغذ پرانی خسته کننده یی مواجه میسازد. بالاخره این افراد بجای در گیری به چنین بیرو کراسی طویل و عرض که جز ضیاع وقت ثمری نخواهد داشت متوصل به طرق غیر قانونی و غیر اصولی میشوند وزمینه های ازتشا و فساد اداری مهیا و مساعد میگردد.

دولت افغانستان از همان آوان مرحله در رابطه به تشکیل و ایجاد یک نظام اداری بیشتر از آنکه به نیاز مندی های جامعه و مقتضیات کشوری توجه داشته باشد در پی خاطر خواهی ها و جلب رضائیت افراد گروه ها اجزاب و تنظیم های بود که به نحوه از انحنا سیطه و نفوذی داشتند.

نفوذ پیریزی دولت موجب گردید تا در تشکیل حکومت و تاسیس ارگان های حکومتی و اداری برای اشخاص کرسی ها و پست ها با معاشات و امتیازات قابل توجه در نظر گرفته شود. علاوه بر آن بجای آنکه با استفاده از متود ها و پرنسیپ های علم اداره و یا تجارب پربار سائر کشورها و با همکاری متخصصین اداره بنایان یک اداره سالم پیریزی میگردید. به سلیقه های شخصی توصل گردید تصور چنان بود که اولاً هر شخصی و لو بدون تحصیل و تجربه از عهده کارهای اداری برآمده میتواند و ثانیاً هرگاه برای پیشبرد امور ادارات خاص و کمیسیون های مستقل تاسیس گردد به موثریت اداره کمک خواهد نمود اکنون و پس از گذشت چند سال و ضیاع وقت انرژی و صرف بی باکانه مبالغ هنگفت پول ملتفت میشویم که از یکطرف اداره صرفاً یک بیروکراسی لگام گسیخته نبوده و کاری نیست که بدون تجربه و دانش به موفقیت بانجامد از جانب دیگر تشکیل ادارات مستقل ضمن آنکهبه طول و عرض اداره و شبکه بیروکراتیک آن افزود تداخل کاری را که به ذات خود موثریت اداره راشدیداً صدمه میزند در میان ادارات موسسات و کمیسیون های مستقل بوجود آورد امیدواری آنست که در تغییرات و تعدیلاتی که در رابطه به حکومت و اداره در نظراست به این امر جداً توجه به خرج داده شود به کلام دیگر نباید بیشتر از این به مسائل کشور و مخصوصاً به تشکیلات حکومتی و اداری سالیقوی و بر مبنای خاطر خواهی ها و سفارشات برخورد صورت بگیرد حاصل سخن اینکه افغانستان نیاز مبرم به یک حکومت و اداره مستقل منضبط سالم موثر و فاقد یک بیروکراسی دست و پا گیر دارد.

مسأله دیگری که در رابطه به تغییر حکومت و اداره و با غتنام فرصت به خوانندگان ارجمند در میان گذاشته شده و پیشنهاد گونه به حضور رئیس جمهور کشور عرضه میگردد ایجاد یک شورای عالی مشاورین دولت است . چین یک ارگان مدت ها قبل بالوسیله یکعده مسلکی ها و متخصصین پیشنهاد گردیده بود که با وجود نظر نیک و خوشبینانه بعضی از مقامات بلند پایه عملاً کاری صورت نگرفت و مانند بسی پیشنهادات سود مند دیگر در لابلای بیروکراسی حکومتی به فراموشی سپرده شد.

منظور از ایجاد این چنین یک شورای مشورتی با ترکیبی از دانشمندان و متخصصین صاحب صلاحیت بوجود آوردن یک ارگان مرکزی است حایز توانایی عملی بوده و تحت نظر به همایت پیشتیبانی جناب رئیس جمهور به طرح پالیس در زمینه های سیاسی حقوقی اقتصادی اداری و امثالهم خواهد پرداخت رئیس جمهور با ارئه این طرح های به وزارت های مربوطه و نظارت از تطبیق آن به این طرح ها ضمانت اجرائی خواهد داد تطبیق این طرح ها که منجانب یک شورای علمی بیطرف و غیر وابسته و بصورت عملی و مطابق به شرایط و یحابات کشور تهیه میگردد و با نظارت مستقیم رئیس جمهور عملی خواهد شد زمینه را برای پیشبرد و موفقیت امور مربوطه به وزارتخانه ها مساعد خواهد ساخت ضمناً تدوین این طرح ها تطبیق آن هماهنگی لازم را در اجرآت واحد های اجرائی یا وزارتخانه ها بوجود خواهدآورد از این بحث اجمالی و موجز میتوان به این نتیجه رسید متوصل شد که در تغییر و تعدیل قوه اجرائیه نکات آتی قابل توجه جدی بوده و مسائل سرنوشتساز برای دولت پنداشته میشود ایجاد یک قوه اجرائیه مستقل و نفوذ نا پذیر تاسیس یک حکومت با ترکیب هماهنگ و بر مبنای شایستگی های تخصصی و میلکی پیروی از دساتیر قانون اساسی و تعقیب مستقلانه مشی ملی.

تنظیم یک اداره سالم موثر و فاقد بیروکراسی وتورم.

ایجاد یک شورای عالی مشورتی دولتی تحت نظر شخص رئیس جمهور.

هرگاه اصلاحات و تغییرات در سطح کابینه و ذدولت با در نظرداشت نکات فوق و آنچه در متن این مثال به بحث گرفته شد عملی گردد راهی بسوی ایجاد یک حکومت و اداره سالم ملی و مستقل کشوده خواهد شد و الی سالیانی را که پیش رو است در سوگ منافع ملی خواهیم نشست.

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

خداوند مرگ و میر و فاتحه داری را دورداشته باشد بخصوص از مقامات عالی رتبه افغانستان !

احمد سعیدی

خداوند مرگ و میر و فاتحه داری را دورداشته باشد بخصوص از مقامات عالی رتبه افغانستان !

شهریان کابل میدانند که از چند سال بدینسو بی نظمی در ترافیک کابل به یک عنعنه تبدیل شده نه کس این پرابلم را حل می کند و نه گوش شنوا وجود دارد اگر مقامات عالی رتبه دولت مانند مردم فقیر و نا توان رنج می برند این پرابلم وقت حل می شد چون به نزد مقامات عالی رتبه تطبیق قوانین ترافیک ارزش ندارد چپ و راست می توانند موتر رانی کنند وقتیکه همچو اشخاص قوانین ترافیک را زیر پا می کنند پولیس مربوطه تنها برای شان سلامی محکم می زند و بس چه رسد اینکه عالی جنابان طرف دفتر خود می آیند سرک ها بند می شود مردم رنج می برند و زیر لب های خود نفرین میگویند خدا میداند اکثر سرک های شهر کابل که نزد یک سفارت خانه ها و موسسات خارجی یا انجو ها که مردم آنها را ( ان جیب ها ) می گویند قرار دارند چک های سمنتی ، بوری های ریگ و سیم خار گرفته شده که مردم را به حد مشکل زیاد مواجه ساخته است گرچه جناب رئیس صاحب جمهور دوسال قبل فرمان داد که این موانع های ایجاد شده از سرک های شهربرداشته شود در یک دو جا طور نمایشی برداشته شد دیگر به طاق فراموشی گذاشته شد یا ترافیک این کار را نکرد یا موسسات این امر را قبول نکردند گرچه بعد از مدت در یکی از روز نامه ها خواندم که عبد الشکور خیر خواه مسعول ترافیک کابل با یک تعداد همکاران خود محبوس شده فکر کردم که حکم مقام ریاست جمهوری را اجرا کرده نتوانسته یا غفلت کرده شاید جزأ دیده باشد امایکی از اعضای تحقیق جنائی وزارت داخله برایم گفت برادر حدس تو درست نیست در این کشور به خاطر غفلت و سهنگاری هیچ کس ر مجازات نمی کنند علت حبس آقای شکور خیر خواه و دوستانش این است که ملیون ها افغانی را اختلاس کرده صد ها موتر را بدون اصول و قانون نمبر پلیت داده اند من هم گپ گفته و حدس خود را پس گرفتم باز آفرین گفتم بدولت که رشوت خوران را گاه گاهی طبق قرعه جزا می دهند خداوند خیر شان بدهد گرچه خودم اگرنهایت ضرورت نباشد در مرکز شهر کابل رفت و آمد نمی کنم بخصوص اگر شنیده باشم از طریق رادیو یا اخبار که امروز در شهرکابل کدام مقام عالی رتبه فاتحه یکی از اقربا دور یا نزدیک خود را در یکی از مساجد برگزار می کند هم آنروز در شهر نمی رفتم میدانم راه نبدان است یا روز جزا و عذاب مردم بیچاره است.

اصل قضیه ساعت یک بجه و پانزده دقیقه بود که از دفتر بخانه آمدم خانم ام طبق عادت تاکید می کند که سودای ضرورت خانه را باید از مارکیت های عمومی و مندوی یاورم اسرار دارد که در مکروریان دکان ها  قیمت می فروشند در مندوی های داخل شهر ارزان است این هم روزی بود که من سه هزار و یکصد و چهل افغانی معاش نیز گرفته بودم یک دو خریطه سیاه و سفید را برایم تسلیم کرد در این وقت دختر بزرگم صدا کرد پدر کاغذ سفید برایم بیاورید چون درپوهنتون حق و ناحق چپتر ها را با می فروشند من توان خرید هرروز را ندارم از هم صنفی های خود چپتر های شان را امانت می گیرم باز خودم یاداشت می کنم . گفتم به چشم پسرم نیز برایم گفت کتاب ریاضی و دری برایم خریده بیاورید گفتم شما را در مکتب کتاب نداده اند گفت دو سه جلد داده اند دیگر در مکتب کتاب موجود نیست گفتم وزارت محترم معارف سالانه ملیون ها کتاب در خارج و داخل طبع می کند کجا می شود پسرم گفت معلم ریاضی مامی گوید شاید آنچه فرمایش داده می شود طبع نگردد از جانب دیگر تحویلدار های مکاتب بی انصاف اند کتاب ها را از تحویلخانه ها به بازار می فروشند بعداً مردم و شاگردان مجبور اند  از بازار بخرند در تحویلخانه های مکاتب کتب وجود ندارد در بازار آزاد از کتاب های معارف فراوان پیدا می شود تفتیش های وزارت معارف زیاد است چشم داران شاید کتاب فروشان که کتب مکاتب را می فروشند چشم بندی داشته باشند خیر بهر صورت در وقت که میخواستم طرف شهر حرکت کنم پسرم گفت اگر در بازار قیمت است هم صنفی من تحویلدارمکتب را می شناسد اگر پیجاه افغانی برای تحویلدار بدهم همه کتاب ها را برایم می دهد گفتم از تحویلخانه پسرم گفت نمی دانم شاید از خانه خود یا از جای دیگر چی بازار چی غیر بازار بهر صورت طرف بازار حرکت کرده بودم در این روز غفلت کرده بودم  اعلانات فوتی را نشنیده بودم از فاتحه گیری مقامات عالی طوریکه از مرگ خود خبر ندارم خبر نداشتم وقتیکه در مکروریان در چهار راهی قوماندان عبدالحق شهید رسیدم دریک موتر تونس ما هشت نفر سواری بودیم سه نفر خانم که دو تای شان چادری داشتند مشاهده کردم که بدون رفتن به طرف راه پل دیگر همه راه ها بسته اند موتر ها حق و ناحق هارنگ می کنند. دیگر هیچ راه باز نبود موتر های پولیس و زورمندان قانون ترفیک را زیر پا می کردند چپ و راست مثل همیشه قانون شکنی می کردند حتی بعضی از موتر های پولیس بخاطریکه به خود راه باز کرده باشند آواز های هولناک را از موتر های خود انتشار میدادند که همه فکر می کردند شاید حمله انتحاری یا حریق بزرگ صورت گرفته باشد بعد از نیم ساعت ما و موترما مقابل فابریکه مسلخ اردو رسیدیم در این وقت همه راه ها بسته بود دیگر نه جای رفتن بود نه جای ماندن هوای داخل موتراش زیاد گرم بود یکی از کسانیکه داخل موتر بود ما را خطاب کرده گفت تشویش نکنید شاید یکی از بزرگان از سرک بگذرد وقتیکه موتر با بادی گاردان بگذرد انشا الله راه باز می شود ما هم صبر کردیم اما بعداً شخص دیگری که پهلوی موتر ما موترش ایستاده بود برای ما گفت راه بزودی باز نمی شود چون در مسجد عید گاه فاتحۀ یکی از اقربأ مقامات عالی رتبه گرفته شده گرمی در داخل بیداد می کرد اما از بوی و تعفن که در سرک پیش روی مسلخ وجود دارد دایماً مردم را رنج می دهد و هیچ کس این مشکل را حل نمی کند و سالهاست که این درد بی درمان وجود دارد و دوا نمی شود. در این لحظه که همه رنج می بردیم  و غیر دعا و لطف خداوند دیگر چاره نداشتیم در این اثنا یکی از همشیره های داخل موتر ما که چادری داشت بعداً معلوم شد که نامش خدیجه بود ضعف کرد اول گفت واخ خدایا خاموش افتید ما همه وارخطا شدیم عجله کرده با کمک یک همشیرۀ دیگر خانم خدیجه را از موتر پائین کردیم لب جوی ، این همان جوی است که از مسلخ اردو جریان دارد آنقدر کثیف و تعفن دارد مردم که ازاین راه میگذرند میدانند آب نبود که با سرو روی این خانم می زدیم چون بوی و تعفن این آب مسلخ ما را نیز در حالت استفراغ آورده بود دستمال های خود را در بینی های خود گرفته بودیم حیران بودیم چه کنیم دیدم موتر پیرادوی لکس در نزدیک ما ایستاده است شیشه سیاه دارد با خود گفتم شاید خارجی باشد در موتر خود آب معدنی داشته باشد عاجزانه نزدیک موتر آن رفته سلام کردم طرفم دید افغان بود اما عالی رتبه گفتم آب ندارید شانه خود را تکان داد اما دریورش گفت داریم آن جناب گفت آب در کجاست دریورش گفت وقتی حرکت می کردم خانه سامان شما یک کارتن آب معدنی و یک کارتن مشروبات غیر الکولی در عقب موتر مانده برایم گفت رئیس صاحب امشب در خانه مهمان دارد جناب عالی مغرورانه گفت خوب خوب بیادم آمد دو بوتل آب بده این بابه راه دو بوتل را گرفتم طرف خانم که بی هوش بود دویدم دراین وقت با خود گفتم اگر رئیس هم بود رحم داشت خداوند خیرش بدهد. دو بوتل آب معدنی را بر سر خدیجه می زدیم هنوز بی هوش بود ساعت دو نیم بعد از ظهر شده بود کم کم سرک در حالت باز شدن بود همرای من بخاطرکمک به این مریض یک خانم با همت دیگر که معلم بود و یک برادر که نامش محمد وحید بود گلکار روز مزد بود همکاری می کردند وقتیکه موتر قبل سواری ما زمینه حرکت برایش آماده شد خریطه سیاه رنگ را از موتر بیرون آورده برایم داد گفت این خریطه از این خانم مریض است اگر به هوش آمد برایش بدهید در این لحاظات که یازده دقیقه به سه بجه روز مانده بود تقریباً راه باز شده بود این خانم که ضعف کرده چون دو بوتل آب معدنی رئیس صاحب را برویش زده بودیم کم کم چشم های خود را باز کرد اما حالش خوب نبود این مریض را با همکاری آن خانم که معلم بود ما را همکاری می کرد با یک موتر تکسی شاندیم به طرف کلنیک در مکروریان سوم که بنام کلنیک شینوزاده معروف است بردیم در شعبه عاجل آن کلنیک داکتر بود بنام داکتر هارون یادگاری زیاد مارا همکار کرد فوراً یک سیروم را بدست این خانم چالان کرد گفتم قیمت سیروم را من میدهم این داکتر وطن دوست و خدا پرست که متقاعد است نه قیمت سیروم را گرفت نه فیس خود را خداوند او را آرام و سرفراز داشته باشد. همکار و کمک کننده ما سه نفر که گلکار بود اجازه گرفته رفت آن خانم با شرف که وظیفه معلمی دارد و بعداً نام خویش را شریفه گفت تا آخر وقت همرای ما همکاری کرد بعد از ختم سیروم مریض ما خانم خدیجه به هوش آمد وضع آن نورمال شد همه خوشحال شدیم در این وقت خانم خدیجه پرسان خریطه خود را از ما نمود گفتم موجود است وقتیکه خانم خریطه خود را باز کرد تا ببیند که چیزش گم نشده باشد همه ما دیدیم که در بین خریطه این خانم یک مقدار نان خشک یعنی نان که سبوس گفته می شود همرای یک مقدار پوسته خربوزه وجود دارد از وی پرسیدم که این را چه میکنی گفت خانه من در چهلستون است من در یکی از دفتر های که در پل چرخی موقیعت دارد پیاده معاون دفتر میباشم شوهرم بخاطر دفاع از من شهید شده دو دختر و یک پسر دارم . این نان های خشک را به خانه می برم در یک گراچ موتر درخانه یک کس بود وباش دارم سه نفر اطفال من این نان ها را و پسته های خربوزه را می خورند در این فرصت همه ما گریه کردیم در حالیکه این خواهر با همت طرف کلبه خود می رفت پنجاه افغانی از جیب خود کشیده که برایش بخاطر کرایه موترش کمک کنم آن قدر این خانم با همت و با غیرت بود که پنجاه افغانی من را نگرفت برایم گفت برادر همین قدر که همرای من کرده اید خداوند شما را برکت بدهد پول من را قبول نکر گفت بیست افغانی کرایه موتر سرویس را دارم از ما خدا حافظی کرد آرام آرام بطرف موتر های شهری رفته حرکت کرد در حالیکه خودم با یک عالم چرت و فکر فرو رفته بودم چون نا وقت شده بود بدون اینکه سودای برای خانه آورده باشم آرام آرام بطرف خانه روان بودم با خود فکر می کردم که چرا به خاطر یک فاتحه گرفتن مردم بیچاره اینقدر آزار و اذیت می شوند باخود اندیشیده تصمیم گرفتم در مورد چیزی می نویسم برای بزرگان دولت عاجزانه پیشنهاد می نمایم در ضمن از خداوند متعال میخواهم بزرگان ما فاتحه دارنشوند اگر خدا ناخواسته از اقربا یا بچه خاله یا عمه ما خسر شان فوت می شود این مقامات عالی رتبه از هر امکانات برخوردار اند در یکی از گوشه های خارج شهر خیمه بزرگ که در خیرات ها ومرده داری ها در کابل مروج شده مدیر خدمات یا رئیس خدمات دفتر خود هدایت بدهند تا خیمه بزرگ را کرایه کرده در یک گوشه شهر به پاکنند رادیو تلویزیون هم اعلان فاتحه داری شان را بدون پول مکرراً نشر می کند.

این همچو فاتحه گیری مقامات عالی رتبه در پغمان یا وردک یا لوگر باشد مامورین و وزیر دستان شان  حتمی خود را به فاتحه شان می رسانند تشویش نداشته باشند من باور دارم فاتحه که باعث آزار دیگران شود ثواب آن کم خواهد بود برعکس دعا و فاتحه که دیگران به تکلیف نشوند انشأ الله ثواب زیاد تر دارد . با این چرت به فکر بودم که بخانه رسیدم ما در اولاد ها در وازه را باز کرد دید سودا نیاورده ام گفت معلوم میشود که پول هایترا کیسه بر از جیبت زد ؟ در بازاریکه دزدی است فکر خود را بگیر. گفتم نه خیر گفت چرا دست خالی آمده ای گفتم بعداً برایت قصه می کنم آرام باش بعد از دم گرفتن سرتاپا قصه را برایش کردم خانم ام گفت چرا برای مردم اینطور مشکل خلق می کنند بخاطریک فاتحه  اگر درد را دوا کرده نمیتواند باری دیگر بر رنج های بیکران مردم بیچاره علاوه نکنند. گفتم از دست من چه پوره است خداوند همه را ترحم و انصاف نصیب کند نماز عصر را وضو گرفته ادا کردم چون نماز پیشین من قضا شده بود برای این ملت دعای خیر و سعادت کردم چندین هفته از این جریان می گذرد هنوز خاطره تلخ آنروز مرا رنج میدهد هر قدر می کوشم همان نان های سبوس خشک و پوسته های خربوزه را فراموش کرده نمی توانم . بخصوص در مورد آنانیکه برای دفاع از من جان داده اند حالا فامیل شان درچه سرنوشت گرفتار است.

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته