تبليغاتX
احمد سعیدی


وبلاگ احمد سعیدی نویسنده، پژوهشگر، و تحلیل گر در امور سیاسی و اجتماعی 
صفحه نخست    |    تماس با نویسنده    |    آرشیو    |   
عوامل گسترش فساد اداری در نظام فعلی

احمد سعیدی

 

 

 

عوامل گسترش فساد اداری در نظام فعلی

 

 

 

کمیسیون مبارزه با ارتشاء و فساد اداری کار را از دفتر خودم آغاز کند.{کرزی }رئیس جمهور شکسته نفسی کرده است ویا نسبت به دفتر خود مشکوک است؟

فساد اداری از جمله امراضیست که ریشه های دولت ونظام را فلج وچهره آنرا مسخ نموده است طوریکه نظام از داحل کاملا فلج وغیر فعال بوده واز بیرون  به یک چهره زشت وبدنام تبدیل کرده است. این حقیقت را در ارز یابی های کار شناسان وناظرین بین امللی وإعترافات شخص رئیس جمهور بوضوح میتوان مشاهده  نمود.رئیس جمهور افغانستان در روز جهانی مبارزه علیه فساد اداری با عجز ونیاز به انتقاد از نظام خود پرداخت او خودرا بجای مردم قرار داد و از نظام فعلی که در جهان بخاطر فساد اداری بد نام شده است انتقاد نمود کاریکه باید دیگران انجام میداد خود انجام داد .وجود فساد اداری بحدی رشد کرده که از خاصیت های ذلتی دولت فعلی گردیده است لذا لازم دانستم قبل از جستجوی راه ها وشیوه های مبارزه علیه فساد به عوامل والنگیزه های  شیوع ورشد فساد اداری در حکومت تکنو کرات ها به پردازم. همه تحلیلگران به این عقیده اند که هیچ نظام در کشور به این پیمانه آغشته به فساد اداری نبوده است وعلل این فساد را میتوان در بخش های ذیل مطالعه نمود.

1- سرازیر شدن پول بی حساب:ضرب المثل عام است که میگویند{ چیزیکه باشه می پاشه }یکی از عوامل که باعث شیوع وترویج فساد در کشور گردیده سرازیر شدن پول های بی حساب است که از طرف دولت ها ومؤسساتی کمک کننده بمراجع مختلف در افغانستان تحویل داده میشود.دونر ها نیز کوشش میکنند از تحوۀ تسلیمی وحساب گیری از مصرف این پول بهره گیری کند. ازانجائیکه دولت فعلی ظرفیت وتوانمندی جذب این مقدار کمک را نداشته مهره های مرموز در درون نظام  که در نقش ما فیائی اقتصادی کا رمیکنند و زیر شعار اقتصاد بازار آزاد دولت را تشویق میکنند تا بخاطر سهولت در کار ها پول را بدسترس  نهاد وبنیاد های متعدد قرار دهنددهد تا پول را جذب وبنام پروژه ها به مصرف برسانند وصرف برای دونر ها اسناد ارائه کنند.

2- کمک دونر ها به شخصیت ها ونهاد های غیر دولتی: البته فساد تنها خاصیت افغانها نیست بلکه شرکت های نظام سر مایه داری نیز بیشتر در پی منفعت جوئی هستند وایشان تلاش می ورزند با کسانی طرف باشند که در تهیه قرارداد ها سخت گیر نباشند همان است که با استفاده از نام نظام اقتصاد بازار آزاد ومهار گسیختگی وانارشسم اداری نظام با مسئولین ادارات معامله میکنند وبنام إعمار مکاتب ویا شفاخانه ها وسرکها کمک را به دسترس ار گانهای مشخص{بنام شرکت های غیر دولتی} قرار میدهند طوریکه نقش خود ایشان در مصرف بر جسته تر باشد ، ومسئولین ادارات هم بخاطر فرار از تفتیش ادارات دولتی مقررات نهاد های کمک کننده را می پذیرند وبجای دولت اسناد مصرفی را به دولت ها خارجی تسلیم میدهند وخودرا از دغدغه خارنوالی دیوان تفتیش ومحاسبات دولت وکمیسیون های متعدد رئیس جمهور بی غم میسازند.ایشان این فرصت طلائی را غنیمت پنداشته به تمام شرائط خارجی ها تن در میدهند همان است که پروژه های بی کیفیت إعمار وپول به کانا ل های مختلف تقسیم میگردد.واین طرز معامله متأثر از ضعف نظام است و.دو نر ها زیر عنوان بی باوری به دولت وبی کفایتی اداره کمک را به شرکت های غیر دولتی تحویل میدهند..

3- منفعت جوئی هدف اصلی شرکت های خصوصی: در افغانستان فلسفه وجودی شرکت های اقتصادی را منفعت جوئی وزر اندوزی تشکیل میدهد وخدمتگذاری یک مسئله ضمنی است. در حالیکه خدمت گذاری وایجاد تسهیلات باید اصل ودر آمد مشروع هدف دوم باشد، اما متأسفانه حکومت از لحاط مدیریت ضعیف واز لحاظ مالی هم تطمیع شده اند طوریکه تمام اختیارات در دسترس اربابان سیم وزر قرار دارد وهیچ نظارت بر نحوۀ تطبیق پروژه ها وجود ندارد ونظارت هیئات دولت بخاطر گر فتن امتیاز از شرکت هاست وبس. تمام پروژه هائیکه در افغانستان عملی شده از کیفیت بسیار ضعیف بر خوردار اند مثلا عمر اکثر جاده های اسفالت شده از یکسال بیشتر نیست وتعمیر های پخته در زمستان چکک میکند وسر بند ها در اوائل بهار توسط سیلاب ها از بین میروند این به معنی آن است که در اکمال پروژه ها پول بسیار اندک هزینه شده وبیشتر پول به جیپ دلالانی ریخته که در تکیمل قرار داد ها وفروش آنها تا دست سوم وچهارم نقش دارند.

4*- تقرر افراد با سابقه انجو داری:  تقرر افرادیکه سابقه کار در انجو ها ومؤسسات غیر دولتی دارند دلیل  یک عامل اساسی در اشاعه فساد وارتشاء بحساب میاید. این افراد در توسعه وگسترش سیستم بیرو کراسی وتحویلدهی اسناد بجای پول مهارت کامل دارند. ایشان به ذوق وسلیقه خارجی ها بلد اند و خوب میدانند که چگونه قناعت خارجی ها ودونر هارا فراهم سازند. آنعده وزراء ،والی ها وکارمندان عالی رتبه دو لتی که در مؤ سسات خارجی سابقه وتجربه کار دارند حتی بطور مستقیم کمک های خارجی هارا در وزارت خانه ها وولایات جلب میکنند.این حقیقت در عدم توازن توسعه وانکشاف در ولایات محسوس است . مثلا یک روز جناب حنیف اتمر در پاسخ این سوال که چرا کتاب های درسی از کاغذ بی کیفیت چاپ شده؟ گفت این پول را خودم از دونر ها بنام چاپ مطلب مبارزه با مواد مخدر در کتاب ها جلب کرده بودم، یعنی پول از دارائیها دولت نبوده بلکه مزد شصت من بوده لذا عمر کتاب متناسب با کمک دونر ها صورت گرفته باید پول بیشتر بدهند باز مطالب بیشتر با کیفیت بهتر چاپ میشود؟؟؟ همه جاه همین منطق حاکم است.

5- اداره دولت توسط تیم ویا گروه جدا از ملت : دوستان میدانند که تکنوکرات ها با تقلید از غرب بخاطر اداره حکومت به ساخت وتشکیل تیم می پردازند. ازانجائیکه زعمائی کشور بیشتر از خارج گماشته میشوند ایشان تلاش می ورزند تیم خودرا از افراد تشکیل دهند که در خارج به آنها آشنائی داشته بر ضعف مدیریت وشدت حرص شان اطلاع کامل دارند.این افراد در محافل خصوصی میگویند برادر چند ماه در یک پست اساسی در افغانستان کارکن دیگر انج ومنج هستی ههههه}.افرادیکه افغانستان را به هیچ صورت خانه اصلی خود فکر نمیکنند وآنرا محل وفرصت جمع آوری غنیمت ها پنداشته زندگی را در آن حیف میدانند درین کشور نه امنیت است ونه کوچکترین تسهیلات زندهگی نه بیمه نه برق ونه هم آب گرم ونه محیط آرام برای قدم زدن وغیره....کار این نظام از جامعه وملت جدا بوده بر اصل تیم سالاری استوار است.تیمیکه تمام واستگانش در خارج از کشور به سر برده وشعار شان این است که: افغانستان بدون ازو جور نمیشود چند روزیکه هستیم باید پول کافی بدست آورد ودرر خارج مصرف نمود.چون افغانستان برای اشخاص پولدار محل امن نیست .در افغانستان کسانی دل می سوزاند که جزء زندگی دران چارۀ نداشته باشند وچانس بیرون رفتن شان ازین آفت سرا کم باشد.

5. نبود سیستم و نظام اداری سالم:تشکیلات اداری نا کار آمد ، کار مندان غیر مؤثر، پیچیدهگی قوانین ومقررات از جمله قانون اساسی، وجود تبعیض وبی عدالتی در ارتقای کار مندان و وجود سالهای متمادی جنگ، شالوده نظم و سیستم  را هر چند کهنه هم بود بر هم زده است ونسل نو نیز قادر به ایجاد نظام مدرن وبهتر نشده اند ، این امر باعث شده است تا با تغییر و جابجایی اشخاص کلیدی در ادارات، سیستم و نحوه کار نیز دچار دگرگونی شود و در نهایت تمام حساب و کتاب و جوابگویی بهم می خورد و این مسئله زمینه را برای بی نظمی و اختلال در کارکرد فراهم می سازد و هیچ کس مورد باز پرس قرار نمی گیرد. عوامل مختلف در عرصه اداره دست به همه داده  زمینه های گسترش فساد اداری را فراهم ساخته است.

6 -  فساد رسم وعادت روز:فر هنگ مادی گرائی وپا گذاشتن بر ارزش ها وهنجار های اخلاقی وایمانی باعث رشد فساد در اداره وکل جامعه میگردد. با آنکه رشوت ده ورشوت گیرنده از لحاظ شرعی واز منظر طبیعی واخلاقی پدیده زشت ومنفور بحساب میایند اما در افغانستان این ننگ به یک رسم وعادت مروج تبدیل گردیده طوریکه هیچکس از معامله احساس ننگ وحقارت نمیکند وبا سر بلندی وافتخار در محافل عمومی وخصوصی مطرح میگردد.درسطح جهانی افغانستان در زمره پنج کشور فاسد جهان قراردارد.در سطح ملی رئیس جمهور من حیث عالیترین مرجع دولتی إعتراف میکند که اداره فعلی به فساد متهم است ومن دستور میدهم تا اول دفاتر خودم باز رسی وتفتیش شود.؟

7. نبود اصل شایسته سالاری وتفسیم قدرت بر مبنائی روابط: طوریکه مشاهده میگردد وزارت خانه ها به اساس سهم به کشور ها ویا به اقوام واحزاب تقسیم شده طوریکه مسئول درجه یک هر اداره همه امکانات را حق شخصی خود میداند وخودرا از محاسبه ومؤخذه مصئون می پندارد چون حق خودرا گرفته  ومصرف حق را صلاحیت شخصی خود میداند واین افراد که از طریق سهم ویا از طریق داوطلبی در لیلم گذاری بست ها به چوکی رسیده اند در قبال هیچکس احساس مسئولیت نمیکنند.

راه حــــــــــل ها:

ایجاد نظام سالم ،عادل ومتوازن: ایجاد سیستم و نظم برای محاسبه کاری و ثبات در کارکرد هدفمندانه اداری، بخاطر جلو گیری از فساد اداری یک ضرورت اساسی بحساب میرود..برای ختم این بحران یک دوا علاج است وآنهم تغییر سیتم وباز گشت به افراد خداپرست ومیهن دوست متأسفانه حاکمان فعلی از وطن دور ودرین مردم منفور اند. نه عشق بوطن دارند ونه احترام به مردم لذا ضرورت ندارند از خود بخاطر مردم ومیهن بگذرند.

: نظام فعلی از لحاط اداری خیلی جعلگار واز لحاظ اقتصادی مهار کسیخته وبی حساب واز لحاظ امنیتی بی علاقه است باید تشکیل ارگانهای امنیتی تغیر کند بازار اقتصاد آزاد جایش را به اقتصاد مختلط با حاکمیت مطلق دولت بدهد و واصلاحات اداری دروغین از بین بر داشته شود وکدر های وفادار وبا تجربه اگر انگلیسی هم نمیدانند زبان مادری خودرا وزبان مردم خودرا خوب میدانند باید مسئولیت را به عهده بگیرند خلاصه در همه بخش ها تجدید نظر صورت گیرد.

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

وطن ما چرا و چنين است

نوشته: احمد سعيدي

 

 

وطن ما چرا و چنين است

 

 

 

  چرا با اين همه گسترده گي سیر قهقرایی ، بی مسیولیتی ، زوال شحصیتی ، خواری ، ضعف روحی ، فقر معنوی ، توطیه و نیرنگ در کل نظام سیاسی و اداری دولت موجود افغانستان سایه افگنده که مسیولیت عمده و اساسی آن مستقیما بعهده دولت مردان و میباشد. زیرا مریکایها یک تیم ناشناس ، هویت باخته و چند صحنه گردان بيگانه پرور كه، خودرا با پشتاره های دالر مامور ساخته اند  تا کشور بحرانی مارا که بمثابه زورق وزشکسته است به ظاهر ساحل نجات سوق و هدایت کند. که اصلا پیشبرد این برنامه بزرگ خارج از صلاحیت و توان این تیم بی بضاعت بوده اما از آنجاییکه اهداف مغرضانه جیوپلیتیکی و حضور سیاسی و نظامی خارجي ها در منطقه مطمع نظر است از آنرو بجای روشنفکران و شخصیت های معروف و فرهمند ملی و دلسوز به همین چند شخص بی اراده و چهره های به اصطلاح نا آشنا و تکراری با کرختی و یکنواختی فکرها و گرایشهای انها اتکا بعمل امده است .

از آنجاییکه در تازیخ کشورما مزدوری و وطنفروشی تنها دوره شاه شجاع شناخته شده و از ان زمان تا الان هرزمامداریکه از موضع منافع ملی تخطی کرده مردم ما چنين لقب نداده اند یعنی خدا نکند که کسی مزدور تر و بی ننگتر از او در دنیا پیدا شود در حاليكه همه ميدانيم كه خون  مردم ما اينقدر كه درين سالها نا حق خون  ريخته شده كمتر مشاهده گرديده است و اينقدر در تاريخ از دست بي گانه ها  اهانت و تحقير نشده بودند.

بروایت تاریخ كم ديده شده تا هموطن ما را در کشورش مورد شکنجه ، اذیت و آزا ر قرار دهند یا آنها را سرپوشیده دستگیر ، محاکمه و یا به محلات دور انتقال بدهد چنانچه هر روز پي روزي ديگري اين بد بختي دوام دارد.

با مشاهده این منظرهای كشتار جمعي حقارت  ملی در حق مردم مظلوم ما اعمال میگردد باید اعلام کرد که افسوس و صد افسوس که عصر مردان نستوه و مبارزین آراده سپری شده عصر رهبران و دولتمردان درخشان چون ابومسلم خراسانی ، طاهر فوشنچی ، یعقوب لیث صفار، سیدجمال الدین افغان ، وزیر اکبرخان ، میربچه خان کوهدامنی ، ملالی ، ناهید و بلاخره عصر احمدشاه مسعود قهرمان ملی سپری شده . سوگمندانه این پندار پذیرفته شود که این عصر چطور سپري خواهد شد زیرا این تیم وابسته ودربسته اند که در برابر اين نا بساماني ها چيزي غير حرف نه كرده اند ونه ميتواندد.  

   خارجي هاي نا عاقبت انديش و هم حكومت موجود را از وقوع یک طغیان و انفجار ضد خارجي و حكومتي که در عمق جریان دارد وملموس است هوشدار داده :

صایب تبریزی میگوید:

خطر در زیر اب کاه بیش از بحر میباشد     من از همواری این خاق ناهموار میترسم

در حکومت موجود ، تجاوز به عنف دختران خورد سال ، دستگیری اشخاص عوضی بنام طالب و اصل طالب را به قدرت رسانیدن ، گشود ن آتش بروی مردم بي گناه افغانستان ، ، ترور قتل ، شکنجه ، تعقیب ، پیگرد ، بدون مجوز حقوقی ، امید مردم مارا نسبت به ایجاد یک صلح سراسری و امنیت در هاله از ابهام قرار داده و نیز صلح وثبات رادر کشور ما جدا به چالش خطیری کشانیده که اگر علی العجاله در زمینه تجدید نظر فوري صورت نگیرد ، گفته میتوانیم موجوديت  ، افغانستان به خطر خواهد بود بود در حاليكه با نزدیک شدن تاریخ انتخابات ، اوضاع افغانستان باردگیر داغ میشود و حوصله مردم تنگ تر شده ميرود.

با وجود اينكه عساکر خارجي برمبنای نورم های حقوقی دعوت شدند تا بقایای القاعده و تروريزم طالباني را محو و نابود سازند. گمان میرود که همه خارجي ها  درک کرده اند از عهده این وظیفه نمیتوانند موفق بدرایند واز اینرو قدرت نظامی خود رابسوی اهداف کم مقاوت سمت دهی مي نمايند و مردمان ملكي را نشانه ميگيرند.

 

حالا چنین یک تصوری ایجاد میشود که برای خارجي ها بی تفاوت است با چه کسی روبرو هستند! انها به پرنسیپ های خود عمل می کنند هرقدر کمیت افغانها کمتر باشد به همان پیمانه پرابلم ها کمتر میشود.

از طرف ديگردر همین پهنا، روند طالب  سازی افغانستان با خنثی سازی رهبران اقلیت های ملی ادامه دارد. که خودش سوالی را بمیان می اورد،  درافغانتسان امروزی فرمانرویان با اتوریته مناطق بعد از این کی ؟ بزرگترین خطر را برای آینده سیاسی آقاي کرزی بوجود اورده اند.  بقایای طالبان و القاعده از طریق سازماندهی انفجارات ، کشتار و به آتش کشیدن مکاتب و محلات ثبت راهی دهی انتخابات در ولایات جنوب و شرق کشور روز بروز خود را تبارز میدهند وبه مرحله پلان دومی گام می بردارند. جناب کرزی از خوف طالبان و حکمتیار جدی به ترس امده  و مذاکره را به فعالین طالب ها اغاز کرد و همچنان حزب اسلامی  افغانستان را رسما در پهلوي خود دارد.

خارجي ها ا که بقدر کافی با طرز تفکر و ذهنیت افغانها بیگانه میباشند ، احتمالا تا حال درک نكرده اند كه چه ميشود و آينده به سري اين وطن و مردم مظلوم ان چه بحران ديگري خواهد آمد.

چه کسی میداند ؟ ممکن است برای خارجي ها چه نوع  افغانستان ضرور است ايا با حكومت با كفايت يا بي كفايت انها اهداف خود را دنبال ميكنند.

اما جناب حامد کرزی و همرکابان نزدیک او بايد بدانند كه هر كدام نهادی را قطع میکنند که یکی بدنبال دیگری بالای ان نشسته اند و چهره های را از بین می برند و يا  از خود دور مي سازند كه تنها گناه شان وطن دوستي است.  انها شلاق خارجي ها را  بحیث وسیله موثر دموکراتیزاتور کلیه جامعه افغانی استفاده ميكنند.

اميد واريم زمستان بگذرد با ذغال چيزي نماند.

 

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته   

چرا زمامداران ما از گذشته نیاموخته اند

نوشته: احمد سعيدي

 

 

 

چرا زمامداران  ما از گذشته نیاموخته اند

 

 

 

هر كه نه آموخت از گذشت روزگار             هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار

 

 

 

كسانی كه با وجود سه دهه تجربه خونين و هولناک  از تاریخ پر خم وپیچ کشور،  هنوز به مرحله پختگی تجربه و پاسخ دهی به مسائل ومشاکل امروز کشور ما نرسید اند ودر کانفرانس ها، ونوشتار ها در سياست گذاري ها با اينگونه درامه سازی ها و مفهوم سازی های غيرعلمی، راه اشتباهات هولناک ديگر را هموار می كنند.به ملت مظلوم افغانستان جفا میکنند.  ملّت ما يكی از سياه ترين و خونبارترين دوره های تاريخ خويش را تجربه كرده است و می خواهد بداند كه راز اينهمه سياهی ها و ناكامی ها و عقب ماندگی ها در چيست؟ بی جهت نيست كه تاريخ را "دريچه ای برای نگاه كردن به آينده" نيز تعريف كنیم. تاریخ باید راه آینده را برای ما نشان دهد.فكر می كنم همينطور باشد! در واقع ما مردمی هستيم كه غالباً آينده را فدای گذشته ناشاد خويش می كنيم و در اين مسير، همه داده ها و دستاوردهای مثبت گذشته، همه راه ها و پل ها را هم خراب می كنيم چنانچه طي هفت سال گذشته چنين كرديم.

الگو پذیری در مسائل اجتماعی باید هدفمندانه وپر ثمر باشد نه اینکه ذوق وسلیقه افراد را در یک محدودۀ زمانی مشخص مر فوع سازد. اگر ما عفو,گذشت, إغماض وچشم پوشی در کشتار وجنگ های خانمان سوز را از آفریقائی جنوبی الگو میگیریم.باید این راهم بدانیم که آنها با آينده نگری و مدارا، به عبرت گیری از يک گذشته عميقاً خونبار، فعلا آفريقای جنوبی مدرن متمدن ومقتدر و اسپانيای نوينی ساخته اند وا ما , ما هنوز از قبرستان ها و از جمجمه های مردگان "الهام" می گيريم. در واقع برای بسياری از روشنفكران ما، آينده، در اسارت اين گذشته تلخ و ناشاد است، بی آنكه با فروتنی بپذيريم كه ما(دولت,اپوزيسيون و روشنفكران) در ايجاد آن گذشته ناشاد، سهم فراوانی داشته ايم. مثل اینکه عدۀ با ملاحظۀ نا هنجاری های درون دولت و حتي بعضي از اعضاي كابينه باز هم منتظر اند طالبان بار دیگر چون فرشته های نجات بر کشور مسلط شوند.. اينگونه بی پروائی و مسئوليت گريزی نه انديشيدن به آينده افغانستان واقعاً تأسف بارو خجالت اور است چرا مسئولين نميدانند يا گوش شنوا ندارند در حاليكه جوانی وزیبائی در افغانستان كشته شده است. در اين مدت، نه تنها منابع مادی و اقتصادی جامعه ما  تاراج گردیده، بلكه مهم تر از همه، اخلاق سیاسی و غرور ملّی مردم ما نیز به تباهی كشانیده شده است. درین مدت تنها جوانان کشته نشده اند بلكه پدیده، "جوانی" نیز در جامعه ما كشته شده است. نه تنها زنان و دختران ما سر کوب شده اند، بلكه "دختری" و "حس زن بودن" نیز از جامعۀ ما رخت بسته است... در برابر اين همه قتل و غارت و فساد رشوت اختلاس و فقر و فحشا، متأسفانه حاكميت موجود مسئله اساسی -يعنی اتحاد و همبستگی برای رهائی ملی- را فراموش كرده است و حتي بعضي ها نفاق ملي را همدم دامن ميزنند.

نوع نظام ویاحفظ میهن: در حال وهوائی فعلی شعار های بنام انتخاب نوع نظام بر سر زبانهاست در حاليكه این شعار پسندیده و نهايت نیکو است , اما ما فعلا در شرائط قرار نداریم که برای ما انتخاب نوع نظام مطرح باشد وفعلا آنچه مهم ومطرح است حفظ کشور بنام افغانستان است که در آینده بستری باشد برای پیاده کردن نوع نظام. فعلا بستر نظام سازی در حال نابودی است وما باید تلاش کنیم این بستر را برای ادامه حیات سیاسی, هویت ملی إقامۀ حکومت با كفايت پاسداری کنیم. وجود سرزمین کامل منحیث بستر مناسب برای پیاده کردن نظام سیاسی شرط اساسی وحیاتی است اين را همه مردمان را وطندوست ميدانند.

همه باور دارند اين دولت ما بر خلاف آنچه ادعا ميكند , در عمل دموکرات ومردم گرا نیست , در واقع خیلی ها برخود محوری ودیکتاتوری می انديشه و عمل مي كند اگر حكومت ادعای دموکراسی دارد باید متحمل, بردبار وبا حوصله باشد. باید همه در پرتو فرهنگ افغانی در جهت ایجاد فضائی دموکراسی واقعی کوشا باشیم تا در آن هر شهروند افغانی، آزادانه و آگاهانه بتواند نظام سياسی دلخواهش را انتخاب كند.  اين آرزو هرگز تحقّق نخواهد يافت مگر با سعۀ صدر, حوصله برد باری، دیگر اندیشی وتحمل یکدیگر. بنابراين بر همه دولت مردان است كه بدور از تنگ نظری های سياسی موجود، با فروتنی و براساس فوری ترين خواست ملّت مان، در يک اتّحاد ملّی، شعار "دوستی, برادری همزیستی و اتحاد را" به اصلی ترين و محوری ترين شعار مبارزاتی خويش بدل كنند تا مؤفق شویم.

اكثرا  در نوشتار و گفتارنسبت به ديگران از طرف برخی شخصیت های دولتی بحران آفرینی میشود .برخی  تحلیل گران سیاسی دولتي کوشش میکنند مسائل را طور مطرح کنند که تحریک آمیز وبحران زا باشد و عده از اعضاي كابينه خود با اين ماجرا جوئي ها سروكار دارند.

طي هفت ساليكه ازين حاكميت مي گذرد عده كوشيدن بجاي خدمت گذاري به مردم مستحق افغانستان نام ها و القاب پوچ وبي معني را به گوشها زمزمه كنند يك عده را جنگ سالار يك عده را تفنگ سالار و بعضي را به نام هاي ديگر لقب دادند از فساد و بي عدالتي بي پروائي به سرنوشت ملت هيچ نوع توجه ندارند حالا وقت ان رسيده تا اين دولت را رشوت سالار و ترياك سالار لقب داد تا لكه ننگ ديگري ثبت تاريخ شود و مردم بدانند كه عوامل بحران افريني درين كشور كي ها بوده تا به داد گاه ملت جوابگو باشند.

     |   نویسنده : احمد سعیدی   |   گروه عمومی   |   لینک به نوشته