| 30 Nov 2008 - [22:48] | نیاز به وحدت فکری وتفاهم فر هنگی |
احمد سعیدی
نیاز به وحدت فکری وتفاهم فر هنگی
عنوان فوق را بخاطر نیازمندی های شدید جامعه امروزی افغانی انتخاب کرده ام.میتوانم این عنوان را پیام نامگذاری کنم برای آنعده از هموطنانم که بجای تفاهم فر هنگی وتوحید اندیشه ها پیوسته در تلاش ایجاد درز واختلاف در محیط فرهنگ واندیشه ملت ومردم بر آمده اند وبا تمام توان وانرزی با بذر تخم نفاق وشقاق در تمام عرصه های حیات اجتماعی سیاسی فر هنگی کشور را پارچه پارچه وملت را دچار مصیبت واندوه میسازند.
بدون تر دید قشر فرهنگ مأب جامعه ما به اصلاح اندیشه وفکر نیاز شدید دارند ودرین راستا باید مجدانه تلاش بخرچ داده شود.این مبارزه مستلزم رشد ونموی فر هنگ بالنده تمام اقوام وملیت های ساکن در افغانستان است .یعنی رشد فرهنگ ها طور متوازن ومتناسب با شرائط جامعه ونیاز های روز مورد دقت قرار گیرد ونباید بخاطر رشد فرهنگ یک ملیت در جهت ضعیف ساختن فر هنگ ها ورسوم ملیت های دیگر تلاش صورت. یک اندیشه وتفکر باید همان غنا مندی را داشته باشد که راه را برای شکوهمندی وبالندگی خود باز کند، نه اینکه باید اندیشه های دیگر از سر راهش بر داشته شود تا این یکی به قدم زدن آغاز کند.من جدا متوجه این امر هستم که بر خی از فر هنگیان ساکن کشور در تلاش حذف ارزش های فرهنگی یک ملیت ورشد فر هنگ ملیت دیگر اند، به گمان اینکه میتوانند راه ومیدان را برای رشد فر هنگ وادب قوم منسوب بخود هموارسازند، در حالیکه حقیقت چنین نیست وتحقق هم نمی پذیرد. در افغانستان رشد همه فر هنگ ها وکلتور های متعلق به اقوام ساکن کشور شکوه وعظمت همه را به دنبال دارد. نمیشود یک بال را فلج گذاشت وباز تلاش برای پرواز کردن نمود ویا یک عضو را عاطل ساخت وامید جهش وحر کت داشت، نه خیر باید همه أعضا پیکره افغانستان واحد یکسان نوازش داده شود وتلاش های سر کوب گرانه وهم تخریب کارانه از میان بر داشته شود وراز مؤفقیت درین راه وحدت فکری وتفاهم فر هنگی میان روشنفکران دلسوز ووابسته به افغانستان است که من درین بحث به نمونه های آن اشاره میکنم.
با ملاحظه ومشاهده اوراق مطبوعات خصوصا سایت های انتر نتی نویسندگان کشور گاهی به تجاوز فر هنگی می پردازند که جرم کمتر از تجاوز نظامی نیست شاید در تصرفات رزمی شخصی ویا خانواده ای متضرر شود واما در قلم فر سائی های کنونی بر عزت وآبروی کتله بزرگ از جامعه ما به نام قوم وسمت تجاوز صورت میگیرد وشخصیت های حقیقی وحکمی ترور میشوند، ترور فر هنگی .مثلا گاهی برای یک فرد وزمانی برای یک ملیت لقب فاشست داده میشود وهزمونسم قومی ونسبت های ازین قبیل، اینها در حقیقت دشنام نامه های است که بی تکلیف نثار اقوام وملیت های ساکن کشور میگردد وریشه های عداوت ودشمنی را قوی تر می سازد. باید جدا پیگیری شود که این اتهامات اگر صحت دارد باید عاملین آن پیگری ومجازات گردند ویا اینکه کسانیکه تهمت می بنند ویا در پی نیمه ساختن جامعه اند بنام مخالفت با سلامت ملی واجتماعی کشور مورد باز پرس قرار گیرند .این آزادی بیان از همه خطوط قرمز گذشته است وحرمت هارا هتک کرده است وظیفه روشنفکران با دانش، متحمل، مسئولیت پذیر وبرد بار است تا ریشه این همه سم پاسی ها را تشخیص ودر نطفه خنثی سازند.
.آنچه مسلم است این است که افغانها دارای خانه واحد ومنافع مشترک اند که باید بدون تعصب وبر تری جوئی در کنار هم زندگی برادرانه داشته باشند وبسیار دوستانه روی برخی مفاهم وفرضیه های مبهم و یا ما جرا ساز تفاهم ومشوره نموده با وحدت نظر موارد ذیل را حل وفصل نموده وبه هم مدارا نمایند.
رفع بر تری جوئی قومی:در مقاله قبلی خود تذکردادم افغانستان کشور اسلامی است ودر اصول اسلامی بر تری جوئی قومی به شدت محکوم شده ودر معارف بشری دیگر نیز محکوم است. اماطوریکه مشاهده میگردد برخی سایت های انتر نتی به تخته مشق تخریبات قومی تبدیل گردیده وافراد بنام ارائه نظر غیر مسئولانه به یکدیگر را شماتت میکنند.متأسفانه مسئولین ویا گردانندگان هم بدون سانسور وخواندن آنرا نشر مینمایند.باید درین زمینه یک تفاهم فر هنگی با اجماع همه قلم به دستان صورت گیرد وبه سایت داران گفته شود مارا از خیر تو صرف نظر ضرر نرسان.
طرد اصل اقلیت واکثریت: گاهی بر خی از شخصیت های فر هنگی کشور اکثریت واقلیت را معیار شایستگی زعامت در افغانستان میدانند. اصلی که نه در عرف معقول است ونه در شریعیت مشروع ،بناء بر دانشمندان کشور است تا روی این اصل مفصلا صحبت وبا تفاهم وحوصله مندی درین راستا روشنی بیاندازند واین مرز هارا از پیش روی مردم وملت بر دارند.وبر شایستگی وعقلانیت اتکا کنند.
ترک واژه های نفرت بر انگیز شئونست وهژمونسم :به عین تر تیب برخی نویسندگان با عقده گشائی عملا اقوام ساکن در کشور را با کلیمات زشت شئونست، هژمونسم وغیره دشنام میدهند که باید روی این مسئله نیز در حلقه فرهنگیان کشور مشوره صورت گیرد. وعده که خودرا نماینده مردم ویا اقوام تراشیده اند وهیچ کاره اند به ملت معرفی شوند.
پیوند دادن افغانستان به جهان: افغانستان به هیچ یکی از کشور های دنیا شباهت ندارد. نه کشور های اسلامی نه امپر یالستی ونه هم کمونستی وسوسیالستی .یعنی اسلام افغانستان با اسلامیت کشور های دیگر تفاوت دارد. چنانچه روش کمونستی وسوسیالستی افغانها هم با کشور های کمونستی هم آهنگی ندارد.در کشور ها ی اسلامی دیگر زنان ومردان یکسان مکلف به احکام دین اند ودر مسجد میروند درس میخوانند وحق اشتغال دارند اما ملای افغانستان بزنان نه اجازه رفتن به مسجد میدهد نه مکتب ونه هم اشتغال در بیرون از منزل کار هائیکه در کشور های اسلامی دیگر عادی است این مسئله باید به صراحت از طرف علمای دین توضیح گردد.امامان مساجد مطابق به ذوق همه حکومت های فتوی داده اند ومیدهند از زماند نجیب شروع تا مجاهدین طالبان وحال حکومت آغای کرزی همه را حق میگویند .این مشکل باید حل گردد. به هیمن تر تیب لیبرال افغانستان ده مرتبه در شعار از لیبرال های غربی گیش است چنانچه کمونست های شعاری افغانستان بدون کدام اندیشه بیشتر از کمونست های کشور های دیگر به مرز شکنی پرداخته اند.
بر رسی واقع بینانه واقعات تاریخی: افغانستان دارائی قهر مانان وفاتحان است که ملت بالای شان اتفاق ندارد هر کس از تصویر یک شخصیت تاریخی استفاده میکند. یکی، یکی را قهر مان میگوید دیگری مزدور واجیرش میخواند. این مشکل شکاف ودرز بین ملیت های ساکن در افغانستان را زیاد ساخته باید هر کس هنری انجام داده وکاری را در جهت آسایش وآرامش ملت انجام داده و اثر شاهکاری هایش از قبیل تمدید سرک إعمار شفاخانه وساختمانهای تاریخی به مردم نشان داده شود وتنها شجاعت وفتح وشمشیر زدن بی اثر درد مردم را دوا نمیکند.
عدم افتخار به واژه جنگجوی وخون ریزی:افغانستان به کشور جنگجو شهرت یافته وهمیشه بر اصل شجاعت دلاوری وجنگ آوری افتخار صورت میگیرد، چیزیکه که پیامد آن جزء تباهی وویرانی اقتصاد ودرهم شکستن بنیادحیات سیاسی کشور چیزی بیش نیست. در نتیجه هیچ جنگی افغانستان آزادی خودرا بدست نیاورده یکی را بیرون راندیم ودیگری را آوردیم.وهیچ آسایش وآرامش نصیب مردم ما نشده است.
إعتقاد به أصل دمو کراسی با ملاحظه ارزش های جامعه: برای دمو کراسی افغانی تفسیر وتعبیر مشخص صورت گیرد وتکلیف مردم در برابر آن روشن شود.تا هنوز در کشور اصلت فردی اعتبار دارد وارزش های دموکراتیک زود از بین میرود.
اصلاحات در حوزه اداره وفر هنگ:اصلاحات فرهنگی باید بحاطر مصالح ومنافع کشور صورت گیرد مثلا بخاطر استفاده کلیمات دانشگاه وپوهنتون هزاران غو غا ومصیبت بر پاست در حالیکه در اداره مستقل اصلاحات اداری هیچ کلیمه دری ویا پشتو کار برد ندارد .مثلا همه کلیمات انگلیسی است مانند ریفورم، اپلای، اوپن وکلوز وغیره حتی همه دستور العمل ها که هم اداره را خراب کرده وهم فر هنگ را هیچ کس چیزی نمیگوید واما اگر کسی در بیرون از اداره پوهنتون ویا دانشگاه گفت مجازات میشود.
جایگاه حقوق بشر و مرزهای آزادی بیان : حقوق بشر گاهی راست در مقابل قوانین نا فذه افغانستان از جمله قانون اساسی استاد میشود، چنانچه آزادی بیان راه را برای همه یاوه سرای ها وهجو گوئی ها باز کرده است باید درین مسئله به حامیان حقوق بشر وآزادی بیان با تعین خط سرخ توضیحات داده شود.حقوق بشر یک ارزش است باید ازوی سوء استفاده نشود وهم بد نام نشود.
تشخیص مدافع ومتجاوز: در قسمت جنگجویان داخلی وخارجی بین متجاوز ومدافع تفکیک وجود ندارد.مثلا برخی غربی هارا مانند روسها متجاوز میخوانند باید درین راستا توضیحات لازم ارائه گردد.ویا اینکه گفته میشود تا وقتیکه جنگسالار ها در داخل حکومت باشد طالبان وحکمتیار با نظام فعلی همکاری نمیکنند.حال معلوم نیست طالبان وحکمتیار از نظر این دوستان در کدام کته گوری اند؟ جنگسالار نیستند ویا بد تر از جنکسالار اند این مسائل باید از ظرف مجامع روشنفکری وفر هنگی توضیح داده شود.
تحلیل شرائط مخالفین دولت: مخالفین دولت تا وقتی که نیرو های خارجی بیرون نشوند با دولت مذاکره نمیکنند.باید این مسئله از طرف دانشمندان وسیاستمداران توضیح شود اگر خارجی ها بیرون شوند باز راکت ها به چهار آسیاب نصب نمیشود وکابل را نشانه نمی گیرد. واگر مخالفین به صلح آماده شوند نظام فعلی را قبول میکنند ویا نظام نوع خودرا میخواهند مانند نظام های گذشته باید درین راستا در مورد نوع نظام صحبت شود مفصلا نه اینکه بگویند ما نظام اسلامی میخواهیم.در حالیکه دولت فعلی هم نظلم اسلامی را قبول کرده وماده اول قانون اساسی دین اسلام را دین رسمی افغانها قلمداد نموده است باید درین مورد مفصلا بحث شود.
چرا افغانها وطن شانرا دوست ندارند. این مسئله با دلائل روشن گردد که چرا افغانها کشور شانرا دوست ندارند تنها شعار میدهند همراه هر خارجی استاد میشوند تا آتش را در حرمن کشورش شعله ور سازد.مثلا هر افغان تلاش دارد سر زمین خودرا تر ک کند واگر برضا باشد هیچکدام از کشور های خارجی بر نمیگردند کشور های اروپای بجایش که از ایران وپاکستان هم بر نمیگردند علت این دل سردی وبی علاقگی چیست؟. عده که بر گشته بخاصر اشغال چوکی ها ی دولتی است ویا اینکه منافع مادی داشته نه بخاطر خدمتگذاری به مردم ومیهن دوستی.
چرا تحلیل ها وقضاوت متأثر از گرایشات قومی وسمتی است:در افغانستان هر کس به قوم خود رأئی میدهد وأحزاب هم قومی است. چرا اکثر تحلیلگران در
مسائل سیاسی تحلیل های شان از تعلقات قومی ریشه میگیرد.مثلا در پارلمان کسانیکه از قوم رئیس جمهور نیستند بیشتر بر آن انتقاد میکنند وکسانیکه باوی شباهت نژادی دارند از انتقاد بر وی خود داری می ورزند.ویا اینکه هر قوم قهر مان خودرا دارد باید همه ملی باشد نه شخصی؟؟؟؟
| 30 Nov 2008 - [22:47] | استراتيژي دقيق در سياست خارجي و داخلي امنيت ملي را تحكيم مي بخشد |
احمد سعیدی
استراتيژي دقيق در سياست خارجي و داخلي امنيت ملي را تحكيم مي بخشد
من و یک تعداد دوستان دیگرم مدت زیادی می شود روی سمت دهی کشور های منطقه ئی بخاطر همکاری و آوردن صلح در افغانستان تأکید داریم بعضی پیش زمینه ها در عمل کرد های ما باعث آن شده تا عوض ترمیم تخریب گردیم در حالیکه ما علاقه داریم تا در مورد دست آورد داشته باشیم این ارمان وقتی تحقق پیدامی کند که آماده تجدید نظر در سیاست های خود باشیم و سمت نزدیکی و همگردی منطقوی حرکت کنیم طی 12 ماده نقاط نظر خویش را می نگارم که بادر نظر داشت این 12 اصل بنیادی در یک چوکات معین ابتکارهای عملی دپلوماسی امنیت منطقه ئی را روی دست و در سر فهرست بیاوریم. طی شش سال گذشته مبارزه مشترک علیه تروریزم همکاری اقتصادی نشان دهی منبع تروریزم آرزوی هم سایه نیک و حسن همجواری نکته های بودند که هر روز ما به آن مصروف بوده ایم جهان هم از آن نام برده یک دهۀ دیگر مقبولیت خواهد داشت. من در این مورد دلائل زیاد دارم که هر کدام شان به نوبه خود قابل درک اند اگر ما دورۀ دپلوماسی را بنگریم و از جانب به فکر راه حل های موقت باشیم آینده روشن در انتظار ما بوده نمیتواند هیچ کس پیش بینی کرده نمی تواند طی پنج سال ها ده سال دیگر مناسبات ما با امریکا در کدام حد و اندازه خواهد بود. ده سال یا پنج سال دیگر ناتو با کدام موقف و در مورد افغانستان چه خواهد کرد؟ آیا خطر آن وجود ندارد که ناتو هم بالاخره پل پائی پیمان وارسا را با خود اختیار کند بعد از چند سال پولیس و اردوی ملی ما در کدام سطح خواهد بود تعویض در استراتیژی های موجود به وجود نخواهد آمد حتمی خواهد آید آیا در افغانستان همیشه به کمک های دیگران محاسبه کند چنانچه همین حالا بعضی از کشور های اروپائی در جنگ افغانستان دل و نادل اند اگر این وضیعت سخت تر و دوام دار تر شود دوام ماموریت این کشور در افغانستان مشکل به نظر می رسد این حقیقت را هر افغان آگاه میداند که قدرت های منطقه یی توان هر نوع تخریب را در کشور ما دارند تجارت تلخ گذشته در کشور حتی در عراق نشان داد اگر کشور منطقه بخصوص هم سایه ها راضی نباشند میتواند هر نوع مشکل آفرین نمایند اگر در گذشته کمتر می دانستیم حالا باید زیاد تر باورمند شده باشیم که روابط سازنده باکشور های منطقه ئی با سنگین را از دوش ما ، دوستان بین المللی ما کم می کند 12 نکات نظر از این قرار است .
1. طی هفت سال گذشته ما با قدرت های منطقه ئی طوری حرکت و سیاست کرده ایم که در حقیقت دست آنها از وضع موجود افغانستان مطلق کوتاه کرده ایم و با موجودیت امریکا و ناتو این طور تصور کرده ایم که دیگر همه چیز از ما و دست ما از همه بالاتر است اما حالا باید با این اشتباه متوجه شده باشیم که برداشت ما غلط بوده و کشور ها منطقه ئی خوب میتواند ما را تهدید و تخریب کنند چنانچه کردند . بالاخره باید اعتراف کرد که تاهم سایه و بخصوص پاکستان نخواهد در افغانستان امن سرتاسری نخواهد آمد نادیده گرفتن روسیه در وضع موجود افغانستان استباه بزرگ دیگر ما بوده و هست .
2. تعداد زیاد از کشور ها میگویند که افغانها همه چیز را از ما میخواهد خود چه می کند در حالیکه ما به کشور مصرف کننده تبدیل شده ایم پاکستان هم روی معضله موجود بشمول خط دیورند مسألۀ قبال ایران نیز روی دریای هلمند ، روسیه و کشور های آسیای میانه نیز حرف های خود را دارند بخاطر حل همچو پرابلم ها دقت و هوشیاری سیاسی ضرورت است حل این معضلات از روی مذاکره و گفت و شنود برای آوردن امنیت در افغانستان زیاد کمک می کند.
3. حرفی را که افغانستان بنام تروریزم همیشه تکرار می کند این یک حقیقت جهانی و منطقه ئی است اما این مشکل وقتی حل شده میتواند که منابع مالی و سازماندهی آن بررسی همه جانبه شود. هرکس این را میداند که منبع اصلی پاکستان است و ادارات معوم الحال آن کشور در رأس سازماندهی این شبکه قرار دارند. رقابت سالم یا غیر سالم بین هند وپاکستان معضله خط دیورند کلمات گذشته و موجودی بنام پشتونستان همه دست به هم داده اند مشکل بر مشکل کشور ما افزوده اند نظریات بی معنی پاکستان که قنسلگری هند در افغانستان فعالیت دارند در حالیکه پاکستان نیز قونسلگری های دارد پاکستان در مورد افغانستان با یک استراتیژی دازمدت که آن به هیچ صورت به نفع افغانستان نیست حرکت می کند در حالیکه سیاست ما مقطی است با فراز و نشیب حرکت می کند در این مورد تفکر همه جانبه ضرور پنداشته می شود.
4. طی سال که گذشت کوشش از طرف دولت افغانستان بخاطر هم کاری های همه جانبه اقتصادی وجود داشت این پیشانی باز افغانستان و دست داراز هم سایه ها زمینه آنرا فراهم ساخته است تا مردم افغانستان منحیث مصرف کننده ها و کشور هم سایه به تولید کننده گان همه جانبه تبدیل شوند اما از نگاه امنیتی ایت بازار آزاد افغانستان هیچ موثریت نداشته این را همه میدانند که منافع کوتاه مدت اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران و پاکستان نمی تواند به هیچ صورت نگرانی امنیتی که از موجودیت قوای خارجی در افغانستان دارند برطرف سازد بلکه روز به روز باعث تشویش زیادتر شان می گردد حتی ایران ، قزاقستان ، روسیه و دیگر جمهوریت های آسیای میانه بشمول چین کنار گذاشتن خود را از پروژه مهم اقتصادی در افغانستان دو از انصاف میدانند و گلون های پرعقده اند بخصوص در مورد سرمایه گذاری در معادن افغانستان.
5. دولت و حاکمیت موجود در افغانستان این حقیقت را باید بداند که اگر کشور های منطقه ئی با یک دیگر تفاهم استراتیژی یک پیدا کنند و اپوزیسیون موجود افغانستان دست را با مخالفین آشکار دولت یکجا نماید دولت موجود دچار پرابلم های خواهد شد که کنترول آن را دولت از دست می دهد دولت باید به پذیرد که فاقد یک استراتیژی امنیت ملی است دولت بطرف در حرکت است که منافع محدود در آن دیده میشود هرکس در تقویه گروه و تفکر حق یا باطل خویش است با این طرز و شیوه در سیاسیت و عمل کرد ما را بجای می رساند که دیگر برگشته نمي توانيم باید غرق شویم هنوز که فرصت اندک موجود است یک خط مشی ملی امنیتی و یک استراتیژی مشخص مطرح گردد تا از این بیشتر بطرف بحران نرویم درغیر آن دست آورد های هفت سال حزب صفر خواهد شد.
6. ما رشد ضرورت داریم سکتور مبارزه علیه مواد مخدره را در اولویت های انکشافی ملی افغانستان قرار دهیم فراموش نشود استراتیژی سکتور مبارزه علیه مواد مخدره در کشور افغانستان در یک مرحله حساس قرار دارد و آنچه را که تا اکنون در این مبارزه انجام داده ایم نتایج وارونه بوده سیاست های ما را به طرف بحران میبرد.
7. پرابلم دیگر که باید به آن زیادتر توجه شود این است که بعضی ها مشکل امنیت در افغانستان و راه کار برای حل این پرابلم مشوره های قومی قبیلوی میدانند راه های حل دیموکراتیک مردود میدانند همچو اندیشه ها درست از آب بدر نیامده اند راه حل دیموکراتیک و غیر دیموکراتیک نقش اجتماع را برجسته تر میسازد تصور من این است که بخاطر راه حل در پرابلم های امنیتی این است که حقیقت از مردم پنهان می شود سیاست پنهان کاری بی اعتمادی را به وجود می آورد و بین مردم و دولت فاصله ایجاد می کند اکثر تصامیم بدون اجماع و مشوره گرفته میشود آنچه را که طراحان انفرادی از نتیجه آن امید دارند برعکس آن ثمر میدهد.
8. از طرف دیگر بعضی سیاستهای بکار گرفته میشود که امتیازات و اقربا مخالفین داده شود از نظر من امتیاز دادن با مخالفین سیاسیت معقول نيست عوض امتیاز دادن باید در تقویه نهاد های دولتی و حاکمیت دولتی زیاد توجه نمائیم اگر ما آن مقدار پول و مصارف را که بخاطر مواد مخدره حق نا حق مصرف کردیم اگر این مبلغ را با تقویه حاکمیت دولت مصرف می کردیم امروز نه مواد مخدره وجود میداشت نه حاکمیت با چالش بلکه حاکمیت قوی در سرتاسر کشور وجود میداشت.
9. اشتباه دیگر سیاسیون ما در شرایط فعلی این است که عدۀ به این باوراند و علاقه مندی خاص بخاطر پیروزی حزب مردم پاكستان در انتخابات پاکستان داشتند حتی میگویند زرداري مانع تروریزم می شود اما عقیده من این است که اگر در پاکستان رئیس جمهور یا صدر اعظم چه زرداري باشد چه نواز شریف چه لغاري چه وسیم سجاد باشد روی مسألۀ امنیت در افغانستان هیچ نوع تاثیر ندارد غیر از منفی گیری هیچ نوع سیاست مثبت به وجود نخواهد آمد در حالیکه امریکا بخاطر پیروزی اين حزب کمر بسته اینکه چرا آصف علي زرداري با سرو صدای بیشتر بصورت اماتور و نمایشی به جنگ طالبانی پاکستان گام بر می دارد و این سناریو است تا غرب را باورمند سازد که مبارزه ام با بنیاد گرائی صادقانه است بدون تردید این جنگ های زرگری است بعدا با طلبان مخالف فعلی زرداري آشتی ومحبت و مانند پروتوکول وزیرستان به قرار می شود دیگر در پاکستان حمله و ترور نمی گردد افغانستان خواهد بود همان آش و همان کاسه سابق چون ما در سیاست های خود عادت نداریم که از شریط و اوضاع تحلیل دقیق داشته طبق یک پلان قبلی عمل کنیم.
10. مخالفین دولت افغانستان در تاکتیک سیاسی و جنگی خود شما تغییرات آورده اند اما سیاسیون امنیتی ما تا آخر غیر از یک حرف دیگر نه استراتیژی دارند وتاکتیک اگر دیگر کار کرده نمیدانیم دفاتر ونقل انتقال قوت های خارجی از داخل شهر کابل حل و فصل کنیم به معنی که مجموع قوت های نظامی در ساحات ده کیلومتری شهر کابل قرارگاه ایجاد کنند تا حملات انتحاری جان هم وطنان ما را بدون موجب نگیرد.
11. سیاست گذاری های ما بخاطر کاهش و از بین بردن رشوت اختلاس با ایجاد دفاتر پرزرق و برق مانند داستان های دنبال دار یک عمل کرد غلط و نا کار آمد بوده ما تا هنوز در باره همچو تشکیلات بدون موثریت پافشاری می کنیم اگر این جرعت اخلاقی را داشته باشیم با اشتباهات خود اعتراف کنیم معقولیت و صداقت ما را نشان می دهد .
12. سیاست دیگر که برسیل بیکاران روز تا روز افزوده و فاصله مردم را از دولت به وجود آورده این است تصدی های دولتی که از حکومت بودجه می گیرند به باردوش دولت اند حتی وزارت محترم مالیه سالانه از پلان مالی آماده شده هر تصدی ده فیصد تکس می گیرد وسالانه از این تکس پول هنگفت به جیب دولت می رفت.
اما به گفته بعضی از مسعولین وزارت محترم مالیه دست به ابتکار جدید زده اند این تصدی ها را بدون تصدی های وزارت محترم مالیه به سکتور خصوصی وا گذار می شوند چنانچه تا اکنون دها تصدی با این سیاست ازبین رفته اند مامورین آن سرگردان و بیکار اند تشویش وجود دارد این سیل بیکاران صفوف مخالفین را تقویه خواهند کرد وقتیکه حکومت منتخب مردم با همچو سیاست ها مردم را از پهلوی خود براند کجا بروند و چه کنند در این مورد مثال های زیادی وجود دارد از تصدی افغان ترکانی عناصر فلزی سپین غر ، بانک رهنی و تعمیراتی ، بانک انکشاف زراعتی شرکت سمون تصدی متمم طبعی ، ریاست افغان اعلانات و تعدا زیاد دیگری بگونه مثال سال گذشته ریاست افغان اعلانات لغو شد در روزیکه مامورین این تصدی را جواب دادند این تصدی 56 ملیون افغانی نقد در حساب خود داشت و سالانه تقریباً ده ها ملیون عاید می نمود مشاور خارجی که در این مورد در وزارت محترم مالیه وجود دارد خدا کند فیصدی زیادی از پول نقد تصدی منحل شده به جیب این آقای خارجی نرود.
قابل تذکر میدانم که تصدی افغان اعلانات در سال 1384 از 15 فیصد مفاد خویش برای وزارت مالیه 14 ملیون و در سال 1385 16 ملیون تنها تکس داده است اینکه مامورین خویش معاش و مصارف داده مشت نمونه خروار تا هنوز روشن نیست که چرا این سیاست بیکار کردن مردم بدون موجب تاچه وقت دوام خواهد کرد در شریط موجود رهبری دولت افغانستان ضرورت دارد تا ملت در پهلوی آن قرار داشته باشد از سیاست دولت مردم دفاع کنند سیاست که بین ملت و دولت فاصله ایجاد می کنند چه شعوری باشند چه غیر شعوری در شرایط اشتباه بزرگ است که با عث ایجاد بحران در دولت می شود چون اکثر سیاست های ما کاپی است این کاپی گری ها ما را بل از اصل کشیده به یک کاپی غیر ضروری مبدل خواهد کرد.

آرشیو مطالب
3/21/2009 - 4/20/2009
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
وبسایت جام غور
لینک روزانه
جام غور
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ