| 6 Nov 2008 - [0:30] | هوشــــدار! |
احمدسعیدی
هوشــــدار!
این نوشته هوشداریست برای کسانیکه غیر مسئولانه قلم فرسائی میکنند واز زبان پاک قلم برای خود آدرس نا پاک قوم پرستی وسمت گرائی را رقم میزنند.در هیچ کشور دنیا آنچه وحدت ملی وسلامت اجتماعی یک کشور را مخدوش کند آزادی بیان ودموکراسی گفته نمیشود اما، ما افغانها دموکراسی وآزادی بیان را مانند سائر ارزش ها بد نام ساخته ایم .مدعیان دموکراسی که این شعار از غرب وبه لطف امریکا وارد کشور ساخته اند باید بدانند که دموکراسی به مفهوم احترام به ارزشهاست در سایه این ارزش میتواند شخص با استعداد و ودانشمند بدون تکیه به اکثریت قومی به زعامت کشور چون آمریکا برسد اینکه سیاستمداران ما می آموزند ویا خیر مربوط بخود شان است.نویسندگانیکه نه آدرس دارند ونه هم نماینده کدام قوم وسمت اند بیشتر به این مسائل دامن میزنند.باید گفت که این نویسندگان نماینده هیچ یکی از اقوام شریف افغانستان نیستند و ایشان شیوه تفرقه افگنی را دنبال میکنند.
روایت های دینی وتاریخی بیانگر این واقعیت است که ساکنان زمین نسبت قانون شکنی، خود سری وبد عهدی به عذاب های گوناگون مبتلا شده اند گویا این انسانها در دنیا هم جزای أعمال خودرا می بینند وذایقه تلخ ومرگبارنتائج دعمال شا نرا می چشند. به ادامه چندین دهه مصیبت در شرائط کنونی مردم وکشور ما نیز به مصیبت های گرفتار است که هیچ یکی از اقوام وملل دنیا به آن دچار نگردیده اند.مثلا قتل وکشتار بیرحمانه دولتمردان، چندین دهه جنگ های داخلی خانمان سوز ،ویرانی وتباهی شهر ها ، بذر تخم نفاق وشقاق، در هم شکستن اقتصاد وشیرازۀ زندگی، شیوع قحطی وتنگدستی، ظهور خلفاء وامرین سنگدل وبی رحم نسبت برعیت، اشاعۀ فرهنگ انفجار وانتحار در بین مردمان ملکی شهادت نماز گذاران در محراب مسجد ، سر بریدن انسانهای بیگناه فروش اطفال کشیدن چشمها،اختطاف وآدم ربائی، تجاوزات جنسی آن هم بالای اطفال خورد سن که درهیچ گوشۀ از دنیا نظیر ندارد،دزدی وسرقت که عرف روز است.این ها همه عذاب های اند که بالای ملت افغانستان نازل گردیده است این عذاب دنیاست وبدون شک عذاب آخرت سنگین تر است. .ملت افغان در دوام این همه ناگواری ها در حال استقبال عذاب درد ناک وخطر ناک دیگری اند که میشود آنرا رأس تمام عذاب ها خواند وآن عبارت از نفاق وشقاق واختلافات درونی است که انواع عذاب های دیگر را ومصیبت هارا در پی دارد.
موارد که در بالا ذکر شد همه واقعیت های انکار نا پذیر اند که همه روزه با چشمان خیره تماشاه گر صحنه های دلخراش وعبرتناک ازین قبیل عذاب ها هستیم،با دریغ وافسوس فراوان که عدۀ از روشنفکران وقلم بدستان کشور مقدمات نزول عذاب خطر ناکتر ومدهش تر را پی ریز یمکینند واین عذاب زاده زبانه خامه نویسندگان کج نگار است که به عصبیت ها وگروه های قومی افتخار وافغانستان را به یک بحران بزرگ دیگر مواجه میسازند.من درین نوشته نسبت به این شعار ها و طرز نویسندگی در مطبوعات وعواقب خطر ناک آن به همه ملت هوشدار میدهم وآنعده کسانی را که با زبان وقلم در پی جناح بندی های قومی در افغانستان اند مسببین نزول عذاب بر کل ملت ومردم میخوانم.از عذاب خدا که عام وخاص را به هم می پیچاند بترسید. چون عذاب دنیا خشک وتر را یکجا میسوزاند.چون کسانی که ساکت اند ومهر سکوت بر
نفاق بد ترین عذاب: در روایت ها ی دینی خصوصا در قرآن نفاق از شرک بد تر خوانده شده است ،چنانچه حضرت هارون ع بجواب حضرت موسی پیغمبر گفت من اجازه دادم مردم مشرک شوند بخاطریکه از تفرقه بین بنی اسرائیل میترسیدم.در حالیکه شرک گناه غیر قابل آمرزش است اما نقاق گناه نه که مطلقا مجازات است. هر قومی به نفاق مبتلا میشود مستقیما زهر عذاب را می چشد.بر تری نژادی نه در ادیان مشروعیت دارد نه در عرف ونه هم در محیط قوانین جاه دارد بناء کسانیکه شعار بر تری قومی ونژادی را سر میدهند مردمان فرا دینی وفرا قانونی اند که به هیچ یکی از موازین واصول دینی وفطری التزام ندارند وبد ترین موجودات روی زمین اند.وبر تری خواهی ریشه در ذات شیطان دارد.
قومیت در هیچ آئین ارزش نیست: این مسئله را دوستان خواننده خصوصا علماء وروحانیون بیشتر از من میدانند که خداوند انسانها را قوم و قبیله ساخت تا وسیله شناخت شان باشد ورنه معیار بر تری تقوی وپر هیز گاری صداقت و خویشتنداریست. نویسندگان عزیز! ما در محدودۀ جغرافیائی یک کشوری چون افغانستان به مثابۀ یک ملتیم آن هم ملتی اسیر در پنجه حوادث ناگوار اگر متحدا با آفت نفاق مبارزه نکنیم همه ما طعمه دشمنان خود میشویم.قومیت وقبیله گرائی از منظر دین مردود واز لحاظ معیار های انسانی وبشری غیر قابل قبول است وهیچ کس بخاطر قومیت از مجازات الهی نجات نیافته است.بیائید ما وشما فرزند وطن واحد افغانستان شویم وفریب دشمنان خارجی وشیاطین داخلی را نخوریم. مردم ما به هرزبان که تکلم میکنند در مجموع افغان اند.بیائید پشتورا بدانیم فارسی را بدانیم ازبکی وبلوچی وپشه ای ونورستانی وترکی همه را بدانیم .به هر زبانیکه عدۀ از هموطنان ما تکلم میکنند ارج بگذاریم.من زبان پشتورا دوست دارم بخاطریکه هموطنانم که با لهجه شرین این زبان صحبت میکنند دوست دارم. من فارسی دری را دوست دارم بخاطر هموطنانم به آن تکلم میکنند وزبان شرینی است.علامه اقبال لاهوری هم سروده{ گرچه هندی در شرینی شکر است * طرز گفتار دری شرینتر است.} به همین تر تیب بخاطر احترام به هموطنانم به همه زبانهائیکه ایشان تکلم میکنند احترام دارم. واگر من بز بان بلوچی ارج نگذارم معنی اش این است که من به بلوچ ها ارزش قائل نیستم.باز هم خوشحالیم که در کشور ما بجای یک زبان دوزبان رسمی است که بسیار زیاد است ورنه یک زبان کافی بود و باید به رسمی شان زبان های دیگر تأکید صورت نگیرد که مشکلات فراوان را ببار میاورد ولی هر کس در مجحیط زیست وجائیکه مرذدم بیشتر به همان زبان تکلم میکند من حیث زبان محلی باید آزاد باشد.
زبان نه دلیل قومیت است ونه سند بر تری: زبان وسیله افهام وتفهیم است وخوب است ما به زبانهای مختلف افغانستان آشنا با شیم تا یکدیگر را خوب در ک کنیم.وصحبت به یک زبان بمعنی وابستگی قومی نیست زبان هنر است خصوصا زبانهای داخل کشور چه خوب است که ما از بکی را بدانیم بلوچی وپشه ای ونورستانی را به فهمیم وبه پشتو وفارسی یکسان صحبت کنیم با این کار دانش ما بالا میرود وبر معنویت ما افزوده میشود وتعصب در براب هر زبان به مفهوم تعصب با دانش وفرا گیری است.به همه حال آموختن همه زبانها هنر است ولذت خودرا دارد. توهین بزبانها توهین به ملت ومردم وأهل آن است باید درین زمینه نهایت محطاط بود . اگر من بلوچ های کشورم را احترام دارم باید بزبان ولهجه شان نیز ارج بگذارم...اما درین روز ها که بازار سایت های انتر نتی ویا مطبوعات لجام گسیخته گرم است.نویسندگان با مسئولیت گریز ی با نوشتن کلیمات إهانت آمیز نسبت به اقوام ساکن کشور در پی نفاق افگنی بر آمده اند.نفاق وتفرقه، مرضیکه بد ترین مرض هاست وعواقب آن نهایت غمبار است. اگر این کاروان بی مهار همچنان در حرکت باشد راه آن در چاه واثرات آن نهایت فراهگیر بوده طوریکه خشک وتر را یکجا می سوزاند.
آخرین چانس: بعد از سال 2001 که جامعه جهانی به افغانستان رو آورد آخرین چانس را بدسترس افغانها قرار داد طوریکه بیشترین کمک های نقدی وبشر دوستانه را بدسترس افغانها قرار دادند وافغانها وارد خانواده جهان نیز گردیدند حال اگر خدای نا خواسته کشور های دنیا افغانستان را ترک واین مردم را که به انواع گوناگون طور بالقوه آماده جنگ اند بخود رها کند دیگر پوست در بدن این ملت باقی نخواهد ماند.همه بجان یکدیگر بنام سمت وقوم ونژاد واندیشه تاریک دندان تیز کرده اند ولی نیروها ی خارجی در بین شان حائل است .اگر امروز خارجی ها افغانستان را تر ک گویند دیگر افغانستان بحالت بد تر از دهه نود بر میگردد.که جنگ های تنظمی وآشوب طالبی چون خاطره نیک از زبان به زبان نقل خواهد شد.من من حیث فرد مؤمن بخدا ومتعهد بوطنم وظیفه خود میدانم تا همه نویسندگان کشور را از عواقب خطر ناک قوم گرائی وسمت پرستی هوشدار دهم وهمه را به برادری وبرابری فرا خوانم وامید وارم همه نویسندگان درین راستا ادای مسئولیت نمایند. خداوند توفیق دهد ..آمین

آرشیو مطالب
3/21/2009 - 4/20/2009
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
وبسایت جام غور
لینک روزانه
جام غور
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ